همکاری یوفا، کونکاکاف و ایافسی برای چارچوب حکمرانی جایگزین فوتبال در مخالفت با فیفا
سه کنفدراسیون قدرتمند فوتبال جهان پس از یک اختلاف تلخ بر سر برنامه فیفا برای فروش حقوق تجاری جام جهانی به سرمایهگذاران خصوصی، متحد شدهاند تا یک چارچوب حکمرانی جایگزین تدوین کنند. این ائتلاف بیسابقه در حال برگزاری مذاکرات اولیه برای سازماندهی مسابقات مستقل است که تهدیدی برای تجزیه ساختار جهانی این ورزش محسوب میشود.
به قلم نادر غفاری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سنتگرایان کنفدراسیون
- اولویت دادن به حفظ کنترل تجاری در دست فدراسیونهای عضو و محافظت از ورزش در برابر سرمایهگذاری خصوصی.
- توسعهطلبان فیفا
- طرفدار استفاده از سرمایه خصوصی برای به حداکثر رساندن درآمد جهانی و تأمین مالی تهاجمی کشورهای در حال توسعه فوتبال.
- کشورهای در حال توسعه
- متکی به بودجه متمرکز فیفا هستند و میترسند که یک مدل حکمرانی متلاشی شده، بازارهای نوظهور را عقب بگذارد.
- $20 billion
- ارزشگذاری پیشنهادی شرکت پیشرو فیفا
- 20%
- سهام اقلیتی که به سرمایهگذاران خصوصی پیشنهاد شده است
- 3
- کنفدراسیونهای اصلی که رهبری شورش را بر عهده دارند
- $5 billion
- ذخایر نقدی تخمینی فیفا که تحت بررسی قرار گرفته است
جیانی اینفانتینو به دنبال یک درآمد ۲۰ میلیارد دلاری بود. در عوض، او شورشی در هیئت مدیره به راه انداخت که میتواند ساختار حکمرانی فوتبال جهان را برای همیشه متلاشی کند. هنگامی که رئیس فیفا مخفیانه طرحی را برای واگذاری حقوق تجاری جام جهانی به یک شرکت تابعه جدید – با نام «شرکت پیشرو فیفا» (FIFA Forward Enterprise) – و فروش ۲۰ درصد سهام اقلیت آن به سرمایهگذاران خصوصی مطرح کرد، واکنشهای منفی را به شدت دست کم گرفت. این پیشنهاد برای تجمیع پخش، حمایتهای مالی و فروش بلیت تحت یک چتر شرکتی واحد طراحی شده بود تا سرمایه اولیه هنگفتی را به نهاد حاکم جهانی این ورزش تزریق کند. اما این اقدام اینفانتینو، به جای تضمین میراث او به عنوان یک سرمایهگذار موفق، باعث شورش فوری و بیسابقهای از سوی نهادهایی شد که بخش عمده ثروت این ورزش را تولید میکنند.[1][2]
پاسخ مراکز قدرت سنتی این ورزش سریع، هماهنگ و بیرحمانه بود. یوفا (اروپا)، کونکاکاف (آمریکای شمالی و مرکزی) و کنفدراسیون فوتبال آسیا (ایافسی) نه تنها معامله سرمایهگذاری خصوصی را متوقف کردند، بلکه جبههای متحد را مستقیماً علیه دولت اینفانتینو تشکیل دادند. این سه کنفدراسیون در یک نامه سرگشاده تند و مشترک که برای جامعه جهانی فوتبال منتشر شد، رهبری فیفا را به «نقض اساسی اعتماد» و «فریبکاری» متهم کردند. آنها استدلال کردند که مذاکرات محرمانه فاقد هرگونه شفافیت یا روند قانونی بوده و این ماجرا را نه یک خطای ارتباطی ساده، بلکه یک تجاوز دیکتاتورمآبانه توسط مدیری دانستند که خود را فراتر از اراده جمعی اعضا قرار داده است.[3][4]
