مکانیک معیارهای فوتبال: مقایسه گلهای مورد انتظار (xG) در برابر گلهای مورد انتظار پس از شوت (PSxG) برای ارزیابی مهاجمان
در حالی که «گلهای مورد انتظار» (xG) کیفیت یک موقعیت را پیش از شوتزنی میسنجد، «گلهای مورد انتظار پس از شوت» (PSxG) اجرای خود ضربه را ارزیابی میکند. بخش جذب بازیکن در فوتبال مدرن اکنون به هر دو معیار متکی است تا جایگیری نخبه را از ضربه نهایی نخبه جدا کند.
به قلم روکسین بهرامی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تحلیلگران داده و استعدادیابها
- تمرکز بر ترکیب هر دو معیار برای ساختن پروفایلهای جامع بازیکنان برای جذب.
- مربیان تاکتیکی
- تمرکز بر xG پیش از شوت به عنوان معیار نهایی سیستم تهاجمی تیم و خلق موقعیت.
- مربیان دروازهبانی
- تمرکز بر PSxG به عنوان معیار قطعی برای ارزیابی توانایی واقعی مهار شوت.
تابلوی نتایج، بدترین دروغگوی فوتبال است. برای دههها، هواداران، استعدادیابها و مربیان، مهاجمان را با یک معیار ناقص و واحد قضاوت میکردند: تعداد خام گلها. اما گلها نادرند، حاشیهها بسیار باریک، و یک انحراف ساده میتواند یک فصل ضربات نهایی افتضاح را پنهان کند یا یک کمپین حرکت درخشان را به باد دهد. اگر قرار است برای جذب یک مهاجم ۱۰۰ میلیون دلاری هزینه کنید، یا صرفاً میخواهید بفهمید چرا حمله تیمتان متوقف شده است، اتکا به تعداد خام گلها یک قمار است. بازی مدرن نیازمند دقت است، و این دقت در قالب دو معیار رقیب اما مکمل وارد شده است: گلهای مورد انتظار (xG) و گلهای مورد انتظار پس از شوت (PSxG).
ریسکهای موجود در تحلیلهای نخبه فوتبال هرگز تا این حد بالا نبوده است. با توجه به اینکه باشگاهها تحت قوانین سختگیرانه هزینه تیم و مقررات پایداری سود فعالیت میکنند، یک خرید اشتباه میتواند یک تیم را برای نیم دهه فلج کند. برای کاهش این خطر، مدیران ارشد فراتر از «چشمانداز سنتی» حرکت کردهاند و مدلهای دادهای پیشرفتهای را به کار میگیرند تا بازیکنانی را که واقعاً نخبه هستند، از آنهایی که صرفاً سوار بر موج شانس خوب شدهاند، جدا کنند.[4]
در قلب این انقلاب تحلیلی، بحث بر سر نحوه اندازهگیری ارزش واقعی یک مهاجم است. آیا یک مهاجم در سطح جهانی با پیدا کردن فضا در محوطه جریمه ارزشآفرینی میکند، یا با ضربه زدن به توپ با دقتی مهارنشدنی؟ پاسخ به این سؤال نحوه استعدادیابی، آموزش و خرج کردن پول توسط تیمها را تعیین میکند.[3]
گلهای مورد انتظار (xG) اولین معیاری بود که به جریان اصلی راه یافت و اساساً نحوه تحلیل این ورزش را تغییر داد. این معیار احتمال تبدیل شدن یک موقعیت به گل را پیش از اینکه توپ حتی شوت شود، اندازهگیری میکند. xG با تحلیل صدها هزار شوت تاریخی، بر اساس فاصله، زاویه، قسمت بدن مورد استفاده و نوع پاسی که موقعیت را ایجاد کرده، ارزشی بین ۰ و ۱ اختصاص میدهد.
