رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانشبکه خانگیمقاله آموزشی· 4 دقیقه مطالعه· در راهنماها

چرا ارتباط بی‌سیم در شبکه‌های مش، سرعت NAS شما را نابود می‌کند؟

اتصال درایو شبکه به نودهای فرعی مش یک گلوگاه شدید ایجاد می‌کند؛ چرا که ترکیب رادیوهای نیمه‌دوطرفه و پروتکل‌های حساس به تاخیر، سرعت انتقال فایل را به شدت کاهش می‌دهد.

به قلم کامران صادقی

طرفداران اتصال کابلی 45%حامیان شبکه مش 35%مهندسان پروتکل 20%
طرفداران اتصال کابلی
استدلال می‌کنند که سرورهای ذخیره‌سازی باید همیشه با کابل به سوییچ شبکه اصلی متصل شوند.
حامیان شبکه مش
تاکید می‌کنند که مسیرهای پشتیبان اختصاصی مدرن، گلوگاه‌های سنتی بی‌سیم را کاهش می‌دهند.
مهندسان پروتکل
روی لایه نرم‌افزار تمرکز دارند و خاطرنشان می‌کنند که معماری قدیمی SMB عامل محدودکننده واقعی است.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • معماران شبکه‌های سازمانی

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

طرفداران اتصال کابلی

استدلال می‌کنند که سرورهای ذخیره‌سازی باید همیشه با کابل به سوییچ شبکه اصلی متصل شوند.

این گروه معتقدند که ذخیره‌سازهای تحت شبکه (NAS) اساسا برای محیط قابل پیش‌بینی و همگام سیم‌های مسی طراحی شده‌اند. با قرار دادن NAS روی یک نود فرعی بی‌سیم، کاربران متغیرهای غیرقابل کنترلی مانند تداخل فرکانس رادیویی، رقابت بر سر زمان پخش و لرزش (Jitter) را وارد پروتکلی می‌کنند که انتظار پایداری زیر یک میلی‌ثانیه را دارد. برای این مهندسان، اگر دستگاهی جابجا نمی‌شود، نباید به وای‌فای متصل باشد.

حامیان شبکه مش

تاکید می‌کنند که مسیرهای پشتیبان اختصاصی مدرن، گلوگاه‌های سنتی بی‌سیم را کاهش می‌دهند.

طرفداران سیستم‌های مش پیشرفته اشاره می‌کنند که جریمه نیمه‌دوطرفه بودن تا حد زیادی یادگاری از سخت‌افزارهای قدیمی دوبانده است. سیستم‌های Wi-Fi 6E و Wi-Fi 7 از یک باند اختصاصی ۶ گیگاهرتزی منحصرا برای ارتباط بین نودها استفاده می‌کنند. اگرچه آن‌ها می‌پذیرند که تاخیر همچنان بیشتر از یک کابل فیزیکی است، اما استدلال می‌کنند که این مسیرهای اختصاصی، توان عملیاتی کافی را برای بک‌آپ‌های خانگی و استریم رسانه بدون هزینه کابل‌کشی اترنت در داخل دیوارها فراهم می‌کنند.

مهندسان پروتکل

روی لایه نرم‌افزار تمرکز دارند و خاطرنشان می‌کنند که معماری قدیمی SMB عامل محدودکننده واقعی است.

این دیدگاه برجسته می‌کند که شبکه فیزیکی تنها نیمی از مشکل است. پروتکل Server Message Block در دهه ۱۹۸۰ برای شبکه‌های محلی با تاخیر نزدیک به صفر طراحی شد. از آنجا که این پروتکل به تاییدیه‌های مداوم نیاز دارد، حتی یک لینک بی‌سیم با پهنای باند بالا نیز در صورت نوسان زمان رفت و برگشت داده‌ها متوقف خواهد شد. این کارشناسان استدلال می‌کنند که تا زمانی که پروتکل‌های اشتراک‌گذاری فایل برای مدیریت بهتر لینک‌های با تاخیر بالا مدرن‌سازی نشوند، عملکرد NAS بی‌سیم همیشه کمتر از ظرفیت اسمی آن خواهد بود.

