رفتن به محتوای اصلی
دریای خزرتحلیل خبری۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۲۱· 5 دقیقه مطالعه· #1 از 2 در متا

ایران پیمان دریای خزر را پیش می‌برد؛ ممنوعیت نظامیان خارجی و زمینه‌سازی برای مناقشه بستر دریا

دولت ایران پس از هشت سال تأخیر، کنوانسیون ۲۰۱۸ دریای خزر را به مجلس ارائه کرد. این اقدام در اولویت قرار دادن امنیت دریایی شمال کشور و در عین حال، بازگشایی بحث‌های داخلی درباره حقوق منابع بستر دریا است.

به قلم ایمان شریعتی

عمل‌گرایان امنیتی 40%ملی‌گرایان منابع 30%حامیان یکپارچگی منطقه‌ای 30%
عمل‌گرایان امنیتی
اولویت‌دهی به حذف نظامیان خارجی و تأمین امنیت کریدور تجاری شمالی نسبت به اختلافات منابع.
ملی‌گرایان منابع
استدلال می‌کنند که تصویب معاهده بدون توافق نهایی بستر دریا، حقوق تاریخی و اهرم اقتصادی ایران را از بین می‌برد.
حامیان یکپارچگی منطقه‌ای
این پیمان را به عنوان زیربنای قانونی لازم برای خطوط لوله فراملی و مسیرهای تجاری اوراسیایی می‌بینند.

چرا مهم است

تصویب پیمان دریای خزر چارچوب قانونی بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان را نهایی می‌کند، مسیر خطوط لوله انرژی فراملی متوقف شده را باز می‌کند و حضور نظامیان خارجی در این حوضه را به طور قانونی ممنوع می‌سازد. این امر برای بازارهای جهانی انرژی و امنیت منطقه، مرکز ثقل استراتژیک را از خلیج فارس ناآرام به سمت یک کریدور اوراسیایی تازه تنظیم شده تغییر می‌دهد.

نکات کلیدی

  • هیئت دولت ایران کنوانسیون ۲۰۱۸ دریای خزر را برای تصویب فوری به مجلس ارائه کرده و به یک وقفه هشت ساله پایان داده است.
  • این معاهده خزر را به عنوان یک پهنه آبی محصور در خشکی منحصر به فرد تعریف می‌کند و قوانین استاندارد دریایی سازمان ملل را دور می‌زند.
  • یک بند کلیدی به طور قانونی ورود نیروهای مسلح هر کشور غیرساحلی به دریا را ممنوع می‌کند.
  • این توافق ذخایر نفت و گاز بستر دریا را تقسیم نمی‌کند و تعیین این مرزها را به مذاکرات دوجانبه آتی موکول می‌کند.
  • تصویب، موانع قانونی را برای خط لوله ترانس خزر که گاز آسیای مرکزی را با دور زدن ایران به اروپا متصل می‌کند، برطرف می‌سازد.

در ۲۲ جولای ۲۰۲۶، یک پرونده ژئوپلیتیکی راکد به آرامی روی میزی در تهران جابجا شد. هیئت دولت مسعود پزشکیان لایحه تصویب کنوانسیون ۲۰۱۸ رژیم حقوقی دریای خزر را تصویب کرد و آن را با قید فوریت به مجلس فرستاد. این اقدام به یک وقفه هشت ساله پایان می‌دهد که در طول آن، این معاهده در پایتخت ایران دست‌نخورده باقی مانده بود، در حالی که چهار کشور ساحلی دیگر تعهدات خود را رسمی کرده بودند.[2][6][7]

در حالی که روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان کنوانسیون آکتائو را اندکی پس از امضا تصویب کردند، ایران به دلیل مخالفت شدید داخلی بر سر مرزهای دریایی، از این کار خودداری کرد. اکنون، در بحبوحه تشدید درگیری‌ها در مرزهای دریایی جنوبی و بسته شدن مکرر تنگه هرمز، تهران برای تأمین امنیت مرز شمالی خود و تقویت کریدورهای تجاری با مسکو عجله دارد.[3][4]

