رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانمنشأ حیاتتوضیح علمی۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۲۳· 5 دقیقه مطالعه· در متا

چگونه کشف دو منشأ مستقل حیات، قوانین زیست‌شناسی و اخترزیست‌شناسی را بازنویسی می‌کند

یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که در حالی که کد ژنتیکی دارای یک منشأ واحد است، جهش به سمت سلول‌های آزادزی به طور مستقل دو بار در باکتری‌ها و آرکی‌ها رخ داده است. این یافته‌ها درک ما از تکامل اولیه را تغییر می‌دهد و احتمال یافتن حیات سلولی در سیارات دیگر را افزایش می‌دهد.

به قلم آیدا امینی

بیوشیمی‌دانان تکاملی 45%اخترزیست‌شناسان 30%طرفداران سنتی LUCA 25%
بیوشیمی‌دانان تکاملی
استدلال می‌کنند که تفاوت‌های بنیادی بیوشیمیایی، سلول‌سازی مستقل را ثابت می‌کند.
اخترزیست‌شناسان
مدل سلول‌سازی دوگانه را به عنوان یک تقویت بزرگ برای احتمال حیات فرازمینی می‌بینند.
طرفداران سنتی LUCA
معتقدند که نیاکان مشترک جهانی نهایی یک سلول آزادزی و کاملاً شکل‌گرفته بوده است.

نکات کلیدی

  1. یک مطالعه جدید پیشنهاد می‌کند که باکتری‌ها و آرکی‌ها به طور مستقل به سلول‌های آزادزی تکامل یافتند.
  2. کد ژنتیکی و شیمی متابولیک اولیه دارای یک منشأ واحد در یک نیاکان پیشاسلولی هستند.
  3. اکنون این نظریه مطرح است که LUCA یک شبکه شیمیایی متصل به منافذ گرمابی بوده، نه یک سلول آزاد.
  4. باکتری‌ها و آرکی‌ها به طور مستقل کاتالیزورهای فلزی غیرآلی را با آنزیم‌های پروتئینی خود جایگزین کردند.
  5. این مدل سلول‌سازی دوگانه، احتمال آماری یافتن حیات سلولی در سیارات دیگر را افزایش می‌دهد.

برای بیش از یک قرن، زیست‌شناسی بر یک فرض واحد و بنیادی استوار بوده است: هر موجود زنده‌ای روی زمین از یک سلول اولیه واحد نشأت گرفته است. ما همیشه نیاکان مشترک جهانی نهایی، یا LUCA، را به عنوان یک موجود میکروسکوپی کاملاً شکل‌گرفته و آزادزی تصور می‌کردیم که در نهایت به تنوع گسترده‌ای از حیات که امروز می‌بینیم، منشعب شد. اما یک مطالعه جدید که در مجله «ساینس ادونسز» منتشر شده، این روایت را به چالش می‌کشد و پیشنهاد می‌کند که سخت‌ترین بخش زنده شدن در واقع دو بار اتفاق افتاده است.[1][2]

تیترها ادعا می‌کنند که حیات دو بار آغاز شده است، که به نظر می‌رسد بازنویسی کاملی از تاریخ تکامل باشد. واقعیت ظریف‌تر، اما مسلماً عمیق‌تر است. یک تیم بین‌المللی به رهبری محققانی از دانشگاه هاینریش هاینه دوسلدورف دریافتند که در حالی که کد ژنتیکی و شیمی متابولیک اولیه دارای یک منشأ واحد هستند، جهش واقعی به سمت سلول‌های خودمختار و آزادزی به طور مستقل در دو قلمرو باستانی حیات: باکتری‌ها و آرکی‌ها رخ داده است.[1][3][6]

