رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانمدل‌سازی آماریتشریح الگوریتم· 4 دقیقه مطالعه· در تحلیل داده

چگونه گام‌های امید ریاضی و بیشینه‌سازی برای یافتن متغیرهای پنهان به برآورد بیشینه درنمایی همگرا می‌شوند

الگوریتم امید ریاضی-بیشینه‌سازی (EM) با جابه‌جایی متناوب بین تخمین مقادیر مشاهده‌نشده و بهینه‌سازی پارامترهای مدل، مشکل داده‌های گمشده و متغیرهای پنهان را حل می‌کند. این الگوریتم با تضمین اینکه هر تکرار، درنمایی کلی را افزایش می‌دهد، پلی ریاضی برای رسیدن به مدل‌های بهینه می‌سازد، حتی زمانی که داده‌های پایه ناقص باشند.

به قلم اِلا فرجاد

آمارشناسان نظری 40%دانشمندان داده کاربردی 40%پژوهشگران یادگیری ماشین 20%
آمارشناسان نظری
بر تضمین‌های ریاضیاتی الگوریتم تمرکز دارند، به‌ویژه اینکه چگونه نابرابری ینسن همگرایی یکنواخت را تضمین می‌کند.
دانشمندان داده کاربردی
پیاده‌سازی عملی را در اولویت قرار می‌دهند و بر استراتژی‌های مقداردهی اولیه، هزینه محاسباتی و اجتناب از بهینه‌های محلی تمرکز دارند.
پژوهشگران یادگیری ماشین
به دنبال گسترش چارچوب EM به فضاهای پیچیده و با ابعاد بالا مانند مدل‌های درخت پنهان عمیق هستند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • مهندسان نرم‌افزار که EM را برای شتاب‌دهنده‌های GPU بهینه‌سازی می‌کنند
  • آمارشناسان بیزی که روش‌های زنجیره مارکوف مونت کارلو را ترجیح می‌دهند

چرا مهم است

الگوریتم EM به پژوهشگران و دانشمندان داده اجازه می‌دهد تا حتی در زمان گم شدن یا پنهان بودن نقاط داده‌ای حیاتی، مدل‌های پیش‌بینی‌کننده دقیقی بسازند؛ مدلی که نیروبخش همه‌چیز از تصویربرداری پزشکی تا بخش‌بندی مشتریان است. بدون این الگوریتم، هرگاه سیستم‌ها با اطلاعات ناقص روبه‌رو می‌شدند، از کار می‌افتادند.

یک فرض رایج در مدل‌سازی آماری این است که داده‌های گمشده یا متغیرهای پنهانِ مشاهده‌ناپذیر، برآورد بیشینه درنمایی (Maximum Likelihood Estimation) را غیرممکن می‌سازند و تحلیلگران را مجبور می‌کنند تا رکوردهای ناقص را دور بریزند یا وضعیت‌های پنهان را حدس بزنند. الگوریتم امید ریاضی-بیشینه‌سازی (EM) نشان می‌دهد که این فرض از نظر ریاضی نادرست است. این الگوریتم با تقسیم مسئله به دو فاز متناوب، ثابت می‌کند که مجموعه‌داده‌های ناقص همچنان می‌توانند بدون نیاز به جایگذاری‌های دلخواه، برآوردهای بهینه‌ای از پارامترها ارائه دهند.[1]

سازوکار این الگوریتم بر یک حلقه بازخورد پیوسته میان «آنچه می‌دانیم» و «آنچه فرض می‌کنیم» استوار است. وقتی یک مجموعه‌داده حاوی متغیرهای پنهان است — مانند تخصیص مشتریان به خوشه‌های جمعیتی مشاهده‌نشده یا ردیابی یک وضعیت پنهان در مدل مارکوف — محاسبه مستقیم بیشینه درنمایی بسیار دشوار و پیچیده می‌شود. تابع درنمایی به داده‌های گمشده نیاز دارد، اما تخمین داده‌های گمشده نیز خود نیازمند تابع درنمایی است.[2]

الگوریتم EM این بن‌بست را از طریق دو فاز همنام خود می‌شکند: گام امید ریاضی (E) و گام بیشینه‌سازی (M). در گام E، الگوریتم از برآوردهای فعلی و احتمالاً ناقصِ پارامترها استفاده می‌کند تا مقدار موردانتظار داده‌های گمشده را محاسبه کند. این گام یک مقدار قطعی به متغیر گمشده اختصاص نمی‌دهد؛ بلکه یک توزیع احتمال را روی تمام مقادیر ممکن محاسبه می‌کند.[1]

این الگوریتم به‌طور متناوب بین تخمین متغیرهای پنهان و به‌روزرسانی پارامترهای مدل جابه‌جا می‌شود.

