ایران پیمان دریای خزر را پیش میبرد؛ ممنوعیت نظامیان خارجی و زمینهسازی برای مناقشه بستر دریا
دولت ایران پس از هشت سال تأخیر، کنوانسیون ۲۰۱۸ دریای خزر را به مجلس ارائه کرد. این اقدام در اولویت قرار دادن امنیت دریایی شمال کشور و در عین حال، بازگشایی بحثهای داخلی درباره حقوق منابع بستر دریا است.
به قلم ایمان شریعتی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- عملگرایان امنیتی
- اولویتدهی به حذف نظامیان خارجی و تأمین امنیت کریدور تجاری شمالی نسبت به اختلافات منابع.
- ملیگرایان منابع
- استدلال میکنند که تصویب معاهده بدون توافق نهایی بستر دریا، حقوق تاریخی و اهرم اقتصادی ایران را از بین میبرد.
- حامیان یکپارچگی منطقهای
- این پیمان را به عنوان زیربنای قانونی لازم برای خطوط لوله فراملی و مسیرهای تجاری اوراسیایی میبینند.
چرا مهم است
تصویب پیمان دریای خزر چارچوب قانونی بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان را نهایی میکند، مسیر خطوط لوله انرژی فراملی متوقف شده را باز میکند و حضور نظامیان خارجی در این حوضه را به طور قانونی ممنوع میسازد. این امر برای بازارهای جهانی انرژی و امنیت منطقه، مرکز ثقل استراتژیک را از خلیج فارس ناآرام به سمت یک کریدور اوراسیایی تازه تنظیم شده تغییر میدهد.
نکات کلیدی
- هیئت دولت ایران کنوانسیون ۲۰۱۸ دریای خزر را برای تصویب فوری به مجلس ارائه کرده و به یک وقفه هشت ساله پایان داده است.
- این معاهده خزر را به عنوان یک پهنه آبی محصور در خشکی منحصر به فرد تعریف میکند و قوانین استاندارد دریایی سازمان ملل را دور میزند.
- یک بند کلیدی به طور قانونی ورود نیروهای مسلح هر کشور غیرساحلی به دریا را ممنوع میکند.
- این توافق ذخایر نفت و گاز بستر دریا را تقسیم نمیکند و تعیین این مرزها را به مذاکرات دوجانبه آتی موکول میکند.
- تصویب، موانع قانونی را برای خط لوله ترانس خزر که گاز آسیای مرکزی را با دور زدن ایران به اروپا متصل میکند، برطرف میسازد.
در ۲۲ جولای ۲۰۲۶، یک پرونده ژئوپلیتیکی راکد به آرامی روی میزی در تهران جابجا شد. هیئت دولت مسعود پزشکیان لایحه تصویب کنوانسیون ۲۰۱۸ رژیم حقوقی دریای خزر را تصویب کرد و آن را با قید فوریت به مجلس فرستاد. این اقدام به یک وقفه هشت ساله پایان میدهد که در طول آن، این معاهده در پایتخت ایران دستنخورده باقی مانده بود، در حالی که چهار کشور ساحلی دیگر تعهدات خود را رسمی کرده بودند.[2][6][7]
در حالی که روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان کنوانسیون آکتائو را اندکی پس از امضا تصویب کردند، ایران به دلیل مخالفت شدید داخلی بر سر مرزهای دریایی، از این کار خودداری کرد. اکنون، در بحبوحه تشدید درگیریها در مرزهای دریایی جنوبی و بسته شدن مکرر تنگه هرمز، تهران برای تأمین امنیت مرز شمالی خود و تقویت کریدورهای تجاری با مسکو عجله دارد.[3][4]
دریای خزر، با وسعتی بیش از ۱۲۰۰ کیلومتر، یک ناهنجاری ژئوپلیتیکی است. این بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان است که ذخایر عظیم و دستنخورده هیدروکربنی را در زیر سطح خود جای داده است. برای دههها پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تعریف حقوقی آن در برزخ دیپلماتیک باقی ماند و تنها توسط معاهدات منسوخ ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ اداره میشد که شامل ماهیگیری و ناوبری بودند اما استخراج انرژی مدرن را نادیده میگرفتند.[1][5]
کنوانسیون ۲۰۱۸ سرانجام با تعریف خزر به عنوان «یک پهنه آبی محصور در خشکی، خاص و منحصر به فرد»، چارچوبی را فراهم کرد. این طبقهبندی سفارشی صرفاً لفظی نیست؛ بلکه عمداً از کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) دوری میکند. با نگه داشتن خزر در خارج از قوانین استاندارد بینالمللی دریایی، پنج کشور ساحلی حق انحصاری وضع قوانین خود را به دست آوردند.[3][8]
بر اساس ساختار این معاهده، هر کشور ساحلی ۱۵ مایل دریایی آبهای سرزمینی کاملاً مستقل و ۱۰ مایل دریایی اضافی برای حقوق انحصاری ماهیگیری دریافت میکند. منطقه سطحی باقیمانده به عنوان منطقه ناوبری مشترک برای پنج کشور تعیین شده است و حرکت آزاد برای کشتیرانی تجاری منطقهای را تضمین میکند.[3][5]
اما دستاورد اصلی برای تهران – و مسکو – در ماده ۳ نهفته است. این بند به طور جدی حضور، عبور یا عملیات نیروهای مسلح هر کشور غیرساحلی را در دریای خزر ممنوع میکند. این یک علامت «ورود ممنوع» الزامآور قانونی است که عمدتاً متوجه قدرتهای غربی و ناتو است.[1][5]
مقامات ایرانی این بند را به عنوان یک شاهکار امنیت منطقهای ستودهاند. با ممنوعیت قانونی نظامیان خارجی، این معاهده عملاً مرز شمالی ایران را به یک منطقه امن تبدیل میکند که از استقرار ناوگانها و گروههای ضربتی ناوهای هواپیمابر که مکرراً در خلیج فارس در جنوب گشتزنی میکنند، مصون است. در بافتار جنگی کنونی، این کریدور امن یک نیاز حیاتی برای تجارت ایران است.[2][3]
مقامات ایرانی این بند را به عنوان یک شاهکار امنیت منطقهای ستودهاند.