دریای خزر، با وسعتی بیش از ۱۲۰۰ کیلومتر، یک ناهنجاری ژئوپلیتیکی است. این بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان است که ذخایر عظیم و دست‌نخورده هیدروکربنی را در زیر سطح خود جای داده است. برای دهه‌ها پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تعریف حقوقی آن در برزخ دیپلماتیک باقی ماند و تنها توسط معاهدات منسوخ ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ اداره می‌شد که شامل ماهیگیری و ناوبری بودند اما استخراج انرژی مدرن را نادیده می‌گرفتند.[1][5]

کنوانسیون ۲۰۱۸ سرانجام با تعریف خزر به عنوان «یک پهنه آبی محصور در خشکی، خاص و منحصر به فرد»، چارچوبی را فراهم کرد. این طبقه‌بندی سفارشی صرفاً لفظی نیست؛ بلکه عمداً از کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) دوری می‌کند. با نگه داشتن خزر در خارج از قوانین استاندارد بین‌المللی دریایی، پنج کشور ساحلی حق انحصاری وضع قوانین خود را به دست آوردند.[3][8]

کنوانسیون ۲۰۱۸ آب‌های سرزمینی مستقل و مناطق ماهیگیری را تعیین می‌کند، در حالی که منطقه مرکزی سطح برای ناوبری مشترک باز می‌ماند.
کنوانسیون ۲۰۱۸ آب‌های سرزمینی مستقل و مناطق ماهیگیری را تعیین می‌کند، در حالی که منطقه مرکزی سطح برای ناوبری مشترک باز می‌ماند.

بر اساس ساختار این معاهده، هر کشور ساحلی ۱۵ مایل دریایی آب‌های سرزمینی کاملاً مستقل و ۱۰ مایل دریایی اضافی برای حقوق انحصاری ماهیگیری دریافت می‌کند. منطقه سطحی باقی‌مانده به عنوان منطقه ناوبری مشترک برای پنج کشور تعیین شده است و حرکت آزاد برای کشتیرانی تجاری منطقه‌ای را تضمین می‌کند.[3][5]

اما دستاورد اصلی برای تهران – و مسکو – در ماده ۳ نهفته است. این بند به طور جدی حضور، عبور یا عملیات نیروهای مسلح هر کشور غیرساحلی را در دریای خزر ممنوع می‌کند. این یک علامت «ورود ممنوع» الزام‌آور قانونی است که عمدتاً متوجه قدرت‌های غربی و ناتو است.[1][5]

مقامات ایرانی این بند را به عنوان یک شاهکار امنیت منطقه‌ای ستوده‌اند. با ممنوعیت قانونی نظامیان خارجی، این معاهده عملاً مرز شمالی ایران را به یک منطقه امن تبدیل می‌کند که از استقرار ناوگان‌ها و گروه‌های ضربتی ناوهای هواپیمابر که مکرراً در خلیج فارس در جنوب گشت‌زنی می‌کنند، مصون است. در بافتار جنگی کنونی، این کریدور امن یک نیاز حیاتی برای تجارت ایران است.[2][3]

مقامات ایرانی این بند را به عنوان یک شاهکار امنیت منطقه‌ای ستوده‌اند.

با این حال، در زیر سطح این پیروزی دیپلماتیک، یک مصالحه عمیقاً بحث‌برانگیز نهفته است. این کنوانسیون عمداً پرسودترین موضوع را حل‌نشده باقی می‌گذارد: تقسیم بستر دریا و زیربستر آن، جایی که ذخایر عظیم نفت و گاز طبیعی منطقه مدفون شده‌اند.[3][4]

