مدلهای یادگیری ماشینی مکانیکی قوانین فیزیک را کشف میکنند؛ گذار هوش مصنوعی از تشخیص الگو به اکتشاف فعال علمی
با گنجاندن مستقیم قوانین بنیادی فیزیک در شبکههای عصبی، نسل جدیدی از هوش مصنوعی مکانیکی به طور مستقل در حال کشف مجدد قواعد فیزیک ذرات و پردهبرداری از نیروهای ناشناخته در سیستمهای پیچیده است.
به قلم اِلا فرجاد
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان هوش مصنوعی مکانیکی
- استدلال میکنند که گنجاندن قوانین فیزیکی در شبکههای عصبی برای ایجاد هوش مصنوعی که بتواند فراتر از دادههای آموزشی خود تعمیم یابد و علم جدیدی کشف کند، ضروری است.
- دانشمندان علوم کاربردی
- مدلهای مکانیکی را به دلیل توانایی آنها در حل مسائل قبلاً حلنشدنی در زمینههای خاص مانند مدلسازی اقلیمی و فیزیک پلاسما با دادههای کمتر، ارزشمند میدانند.
- شکاکان علمی
- هشدار میدهند که اگرچه مدلهای مکانیکی قدرتمند هستند، اما همچنان به پیشفرضهای تعریفشده توسط انسان متکی هستند و ممکن است برای کشف فیزیکی که اساساً با چارچوبهای موجود در تضاد است، دچار مشکل شوند.
هوش مصنوعی دیگر صرفاً در حال یافتن الگوها در دادهها نیست؛ بلکه فعالانه در حال کشف قوانین فیزیک است. سالهاست که یادگیری ماشینی به عنوان یک «جعبه سیاه» عمل کرده و همبستگیها را در مجموعهدادههای عظیم بدون درک قواعد زیربنایی حاکم بر جهان فیزیکی پیدا میکند. اکنون، پارادایم جدیدی به نام یادگیری ماشینی مکانیکی—که اغلب به صورت شبکههای عصبی آگاه از فیزیک (PINNs) پیادهسازی میشود—به طور بنیادی نحوه انجام علم توسط هوش مصنوعی را تغییر میدهد. با گنجاندن مستقیم قوانین فیزیکی شناختهشده در الگوریتمها، محققان در حال ایجاد سیستمهایی هستند که میتوانند اصول علمی جدید را از دادههای خام تجربی استنتاج کنند.[1][2]
شواهد این تغییر در چندین رشته، از فیزیک ذرات زیراتمی گرفته تا مدلسازی اقلیمی قارهای، در حال افزایش است. مدلهای یادگیری عمیق سنتی برای انجام پیشبینیهای دقیق به حجم عظیمی از داده نیاز دارند و اغلب زمانی که از آنها خواسته میشود فراتر از مجموعههای آموزشی خود برونیابی کنند، به طور فاجعهباری شکست میخورند. مدلهای مکانیکی این مشکل را با محدود کردن حدسهای هوش مصنوعی به آنچه از نظر فیزیکی ممکن است، حل میکنند. نتیجه سیستمی است که نه تنها به دادههای به مراتب کمتری نیاز دارد، بلکه نتایج بسیار دقیق و قابل تفسیری تولید میکند که دانشمندان انسانی میتوانند آنها را به صورت ریاضی تأیید کنند.[4][6]
چشمگیرترین نمایش این قابلیت از قلمرو فیزیک ذرات میآید. محققان دانشگاه نیویورک ابوظبی (NYU Abu Dhabi) اخیراً به یک سیستم هوش مصنوعی مأموریت دادند تا دادههای تجربی دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰—دورهای که اجزای بنیادی ماده برای اولین بار کشف شدند—را تحلیل کند. هوش مصنوعی بدون هیچ دانش قبلی از ابزارهای ریاضی مورد استفاده فیزیکدانان در آن زمان، اصول سازماندهنده دهها ذره را به طور مستقل کشف مجدد کرد.[3]
این سیستم با موفقیت «راه هشتگانه» (Eightfold Way)، یک طرح طبقهبندی پیچیده که ذرات زیراتمی را در خانوادههای ساختاریافته گروهبندی میکند، بازسازی کرد و تقارنهای بنیادی مانند عدد باریونی و ایزواسپین را شناسایی نمود. همچنین مسیرهای رجه (Regge trajectories) را بازتولید کرد که جرم یک ذره را به اسپین آن مرتبط میسازد. آنچه برای فیزیکدانان انسانی دههها بحث نظری و آزمون و خطای تجربی زمان برد تا ساخته شود—یعنی بنیان مدل استاندارد—هوش مصنوعی مستقیماً از دادههای خام تاریخی استنتاج کرد.[3]
