رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانطراحی کارتحلیل۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۲۳· 6 دقیقه مطالعه· در شغل و کار

پایان «مقاوم‌تر باش»: تغییر رویکرد شرکت‌ها به طراحی کار برای مقابله با فرسودگی شغلی سیستمی

سازمان‌ها در حال کنار گذاشتن آموزش‌های تاب‌آوری فردی به نفع طراحی ساختاری کار هستند و فرسودگی شغلی را به جای یک مشکل پزشکی شخصی، به عنوان یک نقص عملیاتی سیستمی تلقی می‌کنند.

به قلم مهلا پارسا

روانشناسان سازمانی 40%رهبران منابع انسانی 35%مقامات بهداشت عمومی 25%
روانشناسان سازمانی
محققانی که فرسودگی شغلی را به عنوان یک شکست ساختاری در محیط کار می‌بینند.
رهبران منابع انسانی
متخصصان شرکتی که بر عملیاتی کردن طراحی کار برای حفظ استعدادها تمرکز دارند.
مقامات بهداشت عمومی
مقامات بهداشتی جهانی که مرزهای سلامت شغلی را تعریف می‌کنند.

نکات کلیدی

  • سازمان جهانی بهداشت فرسودگی شغلی را به عنوان یک پدیده شغلی ناشی از استرس محیط کار مدیریت نشده طبقه‌بندی می‌کند، نه یک وضعیت پزشکی.
  • مدل خواسته‌ها و منابع شغلی (JD-R) نشان می‌دهد که حجم کاری بالا تنها زمانی باعث فرسودگی می‌شود که با منابع کافی مانند استقلال مطابقت نداشته باشد.
  • شرکت‌ها در حال کنار گذاشتن آموزش‌های تاب‌آوری فردی به نفع «طراحی کار» ساختاری برای مقابله با خستگی مزمن هستند.
  • طراحی کار شامل حذف لایه‌های تأیید غیرضروری، شفاف‌سازی نقش‌ها و کاهش اصطکاک اداری است.

در سال ۲۰۱۹، سازمان جهانی بهداشت (WHO) تغییری آرام اما اساسی در طبقه‌بندی بین‌المللی بیماری‌ها ایجاد کرد: فرسودگی شغلی را رسماً نه به عنوان یک بیماری پزشکی، بلکه به عنوان یک «پدیده شغلی» طبقه‌بندی کرد. برای دهه‌ها، کارمندانی که خستگی مزمن را تجربه می‌کردند، به عنوان بیمارانی در نظر گرفته می‌شدند که نیاز به آموزش تاب‌آوری، درمان یا مرخصی داشتند. طبقه‌بندی مجدد WHO لنز تشخیصی را به طور کامل تغییر داد. فرسودگی شغلی دیگر به عنوان شکست فرد در مقابله با استرس تعریف نمی‌شد، بلکه نتیجه «استرس مزمن محیط کار که توسط خود سازمان با موفقیت مدیریت نشده است» تلقی گردید.[1]

این تغییر اکنون در حال ایجاد یک بازنگری جدی در هیئت مدیره شرکت‌ها و بخش‌های منابع انسانی است. پس از سال‌ها سرمایه‌گذاری در کمک‌هزینه‌های رفاهی، اپلیکیشن‌های مدیتیشن و کلاس‌های یوگا، شرکت‌ها در حال کشف این واقعیت هستند که این مزایای متمرکز بر فرد، تأثیر کمی در جلوگیری از موج ترک خدمت و عدم تعهد کارکنان دارند. در عوض، اجماعی حول یک راه‌حل ساختاری‌تر در حال شکل‌گیری است: طراحی کار. فرض ساده اما ریشه‌ای است—اگر سیستم در حال از بین بردن افراد است، شما افراد را آموزش نمی‌دهید که آسیب بیشتری را تحمل کنند؛ بلکه سیستم را بازطراحی می‌کنید.[5]