به جای ایجاد یک فرمول جهانی برای حقوق منابع، این معاهده حکم می‌کند که تعیین مرزهای بستر دریا باید از طریق توافقات دوجانبه یا چندجانبه بین کشورهای دارای سواحل مجاور یا مقابل تعیین شود. اینجاست که زبان بازاریابی «وحدت منطقه‌ای» با واقعیت سخت استخراج منابع و اختلافات سرزمینی روبرو می‌شود.[1][5]

روش خط میانی اصلاح‌شده که مورد حمایت کشورهای شمالی است، سهم بستر دریا را برای کشورهایی با خطوط ساحلی مقعر کاهش می‌دهد.
روش خط میانی اصلاح‌شده که مورد حمایت کشورهای شمالی است، سهم بستر دریا را برای کشورهایی با خطوط ساحلی مقعر کاهش می‌دهد.

برای دهه‌ها، یک روایت رایج در ایران حاکی از آن بود که این کشور مستحق سهم ۵۰ درصدی از دریا است؛ باوری که ریشه در تفسیرهای حداکثری از معاهدات قدیمی شوروی و ایران دارد. اگرچه این «شبح پنجاه درصد» در واقعیت پنج کشوری از نظر قانونی مشکوک است، اما بر هر بحث داخلی در مورد خزر سایه افکنده و هرگونه مصالحه را در نظر افکار عمومی ایران به منزله تسلیم جلوه می‌دهد.[3]

در عمل، روسیه، قزاقستان و آذربایجان قبلاً روش خط میانی اصلاح‌شده را برای تقسیم بستر شمالی دریا بین خود پذیرفته‌اند. از آنجایی که ایران دارای خط ساحلی مقعر است، اعمال همین فرمول هندسی در جنوب، سهم تهران از بستر دریا را به حدود ۱۱ تا ۱۳ درصد کاهش می‌دهد؛ رقمی که دستگاه امنیتی ایران از نظر تاریخی از پذیرش آن خودداری کرده است.[3][8]

مخالفان در تهران استدلال می‌کنند که تصویب کنوانسیون در حال حاضر یک اشتباه در توالی استراتژیک است. آنها معتقدند که تثبیت چارچوب‌های سطحی و امنیتی قبل از نهایی کردن مرزهای بستر دریا، اهرم اصلی چانه‌زنی ایران را بر سر میادین انرژی مورد مناقشه، مانند بلوک البرز که در بلاتکلیفی توسعه باقی مانده است، از بین می‌برد.[3][4]

علاوه بر این، تصویب این معاهده یک مانع قانونی بزرگ را از مسیر خط لوله ترانس خزر برمی‌دارد. این پروژه زیرساختی پیشنهادی، گاز طبیعی را از ترکمنستان و قزاقستان مستقیماً از بستر دریا به آذربایجان منتقل می‌کند و به طور کامل از قلمرو ایران عبور کرده و به کریدورهای انرژی تحت حمایت غرب متصل می‌شود که تهران را از نظر اقتصادی منزوی می‌کند.[4][7]

مجلس ایران در حال حاضر کنوانسیون دریای خزر را تحت یک رویه قانونی تسریع شده بررسی می‌کند.
مجلس ایران در حال حاضر کنوانسیون دریای خزر را تحت یک رویه قانونی تسریع شده بررسی می‌کند.

بنابراین، فوریت ناگهانی برای تصویب، منعکس‌کننده یک محاسبه ژئوپلیتیکی صریح توسط دولت پزشکیان است. نیاز فوری به تثبیت یک مسیر تجاری امن و مقاوم در برابر تحریم‌ها با روسیه و نمایش ثبات دیپلماتیک، به سادگی بر تمایل بلندمدت برای به حداکثر رساندن ادعاهای منابع بستر دریا غلبه کرده است.[3][7]

در نهایت، پیمان خزر کمتر در مورد حل و فصل همه اختلافات است و بیشتر در مورد محدود کردن آنها. این پیمان یک اکوسیستم منطقه‌ای بسته ایجاد می‌کند که در آن پنج کشور ساحلی توافق می‌کنند که افراد خارجی را دور نگه دارند، حتی در حالی که برای مذاکرات پیچیده و محلی بر سر منابع تریلیون دلاری مدفون در زیر امواج آماده می‌شوند.[5][6]

روند رویداد

  1. ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰

    معاهدات شوروی و ایران برای تنظیم ناوبری و ماهیگیری در دریای خزر امضا شد، در حالی که منابع بستر دریا نادیده گرفته شدند.

