طلای ربودهشده: تاریخچه پرفراز و نشیب و تحول جام جهانی فوتبال
از جان سالم به در بردن در جنگ جهانی دوم در یک جعبه کفش ایتالیایی تا پیدا شدن توسط یک سگ لندنی، جایزه فیزیکی جام جهانی فیفا تاریخی به اندازه خود مسابقات دراماتیک دارد.
به قلم کامران احمدی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مورخان فوتبال
- تمرکز بر افسانهها، بقای جام اصلی ژول ریمه و تراژدی نابودی نهایی آن در سال ۱۹۸۳.
- منتقدان هنر و طراحی
- تحلیل نبوغ مجسمهسازی در طراحی مجدد سیلویو گاتزانیگا در سال ۱۹۷۴ و فاصله گرفتن آن از زیباییشناسی کلاسیک جامها.
- عملیات تجاری و امنیتی
- تأکید بر چالشهای لجستیکی مدرن برای محافظت از این شیء و قوانین سختگیرانهای که مانع از نگهداری دائمی آن توسط کشورها میشود.
لحظهای که سوت پایان بازی نهایی جام جهانی فیفا به صدا در میآید، تمرکز میلیاردها نفر به یک شیء درخشان واحد معطوف میشود. این مجسمه طلای ۱۸ عیار که تنها ۳۶.۸ سانتیمتر ارتفاع و کمی بیش از شش کیلوگرم وزن دارد، نماد فیزیکی نهایی جاودانگی در فوتبال است. آن را میبوسند، بالای سر میبرند و برایش اشک میریزند و به کانون شادی جمعی یک ملت تبدیل میشود. با این حال، این شیء گرانبها و به شدت محافظتشده که کاپیتانهای مدرن آن را در آسمان پر از کاغذهای رنگی بالا میبرند، در واقع دومین نسخه از این جایزه است که تنها پس از آنکه سلفش زندگیای پر از جاسوسی، سرقت و نابودی نهایی را پشت سر گذاشت، متولد شد.[1][2]
این حماسه در اواخر دهه ۱۹۲۰ آغاز شد، زمانی که ژول ریمه، رئیس فیفا، جایزهای را برای اولین دوره مسابقات در سال ۱۹۳۰ در اروگوئه سفارش داد. ابل لافلور، مجسمهساز فرانسوی، مأمور طراحی شد و یک جام نقره استرلینگ با روکش طلا ساخت که توسط یک پیکر بالدار به نمایندگی از نایکی، الهه پیروزی یونان باستان، حمایت میشد. این تندیس که در ابتدا به سادگی «پیروزی» نام داشت، یک اثر کلاسیک هنر دکو بود. در دهه اول، این جام به آرامی با کشتی بین اروپا و آمریکای جنوبی سفر میکرد و مسافری آرام بود که قهرمانان اولیه این بازی جهانی را همراهی میکرد.[1]
با شروع جنگ جهانی دوم، مسابقات به مدت دوازده سال متوقف شد و تندیس طلایی در معرض خطر جدی قرار گرفت. در حالی که درگیری اروپا را فرا گرفته بود، جام در اختیار ایتالیا، قهرمان مسابقات ۱۹۳۸، بود. اوتورینو باراسی، نایب رئیس ایتالیایی فیفا، از ترس اینکه نیروهای اشغالگر نازی طلا را مصادره کنند، یک عملیات نجات جسورانه را سازماندهی کرد. باراسی مخفیانه جام را از یک صندوق امانات بانکی در رم خارج کرد، آن را به خانه خود قاچاق کرد و در داخل یک جعبه کفش زیر تخت خود پنهان کرد، جایی که به طرز معجزهآسایی از جنگ جان سالم به در برد و کشف نشد.[1][2]
این شیء که در سال ۱۹۴۶ به افتخار بنیانگذار مسابقات، «جام ژول ریمه» نامگذاری شد، سفرهای جهانی خود را از سر گرفت، اما دو دهه بعد با بدنامترین اهانت خود روبرو شد. در آستانه جام جهانی ۱۹۶۶ در انگلستان، جام برای نمایش عمومی در تالار مرکزی وستمینستر در لندن قرار گرفت. با وجود امنیت شبانهروزی و حضور سنگین پلیس، سارقان موفق شدند از نگهبانان عبور کرده و جام را از ویترین نمایش آن به سرقت ببرند، که این امر منجر به تحقیقات گسترده اسکاتلندیارد و احساس شرم ملی عمیقی برای کشور میزبان شد.
