چرا «پارادوکس سلیمان» ثابت میکند که فاصله روانی، و نه هوش، عامل قضاوت خردمندانه است
تحقیقات نشان میدهد که افراد درباره مشکلات دیگران بسیار بهتر از مشکلات خودشان استدلال میکنند؛ یک نقطه کور شناختی که به «پارادوکس سلیمان» معروف است. با اتخاذ آگاهانه دیدگاه سومشخص، میتوان این عدم تقارن را از بین برد و خردی عینی را در دوراهیهای شخصی به کار گرفت.
به قلم یاسر یوسفی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان تجربی
- تمرکز بر دادههای قابلاندازهگیری که نشان میدهد فاصلهگیری از خود، عدم تقارن بین خود و دیگران را از بین میبرد.
- درمانگران بالینی
- تمرکز بر کاربرد این یافتهها برای کمک به افراد در عبور از روابط سمی و بحرانهای شخصی.
- مروجان علوم رفتاری
- تمرکز بر ترجمه این پارادوکس به توصیههای عملی و روزمره برای عموم مردم.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- افراد دارای تنوع عصبی
- انسانشناسان میانفرهنگی
چرا مهم است
درک پارادوکس سلیمان ابزاری رایگان و فوری برای تصمیمگیری بهتر به دست میدهد. تنها با تغییر ضمایر در گفتگوی درونی، افراد میتوانند از سوگیریهای احساسی خود عبور کرده و انتخابهای روشنتری در زمینه روابط، شغل و امور مالی خود داشته باشند.
فردی که با یک دوراهی شخصی پرخطر روبرو میشود، یک اهرم شناختی خاص در اختیار دارد: توانایی تغییر گفتگوی درونی خود از اولشخص به سومشخص. دفعه بعد که رابطهای از هم میپاشد یا یک انتخاب شغلی فرد را مجبور به سازش میکند، شخص تصمیمگیرنده نیازی به افزایش هوش ذاتی یا جمعآوری دادههای بیشتر ندارد. او تنها باید یک فاصله روانی ایجاد کند.[6]
این تغییر مکانیکی به یک نقص شناختی میپردازد که روانشناسان، ایگور گروسمن (Igor Grossmann) و ایتن کراس (Ethan Kross) در سال ۲۰۱۴ آن را «پارادوکس سلیمان» نامیدند. این پدیده شکاف قابلاندازهگیری بین توصیههای عالی افراد به دوستانشان و تصمیمات ناقصی که برای خودشان میگیرند را توصیف میکند.[1][2]
نام این پارادوکس از پادشاه سلیمان در کتاب مقدس گرفته شده است؛ کسی که از نظر تاریخی احکام افسانهای برای رعایای خود صادر میکرد - که بارزترین آن پیشنهاد دو نیم کردن یک کودک برای یافتن مادر واقعیاش بود - اما در عین حال پادشاهی خود را از طریق زیادهرویهای شخصی کنترلنشده و اتحادهای فاجعهبار به سمت ویرانی کشاند.[5]
برای کمّی کردن این عدم تقارن، گروسمن و کراس سه آزمایش را با حضور ۶۹۳ شرکتکننده انجام دادند. آنها از سوژهها خواستند تا درباره یک درگیری شدید در رابطه، مانند خیانت شریک زندگی، از دو زاویه تامل کنند: یا از دیدگاه غوطهور اولشخص و یا از دیدگاه فاصلهدار سومشخص.[1]
محققان ضریب هوش ذاتی را اندازهگیری نکردند. در عوض، آنها «استدلال خردمندانه» را ارزیابی کردند که آن را از طریق نشانگرهای عملگرایانه خاصی تعریف نمودند: تواضع فکری، ظرفیت شناخت محدودیتهای دانش خود، تمایل به جستجوی سازش، و توانایی پیشبینی تغییرات آینده.[1][3]
هنگامی که شرکتکنندگان خیانت فرضی یک دوست را ارزیابی میکردند، به طور طبیعی این نشانگرهای خرد را از خود بروز میدادند. اما وقتی خیانت مشابهی را در مورد خودشان ارزیابی میکردند، استدلال آنها فرو میپاشید و به واکنشهای احساسی و محافظت از خود تبدیل میشد.[1]
یک فرض فرهنگی گسترده نشان میدهد که افزایش سن به طور خودکار خرد به همراه میآورد. برای آزمایش این موضوع، محققان گروه خود را به بزرگسالان جوانتر بین ۲۰ تا ۴۰ سال و بزرگسالان مسنتر بین ۶۰ تا ۸۰ سال تقسیم کردند.[1][2]
یک فرض فرهنگی گسترده نشان میدهد که افزایش سن به طور خودکار خرد به همراه میآورد.