  2. دسامبر ۱۹۹۱

    اتحاد جماهیر شوروی منحل شد و خزر از یک حوضه دو کشوری به دریایی مشترک بین پنج کشور مستقل تبدیل شد.

  3. آگوست ۲۰۱۸

    پنج کشور ساحلی کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر را در آکتائو، قزاقستان امضا کردند.

  4. جولای ۲۰۲۶

    هیئت دولت ایران پس از سال‌ها بحث داخلی، لایحه تصویب را رسماً تأیید کرد.

  5. آگوست ۲۰۲۶

    این لایحه با قید فوریت به مجلس ایران ارائه شد تا چارچوب قانونی نهایی شود.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دستگاه امنیتی ایران

تمرکز بر پیروزی استراتژیک ممنوعیت قانونی نظامیان خارجی از مرز شمالی.

برای رهبری نظامی و دیپلماتیک ایران، پیمان خزر در درجه اول یک ابزار امنیتی است. با گنجاندن ماده ۳، که نیروهای مسلح غیرساحلی را از ورود به دریا منع می‌کند، تهران تضمین می‌کند که مرز دریایی شمالی آن هرگز میزبان دارایی‌های دریایی ایالات متحده یا ناتو نخواهد بود. در دوره‌ای که سواحل جنوبی ایران در امتداد خلیج فارس به شدت نظامی شده و در برابر محاصره آسیب‌پذیر است، تأمین یک کریدور امن و بدون مناقشه برای تجارت با روسیه به عنوان یک ضرورت امنیت ملی غالب تلقی می‌شود که مصالحه بر سر حقوق منابع را توجیه می‌کند.

ملی‌گرایان داخلی منابع

استدلال می‌کنند که تصویب معاهده بدون توافق بستر دریا، حقوق تاریخی ایران را از بین می‌برد.

گروهی از قانونگذاران، حقوقدانان و ملی‌گرایان ایرانی، تصویب این کنوانسیون را یک اشتباه استراتژیک می‌دانند. آنها به معاهدات تاریخی ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ اشاره می‌کنند و استدلال می‌کنند که ایران به طور ضمنی از ادعای خود برای سهم بزرگتری از دریا صرف نظر می‌کند. به طور عمل‌گرایانه‌تر، آنها معتقدند که با موافقت با قوانین سطحی و امنیتی در حال حاضر، ایران اهرم خود را برای مذاکره بر سر مرزهای مطلوب بستر دریا در آینده از دست می‌دهد و به طور بالقوه کشور را از میادین هیدروکربنی پرسود و مورد مناقشه مانند البرز محروم می‌کند.

صادرکنندگان انرژی منطقه‌ای

این پیمان را به عنوان زیربنای قانونی لازم برای خطوط لوله فراملی و مسیرهای تجاری اوراسیایی می‌بینند.

برای آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان، تصویب نهایی کنوانسیون توسط ایران، آخرین ابهام قانونی باقی‌مانده بر سر خزر را برطرف می‌کند. این کشورها مشتاق جذب سرمایه‌گذاری بین‌المللی برای خط لوله ترانس خزر هستند، که برای پیشبرد نیاز به یک چارچوب قانونی روشن دارد. با نهایی کردن وضعیت دریا، این صادرکنندگان می‌توانند توسعه کریدورهای انرژی و تجاری شرق به غرب را تسریع بخشند که هم قلمرو روسیه و هم ایران را دور می‌زند و منابع آسیای مرکزی را مستقیماً به بازارهای اروپا متصل می‌کند.