اما هوش مصنوعی مکانیکی تنها به گذشته نگاه نمیکند تا فیزیک شناختهشده را کشف مجدد کند؛ بلکه برای پردهبرداری از پدیدههای کاملاً جدید نیز استفاده میشود. در دانشگاه اموری (Emory University)، فیزیکدانان یک شبکه عصبی سفارشی را برای تحلیل یک حالت مرموز ماده به نام پلاسمای غبارآلود (dusty plasma) به کار گرفتند—یک گاز داغ و دارای بار الکتریکی که پر از ذرات ریز غبار است و معمولاً در فضا و آتشسوزیهای جنگلی یافت میشود. تعاملات درون این پلاسما به طور مشهوری آشفته است و مدلسازی آن با استفاده از معادلات فیزیک سنتی دشوار است.[5]
محققان با وارد کردن دادههای دقیق ردیابی سهبعدی ذرات پلاسما به مدل مکانیکی خود، به هوش مصنوعی اجازه دادند تا به دنبال قواعد زیربنایی حاکم بر سیستم بگردد. این مدل با موفقیت نیروهای پیچیده، یکطرفه (غیرمتقابل) بین ذرات را با دقت بیش از ۹۹ درصد ثبت کرد. با انجام این کار، هوش مصنوعی فرضیات دیرینه در مورد نحوه رفتار این نیروها را زیر و رو کرد و توصیفهای شگفتآور دقیقی از تعاملاتی را آشکار ساخت که هرگز به طور کامل درک نشده بودند.[5]
چارچوب مورد استفاده در مطالعه پلاسما جهانی است، به این معنی که هوش مصنوعی یک جعبه سیاه نیست؛ محققان دقیقاً میدانند که چگونه و چرا به این نتایج رسیده است. این شفافیت یکی از ویژگیهای بارز یادگیری ماشینی مکانیکی است. از آنجا که مدلها بر اساس مفاهیم فیزیکی قابل تفسیر ساخته شدهاند، قوانینی که کشف میکنند میتوانند به معادلات ریاضی استانداردی ترجمه شوند که دانشمندان انسانی میتوانند آنها را تحلیل، مورد بحث قرار داده و در سیستمهای پیچیده دیگر، از سلولهای زنده گرفته تا مواد صنعتی، به کار ببرند.[1][5]
چارچوب مورد استفاده در مطالعه پلاسما جهانی است، به این معنی که هوش مصنوعی یک جعبه سیاه نیست؛ محققان دقیقاً میدانند که چگونه و چرا به این نتایج رسیده است.
مزایای مدلهای مکانیکی فراتر از فیزیک نظری است؛ آنها در حال حاضر ارزش خود را در علوم کاربردی با پیامدهای فوری در دنیای واقعی ثابت میکنند. در علم اقلیم، محققان از شبکههای عصبی آگاه از فیزیک برای بهبود چشمگیر دقت پیشبینیهای محیطی استفاده میکنند. یک مطالعه جامع در سال ۲۰۲۵ که روشهای تحلیل داده مکانیکی برای تغییرات اقلیمی در آفریقا را ارزیابی میکرد، نشان داد که این مدلها به طور قابل توجهی بهتر از رویکردهای آماری سنتی عمل میکنند.[4]
مطالعه اقلیمی، دادههای دما، بارش و اجتماعی-اقتصادی را در ۵۴ کشور آفریقایی از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ تحلیل کرد. هنگامی که وظیفه پیشبینی تغییرات دما به مدلها محول شد، شبکههای عصبی سنتی به میانگین مربعات خطای ریشه (RMSE) ۱.۷۴ درجه سانتیگراد دست یافتند. در مقابل، شبکههای عصبی آگاه از فیزیک—که اصول ترمودینامیکی را مستقیماً در معماری خود گنجانده بودند—به RMSE ۱.۲۳ درجه سانتیگراد رسیدند. این نشاندهنده بهبود ۲۹ درصدی در دقت پیشبینی است، جهشی عظیم در حوزهای که کسری از درجه، سیاستهای کشاورزی و واکنش به بلایا را تعیین میکند.[4]
مدلهای مکانیکی به ویژه در مناطق پیچیده از نظر توپوگرافی مؤثر بودند، جایی که محدودیتهای فیزیکی تعبیهشده در آنها به مدلها کمک کرد تا رابطه بین ارتفاع و دما را به دقت ثبت کنند. با ترکیب چارچوبهای استنتاج علّی با قوانین فیزیکی، این مدلها همچنین بینشهای حیاتی در مورد الگوهای خشکسالی و رابطه بین بارش و آسیبپذیری کشاورزی ارائه دادند.[4]