برای درک اینکه چرا آموزش تاب‌آوری شکست می‌خورد، باید به مکانیسم‌های زیربنایی فرسودگی شغلی نگاه کرد. پذیرفته‌شده‌ترین چارچوب در روانشناسی سازمانی، مدل «خواسته‌ها و منابع شغلی» (JD-R) است که اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط محققان، اوانجلیا دمراتی و آرنولد باکر، معرفی شد. مدل JD-R مانند یک معادله ریاضی برای انرژی انسانی عمل می‌کند. این مدل فرض می‌کند که هر شغل، صرف نظر از صنعت یا نقش خاص، از دو عنصر اساسی تشکیل شده است: خواسته‌ها و منابع. هنگامی که این دو عنصر از تعادل خارج می‌شوند، سیستم دچار فروپاشی می‌شود.[2]

خواسته‌های شغلی جنبه‌های فیزیکی، روانشناختی، اجتماعی یا سازمانی یک نقش هستند که نیازمند تلاش مستمر می‌باشند. این موارد شامل حجم کاری بالا، فشار عاطفی، ابهام نقش و ضرب‌الاجل‌های فشرده است. خواسته‌ها ذاتاً منفی نیستند—آنها هسته اصلی هر شغل چالش‌برانگیزی هستند—اما هزینه فیزیولوژیکی و روانشناختی دارند. هنگامی که خواسته‌ها بالا و مستمر باشند و بازیابی کافی وجود نداشته باشد، مسیری به نام «مسیر آسیب به سلامت» را هدایت می‌کنند که مستقیماً به خستگی مفرط منجر می‌شود.[2]

مدل خواسته‌ها و منابع شغلی نشان می‌دهد که چگونه منابع ساختاری تأثیر حجم کاری بالا را تعدیل می‌کنند.

از سوی دیگر، منابع شغلی، عناصر ساختاری هستند که به کارکنان کمک می‌کنند تا به اهداف کاری دست یابند، هزینه خواسته‌ها را کاهش دهند و رشد شخصی را تحریک کنند. این موارد شامل استقلال، بازخورد عملکرد، وضوح نقش و مدیریت حمایتی است. بر اساس مدل JD-R، منابع، «مسیر انگیزشی» را هدایت می‌کنند که به تعهد و درگیری شغلی منجر می‌شود. نکته حیاتی این است که منابع به عنوان یک عامل بافر عمل می‌کنند. خواسته‌های بالا به طور خودکار باعث فرسودگی شغلی نمی‌شوند، اگر با منابع بالا مطابقت داشته باشند.[2]

شکست رویکرد «تاب‌آوری» در این است که تلاش می‌کند خستگی ناشی از خواسته‌های بالا را بدون ارائه هیچ منبع شغلی جدیدی درمان کند. یک اپلیکیشن مدیتیشن ممکن است به طور موقت ضربان قلب کارگر را کاهش دهد، اما خطوط گزارش‌دهی او را روشن نمی‌کند، بار اداری‌اش را کم نمی‌کند یا استقلال تصمیم‌گیری به او نمی‌دهد. هنگامی که کارگر به یک محیط نامتعادل ساختاری باز می‌گردد، خستگی فوراً از سر گرفته می‌شود.[5]

شکست رویکرد «تاب‌آوری» در این است که تلاش می‌کند خستگی ناشی از خواسته‌های بالا را بدون ارائه هیچ منبع شغلی جدیدی درمان کند.

این دیدگاه ساختاری کاملاً با تحقیقات پیشگامانه دکتر کریستینا مسلچ، خالق پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلچ، همسو است. مسلچ سه بعد متمایز فرسودگی شغلی را شناسایی کرد: خستگی عاطفی، مسخ شخصیت (یا بدبینی)، و کاهش حس کارآمدی حرفه‌ای. در حالی که حجم کاری سنگین عمدتاً خستگی را هدایت می‌کند، این کمبود منابع—به ویژه فقدان کنترل، پاداش ناکافی، و فروپاشی عدالت—است که بدبینی و ناکارآمدی را به وجود می‌آورد.[1][5]

