رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستاناقتصاد استریمتحلیل و توضیح۹ شهریور ۱۴۰۵، ۰:۲۲· 6 دقیقه مطالعه· در سرگرمی

پلتفرم‌های استریم چگونه تصمیم می‌گیرند: مقایسه مالی و استراتژیک مجوز محتوا در برابر تولیدات اختصاصی

با بلوغ پلتفرم‌های استریم، توازن ریاضیاتی میان تولید سریال‌های اختصاصی گران‌قیمت و کسب مجوز محتوای قدیمی‌تر (کتابخانه‌ای) تغییر کرده است. بررسی عمیق اقتصاد زیربنایی این صنعت نشان می‌دهد که چرا رؤیای «فقط تولیدات اختصاصی» کنار گذاشته شده و مدل ترکیبی جایگزین آن شده است.

به قلم سروین قاسمی

استراتژیست‌های پلتفرم 40%اصناف خلاق 30%متخصصان رفتار مصرف‌کننده 30%
استراتژیست‌های پلتفرم
توازن ریاضیاتی هزینه‌های جذب در مقابل ارزش حفظ مشترک را اولویت‌بندی می‌کنند.
اصناف خلاق
بر نحوه تأثیر مدل‌های مالکیت بر دستمزد اولیه و حق پخش بلندمدت تمرکز دارند.
متخصصان رفتار مصرف‌کننده
تحلیل می‌کنند که مخاطبان چگونه انحصاری بودن را درک می‌کنند و تماشای محتوای راحت و آشنا را بر اولین پخش‌ها ترجیح می‌دهند.

چرا مهم است

درک اقتصاد پشت پرده مجوز محتوا توضیح می‌دهد که چرا سرویس استریم محبوب شما ناگهان سریال‌های اختصاصی تحسین‌شده را کنسل می‌کند، در حالی که همزمان میلیاردها دلار برای پخش کمدی‌های قدیمی دهه‌ها پیش می‌پردازد. این موضوع مکانیسم‌های مالی پنهانی را آشکار می‌کند که دقیقاً دیکته می‌کنند چه چیزی روی صفحه نمایش شما ظاهر شود.

نکات کلیدی

  • سریال‌های اختصاصی که مالکیت کامل آن‌ها متعلق به پلتفرم است، عمدتاً به عنوان ابزارهای بازاریابی برای جذب مشترکین جدید استفاده می‌شوند.
  • محتوای کتابخانه‌ای دارای مجوز به مراتب ارزان‌تر است و محرک اصلی حفظ مشترکین در بلندمدت به شمار می‌رود.
  • ارزش مالی بیشتر سریال‌های اختصاصی در ابتدا بسیار بالاست و پس از ۹۰ روز اول به شدت کاهش می‌یابد.
  • با بلوغ بازار استریم، پلتفرم‌ها از استراتژی «فقط تولیدات اختصاصی» به سمت مدل‌های ترکیبی حرکت می‌کنند.

یک مزرعه سرور عظیم در ویرجینیا را تصور کنید که بی‌سروصدا پتابایت‌ها ویدئو را به میلیون‌ها اتاق نشیمن می‌فرستد. در یک قفسه، در حال سرویس‌دهی به یک حماسه فانتزی ۲۰ میلیون دلاری برای هر قسمت است که مالکیت کامل آن متعلق به پلتفرم است. در قفسه کناری، در حال پخش یک کمدی موقعیت (سیتکام) بیست ساله است که با هزینه‌ای ناچیز در ساعت، از یک استودیوی رقیب مجوز گرفته است. هر دو برای بقای پلتفرم حیاتی هستند، اما در ریاضیات بی‌رحمانه اقتصاد توجه، وظایف کاملاً متفاوتی را انجام می‌دهند.[6]

سال‌ها، جنگ‌های استریم با یک وسواس گران‌قیمت و واحد تعریف می‌شد: محتوای اختصاصی. منطق غالب حکم می‌کرد که پلتفرم‌ها برای بقا باید مالک نمایش‌های خود باشند، که این امر منجر به یک مسابقه تسلیحاتی چند میلیارد دلاری شد که هالیوود را دگرگون کرد. اما همانطور که این صنعت بالغ می‌شود و وال استریت به جای صرفاً رشد مشترکین، سودآوری واقعی را طلب می‌کند، این محاسبات بی‌سروصدا تغییر کرده است.[1]

تصمیم‌گیری در مورد اینکه آیا یک برنامه را از صفر بسازیم یا آن را از شخص دیگری اجاره کنیم، صرفاً یک انتخاب خلاقانه نیست؛ بلکه موتور محرکه اقتصادی اساسی تلویزیون مدرن است. این تصمیم جریان نقدی، ریزش مشترکین و دوام بلندمدت سرویس را دیکته می‌کند. برای اینکه بفهمید چرا سریال مورد علاقه شما کنسل شد – یا چرا ناگهان یک سیتکام کلاسیک در یک اپلیکیشن رقیب ظاهر شد – باید به ترازنامه مالی نگاه کنید.[3]