برای پیشبرد بیشتر مرزهای آنچه هوش مصنوعی میتواند کشف کند، محققان در حال توسعه چارچوبهای کاملاً خودمختار مانند «AI-Newton» هستند. این چارچوب که برای کار بدون نظارت یا دانش فیزیکی قبلی طراحی شده است، مفاهیم و قوانین کلی را از مدلهای خاص مسئله استخراج میکند. این کار با پیشنهاد مفاهیم فیزیکی قابل تفسیر برای ساخت قوانین و سپس تعمیم تدریجی آن قوانین به دامنههای گستردهتر انجام میشود.[1]
هنگامی که «AI-Newton» بر روی یک مجموعه داده بزرگ و نویزی از آزمایشهای مکانیک اعمال شد، قوانین بنیادی از جمله قانون دوم نیوتن، پایستگی انرژی و قانون گرانش عمومی را با موفقیت کشف مجدد کرد. توانایی این سیستم در ساخت تکراری قوانین کلی از قوانین موجود، تقلیدی از استدلال محتمل شبیه به انسان است که یک فرآیند کشف مقیاسپذیر را امکانپذیر میسازد که تعادل بین کاوش مفاهیم جدید و بهرهبرداری از قواعد شناختهشده را حفظ میکند.[1]
پیشرفت حیاتی دیگر در این زمینه، توسعه شبکههای عصبی آگاه از فیزیک شواهدگرا (E-PINNs) است. در حالی که PINNs استاندارد در اعمال قوانین فیزیکی عالی هستند، اغلب در تعیین کمیت عدم قطعیت خود دچار مشکل میشوند. E-PINNs این مشکل را با استفاده از یادگیری عمیق شواهدگرا حل میکنند تا عدم قطعیت خروجیهای خود را تخمین زده و پارامترهای ناشناخته را از طریق توزیع پسین آموختهشده استنباط کنند.[2]
در آزمونهای اعتبارسنجی با استفاده از مدلهای ریاضی پیچیده مانند معادله پواسون ۱ بعدی و معادله فیشر-کاپا-پی ۲ بعدی، E-PINNs احتمال پوشش تجربی تولید کردند که به طور قابل توجهی بهتر از روشهای قبلی کالیبره شده بود. این توانایی در سنجش دقیق عدم قطعیت برای اکتشاف علمی حیاتی است؛ یک هوش مصنوعی نه تنها باید یک قانون فیزیکی جدید پیشنهاد کند، بلکه باید یک تخمین ریاضی دقیق از میزان اطمینان خود به آن کشف نیز ارائه دهد.[2]
گذار از تشخیص الگو به اکتشاف فعال علمی، نشاندهنده بلوغ بنیادی هوش مصنوعی است. محققان با پیوند دادن قدرت محاسباتی خام یادگیری عمیق با محدودیتهای دقیق مکانیک محاسباتی و فیزیک نظری، ابزارهایی را ایجاد میکنند که فراتر از صرفاً پردازش دادهها عمل میکنند. آنها در حال ساخت سیستمهایی هستند که قادر به تولید فرضیه، طراحی آزمایش و استخراج حقایق جهانی از نویز دنیای طبیعی هستند.[1][6]
نکات کلیدی
- یادگیری ماشینی مکانیکی، قوانین فیزیکی را در هوش مصنوعی جاسازی میکند و آن را از تشخیص الگوی منفعل به اکتشاف فعال علمی سوق میدهد.
- یک سیستم هوش مصنوعی در دانشگاه نیویورک ابوظبی (NYU Abu Dhabi) تنها با استفاده از دادههای خام تاریخی، اصول سازماندهنده مدل استاندارد را به طور مستقل کشف مجدد کرد.
- شبکههای عصبی آگاه از فیزیک (PINNs) دقت پیشبینی دمای اقلیمی در آفریقا را در مقایسه با مدلهای سنتی، ۲۹ درصد بهبود بخشیدند.
- محققان دانشگاه اموری (Emory University) از هوش مصنوعی مکانیکی برای کشف نیروهای غیرمتقابل ناشناخته در پلاسمای غبارآلود با دقت بیش از ۹۹ درصد استفاده کردند.
بررسی عمیق دیدگاهها
محققان هوش مصنوعی مکانیکی
استدلال میکنند که گنجاندن قوانین فیزیکی در شبکههای عصبی برای ایجاد هوش مصنوعی که بتواند فراتر از دادههای آموزشی خود تعمیم یابد، ضروری است.