برای درک چگونگی این امر، باید به این بپردازیم که LUCA واقعاً چه بوده است. محققان به جای یک سلول آزاد که دارای غشای خاص خود و نیروگاه داخلی باشد، پیشنهاد می‌کنند که LUCA یک شبکه واکنش‌های شیمیایی بسیار پیچیده اما وابسته بوده است. این شبکه به طور فیزیکی به دودکش‌های غنی از مواد معدنی منافذ گرمابی اعماق دریا متصل بود و برای پیشبرد متابولیسم خود به گرادیان‌های طبیعی پوسته زمین وابسته بود.[1][2]

مدل جدید نشان می‌دهد که کد ژنتیکی یک بار تکامل یافته، اما جهش به سمت سلول‌های آزادزی دو بار رخ داده است.

تیم دوسلدورف ۴۲۰ واکنش شیمیایی را که هسته متابولیسم اولیه را تشکیل می‌دهند—فرآیندهایی که اسیدهای آمینه، بازهای RNA و ویتامین‌ها را از هیدروژن، آمونیاک و دی‌اکسید کربن می‌سازند—نقشه‌برداری کردند. آنها کشف کردند که در حالی که خود واکنش‌ها جهانی هستند، آنزیم‌هایی که آنها را کاتالیز می‌کنند در شکاف تکاملی بین باکتری‌ها و آرکی‌ها حفظ نشده‌اند.[1][3]

این ناهماهنگی، مدرک اصلی است. این نشان می‌دهد که LUCA تنها برای حدود نیمی از واکنش‌های متابولیک خود، آنزیم‌هایی در اختیار داشته است. نیمه دیگر مستقیماً توسط فلزات غیرآلی موجود در محیط منفذ گرمابی، مانند پالادیوم و سولفیدهای آهن-نیکل، کاتالیز می‌شدند. LUCA نیمه زیست‌شناسی و نیمه زمین‌شناسی بود.[1][3]

با تکامل نیاکان باکتری‌ها و آرکی‌ها، آنها با یک چالش وجودی مشابه روبرو شدند: چگونه منفذ گرمابی را ترک کنند و در اقیانوس آزاد زنده بمانند. برای انجام این کار، آنها نیاز داشتند کاتالیزورهای فلزی غیرآلی منفذ را با آنزیم‌های پروتئینی کدگذاری شده داخلی خود جایگزین کنند و همچنین نیاز داشتند یک غشای لیپیدی برای محصور کردن خود بسازند.[1][2]

با تکامل نیاکان باکتری‌ها و آرکی‌ها، آنها با یک چالش وجودی مشابه روبرو شدند: چگونه منفذ گرمابی را ترک کنند و در اقیانوس آزاد زنده بمانند.

از آنجایی که آنها این مشکل را پس از شروع واگرایی دودمان‌هایشان حل کردند، به راه‌حل‌های بیوشیمیایی کاملاً متفاوتی رسیدند. باکتری‌ها غشاهای خود را با استفاده از اسیدهای چرب بدون شاخه که توسط پیوندهای استری به هم متصل شده‌اند، ساختند، در حالی که آرکی‌ها غشاهای خود را با استفاده از زنجیره‌های ایزوپرنوئیدی شاخه‌دار که توسط پیوندهای اتری قوی‌تر به هم متصل شده‌اند، ساختند. آنها به طور مستقل ماشین‌آلات سلولی مورد نیاز برای خودمختاری را اختراع کردند.[3][6]

باکتری‌ها و آرکی‌ها برای ساخت غشاهای سلولی خود از پیوندهای شیمیایی اساساً متفاوتی استفاده می‌کنند که نشان‌دهنده منشأهای مستقل است.