آنچه نمی‌دانیم

  • این پنج کشور در نهایت چگونه بستر دریا و ذخایر نفت و گاز پرسود آن را تقسیم خواهند کرد.
  • آیا تصویب بلافاصله تأمین مالی بین‌المللی برای خط لوله پیشنهادی ترانس خزر را باز می‌کند.
  • چگونه جناح‌های سیاسی داخلی در مجلس ایران تلاش خواهند کرد تا شروطی را به لایحه تصویب اضافه کنند.

اصطلاحات کلیدی

کشور ساحلی (Littoral state)
کشوری که در امتداد یک پهنه آبی خط ساحلی دارد، مانند پنج کشوری که مرزهای دریای خزر را تشکیل می‌دهند.
کنوانسیون آکتائو
معاهده ۲۰۱۸ امضا شده در قزاقستان که وضعیت حقوقی، چارچوب امنیتی و حقوق آب‌های سطحی دریای خزر را تعریف می‌کند.
روش خط میانی اصلاح‌شده
تکنیک ترسیم مرز که آب‌ها را بر اساس نقاط هم‌فاصله از سواحل تقسیم می‌کند، که از نظر ریاضی به ضرر کشورهایی با خطوط ساحلی مقعر است.
UNCLOS
کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق دریاها، چارچوب استاندارد قوانین بین‌المللی دریایی که پیمان خزر عمداً از آن دوری می‌کند.

پرسش‌های متداول

چرا ایران هشت سال برای تصویب معاهده صبر کرد؟

مخالفت‌های داخلی بر سر حقوق منابع بستر دریا و یک باور تاریخی مبنی بر اینکه ایران مستحق سهم بیشتری از دریا است، تصویب پارلمانی را به تأخیر انداخت.

آیا این معاهده ذخایر نفت و گاز را تقسیم می‌کند؟

خیر. این کنوانسیون آب‌های سطحی، ماهیگیری و امنیت را تنظیم می‌کند، اما تقسیم بستر دریا و منابع آن را صراحتاً به توافقات دوجانبه آتی موکول می‌کند.

آیا نیروی دریایی خارجی اکنون می‌تواند وارد دریای خزر شود؟

خیر. ماده ۳ کنوانسیون به شدت حضور، عبور یا عملیات نیروهای مسلح هر کشور غیرساحلی را ممنوع می‌کند.

منابع

پوشش منابع

8 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

عمل‌گرایان امنیتی 40%ملی‌گرایان منابع 30%حامیان یکپارچگی منطقه‌ای 30%
  1. [1]Trend News Agencyعمل‌گرایان امنیتی

    Ratification of the Convention on the Legal Status of the Caspian Sea meets Iran's interests

    مطالعه در Trend News Agency
  2. [2]ISNAعمل‌گرایان امنیتی

    Foreign Ministry spokesman announces submission of Caspian Sea Convention to parliament

    مطالعه در ISNA
  3. [3]Iran Internationalملی‌گرایان منابع

    Iran is moving to ratify the Caspian treaty it left dormant for seven years

    مطالعه در Iran International
  4. [4]The Cradleملی‌گرایان منابع

    By reviving a long-stalled Caspian treaty amid a regional war, Tehran risks surrendering transit leverage

    مطالعه در The Cradle
  5. [5]Caspian Newsعمل‌گرایان امنیتی

    Iran's Foreign Ministry Spokesman says government submitted Convention to parliament

    مطالعه در Caspian News
  6. [6]Sea News Azerbaijanحامیان یکپارچگی منطقه‌ای

    Iranian government steps up ratification of Caspian Sea Convention

    مطالعه در Sea News Azerbaijan
  7. [7]Regional Center for Democracy and Securityحامیان یکپارچگی منطقه‌ای

    Iranian government approves bill on ratification of 2018 Caspian Sea Convention

    مطالعه در Regional Center for Democracy and Security
  8. [8]MediaNewsحامیان یکپارچگی منطقه‌ای

    Why is Iran changing its Caspian policy?

    مطالعه در MediaNews

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.