دانشمندان کامپیوتر و نظریهپردازان هوش مصنوعی که توسعه مدلهای مکانیکی را هدایت میکنند، استدلال میکنند که دوران یادگیری عمیق «جعبه سیاه» در کاربردهای علمی به محدودیتهای خود نزدیک میشود. مدلهای صرفاً همبستگیگرا به مجموعهدادههای عظیمی نیاز دارند—که اغلب در فیزیک تجربی در دسترس نیستند—و مکرراً هنگام برونیابی خارج از توزیع آموزشی خود شکست میخورند. این محققان معتقدند که با گنجاندن مستقیم معادلات دیفرانسیل و قوانین پایستگی در معماری شبکه عصبی، هوش مصنوعی میتواند به استدلال محتمل شبیه به انسان دست یابد. آنها به چارچوبهایی مانند AI-Newton به عنوان اثباتی اشاره میکنند که هوش مصنوعی میتواند به طور خودمختار مفاهیم فیزیکی قابل تفسیر را پیشنهاد کرده و آنها را بدون نظارت انسانی به دامنههای گستردهتر تعمیم دهد.
دانشمندان علوم کاربردی
مدلهای مکانیکی را به دلیل توانایی آنها در حل مسائل قبلاً حلنشدنی در زمینههای خاص با دادههای کمتر، ارزشمند میدانند.
برای فیزیکدانان، اقلیمشناسان و داروشناسان، جذابیت هوش مصنوعی مکانیکی در کاربرد فوری و عملی آن نهفته است. این دانشمندان تأکید میکنند که یادگیری ماشینی سنتی اغلب نتایجی تولید میکند که از نظر آماری معنادار هستند اما از نظر فیزیکی غیرممکن. شبکههای عصبی آگاه از فیزیک (PINNs) این مشکل را با عمل کردن به عنوان پلی بین اکتشاف مبتنی بر داده و نظریه علمی تثبیتشده حل میکنند. اقلیمشناسان به بهبود ۲۹ درصدی دقت پیشبینی دما در آفریقا به عنوان شاهدی اشاره میکنند که محدودیتهای فیزیکی برای مدلسازی قابل اعتماد در دنیای واقعی ضروری هستند. به طور مشابه، فیزیکدانان پلاسما شفافیت این مدلها را ارج مینهند، که به آنها اجازه میدهد خروجیهای هوش مصنوعی را به معادلات ریاضی استانداردی ترجمه کنند که میتوانند مورد بحث و تأیید قرار گیرند.
شکاکان علمی
هشدار میدهند که اگرچه مدلهای مکانیکی قدرتمند هستند، اما همچنان به شدت به پیشفرضهای تعریفشده توسط انسان متکی هستند.
یک دیدگاه محتاطانهتر در جامعه علمی نسبت به مبالغه در مورد ماهیت «خودمختار» این اکتشافات هشدار میدهد. شکاکان اشاره میکنند که در حالی که مدلهایی مانند PINNs در درونیابی در چارچوبهای فیزیکی شناختهشده عالی هستند، اما همچنان اساساً توسط ریاضیاتی که توسط برنامهنویسان انسانی در آنها گنجانده شده، محدود میشوند. اگر هوش مصنوعی مجبور به رعایت پایستگی انرژی باشد، نمیتواند پدیدهای را کشف کند که آن را نقض کند، حتی اگر دادههای خام خلاف آن را نشان دهد. این گروه استدلال میکند که در حالی که هوش مصنوعی مکانیکی ابزاری قدرتمند برای تسریع اکتشاف در پارادایمهای موجود است، پیشرفتهای واقعی که پارادایمها را تغییر میدهند، ممکن است همچنان نیازمند جهشهای شهودی باشند که تنها دانشمندان انسانی میتوانند فراهم کنند.
چرا مهم است
با تغییر نقش هوش مصنوعی از ابزاری که صرفاً الگوهای آماری را پیدا میکند به ابزاری که قوانین فیزیکی حاکم بر جهان را درک و کشف میکند، دانشمندان اکنون میتوانند پیشرفتها را در هر زمینهای، از انرژی پاک و مدلسازی اقلیمی گرفته تا اجزای بنیادی ماده، تسریع بخشند.
منابع
[1]arXivمحققان هوش مصنوعی مکانیکیAI-Newton: A Concept-Driven Physical Law Discovery System without Prior Physical Knowledge
مطالعه در arXiv →
[2]arXivمحققان هوش مصنوعی مکانیکیEvidential Physics-Informed Neural Networks for Scientific Discovery
مطالعه در arXiv →
[3]NYU Abu Dhabiمحققان هوش مصنوعی مکانیکیNYU Abu Dhabi study shows AI can rediscover fundamental physics laws
مطالعه در NYU Abu Dhabi →
[4]International Journal of Scientific Research & Engineering Trendsدانشمندان علوم کاربردیEvaluating Mechanistic Data Analysis Methods For Machine Learning On Effects Of Climate Change In Africa
مطالعه در International Journal of Scientific Research & Engineering Trends →
[5]ScienceDailyدانشمندان علوم کاربردیAI Reveals New Physics in Plasma
مطالعه در ScienceDaily →
[6]تیم سردبیری کوهستانشکاکان علمیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


