رفتن به محتوای اصلی
میراث هالیوودراهنمای مروری۲۳ تیر ۱۴۰۵، ۷:۲۲· 5 دقیقه مطالعه

رابرت ردفورد در ۸۹ سالگی درگذشت: مروری بر میراث او به عنوان ستاره و کارگردان

این چهره نمادین نسل‌ها که هالیوود را به عنوان بازیگر نقش اول تسخیر کرد و سپس آن را به عنوان پیشگام سینمای مستقل متحول ساخت، در ۸۹ سالگی درگذشت.

به قلم الناز کریمی

علاقه‌مندان سینمای جریان اصلی 40%حامیان فیلم مستقل 40%فعالان محیط زیست و سیاسی 20%
علاقه‌مندان سینمای جریان اصلی
میراث او را در درجه اول از طریق نقش‌های بلاک‌باستری و قدرت ستاره‌ای غیرقابل انکارش جشن می‌گیرند.
حامیان فیلم مستقل
بزرگترین سهم او را تأسیس ساندنس و حمایت او از فیلمسازان خارج از سیستم می‌دانند.
فعالان محیط زیست و سیاسی
بر میراث خارج از صحنه او در زمینه حفاظت از محیط زیست، حمایت لیبرال و محافظت از غرب آمریکا تمرکز دارند.

چرا مهم است

رابرت ردفورد تنها در برخی از محبوب‌ترین فیلم‌های قرن بیستم بازی نکرد؛ او با تأسیس مؤسسه ساندنس، اقتصاد هالیوود را به طور اساسی بازسازی کرد. درک میراث دوگانه او، درسی است در مورد اینکه چگونه یک فرد می‌تواند کل چشم‌انداز فرهنگی را تغییر دهد.

رابرت ردفورد، چهره نمادین نسل‌ها که هالیوود را دو بار تسخیر کرد—اول به عنوان جذاب‌ترین بازیگر نقش اول و بعداً به عنوان پدرخوانده سینمای مستقل آمریکا—در ۸۹ سالگی درگذشت. بر اساس بیانیه‌ای که توسط مدیر برنامه‌های او منتشر شد، وی در آرامش و در منزل خود در کوه‌های یوتا، در احاطه خانواده‌اش، چشم از جهان فروبست. مرگ او پایان یک دوران برای صنعت سینما است و بلافاصله باعث شد تا همکاران، کارگردانان و سیاستمدارانی که به سهم عظیم او در هنر احترام می‌گذاشتند، ادای احترام جهانی خود را ابراز کنند.[1][3][4]

در حالی که مخاطبان در سراسر جهان این آخر هفته به دنبال ادای احترام به یاد او هستند، با انتخابی جذاب بین دو مسیر سینمایی متمایز روبرو می‌شوند. ما دو دوره تعیین‌کننده از حرفه ردفورد را مقایسه می‌کنیم تا به بینندگان کمک کنیم تا در فیلم‌شناسی گسترده او حرکت کنند و تجربه تماشایی را انتخاب کنند که جادوی ماندگار او را به بهترین شکل به تصویر می‌کشد.

مسیر اول، دوران «پسر طلایی» است که از ظهور شهاب‌وار او در اواخر دهه ۱۹۶۰ تا سلطه مطلق او بر گیشه دهه ۱۹۷۰ را در بر می‌گیرد. این دوره، جایگاه او را به عنوان یک نماد جذابیت جهانی و یک غول سینمایی تثبیت کرد، که با جذابیت بی‌دردسر و ظاهر خیره‌کننده‌اش در آثار کلاسیک محبوبی مانند «بوچ کسیدی و ساندنس کید» و عاشقانه گسترده «آنطور که بودیم» تعریف می‌شود.[1]

هنگام ارزیابی دوران پسر طلایی، مزایا و معایب مشخصی وجود دارد. استدلال موافق این مسیر، کاریزمای بی‌نظیر او روی پرده و زوج‌های نمادینی است که قهرمان آمریکایی دارای نقص را تعریف کردند. استدلال مخالف این مسیر اشاره می‌کند که قدرت ستاره‌ای محض او گاهی اوقات علایق عمیق‌تر موضوعی او را تحت‌الشعاع قرار می‌داد، و نقش‌های اولیه او به شدت متکی بر ظاهر خوب و متعارفش بودند. با این حال، شواهد برتری این دوران غیرقابل انکار است: «نیش» (The Sting) برنده جایزه بهترین فیلم شد و زوج او با پل نیومن همچنان معیار طلایی برای شیمی سینمایی باقی مانده است.[2]

مقایسه دو مرحله متمایز از دوران حرفه‌ای عظیم ردفورد در هالیوود.