سازمان‌های آینده‌نگر، با درک محدودیت‌های مزایای رفاهی، به سمت طراحی کار روی آورده‌اند—یعنی ساختاربندی عمدی وظایف، مسئولیت‌ها و اختیارات تصمیم‌گیری برای تبدیل نقش‌ها به موقعیت‌هایی قابل پیش‌بینی‌تر و پاداش‌دهنده‌تر. طراحی کار، اصطکاک روزانه یک شغل را به عنوان یک ریسک عملیاتی قابل اندازه‌گیری تلقی می‌کند، نه یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر زندگی شرکتی. به جای اینکه از کارکنان بخواهند صرفاً یک محیط آشفته را تحمل کنند، رهبران فعالانه در حال مهندسی مجدد محیط هستند تا موانع ساختاری که انرژی انسانی را تخلیه می‌کنند، از بین ببرند.[3][4]

مداخلات طراحی کار، راه‌حل‌های پایدارتری برای عدم تعهد کارکنان نسبت به مزایای رفاهی فردی ارائه می‌دهند.

یکی از مؤثرترین نقاط شروع برای طراحی کار، «ممیزی تأییدیه» است. رهبران منابع انسانی و عملیات، تعداد تأییدیه‌های مورد نیاز برای تصمیمات روتین را ترسیم می‌کنند و فرآیند واقعی را با نیازهای انطباق واقعی مقایسه می‌کنند. تصمیماتی که به طور مداوم به سه یا چهار لایه تأیید بدون توجیه نظارتی نیاز دارند، کاندیدای اصلی برای بازطراحی هستند. حذف این لایه‌های غیرضروری، استقلال را به کارمند باز می‌گرداند و اصطکاک اداری که منجر به خستگی می‌شود را کاهش می‌دهد.

عنصر اصلی دیگر طراحی کار، ایجاد وضوح نقش و مدیریت مرزهای وظایف است. هنگامی که نقش‌ها به خوبی تعریف نشده‌اند، کارکنان به جای اجرای وظایف واقعی خود، انرژی نامتناسبی را صرف مدیریت آشفتگی سازمانی می‌کنند. شرکت‌ها با تعیین دقیق مسئولیت هر فرد، بار شناختی نیروی کار خود را کاهش می‌دهند. این امر در مورد کاهش سختی خود کار نیست، بلکه حذف «فراکار» (meta-work) مورد نیاز برای انجام کار است.[3][4]

مکانیسم‌های گوش دادن مستمر نیز در حال جایگزینی نظرسنجی سنتی سالانه تعهد کارکنان هستند. از آنجایی که فرسودگی شغلی یک شاخص تأخیری است—اغلب تنها زمانی قابل مشاهده است که کارمند قبلاً تصمیم به ترک کار گرفته است—سازمان‌ها در حال اجرای بررسی‌های ضربانی سبک و مکرر هستند. این ابزارها اصطکاک عملیاتی را در زمان واقعی آشکار می‌کنند و به مدیران اجازه می‌دهند قبل از اینکه استرس حاد به فرسودگی مزمن تبدیل شود، حجم کار را تنظیم کرده یا انتظارات را روشن سازند.

ممیزی‌های تأییدیه و نقشه‌برداری جریان کار، ابزارهای کلیدی در طراحی کار مدرن هستند.

اهمیت این گذار، هم برای بهره‌وری شرکت‌ها و هم برای مسیرهای شغلی فردی، بسیار زیاد است. برای متخصصانی که کارفرمایان بالقوه را ارزیابی می‌کنند، وجود مزایای رفاهی دیگر معیار کافی برای یک فرهنگ سالم نیست. سؤالات آشکارکننده در طول مصاحبه اکنون بر طراحی کار متمرکز است: تصمیمات چگونه گرفته می‌شوند؟ این نقش چقدر استقلال دارد؟ وقتی اولویت‌ها با هم در تضاد هستند چه اتفاقی می‌افتد؟[5]

در نهایت، تغییر از تاب‌آوری به طراحی کار، نشان‌دهنده بلوغ روانشناسی شرکتی است. این رویکرد اذعان دارد که انرژی انسانی یک منبع محدود است و تکیه بر سرسختی فردی برای غلبه بر ناکارآمدی سیستمی، یک استراتژی شکست‌خورده است. با تلقی فرسودگی شغلی به عنوان یک نقص طراحی به جای یک شکست شخصی، سازمان‌ها می‌توانند سیستم‌هایی بسازند که عملکرد بالا را بدون قربانی کردن افرادی که آن را به پیش می‌برند، حفظ کنند.[5]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

روانشناسان سازمانی

محققانی که فرسودگی شغلی را به عنوان یک شکست ساختاری در محیط کار می‌بینند.