اگر یک مهاجم از نقطه پنالتی شوت بزند، مدل xG میداند که از لحاظ تاریخی، حدود ۷۶ درصد از آن شوتها گل میشوند و ارزشی معادل ۰٫۷۶ به آن اختصاص میدهد. این معیار، سنجشی بسیار پایدار و پیشبینیکننده از سیستم تهاجمی یک تیم و حرکت بازیکن بدون توپ ارائه میدهد. xG به هوشمندی لازم برای رسیدن مداوم به مناطق خطرناک پاداش میدهد.[3]
در طول یک فصل طاقتفرسای ۳۸ بازی، بهترین مهاجمان جهان عملکردی بسیار نزدیک به xG خود دارند. ارلینگ هالند در فصل ۲۶/۲۰۲۵ لیگ برتر را در نظر بگیرید. مهاجم منچسترسیتی ۰٫۸۱ گل مورد انتظار در هر ۹۰ دقیقه تولید کرد و ۰٫۸۲ گل واقعی در هر ۹۰ دقیقه به ثمر رساند. او نیازی به زدن گلهای غیرممکن نداشت؛ او صرفاً در هنر رسیدن مداوم به مکانهای با احتمال بالا استاد بود.[1][4]
فصل ۲۶/۲۰۲۵ هری کین با بایرن مونیخ نیز داستان مشابهی از حجم موقعیت و جایگیری را روایت میکند. کین در بوندسلیگا ۱٫۲۴ xG در هر ۹۰ دقیقه تولید کرد و آن را به ۱٫۳۶ گل واقعی در هر ۹۰ دقیقه تبدیل نمود. معیار xG ثابت میکند که خروجی کین یک اتفاق شانسی در ضربه نهایی نبود، بلکه نتیجه یک سیستم تاکتیکی نخبه همراه با آگاهی فضایی در سطح جهانی است.[2][4]
فصل ۲۶/۲۰۲۵ هری کین با بایرن مونیخ نیز داستان مشابهی از حجم موقعیت و جایگیری را روایت میکند.
اما xG استاندارد یک نقطه کور آشکار دارد: این معیار کاملاً آنچه را که پس از تماس بازیکن با توپ رخ میدهد، نادیده میگیرد. یک شوت ضعیف که بیخطر به آغوش دروازهبان میغلتد و یک ضربه آتشین به کنج بالای دروازه، اگر دقیقاً از یک نقطه زمین زده شوند، ارزش یکسانی دارند.
اینجاست که «گلهای مورد انتظار پس از شوت» (PSxG) وارد معادله میشود. در جایی که xG کیفیت موقعیت را درجهبندی میکند، PSxG کیفیت اجرای ضربه را درجهبندی میکند. این معیار کیفیت خود شوت را ارزیابی میکند و مسیر حرکت توپ، سرعت و جایگیری آن در چارچوب دروازه را در نظر میگیرد.
با جدا کردن ضربه، PSxG به تحلیلگران اجازه میدهد تا توانایی خالص ضربه نهایی را کمیسازی کنند. ضربه نمادین محمد صلاح از راه دور مقابل چلسی در فصل ۱۹/۲۰۱۸ را در نظر بگیرید. بر اساس فاصله، زاویه و فشار دفاعی، xG پیش از شوت تنها ۰٫۰۲ میکروسکوپی بود—به این معنی که فقط دو شوت از هر صد شوت از آن موقعیت به گل تبدیل میشوند.[3][4]
با این حال، به محض اینکه توپ پای صلاح را ترک کرد و به سمت کنج بالای دروازه شلیک شد، احتمال به طور چشمگیری تغییر کرد. جایگیری و قدرت ضربه، PSxG معادل ۰٫۶۰ ایجاد کرد. مهاجم مصری یک شانس دو درصدی را گرفته بود و از طریق نبوغ فنی محض، آن را به یک گل شصت درصدی تبدیل کرده بود.[3][4]
مقایسه xG یک بازیکن با PSxG او، پروفایل واقعیاش را آشکار میکند. مهاجمی که PSxG او به طور مداوم از xG او فراتر میرود، یک ضربهزن نخبه است که از طریق تکنیک ضربه نهایی خود ارزش افزوده ایجاد میکند. برعکس، مهاجمی که PSxG او پایینتر از xG او قرار دارد، احتمالاً به موقعیتهای عالی میرسد اما در به چالش کشیدن دروازهبان با ضربات باکیفیت ناکام است.