اجازه دهید با اسباب‌بازی‌های جدید و براق شروع کنیم. تولیدات اختصاصی با مالکیت کامل، نمایش‌هایی هستند که یک سرویس استریم تمام هزینه آن را می‌پردازد و در ازای کنترل کامل، تمام ریسک مالی را به عهده می‌گیرد. وقتی یک پلتفرم چراغ سبز را به یک سریال اختصاصی بزرگ نشان می‌دهد، آن‌ها فقط یک فصل تلویزیونی نمی‌خرند؛ بلکه در حال خرید یک دارایی بازاریابی با بازده بالا هستند.[3]

تولیدات اختصاصی نیازمند سرمایه اولیه هنگفت هستند، در حالی که مجوزدهی هزینه‌ها را در طول زمان توزیع می‌کند.

تولیدات اختصاصی در این اکوسیستم هدف بسیار مشخصی را دنبال می‌کنند: جذب مشتری. آن‌ها بیلبوردهای بزرگ در بزرگراه دیجیتال هستند. یک سریال اختصاصی عظیم و مسلط از نظر فرهنگی، همان چیزی است که مصرف‌کننده را متقاعد می‌کند کارت اعتباری خود را بیرون بیاورد و برای یک اشتراک ماهانه جدید ثبت‌نام کند. شما برای تماشای برنامه‌ای که قبلاً دیده‌اید، مشترک یک سرویس جدید نمی‌شوید؛ شما مشترک می‌شوید تا بخشی از گفتگوی فرهنگی صبح دوشنبه باشید.[1][5]

با این حال، این مالکیت با هزینه اولیه و سنگینی همراه است. پلتفرم باید جریان نقدی کل تولید را تأمین کند و اغلب حق‌الامتیازهای آتی (backend rights) را با پرداخت مبلغی اضافی از سازندگان خریداری می‌کند تا بعداً مجبور به پرداخت حق پخش (residuals) نباشد. این بدان معناست که سرویس استریم قبل از پخش حتی یک فریم، عمیقاً در ضرر است و شرط می‌بندد که هجوم مشترکین جدید در نهایت هزینه هنگفت اولیه را پوشش خواهد داد.[3]

واقعیت مالی محتوای اختصاصی این است که ارزش آن به شدت در ابتدا متمرکز است. یک سریال موفق جدید ممکن است در ماه اول میلیون‌ها ثبت‌نام را به همراه داشته باشد، اما پس از فروکش کردن موج فرهنگی اولیه، ارزش آن به سرعت کاهش می‌یابد. پلتفرم باید هزینه برنامه را در طول زمان مستهلک کند (یا به اصطلاح حسابداری، آن را از دفاتر خارج کند)، و برای اکثر تولیدات اختصاصی، بخش اعظم ارزش جذب مشترک آن‌ها ظرف نود روز اول به پایان می‌رسد.[1][6]

واقعیت مالی محتوای اختصاصی این است که ارزش آن به شدت در ابتدا متمرکز است.

و اما محتوای دارای مجوز – آن اسب کاری بی‌ادعا اما بسیار مؤثر اکوسیستم استریم. مجوزدهی شامل پرداخت هزینه‌ای برای اجاره یک برنامه یا فیلم متعلق به استودیوی دیگر برای یک دوره زمانی مشخص است. این معادل دیجیتالی پخش سندیکایی است و بی‌سروصدا کل صنعت را سرپا نگه داشته است.[3]

اگر تولیدات اختصاصی طعمه باشند، محتوای کتابخانه‌ای دارای مجوز قلابی است که مشترکین را از فرار باز می‌دارد. در حالی که یک سریال علمی-تخیلی جدید و پر زرق و برق ممکن است کسی را وادار به اشتراک کند، این آسایش پس‌زمینه یک سریال پلیسی ۲۰۰ قسمتی یا یک سیتکام محبوب دهه ۹۰ است که آن‌ها را وادار می‌کند ماه به ماه پول بپردازند. حفظ مشترک حرف اول را می‌زند و حجم محتوا برنده است.[4][5]

تولیدات اختصاصی باعث افزایش ناگهانی جذب اولیه می‌شوند، اما کتابخانه‌های دارای مجوز، حفظ مشترک در بلندمدت را تضمین می‌کنند.