فراتر از کمدی‌های رفاقتی، این دوران همچنین توانایی او را در هدایت تریلرهای سیاسی سنگین به نمایش گذاشت. ایفای نقش او به عنوان باب وودوارد، روزنامه‌نگار خستگی‌ناپذیر واشنگتن پست در فیلم «همه مردان رئیس جمهور»، فضای پارانویایی آمریکای دهه ۱۹۷۰ را به کمال به تصویر کشید. برای بینندگانی که به دنبال جادوی سینمایی ناب و بی‌قید و شرط و تصویری از سیستم استودیویی هالیوود گذشته هستند، این دوران تقریباً بی‌نقص است.[3]

مسیر دوم، دوران «پدرخوانده مستقل» است که از اوایل دهه ۱۹۸۰ آغاز شد، زمانی که ردفورد پشت دوربین رفت و زیرساخت‌های صنعت را به طور اساسی بازسازی کرد. او در جستجوی پناهگاهی از ماشین بلاک‌باستری که خود در ایجاد آن نقش داشت، مؤسسه ساندنس را در سال ۱۹۸۱ تأسیس کرد و یک گردهمایی کوچک در یوتا را به سکوی پرتاب اصلی برای فیلم‌های مستقل تبدیل کرد.[3]

مسیر دوم، دوران «پدرخوانده مستقل» است که از اوایل دهه ۱۹۸۰ آغاز شد، زمانی که ردفورد پشت دوربین رفت و زیرساخت‌های صنعت را به طور اساسی بازسازی کرد.

دوران پدرخوانده مستقل، مشخصات متمایز خود را ارائه می‌دهد. استدلال موافق این مسیر، تأثیر ساختاری عمیق او بر صنعت است، زیرا او بیش از هر فرد دیگری با راه‌اندازی نسل‌هایی از هنرمندان خارج از سیستم، به دموکراتیزه کردن سینما کمک کرد. استدلال مخالف این مسیر این است که بینندگان باید سرعت کندتر و متفکرانه‌تری را بپذیرند که فاقد جذابیت سرگرم‌کننده و آسان بلاک‌باسترهای دهه ۱۹۷۰ او است. شواهد موفقیت او در اینجا خیره‌کننده است: اولین کارگردانی او، «مردم معمولی» (Ordinary People)، چهار جایزه اسکار را از آن خود کرد و ساندنس به یک پادشاه‌ساز جهانی تبدیل شد.[1][4]

ساندنس بستری حیاتی برای دو نسل از فیلمسازان خارج از سیستم—از کوئنتین تارانتینو تا آوا دوورنی—فراهم کرد که در نهایت مورد استقبال خریداران بلیط و استودیوها قرار گرفتند. ردفورد اصرار داشت که مستعمره هنری او نه در مورد شورشیانی است که به جریان اصلی حمله می‌کنند، بلکه در مورد گسترش مفهوم آنچه سینمای جریان اصلی می‌تواند باشد، است.[3]

جشنواره فیلم ساندنس، که توسط ردفورد در سال ۱۹۸۱ تأسیس شد، صنعت فیلم آمریکا را به طور اساسی دموکراتیزه کرد.