چرا مهم است

درک اینکه چگونه تاخیر بی‌سیم باعث کندی انتقال فایل می‌شود، جلوی هدر رفتن پول برای ارتقای گران‌قیمت شبکه مش را می‌گیرد؛ در حالی که راهکار واقعی، استفاده از یک کابل اترنت ارزان یا آداپتور MoCA است.

یک پورت اترنت گیگابیتی نویدبخش توان عملیاتی پایدار ۱۰۰۰ مگابیت بر ثانیه است؛ سرعتی که برای انتقال یک فایل ویدیویی ۴ گیگابایتی در حدود ۳۵ ثانیه کفایت می‌کند. اما وقتی این پورت پشت یک نود فرعی وای‌فای مش قرار می‌گیرد، این محاسبات به هم می‌ریزد. کاربرانی که درایو ذخیره‌سازی تحت شبکه (NAS) را به یک نود مش متصل می‌کنند، معمولا می‌بینند که سرعت انتقالشان از ۱۱۵ مگابایت بر ثانیه اسمی، به ۱۰ یا ۲۰ مگابایت بر ثانیه سقوط می‌کند.[1]

این توهم ریشه فیزیکی دارد. برای NAS و کامپیوتری که به آن متصل می‌شود، این ارتباط شبیه یک اتصال کابلی بی‌نقص و تمام‌دوطرفه به نظر می‌رسد. سیستم‌عامل هم یک اتصال گیگابیتی کامل را گزارش می‌دهد. با این حال، نود مش باید بلافاصله تغییر وضعیت داده و آن اطلاعات را از طریق هوا و با استفاده از یک مسیر بی‌سیم (Backhaul) به روتر اصلی ارسال کند.[4]

اولین گلوگاه، ماهیت فیزیکی انتقال بی‌سیم است. به گفته How-To Geek: «وای‌فای یک رسانه نیمه‌دوطرفه است؛ به این معنی که روی یک فرکانس مشخص، در هر لحظه فقط یک دستگاه می‌تواند اطلاعات ارسال کند.» برخلاف کابل اترنت که می‌تواند داده‌ها را به طور همزمان روی زوج‌سیم‌های مسی اختصاصی ارسال و دریافت کند، رادیوی وای‌فای فقط می‌تواند یکی از این دو کار را انجام دهد.[1]

برخلاف اترنت، رادیوهای وای‌فای در هر لحظه فقط می‌توانند داده‌ها را ارسال یا دریافت کنند، که این امر توان عملیاتی را در سیستم‌های مش دوبانده فورا نصف می‌کند.

در سیستم‌های استاندارد مش دوبانده، این موضوع یک ترافیک سنگین ایجاد می‌کند. نود باید داده‌ها را از NAS دریافت کند، گوش دادن را متوقف کند و سپس آن را روی همان باند فرکانسی به روتر اصلی مخابره کند. این محدودیت معماری، پهنای باند اسمی را حتی قبل از انتقال یک فایل، فورا نصف می‌کند.[4]

اما افت ۵۰ درصدی پهنای باند نمی‌تواند توضیح دهد که چرا سرعت‌ها اغلب ۸۰ یا ۹۰ درصد کاهش می‌یابند. مقصر اصلی در لایه نرم‌افزار نهفته است؛ به طور خاص، پروتکلی که برای جابجایی فایل‌ها استفاده می‌شود. در محیط‌های ویندوز و مک، این پروتکل Server Message Block (SMB) است.[2]

اما افت ۵۰ درصدی پهنای باند نمی‌تواند توضیح دهد که چرا سرعت‌ها اغلب ۸۰ یا ۹۰ درصد کاهش می‌یابند.

پروتکل SMB که در سال ۱۹۸۳ توسط باری ای. فایگنبام در IBM توسعه یافت و بعدا توسط مایکروسافت پشتیبانی شد، استاندارد پیش‌فرض برای اشتراک‌گذاری فایل در شبکه است. این یک پروتکل به شدت همگام و «پرحرف» است. SMB به جای اینکه یک فایل را در یک جریان پیوسته در شبکه ارسال کند، یک بلوک از داده‌ها را می‌فرستد و سپس منتظر می‌ماند تا کامپیوتر گیرنده آن را تایید کند تا بلوک بعدی را بفرستد.[2][5]

پروتکل SMB به تایید مداوم نیاز دارد و این ویژگی آن را به تاخیر ایجاد شده توسط مسیرهای بی‌سیم بسیار حساس می‌کند.