درخواستهای باج و عملیاتهای مخفی پلیس پس از آن، شبیه یک تریلر جنگ سرد بود، اما راهحل کاملاً تصادفی بود. یک هفته پس از سرقت، مردی به نام دیوید کوربت در حال قدم زدن با سگ کولی خود، پیکلِز، در جنوب لندن بود. سگ شروع به بو کشیدن یک بسته روزنامه محکم پیچیده شده کرد که زیر یک پرچین گیر کرده بود. داخل آن، جام ژول ریمه بود. پیکلِز فوراً به یک سلبریتی بینالمللی تبدیل شد، در ضیافت قهرمانان شرکت کرد و یک عمر غذای سگ تضمین شده دریافت کرد، در حالی که جام به موقع بازگردانده شد تا بابی مور، کاپیتان انگلستان، آن را در استادیوم ومبلی بالای سر ببرد.[2]
قوانین اصلی فیفا حکم میکرد که هر کشوری که سه بار قهرمان مسابقات شود، حق دارد جام ژول ریمه را برای همیشه نزد خود نگه دارد. تیم افسانهای برزیل با رهبری پله، با پیروزی خیرهکننده خود در مکزیک در سال ۱۹۷۰ به این نقطه عطف دست یافت. جام به ریودوژانیرو منتقل شد، جایی که در یک ویترین شیشهای ضد گلوله و بسیار امن در مقر کنفدراسیون فوتبال برزیل نگهداری میشد. برای بیش از یک دهه، این جام به عنوان یک یادبود دائمی برای تسلط برزیل بر «بازی زیبا» (فوتبال) ایستاده بود.[1]
قوانین اصلی فیفا حکم میکرد که هر کشوری که سه بار قهرمان مسابقات شود، حق دارد جام ژول ریمه را برای همیشه نزد خود نگه دارد.
متأسفانه، خانه دائمی آن بسیار کمتر از یک پرچین لندنی امن بود. در دسامبر ۱۹۸۳، سارقان به ساختمان کنفدراسیون نفوذ کردند، نگهبان شب را مغلوب کردند و متوجه شدند که اگرچه شیشه ضد گلوله است، اما قاب چوبی نگهدارنده آن چنین نیست. آنها با دیلم ویترین را باز کردند و با جام ژول ریمه ناپدید شدند. با وجود جستجوی گسترده در سراسر کشور، جایزه اصلی هرگز پیدا نشد. مقامات به طور گسترده بر این باورند که سارقان این شیء تاریخی را ذوب کرده و به شمشهای طلا تبدیل کردهاند و یک قطعه بینظیر از تاریخ ورزش را در ازای کسری از ارزش فرهنگی آن از بین بردهاند.[2]
فیفا که پیشبینی میکرد برزیل در سال ۱۹۷۰ جام را برای همیشه تصاحب کند، از قبل جستجو برای جایگزینی را پیش از مسابقات ۱۹۷۴ در آلمان غربی آغاز کرده بود. نهاد حاکم ۵۳ طرح متمایز از مجسمهسازان هفت کشور دریافت کرد. طرح برنده از هنرمند ایتالیایی، سیلویو گاتزانیگا، بود که به طور کامل تصور ما از یک جایزه ورزشی را دگرگون کرد. گاتزانیگا با فاصله گرفتن از موتیف ایزدبانوی کلاسیک و ایستا در کار لافلور، یک مجسمه پویا و مارپیچی را طراحی کرد که انرژی خام و مقیاس جهانی بازی مدرن را به تصویر میکشید.[1]
گاتزانیگا درباره شاهکار خود توضیح داد: «خطوط از پایه بیرون میآیند، به صورت مارپیچ بالا میروند و برای دریافت جهان کشیده میشوند.» این مجسمه دو ورزشکار را به تصویر میکشد که دستان خود را به نشانه پیروزی جهانی بالا بردهاند و یک کره زمین را نگه داشتهاند. این پیکرها عمداً انتزاعی هستند و نشاندهنده تلاش طاقتفرسا و جمعی مورد نیاز برای فتح جهان هستند، نه افراد خاص. این طرح که از طلای ۱۸ عیار ساخته شده و بر روی دو نوار از سنگ نیمهقیمتی مالاکیت سبز قرار گرفته است، فوراً به عنوان یک پیروزی در هنر ورزشی مدرن مورد ستایش قرار گرفت.