در متون پایه‌ای که دپارتمان آمار هاروارد مکرراً به آن‌ها ارجاع می‌دهد، آمده است: «الگوریتم EM رویکردی با کاربرد گسترده برای محاسبه تکرارشونده برآوردهای بیشینه درنمایی است که در انواع مسائل مربوط به داده‌های ناقص کاربرد دارد.» این تخصیص احتمالی، یک مجموعه‌داده کامل — هرچند نظری — ایجاد می‌کند که فاز بعدی می‌تواند آن را پردازش کند.

به‌محض اینکه گام E این مجموعه‌داده موردانتظار را تولید کرد، گام M وارد عمل می‌شود. این گام با تخصیص‌های احتمالی طوری رفتار می‌کند که گویی داده‌های قطعی و مشاهده‌شده هستند و پارامترهای مدل را دوباره محاسبه می‌کند تا درنمایی این مجموعه‌داده تازه‌تکمیل‌شده را به بیشترین حد برساند. اگر گام E مقادیر گمشده را حدس می‌زند، گام M مدل را بهینه‌سازی می‌کند تا با آن حدس‌ها تطابق یابد.[2]

به‌محض اینکه گام E این مجموعه‌داده موردانتظار را تولید کرد، گام M وارد عمل می‌شود.

تضمین ریاضیاتی که باعث کارکرد این حلقه می‌شود این است که درنمایی کلی داده‌های مشاهده‌شده پس از یک چرخه EM هرگز کاهش نخواهد یافت. هر ترکیب از گام‌های E و M یا برازش مدل را بهبود می‌بخشد یا آن را بدون تغییر رها می‌کند. این افزایش یکنواخت توسط نابرابری ینسن هدایت می‌شود؛ قضیه‌ای که یک کران پایین برای لگاریتم درنمایی تعیین می‌کند که گام M آن را به سمت بالا می‌راند.

پژوهشگرانی که همگرایی این الگوریتم را در مدل‌های درخت پنهان گاوسی تحلیل کرده‌اند، دریافتند که این بهینه‌سازی کران پایین بسیار قابل‌اعتماد اما از نظر محاسباتی سنگین است. در تحلیلی که در سال ۲۰۲۰ در arXiv منتشر شد، نشان داده شد که رفتار همگرایی به‌شدت به هندسه فضای پارامترها بستگی دارد. وقتی سطح درنمایی هموار باشد، الگوریتم به‌طور پیوسته به سمت قله صعود می‌کند.[3]

با این حال، سرعت دقیق این صعود — یعنی نرخ همگرایی — توسط نسبت اطلاعات گمشده به اطلاعات کامل تعیین می‌شود. اگر یک مجموعه‌داده شامل ۱۰,۰۰۰ رکورد باشد اما ۴,۵۰۰ مورد از آن‌ها دارای متغیرهای پنهان باشند، الگوریتم برای رسیدن به آستانه همگرایی استاندارد ۰.۰۰۱ به تکرارهای بسیار بیشتری نیاز دارد تا مجموعه‌داده‌ای که تنها ۵۰۰ مقدار گمشده دارد.[2][3]

از نظر ریاضی تضمین شده است که لگاریتم درنمایی با هر تکرار الگوریتم EM افزایش می‌یابد یا ثابت می‌ماند.

در کاربردهای عملی، مانند آموزش یک مدل مخلوط گاوسی با ۳ مؤلفه مجزا، تحلیلگران معمولاً الگوریتم را به ۱۰۰ یا ۲۰۰ تکرار محدود می‌کنند. اگر به‌روزرسانی‌های پارامتر در گام M به زیر یک تلورانس ازپیش‌تعیین‌شده — اغلب ۰.۰۰۰۱ — کاهش یابد، الگوریتم اعلام همگرایی کرده و متوقف می‌شود، با این فرض که به قله سطح درنمایی رسیده است.[1][2]

آسیب‌پذیری اصلی الگوریتم EM، حساسیت آن به بهینه‌های محلی است. از آنجا که الگوریتم تنها تضمین می‌کند که به سمت بالا حرکت کند، در اولین قله‌ای که پیدا کند متوقف خواهد شد. اگر سطح درنمایی بیشتر شبیه یک رشته‌کوه باشد تا یک تپه منفرد، یک حدس اولیه نامناسب برای پارامتر در همان اولین گام E می‌تواند مدل را روی یک قله فرعی به دام بیندازد و بیشینه سراسری را به‌کل از دست بدهد.

برای کاهش این مشکل، دانشمندان داده به‌ندرت الگوریتم EM را فقط یک بار اجرا می‌کنند. یک رویه استاندارد شامل مقداردهی اولیه الگوریتم بین ۱۰ تا ۵۰ بار با پارامترهای شروع تصادفی است که به آن اجازه می‌دهد مناطق مختلف سطح درنمایی را کاوش کند. مدل نهایی از اجرایی انتخاب می‌شود که بالاترین امتیاز کلی لگاریتم درنمایی را به دست آورد.[2]

از آنجا که الگوریتم تنها به سمت بالا حرکت می‌کند، مقداردهی‌های اولیه تصادفی ضروری است تا از گرفتار شدن در یک قله محلی جلوگیری شود.