اکنون، این بنبست از یک اختلاف مالی تلخ به یک بحران وجودی تمامعیار برای این ورزش تبدیل شده است. سه کنفدراسیون شورشی دیگر فقط عذرخواهی نمیخواهند؛ آنها فعالانه برای توسعه یک چارچوب حکمرانی جایگزین برای فوتبال جهان همکاری میکنند. منابع نزدیک به مذاکرات فاش میکنند که یوفا، کونکاکاف و ایافسی در حال تدوین یک سند جامع سیاستی هستند که برای جایگزینی آنچه آنها سیستم منسوخ حمایتگرایانه فیفا میدانند، طراحی شده است. آنها سؤالات اساسی درباره نقش دقیق فیفا، نحوه توزیع درآمدهای جهانی و اینکه آیا مدل متمرکز فعلی اساساً شکست خورده است، مطرح میکنند.[1][5]

این فقط یک نزاع فلسفی در هیئت مدیره نیست؛ بلکه نبردی با ریسک بالا برای روح و حسابهای بانکی محبوبترین ورزش جهان است. ائتلاف شورشی در حال برگزاری مذاکرات اولیه در مورد سازماندهی مسابقات بینقارهای خود است، گزینهای هستهای که عملاً فیفا را به طور کامل دور میزند. با ایجاد مسیرهای جایگزین برای فوتبال بینالمللی، کنفدراسیونها اطمینان حاصل میکنند که بازیکنان همچنان فرصتهای معناداری برای رقابت خواهند داشت، حتی اگر اختلاف با رهبری فیفا به نقطه بیبازگشت برسد. این تهدیدی مستقیم است که اگر نهاد حاکم جهانی از تن دادن به بررسی مستقل حکمرانی و ذخایر نقدی تخمینی ۵ میلیارد دلاری خود امتناع کند، آن را منسوخ سازد.[1][5]
این فقط یک نزاع فلسفی در هیئت مدیره نیست؛ بلکه نبردی با ریسک بالا برای روح و حسابهای بانکی محبوبترین ورزش جهان است.
اهرم فشار شورشیان بسیار زیاد است و آنها قبلاً تمایل خود را برای استفاده از آن نشان دادهاند. یوفا صراحتاً تهدید کرده است که تا زمانی که پیشنهادهای سرمایهگذاری خصوصی به هر شکلی زنده باشند، تمام مسابقات فیفا را به طور کامل تحریم خواهد کرد. نهاد اروپایی اعلام کرد: «یوفا و فدراسیونهای ملی آن در مسابقات فیفا شرکت نخواهند کرد»، و جام جهانی زیر ۲۰ سال زنان در لهستان را مستقیماً هدف قرار داد. بدون مشارکت قدرتهای اروپایی، آمریکای شمالی و آسیایی، تورنمنتهای شاخص فیفا فوراً اعتبار تجاری، جذابیت پخش و مشروعیت رقابتی خود را از دست خواهند داد.[2][6]
در قلب این درگیری، اختلاف اساسی بر سر این است که چه کسی واقعاً مالک این بازی است و ثروت آن چگونه باید توزیع شود. «شرکت پیشرو فیفا» که توسط اینفانتینو پیشنهاد شده بود، به شدت مورد حمایت کشورهای در حال توسعه فوتبال در آفریقا و آمریکای جنوبی قرار گرفت که برای بقا به کمکهای مالی متمرکز فیفا وابسته هستند. ارزشگذاری ۲۰ میلیارد دلاری به فیفا اجازه میداد تا پرداختهای توسعهای خود را به شدت افزایش دهد، که در حال حاضر حدود ۸ میلیون دلار برای هر فدراسیون عضو در یک چرخه چهار ساله است. اردوگاه اینفانتینو استدلال میکند که تزریق سرمایه خصوصی گامی ضروری برای شکستن انحصار اروپا بر ثروت فوتبال سطح بالا و جهانیسازی واقعی زیرساخت مالی این ورزش بود.[3][4]