با این حال، در زیر سطح این پیروزی دیپلماتیک، یک مصالحه عمیقاً بحثبرانگیز نهفته است. این کنوانسیون عمداً پرسودترین موضوع را حلنشده باقی میگذارد: تقسیم بستر دریا و زیربستر آن، جایی که ذخایر عظیم نفت و گاز طبیعی منطقه مدفون شدهاند.[3][4]
به جای ایجاد یک فرمول جهانی برای حقوق منابع، این معاهده حکم میکند که تعیین مرزهای بستر دریا باید از طریق توافقات دوجانبه یا چندجانبه بین کشورهای دارای سواحل مجاور یا مقابل تعیین شود. اینجاست که زبان بازاریابی «وحدت منطقهای» با واقعیت سخت استخراج منابع و اختلافات سرزمینی روبرو میشود.[1][5]
برای دههها، یک روایت رایج در ایران حاکی از آن بود که این کشور مستحق سهم ۵۰ درصدی از دریا است؛ باوری که ریشه در تفسیرهای حداکثری از معاهدات قدیمی شوروی و ایران دارد. اگرچه این «شبح پنجاه درصد» در واقعیت پنج کشوری از نظر قانونی مشکوک است، اما بر هر بحث داخلی در مورد خزر سایه افکنده و هرگونه مصالحه را در نظر افکار عمومی ایران به منزله تسلیم جلوه میدهد.[3]
در عمل، روسیه، قزاقستان و آذربایجان قبلاً روش خط میانی اصلاحشده را برای تقسیم بستر شمالی دریا بین خود پذیرفتهاند. از آنجایی که ایران دارای خط ساحلی مقعر است، اعمال همین فرمول هندسی در جنوب، سهم تهران از بستر دریا را به حدود ۱۱ تا ۱۳ درصد کاهش میدهد؛ رقمی که دستگاه امنیتی ایران از نظر تاریخی از پذیرش آن خودداری کرده است.[3][8]
مخالفان در تهران استدلال میکنند که تصویب کنوانسیون در حال حاضر یک اشتباه در توالی استراتژیک است. آنها معتقدند که تثبیت چارچوبهای سطحی و امنیتی قبل از نهایی کردن مرزهای بستر دریا، اهرم اصلی چانهزنی ایران را بر سر میادین انرژی مورد مناقشه، مانند بلوک البرز که در بلاتکلیفی توسعه باقی مانده است، از بین میبرد.[3][4]
علاوه بر این، تصویب این معاهده یک مانع قانونی بزرگ را از مسیر خط لوله ترانس خزر برمیدارد. این پروژه زیرساختی پیشنهادی، گاز طبیعی را از ترکمنستان و قزاقستان مستقیماً از بستر دریا به آذربایجان منتقل میکند و به طور کامل از قلمرو ایران عبور کرده و به کریدورهای انرژی تحت حمایت غرب متصل میشود که تهران را از نظر اقتصادی منزوی میکند.[4][7]
بنابراین، فوریت ناگهانی برای تصویب، منعکسکننده یک محاسبه ژئوپلیتیکی صریح توسط دولت پزشکیان است. نیاز فوری به تثبیت یک مسیر تجاری امن و مقاوم در برابر تحریمها با روسیه و نمایش ثبات دیپلماتیک، به سادگی بر تمایل بلندمدت برای به حداکثر رساندن ادعاهای منابع بستر دریا غلبه کرده است.[3][7]
در نهایت، پیمان خزر کمتر در مورد حل و فصل همه اختلافات است و بیشتر در مورد محدود کردن آنها. این پیمان یک اکوسیستم منطقهای بسته ایجاد میکند که در آن پنج کشور ساحلی توافق میکنند که افراد خارجی را دور نگه دارند، حتی در حالی که برای مذاکرات پیچیده و محلی بر سر منابع تریلیون دلاری مدفون در زیر امواج آماده میشوند.[5][6]
منابع
[1]Trend News Agencyعملگرایان امنیتیRatification of the Convention on the Legal Status of the Caspian Sea meets Iran's interests
مطالعه در Trend News Agency →
[2]ISNAعملگرایان امنیتیForeign Ministry spokesman announces submission of Caspian Sea Convention to parliament
مطالعه در ISNA →
[3]Iran Internationalملیگرایان منابعIran is moving to ratify the Caspian treaty it left dormant for seven years
مطالعه در Iran International →
[4]The Cradleملیگرایان منابعBy reviving a long-stalled Caspian treaty amid a regional war, Tehran risks surrendering transit leverage
مطالعه در The Cradle →
[5]Caspian Newsعملگرایان امنیتیIran's Foreign Ministry Spokesman says government submitted Convention to parliament
مطالعه در Caspian News →
[6]Sea News Azerbaijanحامیان یکپارچگی منطقهایIranian government steps up ratification of Caspian Sea Convention
مطالعه در Sea News Azerbaijan →
[7]Regional Center for Democracy and Securityحامیان یکپارچگی منطقهایIranian government approves bill on ratification of 2018 Caspian Sea Convention
مطالعه در Regional Center for Democracy and Security →
[8]MediaNewsحامیان یکپارچگی منطقهایWhy is Iran changing its Caspian policy?
مطالعه در MediaNews →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