این مدل سلول‌سازی دوگانه پیامدهای عظیمی برای اخترزیست‌شناسی و جستجوی حیات فرازمینی دارد. برای دهه‌ها، اخترزیست‌شناسان در مورد اینکه آیا ظهور یک سلول کاملاً شکل‌گرفته یک تصادف آماری عجیب بوده است—یک «معجزه یک‌باره» که ممکن است زمین را در کیهان منحصر به فرد سازد—بحث کرده‌اند.[4][6]

اگر گذار از یک شبکه شیمیایی وابسته به زمین‌شیمی به یک سلول آزادزی دو بار در یک سیاره رخ داده باشد، این نشان می‌دهد که سلول‌سازی اصلاً یک معجزه نیست. در عوض، این یک فرآیند ترمودینامیکی الگوریتمی و قابل تکرار است. هنگامی که گرادیان‌های شیمیایی مناسب وجود داشته باشند، حیات راهی برای بسته‌بندی خود پیدا می‌کند.[4][6]

این امر، قمرهای یخی منظومه شمسی بیرونی، مانند اروپا (قمر مشتری) و انسلادوس (قمر زحل)، را به اهداف بسیار جذاب‌تری تبدیل می‌کند. تصور می‌شود که هر دو قمر دارای اقیانوس‌های زیرسطحی با منافذ گرمابی فعال در بستر خود هستند. اگر جهش به خودمختاری سلولی یک پیامد طبیعی شیمی منافذ باشد، احتمال اینکه این اقیانوس‌های بیگانه میزبان حیات سلولی مستقل خود باشند، به شدت افزایش می‌یابد.[4][6]

اگر سلول‌سازی یک فرآیند قابل تکرار باشد، منافذ گرمابی در قمرهایی مانند انسلادوس به اهداف اصلی اخترزیست‌شناسی تبدیل می‌شوند.

البته، این مدل بدون شک و تردید نیست. برخی از زیست‌شناسان تکاملی معتقدند که LUCA در واقع یک سلول کاملاً شکل‌گرفته بوده است و استدلال می‌کنند که تفاوت‌های فاحش بین غشاهای باکتریایی و آرکیایی نتیجه واگرایی تکاملی بعدی است که توسط فشارهای محیطی شدید هدایت شده، نه رویدادهای سلول‌سازی مستقل.[6]

علاوه بر این، این کشف نباید با مفهوم «زیست‌کره سایه» اشتباه گرفته شود—یک درخت حیات فرضی و کاملاً جداگانه که از مواد ژنتیکی متفاوت یا کایرالیته مولکولی مخالف استفاده می‌کند. باکتری‌ها و آرکی‌ها همچنان از چارچوب DNA و RNA یکسانی استفاده می‌کنند، که ثابت می‌کند آنها در آن نیاکان واحد پیشاسلولی مشترک هستند.[5][6]

در نهایت، مطالعه دوسلدورف یک راز به ظاهر غیرقابل نفوذ را با یک مدل علمی قابل آزمایش جایگزین می‌کند. این مطالعه تکامل اولیه را به عنوان یک انتقال تدریجی بین زمین‌شناسی و زیست‌شناسی ترسیم می‌کند. ما دیگر به جهانی نگاه نمی‌کنیم که در آن حیات نیازمند یک جرقه واحد و غیرممکن است، بلکه به جهانی می‌نگریم که در آن شیمی سیارات به طور طبیعی منجر به معماری سلول‌ها می‌شود.[1][2][6]

چرا مهم است

اگر سخت‌ترین گام در تکامل—گذار از یک سوپ شیمیایی به یک سلول خودمختار—به طور مستقل دو بار روی زمین رخ داده باشد، این نشان می‌دهد که سلول‌سازی یک فرآیند ترمودینامیکی قابل تکرار است و نه یک معجزه آماری. این امر به شدت احتمال ریاضی وجود حیات سلولی در جهان‌های اقیانوسی دیگر مانند اروپا و انسلادوس را بالا می‌برد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

بیوشیمی‌دانان تکاملی

استدلال می‌کنند که تفاوت‌های بنیادی بیوشیمیایی، سلول‌سازی مستقل را ثابت می‌کند.