با این حال، برای ائتلاف شورشی، جام جهانی یک دارایی میراث فرهنگی است، نه یک ابزار مالی که باید در وال استریت اهرم شود. یوفا با قاطعیت اعلام کرد: «برخی چیزها برای فروش بسیار مهم هستند. جام جهانی فیفا متعلق به فوتبال است و همیشه خواهد بود.» کنفدراسیونها خط قرمزی در برابر نفوذ خزنده سرمایهگذاری خصوصی در ورزشهای بینالمللی ترسیم میکنند و تضمینهای الزامآور قانونی میخواهند که فیفا هرگز دوباره تلاش نکند تا حکمرانی یا مسابقات برتر خود را به مالکیت خصوصی باز کند. آنها حفظ ساختار مالکیت سنتی ورزش را به عنوان یک خط پایه غیرقابل مذاکره برای هرگونه همکاری آتی میدانند.[2][4]
اکنون این ورزش با یک انتخاب دوگانه روبرو است: اصلاح فیفا از درون تحت فشار شدید، یا تماشای تجزیه بازی جهانی به جناحهای رقیب و متخاصم. ماههای آینده مشخص خواهد کرد که آیا اینفانتینو میتواند از فشار برای استعفای خود جان سالم به در ببرد، یا اینکه کنفدراسیونهای شورشی رسماً چارچوب جایگزین خود را راهاندازی خواهند کرد. برای درک اهمیت این جنگ داخلی و معنای آن برای آینده فوتبال بینالمللی، باید دو دیدگاه رقیب برای حکمرانی این ورزش را در کنار هم سنجید.[1][5]
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا جیانی اینفانتینو پیش از انتخابات بعدی ریاست فیفا استعفا خواهد داد یا با چالش رسمی رهبری مواجه خواهد شد.
- اینکه آیا یوفا واقعاً تحریم جام جهانی زیر ۲۰ سال زنان در لهستان را عملی خواهد کرد یا خیر.
- کشورهای در حال توسعه در آفریقا و آمریکای جنوبی در صورت فروپاشی مدل تأمین مالی متمرکز فیفا چگونه واکنش نشان خواهند داد.
نکات کلیدی
- یوفا، کونکاکاف و ایافسی جبههای متحد علیه جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، تشکیل دادهاند.
- این اختلاف ناشی از برنامه مخفی اینفانتینو برای فروش ۲۰ درصد سهام حقوق تجاری جام جهانی به سرمایهگذاران خصوصی است.
- این سه کنفدراسیون در حال تدوین یک چارچوب حکمرانی جایگزین و بحث در مورد مسابقات مستقل هستند.
- یوفا تهدید کرده است که تا زمانی که برنامه سرمایهگذاری خصوصی برای همیشه کنار گذاشته نشود، تمام مسابقات فیفا را به طور کامل تحریم خواهد کرد.
- فیفا استدلال میکند که این سرمایهگذاری ۲۰ میلیارد دلاری، بودجه توسعه برای کشورهای کوچکتر را به شدت افزایش میداد.
بررسی عمیق دیدگاهها
چارچوب شورشی (حکمرانی تحت رهبری کنفدراسیون)
یک مدل غیرمتمرکز که شفافیت، استقلال کنفدراسیون و دور نگه داشتن سرمایهگذاری خصوصی از فوتبال بینالمللی را در اولویت قرار میدهد.