با وجود معرفی رسمی آن در سال ۱۹۷۷، الگوریتم EM همچنان یکی از ارکان اصلی یادگیری ماشین مدرن است و پایه‌گذار تکنیک‌هایی از مدل‌های پنهان مارکوف در تشخیص گفتار تا الگوریتم‌های خوشه‌بندی مورد استفاده در بخش‌بندی مشتریان محسوب می‌شود. توانایی آن در استخراج قطعیت از اطلاعات ناقص، آن را به ابزاری ضروری در محیط‌هایی تبدیل می‌کند که به‌دست آوردن داده‌های بی‌نقص غیرممکن است.[4]

نکات کلیدی

  1. الگوریتم EM پارامترهای مدل را زمانی که مجموعه‌داده‌ها حاوی متغیرهای گمشده یا پنهان هستند، تخمین می‌زند.
  2. گام امید ریاضی یک توزیع احتمال برای داده‌های گمشده بر اساس پارامترهای فعلی محاسبه می‌کند.
  3. گام بیشینه‌سازی پارامترها را به‌روزرسانی می‌کند تا درنمایی داده‌های تازه‌تخمین‌زده‌شده را به حداکثر برساند.
  4. از نظر ریاضی تضمین شده است که الگوریتم با هر تکرار، درنمایی کلی را افزایش می‌دهد.
  5. از آنجا که ممکن است در بهینه‌های محلی گرفتار شود، تحلیلگران معمولاً الگوریتم را چندین بار از نقاط شروع تصادفی اجرا می‌کنند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دیدگاه نظری

بر ظرافت ریاضیاتی و تضمین‌های الگوریتم تمرکز دارد.

برای آمارشناسان نظری، قدرت الگوریتم EM در نابرابری ینسن نهفته است. این ویژگی ریاضی تضمین می‌کند که کران پایین تابع لگاریتم درنمایی در طول گام بیشینه‌سازی به‌طور پیوسته به سمت بالا رانده می‌شود. از آنجا که الگوریتم به‌طور یکنواخت همگراست، نظریه‌پردازان می‌توانند ثابت کنند که همیشه حداقل به یک بیشینه محلی می‌رسد و پایه‌ای پایدار برای مدل‌های پیچیده متغیر پنهان فراهم می‌کند.

دیدگاه کاربردی

بر چالش‌های عملی پیاده‌سازی الگوریتم روی داده‌های دنیای واقعی تمرکز دارد.

دانشمندان داده کاربردی، الگوریتم EM را ابزاری قدرتمند اما ظریف می‌دانند. نگرانی اصلی آن‌ها آسیب‌پذیری الگوریتم در برابر بهینه‌های محلی است. از آنجا که چرخه EM کورکورانه از نزدیک‌ترین شیب روی سطح درنمایی بالا می‌رود، یک حدس اولیه ضعیف می‌تواند به مدلی بسیار دور از حالت بهینه منجر شود. متخصصان این مشکل را با روش جستجوی فراگیر حل می‌کنند؛ آن‌ها الگوریتم را ده‌ها بار با مقداردهی‌های اولیه تصادفی اجرا کرده و خروجی‌ای را انتخاب می‌کنند که بالاترین امتیاز نهایی درنمایی را به دست آورد.

دیدگاه محاسباتی

بر محدودیت‌های مقیاس‌پذیری الگوریتم در مجموعه‌داده‌های عظیم تمرکز دارد.

پژوهشگران یادگیری ماشین که با میلیون‌ها پارامتر سروکار دارند، خاطرنشان می‌کنند که الگوریتم EM می‌تواند از نظر محاسباتی بازدارنده باشد. گام E نیازمند محاسبه احتمالات برای هر متغیر گمشده در تمام نقاط داده است. در مدل‌های درخت پنهان عمیق، این گام مقیاس‌پذیری ضعیفی دارد و پژوهشگران را وادار می‌کند تا نسخه‌های تصادفی یا دسته‌کوچک از الگوریتم EM را توسعه دهند که گام E را برای صرفه‌جویی در حافظه و زمان محاسبات تقریب می‌زنند.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

آمارشناسان نظری 40%دانشمندان داده کاربردی 40%پژوهشگران یادگیری ماشین 20%
  1. [1]StatLectدانشمندان داده کاربردی

    EM algorithm

    مطالعه در StatLect
  2. [2]Lei Mao's Log Bookدانشمندان داده کاربردی

    Expectation Maximization Algorithm

    مطالعه در Lei Mao's Log Book
  3. [3]arXivپژوهشگران یادگیری ماشین

    EM's Convergence in Gaussian Latent Tree Models

    مطالعه در arXiv
  4. [4]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.