علم کار از راه دور: چرا خودمختاری بر دستورالعملهای حضور در دفتر برای رفاه کارکنان برتری دارد
یک تحلیل جامع از بیش از ۷۷۰۰ کارمند نشان میدهد که کارکنانی که کاملاً از راه دور کار میکنند، بالاترین سطح رفاه و ارتباط با محیط کار را گزارش کردهاند، که این امر مستقیماً فرضیات اصلی پشت دستورالعملهای بازگشت به دفتر را به چالش میکشد.
به قلم بهنام کاظمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان مبتنی بر داده
- استدلال میکنند که شواهد تجربی نشان میدهد رفاه و خودمختاری، نه نزدیکی فیزیکی، محرکهای واقعی حفظ و ارتباط کارکنان هستند.
- مدیران اجرایی سنتی
- معتقدند که حضور فیزیکی در دفتر برای همکاری خودجوش، ایجاد فرهنگ و وفاداری طولانیمدت شرکت ضروری است.
- حامیان کارکنان
- تأکید میکنند که سلب حق انتخاب مکان کار به طور فعال به سلامت روان آسیب میرساند و عوامل استرسزای روزانه غیرضروری را معرفی میکند.
نکات کلیدی
- یک مطالعه بر روی ۷۷۰۴ کارمند نشان داد که کارکنان کاملاً دورکار بالاترین سطح رفاه را گزارش میکنند.
- کارکنان دورکار همچنین بالاترین نرخ ارتباط مثبت با محیط کار را با ۶۱٪ گزارش کردند.
- رفاه، به جای مکان فیزیکی کار، عامل اصلی است که جابجایی کارکنان را سرکوب میکند.
- سلب حق انتخاب مکان کار از یک کارمند، به طور فعال به سلامت روان او آسیب میرساند.
- بسیاری از دستورالعملهای شرکتی بازگشت به دفتر، به جای دادههای تجربی، بر فرضیات سنتی استوار هستند.
کارکنان دورکار به طور قابل توجهی رفاه بالاتری را گزارش میدهند و به همان اندازه همکاران حضوری خود با فرهنگ شرکت ارتباط برقرار میکنند، که این امر مستقیماً توجیه اصلی دستورالعملهای بازگشت به دفتر را به چالش میکشد. خلاصه این است: خودمختاری، نه نزدیکی فیزیکی، قویترین محرک برای نیروی کار سالم و وفادار است. سالهاست که مدیران اجرایی استدلال میکنند که دفتر فیزیکی قلب غیرقابل جایگزین فرهنگ شرکتی است و برای همکاری و حفظ کارکنان ضروری است. با این حال، تحقیقات تجربی جدید و گسترده این فرضیه را از بین میبرد و ثابت میکند که وقتی به کارکنان اعتماد میشود تا محیط خود را مدیریت کنند، هم سلامت روان و هم ارتباط آنها با سازمان به طور فعال بهبود مییابد.[1][4]
نشانه مشخص بازار از یک تحلیل جامع بر روی ۷۷۰۴ کارمند در یک سازمان بزرگ مراقبتهای بهداشتی به دست آمده است که اخیراً در مجله معتبر «فرانتیرز این سایکولوژی» (Frontiers in Psychology) منتشر شده است. هنگامی که رفاه بر اساس یک مقیاس استاندارد پنج امتیازی اندازهگیری شد، کارکنانی که کاملاً از راه دور کار میکردند، امتیاز ۴.۲۲ را در رفاه کلی کسب کردند و در میان تمام ترتیبات کاری در جایگاه اول قرار گرفتند. کارکنان هیبریدی با ۴.۱۲ نزدیک به آنها بودند، در حالی که کارکنان کاملاً حضوری کمترین رفاه را با امتیاز ۳.۸۹ گزارش کردند. این شکافها از نظر آماری قوی هستند (با مقدار p کمتر از ۰.۰۰۱)، که نشاندهنده یک تغییر اساسی در نحوه ایجاد رضایت در محیط کار است. این دادهها تضاد عددی آشکاری با روایت غالب شرکتی ارائه میدهند که کار از راه دور ذاتاً منزویکننده و برای سلامت کارکنان مضر است.[4]