اقتصاد مجوزدهی تفاوت زیادی با تولید دارد. پلتفرم ریسک تولید را متحمل نمی‌شود؛ آن‌ها در حال خرید یک کالای اثبات‌شده با مخاطب شناخته‌شده هستند. هزینه در طول عمر قرارداد مجوز توزیع می‌شود و بر اساس هزینه به ازای هر ساعت تماشا، محتوای دارای مجوز به طور تصاعدی ارزان‌تر از تولید یک اثر اختصاصی جدید است.[2][3]

هر سرویس استریم به دنبال «عدد جادویی» خود است – نسبت کامل محتوای اختصاصی به محتوای دارای مجوز. این نسبت به شدت به بلوغ پلتفرم بستگی دارد. یک تازه‌وارد باید بیش از حد روی تولیدات اختصاصی تمرکز کند تا هویت برند بسازد و پایگاه کاربری را از صفر جذب کند.[5]

اما با بلوغ یک پلتفرم و رسیدن به اشباع بازار، استراتژی باید تغییر کند. هزینه جذب یک مشترک کاملاً جدید به طرز سرسام‌آوری بالا می‌رود، و حفظ مشترک را به معیار اصلی موفقیت تبدیل می‌کند. به همین دلیل است که شاهد احیای گسترده قراردادهای مجوزدهی هستیم، حتی بین رقبای سرسخت سابق که قبلاً قسم خورده بودند تمام محتوای خود را انحصاری نگه دارند.[1][2]

یک راه میانه نیز وجود دارد: تولیدات مشترک. در این مدل، یک سرویس استریم ممکن است با یک شبکه سنتی یا یک پخش‌کننده خارجی شریک شود تا هزینه‌های یک برنامه را به اشتراک بگذارند. سرویس استریم ممکن است حقوق توزیع جهانی را به دست آورد، در حالی که شریک، حقوق پخش محلی را حفظ می‌کند. این کار ریسک را کاهش می‌دهد اما ساختار مالکیت را پیچیده می‌کند و یک دارایی ترکیبی ایجاد می‌شود.[3]

عادات تماشای مصرف‌کنندگان به شدت متکی بر آسایش کاتالوگ‌های عمیق و دارای مجوز است.

نکته جالب اینجاست که درک مصرف‌کننده همیشه با واقعیت‌های مالی این معاملات همخوانی ندارد. مطالعات نشان می‌دهد که مخاطبان اغلب «انحصاری» بودن را با «اختصاصی» بودن اشتباه می‌گیرند. اگر یک پلتفرم تنها مکانی باشد که می‌توان یک برنامه دارای مجوز را در یک کشور خاص تماشا کرد، بینندگان اغلب آن را به عنوان یک تولید اختصاصی درک می‌کنند و به این ترتیب، پلتفرم بدون تحمل ریسک تولید، هاله برند یک اثر موفق را به دست می‌آورد.[4]

دوران «باغ محصور» (Walled Garden)، که در آن هر استودیو محتوای خود را منحصراً برای سرویس‌های استریم خودش احتکار می‌کرد، رو به پایان است. محاسبات مالی به سادگی از آن حمایت نمی‌کند. آینده استریم، شبکه‌ای پیچیده و به‌هم‌پیوسته از قراردادهای مجوزدهی است، جایی که پلتفرم‌ها هم به عنوان خریدار و هم فروشنده محتوا برای به حداکثر رساندن درآمد عمل می‌کنند.[2][6]

در نهایت، تصمیم‌گیری بین مجوزدهی و تولید اختصاصی، یک عمل متعادل‌سازی است بین رشد انفجاری و پرهزینه‌ای که توسط آثار موفق جدید هدایت می‌شود و ثبات آرام و سودآوری که توسط کتابخانه‌های عمیق فراهم می‌گردد. پلتفرم‌هایی که در دهه آینده زنده می‌مانند، آن‌هایی نخواهند بود که مالک همه چیز هستند؛ بلکه آن‌هایی خواهند بود که کیمیای این ترکیب را به خوبی درک کنند.[1][6]

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

استراتژیست‌های پلتفرم 40%اصناف خلاق 30%متخصصان رفتار مصرف‌کننده 30%
  1. [1]IDEAS/RePEcاستراتژیست‌های پلتفرم

    Originality vs. licensing: Optimal strategies of streaming platforms

    مطالعه در IDEAS/RePEc
  2. [2]Parrot Analyticsاستراتژیست‌های پلتفرم

    To have and to hold: In-house content ownership vs licensing

    مطالعه در Parrot Analytics
  3. [3]Entertainment Strategy Guyاصناف خلاق

    Licensed, Co-Productions and Wholly-Owned Television Shows…Explained!

    مطالعه در Entertainment Strategy Guy
  4. [4]European Economic Lettersمتخصصان رفتار مصرف‌کننده

    A Perception Study on Original Content vs. Licensed Content on OTT Platforms

    مطالعه در European Economic Letters
  5. [5]Parrot Analyticsاستراتژیست‌های پلتفرم

    Originals vs Licensed Content: Why streamers all have their own magic numbers

    مطالعه در Parrot Analytics
  6. [6]تیم سردبیری کوهستانمتخصصان رفتار مصرف‌کننده

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت سرگرمی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.