محققانی که بر تفاوت‌های متابولیک و ساختاری بین باکتری‌ها و آرکی‌ها تمرکز دارند، استدلال می‌کنند که واگرایی بیش از حد عمیق است تا با رانش تکاملی ساده از یک نیاکان سلولی واحد توضیح داده شود. از آنجایی که این دو قلمرو از آنزیم‌های کاملاً متفاوتی برای کاتالیز کردن واکنش‌های متابولیک اصلی یکسان استفاده می‌کنند و غشاهای سلولی خود را با استفاده از پیوندهای شیمیایی متفاوت می‌سازند، این گروه نتیجه می‌گیرد که نیاکان مشترک جهانی نهایی باید یک شبکه پیشاسلولی و وابسته به زمین‌شیمی بوده باشد. آنها استدلال می‌کنند که گذار به خودمختاری، یک گام تکاملی همگرا بوده که به طور مستقل توسط هر دو دودمان برداشته شده است.

طرفداران سنتی LUCA

معتقدند که نیاکان مشترک جهانی نهایی یک سلول آزادزی و کاملاً شکل‌گرفته بوده است.

بسیاری از زیست‌شناسان تکاملی سنتی از مدل کلاسیک LUCA سلولی دفاع می‌کنند. آنها استدلال می‌کنند که کد ژنتیکی مشترک و ماشین‌آلات ریبوزومی آنقدر پیچیده هستند که فقط می‌توانستند در داخل یک سلول کاملاً عملکردی و دارای غشا جای گیرند. از این دیدگاه، تفاوت‌های فاحش در شیمی غشا بین باکتری‌ها و آرکی‌ها ناشی از سلول‌سازی مستقل نبوده، بلکه ناشی از سازگاری‌های تکاملی بعدی است—به ویژه، نیاز آرکی‌ها به توسعه غشاهای لیپیدی با پیوند اتری قوی‌تر برای بقا در محیط‌های شدید و با دمای بالا.

اخترزیست‌شناسان

مدل سلول‌سازی دوگانه را به عنوان یک تقویت بزرگ برای احتمال حیات فرازمینی می‌بینند.

برای دانشمندانی که به دنبال حیات فراتر از زمین هستند، این ایده که جهش از شیمی به زیست‌شناسی سلولی دو بار به طور مستقل رخ داده است، یک تغییر پارادایم است. اگر سلول‌سازی یک تصادف عجیب و یک‌باره بود، ممکن بود کیهان تا حد زیادی استریل باشد. اما اگر این یک مسیر ترمودینامیکی قابل تکرار باشد که به طور قابل پیش‌بینی زمانی رخ می‌دهد که شبکه‌های شیمیایی مجبور به سازگاری با گرادیان‌های زمین‌شیمیایی در حال تغییر می‌شوند، در این صورت منافذ گرمابی در جهان‌های اقیانوسی مانند اروپا و انسلادوس به احتمال زیاد اشکال حیات سلولی مستقل خود را ایجاد کرده‌اند.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

بیوشیمی‌دانان تکاملی 45%اخترزیست‌شناسان 30%طرفداران سنتی LUCA 25%
  1. [1]Science Advancesبیوشیمی‌دانان تکاملی

    Intermediate stages in the origin of metabolism at a phosphorylating hydrothermal vent

    مطالعه در Science Advances
  2. [2]SciTechDailyطرفداران سنتی LUCA

    Did Cellular Life Begin Twice? New Study Points to Two Independent Origins

    مطالعه در SciTechDaily
  3. [3]EurekAlertبیوشیمی‌دانان تکاملی

    Two origins of life

    مطالعه در EurekAlert
  4. [4]NASA Astrobiologyاخترزیست‌شناسان

    Life Detection Research

    مطالعه در NASA Astrobiology
  5. [5]Wikipediaاخترزیست‌شناسان

    Shadow biosphere

    مطالعه در Wikipedia
  6. [6]تیم سردبیری کوهستاناخترزیست‌شناسان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.