مورد موافق: میراث ورزش را از مالکیت خصوصی محافظت میکند و کنترل تجاری را به جای یک کمیته اجرایی متمرکز و مبهم، در دست فدراسیونهای عضو نگه میدارد. تضمین میکند که جام جهانی به جای یک دارایی شرکتی، یک امانت عمومی باقی بماند. / مورد مخالف: خطر تجزیه بازی جهانی به بلوکهای قدرت منطقهای را در پی دارد و احتمالاً کشورهای کوچکتر در آفریقا و آمریکای جنوبی را بدون بودجه متمرکز هنگفتی که فیفا در حال حاضر فراهم میکند، رها میکند. / شواهد: نامه مشترک یوفا، کونکاکاف و ایافسی صراحتاً به 'نقض اساسی اعتماد' اشاره میکند و خواستار بررسی مستقل ذخایر ۵ میلیارد دلاری فیفا است. تهدید یوفا به تحریم جام جهانی زیر ۲۰ سال زنان ثابت میکند که آنها اهرم فشار لازم برای فلج کردن عملیات فیفا را دارند. / نتیجهگیری: زمانی که اولویت، سنت، شفافیت دموکراتیک و محافظت از ورزش در برابر نفوذ وال استریت باشد، مناسب است. زمانی که هدف، گسترش مالی تهاجمی جهانی و توزیع ثروت به کشورهای در حال توسعه فوتبال باشد، مناسب نیست.
مدل توسعه تجاری فیفا
دیدگاه اینفانتینو برای استفاده از سرمایه خصوصی به منظور به حداکثر رساندن درآمد جهانی و تأمین مالی تهاجمی کشورهای در حال توسعه فوتبال.
مورد موافق: سرمایه بیسابقهای را آزاد میکند. شرکت پیشرو فیفا (FFE) پیشنهادی، حقوق تجاری را ۲۰ میلیارد دلار ارزشگذاری میکرد و به فیفا اجازه میداد تا پرداختهای توسعهای چهار ساله ۸ میلیون دلاری به کشورهای کوچکتر را به شدت افزایش دهد و انحصار مالی اروپا را بشکند. / مورد مخالف: ۲۰ درصد از جواهرات تاج این ورزش را به سرمایهگذاران خصوصی واگذار میکند. منتقدان استدلال میکنند که این امر قدرت دیکتاتوری را تحت نظر اینفانتینو تثبیت میکند، سود را بر یکپارچگی ورزشی اولویت میدهد و بدون مشورت با اعضا و به صورت مخفیانه مذاکره شده است. / شواهد: فیفا ادعا میکند که این سرمایهگذاری بازده مالی بیشتری ایجاد میکند بدون اینکه خود ورزش را بفروشد، و به نیاز فوری برای تأمین مالی زیرساختها در بازارهای نوظهور اشاره میکند. با این حال، رد فوری آن توسط سه کنفدراسیون اصلی، فقدان شدید دوام سیاسی این مدل را برجسته میکند. / نتیجهگیری: زمانی که هدف اصلی رشد سریع مالی و یارانه دادن به بازارهای نوظهور در آفریقا و آسیا باشد، مناسب است. زمانی که فدراسیونهای عضو خواستار نظارت دموکراتیک، شفافیت و حفاظت مطلق در برابر نفوذ سرمایهگذاری خصوصی باشند، مناسب نیست.
منابع
[1]The Guardianسنتگرایان کنفدراسیون
Infantino's opponents developing new framework for running world football
مطالعه در The Guardian →[2]CBCسنتگرایان کنفدراسیون
FIFA president facing backlash for plan to privatize World Cup
مطالعه در CBC →[3]Sportsnetسنتگرایان کنفدراسیون
European nations agreed Thursday to boycott the World Cup
مطالعه در Sportsnet →[4]India Timesتوسعهطلبان فیفا
AFC calls for urgent governance review
مطالعه در India Times →[5]SFGateتوسعهطلبان فیفا
Soccer powerbrokers in Europe, North America and Asia
مطالعه در SFGate →[6]Geo Newsکشورهای در حال توسعه
AFC, Uefa, Concacaf discuss alternative competitions amid Fifa crisis
مطالعه در Geo News →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت ورزش اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.