مکانیسم اصلی که این برتری رفاه را هدایت میکند، خودمختاری است. هنگامی که کارکنان محیط فیزیکی، برنامه روزانه و جریان کاری خود را کنترل میکنند، استرس پایه آنها به طور قابل توجهی کاهش مییابد. حذف اصطکاک رفت و آمد روزانه، یک عامل استرسزای ترکیبی را از بین میبرد که بیصدا انرژی را قبل از شروع روز کاری تخلیه میکند، در حالی که ساعات ارزشمندی را نیز به زندگی شخصی کارمند بازمیگرداند. این کنترل بر عناصر کوچک روز – از دمای اتاق گرفته تا توانایی استراحت آرام بدون نیاز به نمایش پرکاری – مستقیماً به سلامت روان در سطح کلان تبدیل میشود. خودمختاری به عنوان یک بافر قدرتمند در برابر عوامل استرسزای استاندارد ذاتی در محیطهای سنتی شرکتی عمل میکند.[1][2]
رهبران شرکتها اغلب برای توجیه حضور اجباری در دفتر، به «ارتباط تیمی» و «فرهنگ» استناد میکنند و استدلال میکنند که همکاری واقعی نیازمند راهروهای فیزیکی، اتاقهای استراحت مشترک و مکالمات خودجوش کنار میز است. یادداشت استاندارد مدیران اجرایی برای بازگشت به دفتر فرض میکند که کارکنان دورکار ناگزیر از مأموریت اصلی شرکت فاصله میگیرند، ارتباط خود را با همکاران از دست میدهند و در نهایت سازمان را ترک میکنند. دفتر فیزیکی نه تنها به عنوان یک ساختمان، بلکه به عنوان یک مرکز حیاتی جامعه تلقی میشود. با این حال، هنگامی که محققان این استدلال جامعهمحور را در برابر دادههای نظرسنجی واقعی از هزاران کارگر آزمایش کردند، این فرضیه کاملاً فرو ریخت.[3]
کارکنان دورکار به جای رنج بردن از انزوا، در واقع بالاترین نرخ ارتباط مثبت با محیط کار را در میان تمام گروههای مورد بررسی گزارش کردند. بر اساس دادهها، ۶۱ درصد از کارکنانی که کاملاً از راه دور کار میکردند، احساس ارتباط مثبت با فرهنگ محیط کار و همکاران خود داشتند. این رقم در مقایسه با ۵۸ درصد برای کارکنان هیبریدی و تنها ۵۵ درصد برای کارکنان کاملاً حضوری است. فرض گسترده مدیران اجرایی مبنی بر اینکه فاصله فیزیکی به طور خودکار به معنای قطع ارتباط عاطفی و حرفهای است، در نتایج نظرسنجی محقق نشد. در واقع، کارکنانی که بیشترین زمان را در دفتر فیزیکی سپری میکردند، کمترین سطح ارتباط فرهنگی را گزارش دادند.[4]
این یافته غیرمنتظره هنگامی که نحوه عملکرد تیمهای دورکار موفق بررسی میشود، کاملاً منطقی به نظر میرسد. عدم وجود نشانههای فیزیکی، تیمهای پراکنده را مجبور میکند که در مورد ارتباطات خود بسیار هدفمند عمل کنند. کارکنان دورکار به جای تکیه بر تعاملات غیرفعال و تصادفی در راهروی دفتر، فعالانه جلسات بررسی را برنامهریزی میکنند، از ابزارهای همکاری ناهمزمان به طور مؤثر استفاده میکنند و روابط حرفهای سنجیدهای ایجاد میکنند. از آنجایی که ارتباطات باید صریح باشد نه ضمنی، محیطهای دورکار اغلب انتظارات روشنتر و مشارکت عادلانهتری را تقویت میکنند، که میتواند پیوندهای حرفهای ایجاد کند که به طور قابل توجهی انعطافپذیرتر از آشناییهای مبتنی بر نزدیکی صرف هستند.[5]
این یافته غیرمنتظره هنگامی که نحوه عملکرد تیمهای دورکار موفق بررسی میشود، کاملاً منطقی به نظر میرسد.