این موضوع یک مفهوم شبکه‌ای به نام حاصل‌ضرب پهنای باند در تاخیر (BDP) را معرفی می‌کند. BDP دیکته می‌کند که برای استفاده کامل از یک لینک با ظرفیت بالا، فرستنده باید حجم زیادی از داده‌های تایید نشده را «در حال پرواز» نگه دارد. در یک شبکه کابلی، تاخیر زیر یک میلی‌ثانیه است، بنابراین تاییدیه‌ها فورا برمی‌گردند و داده‌ها به طور پیوسته جریان می‌یابند.[3]

با این حال، مسیر بی‌سیم باعث ایجاد تاخیر و لرزش (Jitter) می‌شود. هر بار که مایکروویو روشن می‌شود، همسایه‌ای ویدیوی 4K پخش می‌کند، یا نود مش منتظر خالی شدن فضای فرکانسی می‌ماند، زمان رفت و برگشت داده‌ها به شدت بالا می‌رود. از آنجا که SMB منتظر تاییدیه است، فرستنده متوقف می‌شود. پنجره انتقال نمی‌تواند آنقدر باز شود که پهنای باند موجود را پر کند و در نتیجه لینک پرسرعت عمدتا بیکار می‌ماند.[3][5]

میانگین سرعت واقعی انتقال فایل با پروتکل SMB بر اساس نوع اتصال مسیر پشتیبان (Backhaul).

راهکار این است که مسیر مشترک بی‌سیم را به طور کامل دور بزنید. مسیرهای پشتیبان کابلی واقعی با استفاده از کابل اترنت Cat6 یا آداپتورهای MoCA، مسیر تمام‌دوطرفه و با تاخیر کم را که SMB انتظار دارد، بازیابی می‌کنند.[5]

برای کاربرانی که مجبورند به شبکه‌های بی‌سیم تکیه کنند، سیستم‌های مش سه‌بانده یا چهاربانده مدرن (مانند مدل‌های Wi-Fi 6E یا Wi-Fi 7) یک رادیوی ۶ گیگاهرتزی مجزا را منحصرا به ارتباط بین نودها اختصاص می‌دهند. این کار با جداسازی ترافیک کلاینت از ترافیک مسیر پشتیبان، جریمه نیمه‌دوطرفه بودن را حذف می‌کند؛ هرچند نمی‌تواند لرزش بی‌سیم را که مانع از رسیدن SMB به حداکثر پتانسیل خود می‌شود، به طور کامل از بین ببرد.[1]

نکات کلیدی

  1. اتصال NAS به نود فرعی مش، انتقال فایل را به مسیر بی‌سیم (Backhaul) منتقل کرده و سرعت را به شدت کاهش می‌دهد.
  2. وای‌فای یک رسانه نیمه‌دوطرفه (Half-duplex) است؛ یعنی نودهای مش دوبانده برای دریافت و ارسال مجدد داده‌ها، پهنای باند اسمی خود را نصف می‌کنند.
  3. پروتکل استاندارد اشتراک‌گذاری فایل (SMB) به تایید مداوم نیاز دارد و همین موضوع آن را به تاخیر شبکه‌های بی‌سیم بسیار حساس می‌کند.
  4. سیستم‌های مش سه‌بانده با مسیر اختصاصی عملکرد را بهبود می‌بخشند، اما اتصال مستقیم با کابل اترنت همچنان تنها راه رسیدن به حداکثر سرعت NAS است.

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

طرفداران اتصال کابلی 45%حامیان شبکه مش 35%مهندسان پروتکل 20%
  1. [1]How-To Geekحامیان شبکه مش

    Your mesh Wi-Fi's backhaul is destroying your NAS performance

    مطالعه در How-To Geek
  2. [2]Wikipediaمهندسان پروتکل

    Server Message Block

    مطالعه در Wikipedia
  3. [3]Wikipediaمهندسان پروتکل

    Bandwidth-delay product

    مطالعه در Wikipedia
  4. [4]Wikipediaمهندسان پروتکل

    Mesh networking

    مطالعه در Wikipedia
  5. [5]تیم سردبیری کوهستانطرفداران اتصال کابلی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت راهنماها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.