با این حال، محدودیت PSxG این است که فقط برای شوتهای در چارچوب وجود دارد. اگر یک مهاجم دروازهبان را دور بزند و توپ را از فاصله سه قدمی روی دروازه خالی به آسمان بفرستد، xG پیش از شوت بسیار زیاد است، اما PSxG صفر است. هیچ مسیر حرکتی برای اندازهگیری وجود ندارد، زیرا شوت هرگز دروازه را تهدید نکرده است.[3]
به همین دلیل، PSxG نمیتواند جایگزین xG استاندارد شود؛ بلکه باید در کنار آن استفاده شود. پیشرفتهترین بخشهای جذب بازیکن در فوتبال جهانی اکنون از هر دو معیار به صورت همزمان استفاده میکنند. آنها از xG برای ارزیابی حرکت بازیکن و سلامت تاکتیکی تیم استفاده میکنند، و از PSxG برای ارزیابی ضربه نهایی فردی و مهار شوت توسط دروازهبان.
در نهایت، بحث بین xG و PSxG در مورد انتخاب یک برنده نیست، بلکه درک مکانیسمهای گلزنی است. مهاجمی که کاملاً به عملکرد بیش از حد PSxG متکی است، احتمالاً به میانگین باز خواهد گشت، زیرا زدن گلهای دور از انتظار و پر سر و صدا به ندرت پایدار است. اما مهاجمی که تولید xG نخبه را با اجرای مثبت PSxG ترکیب میکند، جام مقدس فوتبال مدرن است—بازیکنی که فضاهای مناسب را پیدا میکند و حریف را به محض رسیدن به آنجا مجازات میکند.[4]
نکات کلیدی
- گلهای مورد انتظار (xG) احتمال تبدیل یک موقعیت به گل را پیش از ضربه زدن به توپ میسنجد و به حرکت بدون توپ پاداش میدهد.
- گلهای مورد انتظار پس از شوت (PSxG) کیفیت خود ضربه را ارزیابی میکند و مسیر حرکت، سرعت و جایگیری توپ را در نظر میگیرد.
- مهاجمان نخبه مانند ارلینگ هالند در طول یک فصل کامل عملکردی بسیار نزدیک به xG خود دارند که ارزش جایگیری ثابت را اثبات میکند.
- PSxG توانایی خالص ضربه نهایی را جدا میکند و نشان میدهد که یک بازیکن چقدر ارزش از طریق اجرای فنی به یک موقعیت کماحتمال اضافه میکند.
- از آنجایی که PSxG فقط برای شوتهای در چارچوب اعمال میشود، بخشهای جذب بازیکن مدرن از هر دو معیار به صورت همزمان برای ارزیابی مهاجمان استفاده میکنند.
چرا مهم است
برای هواداران، درک تفاوت بین xG و PSxG توضیح میدهد که چرا یک تیم میتواند بر بازی مسلط باشد اما گل نزند، یا چرا یک مهاجم خاص ارزش قرارداد ۱۰۰ میلیون دلاری را دارد. این معیارها شانس و اقبال را کنار میزنند تا مکانیسمهای واقعی و زیربنایی گلزنی را آشکار سازند.
آنچه نمیدانیم
- چگونه ادغام دادههای ردیابی بیومکانیکی، نسخههای آتی مدلهای PSxG را بهبود خواهد بخشید.
- آیا مهاجمانی که به طور مداوم عملکردی فراتر از PSxG خود دارند، میتوانند این تفاوت را در طول چندین فصل بدون افت حفظ کنند.
- 0.81
- xG هالند در فصل ۲۶/۲۰۲۵ در هر ۹۰ دقیقه
- 1.24
- xG کین در فصل ۲۶/۲۰۲۵ در هر ۹۰ دقیقه
- 0.02
- xG صلاح پیش از شوت (۲۰۱۹ مقابل چلسی)
- 0.60
- xG صلاح پس از شوت (۲۰۱۹ مقابل چلسی)
منابع
[1]FootyStatsمربیان تاکتیکیErling Haaland Stats, Goals, Records, Assists, Cups and more
مطالعه در FootyStats →
[2]FootyStatsمربیان تاکتیکیHarry Kane Stats, Goals, Records, Assists, Cups and more
مطالعه در FootyStats →
[3]FootballCriticمربیان دروازهبانیWhat is Post-Shot Expected Goals (PSxG)?
مطالعه در FootballCritic →
[4]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران داده و استعدادیابهاتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت ورزش اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