جالب اینجاست که جام گاتزانیگا از داخل توخالی است. فیزیکدانان و متالورژیستها اشاره کردهاند که اگر این مجسمه ۳۶.۸ سانتیمتری از طلای جامد ساخته میشد، وزنی بیش از ۷۰ کیلوگرم داشت – که عملاً بالا بردن آن برای یک کاپیتان خسته پس از ۱۲۰ دقیقه فوتبال طاقتفرسا غیرممکن بود. ساختار توخالی وزن را در ۶.۱۷۵ کیلوگرم قابل مدیریت نگه میدارد و امکان جشنهای نمادین و پرشور بالا بردن جام را فراهم میکند که اوج هر جام جهانی مدرن را تعریف میکند.[2]
فیفا با درس گرفتن از ماجرای تلخ جام ژول ریمه، مقررات مالکیت جدید و سختگیرانهای را برای دوران گاتزانیگا وضع کرد. جام فعلی هرگز نمیتواند به طور کامل برنده شود، صرف نظر از اینکه یک کشور چند بار عنوان قهرمانی را کسب کند. شیء اصلی و طلای جامد در زمین به تیم برنده برای جشن رسمی اهدا میشود، اما به سرعت توسط مقامات فیفا پس گرفته میشود. در عوض، کشور پیروز با یک ماکت برنزی که فقط با طلا روکش شده است، به خانه فرستاده میشود تا در ویترین افتخارات فدراسیون ملی خود نگهداری کند.[1][2]
امروزه، جام معتبر جهانی فیفا تحت حداکثر تدابیر امنیتی در موزه جهانی فوتبال فیفا در زوریخ سوئیس نگهداری میشود و تنها برای تور رسمی جام و خود فینال مسابقات از گاوصندوق خارج میشود. هنگامی که سفر میکند، این کار را در یک جعبه تیتانیومی سفارشی و با کنترل آب و هوا انجام میدهد که توسط یک تیم اختصاصی از پرسنل امنیتی مسلح همراهی میشود. این جام از یک اثر هنری آسیبپذیر که در یک جعبه کفش پنهان شده بود، به محافظتشدهترین و دقیقترین نماد ورزشی در جهان تبدیل شده است.[1][2]
همانطور که ۴۸ کشور برای نسخه گسترشیافته ۲۰۲۶ در سراسر آمریکای شمالی گرد هم میآیند، جایزهای که به دنبال آن هستند، بسیار فراتر از ارزش مادی آن از طلا و مالاکیت است. این جام به ظرفی برای هویت ملی و رویاهای نسلی تبدیل شده است. اثر انگشت نامرئی هر کاپیتان افسانهای که از سال ۱۹۷۴ آن را بالای سر برده است، از فرانتس بکنباوئر تا دیگو مارادونا، از کافو تا لیونل مسی، را حمل میکند. شیء فیزیکی ممکن است تکامل یافته باشد، اما قدرت آن برای مجذوب کردن جهان مطلق باقی مانده است.[2]
نکات کلیدی
- جام اصلی ژول ریمه در طول جنگ جهانی دوم در یک جعبه کفش پنهان شد تا از نیروهای نازی محافظت شود.
- در سال ۱۹۶۶، جام در لندن به سرقت رفت و به طرز مشهوری توسط سگی به نام پیکلِز پیدا شد.
- برزیل در سال ۱۹۷۰ جام اصلی را برای همیشه تصاحب کرد، اما در سال ۱۹۸۳ به سرقت رفت و به احتمال زیاد ذوب شد.
- جام فعلی که توسط سیلویو گاتزانیگا طراحی شده است، در سال ۱۹۷۴ معرفی شد و دو ورزشکار را نشان میدهد که کره زمین را نگه داشتهاند.
- جام مدرن طلای ۱۸ عیار توخالی است؛ اگر از طلای جامد بود، وزنی بیش از ۷۰ کیلوگرم داشت.
- فیفا دیگر به هیچ کشوری اجازه نمیدهد جام اصلی را برای همیشه نگه دارد و به جای آن ماکتهای روکش طلا اهدا میکند.
منابع
[1]FIFA Official Archivesمورخان فوتبالThe History of the FIFA World Cup Trophy
مطالعه در FIFA Official Archives →
[2]تیم سردبیری کوهستانعملیات تجاری و امنیتیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت ورزش اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