برای مسیر شغلی خواننده و سود نهایی کارفرما، پیامدهای عملی این شکاف رفاهی مستقیماً بر حفظ کارکنان متمرکز است. برای آزمایش اینکه آیا کارکنان دورکار شاد واقعاً نزد کارفرمایان خود میمانند، محققان از یک طراحی دقیق با تأخیر زمانی استفاده کردند. تیم تحقیقاتی به جای اینکه فقط از کارکنان بپرسد که آیا قصد ترک کار دارند، یک سال کامل پس از نظرسنجی اولیه رفاه صبر کرد و سپس پاسخهای فردی را با سوابق واقعی جابجایی منابع انسانی سازمان مقایسه کرد. این روش، حالات زودگذر را از اقدامات اقتصادی ملموس جدا میکند.[1][3]
ارقام حفظ کارکنان به دست آمده به طور منظمی با نمرات رفاه اولیه همسو بودند. کارکنان دورکار نرخ جابجایی ۷.۸ درصدی را در طول سال بعد نشان دادند، در حالی که کارکنان حضوری با نرخ بالاتر ۸.۸ درصد کار خود را ترک کردند. در حالی که اعداد خام به وضوح به نفع کار از راه دور به عنوان ابزاری برای حفظ کارکنان هستند، توجه به این نکته مهم است که این تفاوت خاص در جابجایی به سطح معناداری آماری سخت در پارامترهای مطالعه نرسید. بنابراین، شکاف حفظ کارکنان باید به عنوان یک روند مشاهده شده در نظر گرفته شود که از دادههای رفاه حمایت میکند، نه یک نسبت پیشبینیکننده مطلق و تضمین شده برای هر شرکت.[4]
نکته حیاتی این است که تحقیق نشان داد که خود مکان کار، پیشبینیکننده مستقیم و مجزای اینکه آیا کسی تصمیم به ترک کار میگیرد یا خیر، نیست. در عوض، کار از راه دور رفاه بالاتری را تسهیل میکند و این رفاه ارتقا یافته، مکانیسم واقعی است که جابجایی را سرکوب میکند. همانطور که محققان اشاره کردند، اگر یک کارمند رفاه بالاتری داشته باشد، صرف نظر از اینکه میز کارش کجاست، احتمال کمتری دارد که شغل خود را ترک کند. کار از راه دور ابزاری است که رفاه را فعال میکند، که به نوبه خود وفاداری طولانیمدت کارمند به سازمان را تضمین میکند.[1][2]
با وجود این شواهد واضح و بررسیشده توسط همتایان، رفتار مدیران اجرایی تا حد زیادی با دادهها ناهماهنگ است. استفانی جانسون، استاد رهبری سازمانی در دانشگاه کلرادو بولدر که یکی از نویسندگان این مطالعه بود، مشاهده کرد که رهبران شرکتها اغلب تصمیمات سیاستی را بر اساس دادههای تجربی نمیگیرند. در عوض، بسیاری از مدیران اجرایی صرفاً به سبکهای مدیریت سنتی و روشهای نظارتی که به آنها عادت کردهاند بازمیگردند و راحتی و دید خود را بر سلامت روان اثبات شده نیروی کار خود اولویت میدهند.[1][2]
این اتکا به شهود مدیران اجرایی به جای شواهد علمی، هزینه ملموس و قابل اندازهگیری دارد. سلب حق انتخاب کارمند در مورد نحوه کارش، به طور فعال به رفاه او آسیب میزند. هنگامی که یک شرکت دستورالعمل کلی بازگشت به دفتر صادر میکند، خودمختاری را که به عنوان یک بافر حیاتی در برابر فرسودگی شغلی عمل میکند، از بین میبرد. با وادار کردن کارکنان به بازگشت به رفت و آمدها و برنامههای کاری سفت و سخت، سازمانها عملاً سلامت روان قابل اندازهگیری کارکنان خود را با توهم صرف بهرهوری و کنترل معاوضه میکنند.[1][2]
در حالی که دادهها قوی و روششناسی معتبر است، این مطالعه نیازمند اعتراف صادقانه به محدودیتها است. این تحقیق منحصراً بر روی یک سازمان بزرگ مراقبتهای بهداشتی واقع در جنوب غربی ایالات متحده متمرکز بود. اگرچه حجم نمونه بیش از ۷۷۰۰ کارمند قابل توجه است و قدرت آماری عالی را فراهم میکند، اما ممکن است پویاییهای خاص اداری، عملیاتی و فرهنگی بخش مراقبتهای بهداشتی کاملاً با واقعیتهای مهندسی نرمافزار، امور مالی سطح بالا یا تولیدات سنگین مطابقت نداشته باشد.[1][3]
علاوه بر این، معیار رفاه مورد استفاده در این مطالعه بر یک مقیاس داخلی چهار موردی متکی بود. در حالی که این مقیاس از نظر آماری در چارچوب این سازمان خاص قابل اعتماد بود، یک ابزار جهانی و استاندارد شده نیست که بتوان آن را به طور یکپارچه با سایر مطالعات مستقل محیط کار مقایسه کرد. این یافتهها یک نقطه داده قدرتمند و با کیفیت بالا در بحث جاری در مورد کار انعطافپذیر را نشان میدهند، اما همچنان یک قطعه از یک پازل کلان اقتصادی بسیار گستردهتر باقی میمانند.[3][5]
در نهایت، شواهد تجربی یک دستورالعمل روشن برای آینده کار ارائه میدهد. اگر هدف واقعی یک سازمان پرورش نیروی کاری مرتبط، سالم و وفادار باشد، بهینهسازی برای نزدیکی فیزیکی استراتژی اشتباهی است. اعتماد به کارکنان با اعطای خودمختاری برای انتخاب محیط کاریشان، بالاترین بازده را هم برای رفاه انسانی و هم برای ثبات شرکت به همراه دارد. دادهها تأیید میکنند که یک فرهنگ شرکتی شکوفا نیازی به کد پستی مشترک ندارد – بلکه نیازمند رفتار کردن با کارکنان مانند بزرگسالان است.[1][5]
بررسی عمیق دیدگاهها
محققان مبتنی بر داده
تمرکز بر نتایج تجربی به جای شهود مدیریت سنتی.