این گروه استدلال می‌کنند که فرسودگی شغلی یک قطعیت ریاضی است زمانی که خواسته‌های شغلی به طور مداوم از منابع شغلی فراتر روند. تکیه بر آموزش تاب‌آوری فردی به عنوان تشخیص نادرست مشکل تلقی می‌شود. در عوض، آنها از مداخلات سیستمی مبتنی بر مدل خواسته‌ها و منابع شغلی حمایت می‌کنند و تأکید دارند که استقلال، وضوح نقش و پاداش عادلانه تنها عوامل تعدیل‌کننده پایدار در برابر خستگی مزمن هستند.

رهبران منابع انسانی

متخصصان شرکتی که بر عملیاتی کردن طراحی کار برای حفظ استعدادها تمرکز دارند.

رهبران منابع انسانی به طور فزاینده‌ای از کمک‌هزینه‌های رفاهی و کلاس‌های یوگا فاصله می‌گیرند، زیرا آنها را در برابر فرسودگی شغلی سیستمی ناکارآمد می‌دانند. تمرکز آنها به «ممیزی‌های تأییدیه» و بهینه‌سازی جریان کار تغییر یافته است. با شناسایی نقاط توقف تصمیم‌گیری و حذف اصطکاک اداری غیرضروری، هدف آنها بازگرداندن عاملیت کارکنان و کاهش بار شناختی روزانه‌ای است که منجر به ترک خدمت می‌شود.

مقامات بهداشت عمومی

مقامات بهداشتی جهانی که مرزهای سلامت شغلی را تعریف می‌کنند.

سازمان‌هایی مانند WHO فرسودگی شغلی را به شدت به عنوان یک «پدیده شغلی» طبقه‌بندی می‌کنند تا یک وضعیت پزشکی یا روانپزشکی. این تمایز حیاتی است زیرا بار پیشگیری را مستقیماً بر دوش کارفرمایان و طراحی محیط کار قرار می‌دهد، نه بر سیستم مراقبت‌های بهداشتی یا مدیریت پزشکی شخصی فرد.

چرا مهم است

برای دهه‌ها، شرکت‌ها فرسودگی شغلی را به عنوان یک شکست شخصی می‌دیدند که باید با اپلیکیشن‌های مدیتیشن و آموزش تاب‌آوری حل شود. این تغییر به سمت طراحی کار به این معنی است که کارفرمای بعدی شما به احتمال زیاد استقلال، جریان کار و اصطکاک روزانه شما را به عنوان معیارهای عملیاتی قابل اندازه‌گیری تلقی خواهد کرد، نه صرفاً کلمات پر زرق و برق منابع انسانی.

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

روانشناسان سازمانی 40%رهبران منابع انسانی 35%مقامات بهداشت عمومی 25%
  1. [1]World Health Organizationمقامات بهداشت عمومی

    Burn-out an 'occupational phenomenon': International Classification of Diseases

    مطالعه در World Health Organization
  2. [2]Journal of Applied Psychologyروانشناسان سازمانی

    The job demands-resources model of burnout

    مطالعه در Journal of Applied Psychology
  3. [3]Canadian Centre for Occupational Health and Safetyمقامات بهداشت عمومی

    Job Design

    مطالعه در Canadian Centre for Occupational Health and Safety
  4. [4]Lyra Healthرهبران منابع انسانی

    What is Job Design and Why is it Important?

    مطالعه در Lyra Health
  5. [5]تیم سردبیری کوهستانروانشناسان سازمانی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت شغل و کار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.