فراتر از دوربین، میراث ردفورد عمیقاً با فعالیت‌های زیست‌محیطی و سیاسی او گره خورده است. او از شهرت عظیم خود برای لابی‌گری برای قوانین هوای پاک و آب پاک استفاده کرد و به عنوان یک متولی متعهد برای شورای دفاع از منابع طبیعی خدمت کرد. تعهد او به غرب آمریکا تنها یک پس‌زمینه سینمایی نبود، بلکه یک جهاد مادام‌العمر برای حفاظت از محیط زیست بود که مدال آزادی ریاست جمهوری را برای او به ارمغان آورد.[2][4]

این تعهد خارج از صحنه اغلب به انتخاب‌های او روی پرده نیز نفوذ می‌کرد. فیلم‌هایی مانند «جرمیا جانسون» و «کاندیدا» بازتابی از بدبینی عمیق او نسبت به فساد سیاسی و احترام او به دنیای طبیعی بودند. او مردی بود که به همان اندازه که می‌دانست چگونه یک نمایش افتتاحیه هالیوودی را رهبری کند، مشتاق تنهایی خانه خود در بیابان یوتا بود.[3]

حتی در سال‌های پایانی عمرش، ردفورد به چالش کشیدن خود ادامه داد و مرزهای بین دو دوران خود را محو کرد. در فیلم «همه چیز از دست رفته است» (All Is Lost) محصول ۲۰۱۳، او یک اجرای استادانه را در نقش یک دریانورد کشتی شکسته ارائه داد که تنها ۵۱ کلمه صحبت کرد. این یک پروژه جسورانه و با روحیه مستقل بود که کاملاً بر حضور ستاره‌ای ماندگار او تکیه داشت تا روایت بقای دلخراش را هدایت کند.[2]

در نهایت، دوران پسر طلایی زمانی مناسب است که مخاطبان به دنبال سرگرمی ناب، درخشش ستاره‌ای غیرقابل انکار و عاشقانه گسترده هستند. این دوران زمانی مناسب نیست که بینندگان به دنبال داستان‌سرایی خشن و خارج از سیستم یا درام‌های خانگی آرام باشند.

مسیر شغلی ردفورد در دهه ۱۹۸۰ به طور چشمگیری تغییر کرد، زیرا او به پشت دوربین رفت.

برعکس، دوران پدرخوانده مستقل زمانی مناسب است که می‌خواهید تأثیر ساختاری او بر سینمای مدرن را از طریق مطالعات شخصیت‌پردازی ظریف درک کنید. این دوران زمانی مناسب نیست که به دنبال فرار آسان و سرگرم‌کننده یک فیلم سرقتی هستید.

هرگز یک برنده واحد بدون شرایط هنگام مقایسه این دو مرحله عظیم از زندگی او وجود ندارد. هر دو مسیر برای درک مردی که همیشه به دنبال معنایی فراتر از بازتاب خود بود، ضروری هستند. چه در حال غروب کردن به عنوان ساندنس کید باشد و چه در حال ساختن امپراتوری واقعی ساندنس، میراث دوگانه رابرت ردفورد سینمای آمریکا را برای همیشه شکل خواهد داد.

نکات کلیدی

  • رابرت ردفورد در سن ۸۹ سالگی در خانه خود در یوتا، در احاطه خانواده، درگذشت.
  • او میراث دوگانه عظیمی را به عنوان بازیگر نقش اول بلاک‌باستر و کارگردان برنده اسکار از خود به جای گذاشت.
  • تأسیس مؤسسه ساندنس توسط او در سال ۱۹۸۱، سینمای مستقل آمریکا را به طور اساسی دموکراتیزه کرد.
  • فراتر از هالیوود، ردفورد یک فعال محیط زیست متعهد بود که از حفاظت از محیط زیست در غرب آمریکا حمایت می‌کرد.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

علاقه‌مندان سینمای جریان اصلی 40%حامیان فیلم مستقل 40%فعالان محیط زیست و سیاسی 20%
  1. [1]CBS Newsعلاقه‌مندان سینمای جریان اصلی

    Robert Redford, Academy Award-winning actor and director, dies at 89

    مطالعه در CBS News
  2. [2]PBSفعالان محیط زیست و سیاسی

    Robert Redford, the Hollywood golden boy who became an Oscar-winning director, dies at 89

    مطالعه در PBS
  3. [3]The Washington Postحامیان فیلم مستقل

    Robert Redford, movie star and Sundance founder, dies at 89

    مطالعه در The Washington Post
  4. [4]The Guardianفعالان محیط زیست و سیاسی

    Ken Bates, colourful and controversial former Chelsea chair, dies aged 94

    مطالعه در The Guardian

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت سرگرمی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.