محققان و روانشناسان سازمانی تأکید میکنند که دادهها به سادگی از «جریمه قطع ارتباط» که اغلب به کار از راه دور نسبت داده میشود، پشتیبانی نمیکنند. آنها با تجزیه و تحلیل هزاران نقطه داده، استدلال میکنند که رفاه واسطه واقعی حفظ کارکنان است. هنگامی که به کارکنان خودمختاری داده میشود تا محیط خود را کنترل کنند، استرس پایه آنها کاهش مییابد، که به طور طبیعی ارتباط سالمتر و پایدارتری با کارفرمای خود ایجاد میکند.
مدیران اجرایی سنتی
دفاع از دفتر فیزیکی به عنوان مرکز غیرقابل جایگزین فرهنگ شرکتی.
بسیاری از رهبران شرکتها همچنان دستورالعملهای بازگشت به دفتر را بر اساس این باور صادر میکنند که همکاری واقعی نیازمند نزدیکی فیزیکی است. این دیدگاه استدلال میکند که مکالمات خودجوش راهرو، فضاهای فیزیکی مشترک و نظارت مدیریتی قابل مشاهده برای ایجاد یک فرهنگ شرکتی منسجم ضروری هستند. از این منظر، کار از راه دور به عنوان یک سازگاری موقت دوران پاندمی تلقی میشود که در نهایت وفاداری سازمانی بلندمدت را تضعیف میکند.
حامیان کارکنان
برجسته کردن هزینههای سلامت روان ناشی از رفت و آمدهای اجباری و برنامههای سفت و سخت.
حامیان ترتیبات کاری انعطافپذیر استدلال میکنند که دستورالعملهای کلی RTO با سلب خودمختاری به دست آمده، فعالانه به کارگران آسیب میرساند. آنها اشاره میکنند که وادار کردن کارکنان به بازگشت به رفت و آمدهای روزانه، اصطکاک مالی و روانی غیرضروری ایجاد میکند. از این منظر، اجازه دادن به کارکنان برای انتخاب محل کارشان فقط یک امتیاز نیست، بلکه یک جزء اساسی از سلامت روان و احترام در محیط کار مدرن است.
چرا مهم است
برای متخصصانی که در حال مذاکره در مورد ترتیبات کاری خود هستند و رهبرانی که سیاستهای شرکتی را طراحی میکنند، این دادهها شواهد تجربی ارائه میدهند که وادار کردن کارکنان به بازگشت به دفتر برای «حفظ فرهنگ» اغلب نتیجهای کاملاً معکوس دارد و هم به سلامت روان و هم به حفظ طولانیمدت کارکنان آسیب میرساند.
منابع
[1]University of Colorado Boulderمحققان مبتنی بر دادهRemote workers report the highest well-being in study of 7,700 employees
مطالعه در University of Colorado Boulder →
[2]TechRadarمحققان مبتنی بر داده'Taking away people's choice of how they work is probably not going to help them in terms of their well-being': New study unsurprisingly finds people who want to work remotely are actually more productive and happier
مطالعه در TechRadar →
[3]Remotivatedمدیران اجرایی سنتیThe Remote "Connection Penalty" Just Failed to Show Up in a Study of 7,704 Employees
مطالعه در Remotivated →
[4]Remote Work Europeمحققان مبتنی بر دادهRemote workers report highest well-being in study
مطالعه در Remote Work Europe →
[5]تیم سردبیری کوهستانحامیان کارکنانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت شغل و کار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