دادهها این فرض مرتبط با سن را در هم شکستند. گروه مسنتر دقیقاً همان عدم تقارن بین خود و دیگران را نشان دادند که گروه جوانتر داشتند. دههها تجربه زیسته هیچ دفاع طبیعی در برابر سوگیری خودمحورانهای که قضاوت شخصی را تیره و تار میکند، ارائه نکرد.[1]
با این حال، راهحل به طرز چشمگیری ساده بود. هنگامی که محققان صراحتاً به شرکتکنندگان دستور دادند تا درگیریهای خود را با استفاده از ضمایر سومشخص تحلیل کنند - مثلاً بپرسند «چرا او این احساس را دارد؟» به جای «چرا من این احساس را دارم؟» - شکاف استدلالی به طور کامل ناپدید شد.[1][3]
گروسمن در جریان ارائهای در سال ۲۰۱۵ در اولین کنوانسیون بینالمللی علوم روانشناختی در آمستردام توضیح داد: «چنین استدلال خردمندانهای مستلزم فراتر رفتن از دیدگاه خودمحورانه فرد است. این بدان معناست که محدودیتهای دانش خود را بشناسیم، دیدگاههای دیگران را بپذیریم و شرایط را در حال تغییر ببینیم.»[3]
این مکانیسم، خرد را از معیارهای استاندارد هوش جدا میکند. ضریب هوشی بالا به فرد اجازه میدهد تا اطلاعات پیچیده را به سرعت پردازش کند، اما ذاتاً از طغیان احساسی که هنگام شخصی بودن یک مشکل رخ میدهد، جلوگیری نمیکند.[5]
کاربردهای بالینی این تحقیق غالباً چرخههای رفتاری مزمن را هدف قرار میدهند. به عنوان مثال، افرادی که به طور مکرر در روابط سمی باقی میمانند، اغلب ظرفیت فکری لازم برای تشخیص سوءاستفاده را دارند، اما فاقد فاصله روانی لازم برای اقدام بر اساس آن شناخت هستند.[4]
هنگام تأمل در مورد پویایی سمی مشابه در رابطه یک دوست، افراد به طور طبیعی دیدگاه یک ناظر بیطرف را به خود میگیرند. این بیطرفی خطرات احساسی را کاهش میدهد و به عملکرد اجرایی مغز اجازه میدهد تا رفاه بلندمدت را بر اجتناب کوتاهمدت از درگیری ترجیح دهد.[4]
فراتر از درگیریهای عاطفی، اصل فاصلهگیری از خود در تصمیمگیریهای مالی، مذاکرات شغلی و انتخابهای پزشکی نیز کاربرد دارد. سوگیری شناختی که محافظت فوری از خود را در اولویت قرار میدهد، در تمام حوزههایی که خطرات شخصی بالاست، عمل میکند.[6]
نکات کلیدی
- پارادوکس سلیمان تمایل انسان به ارائه توصیههای عالی به دیگران در عین گرفتن تصمیمات ضعیف برای خود را توصیف میکند.
- مطالعهای در سال ۲۰۱۴ روی ۶۹۳ شرکتکننده ثابت کرد که فاصله روانی، و نه هوش ذاتی، محرک استدلال خردمندانه است.
- افزایش سن به طور خودکار این سوگیری را درمان نمیکند؛ بزرگسالان ۶۰ تا ۸۰ ساله همان نقاط کوری را نشان دادند که افراد ۲۰ تا ۴۰ ساله داشتند.
- تحلیل آگاهانه مشکلات شخصی از زاویه دید سومشخص، این شکاف استدلالی را به طور کامل از بین میبرد.
منابع
[1]PubMedمحققان تجربیBoosting wisdom: distance from the self enhances wise reasoning, attitudes, and behavior
مطالعه در PubMed →
[2]The University of Chicagoمحققان تجربیExploring "Solomon's paradox": Self-distancing eliminates the self-other asymmetry in wise reasoning about close relations in younger and older adults
مطالعه در The University of Chicago →
[3]Association for Psychological Scienceمروجان علوم رفتاریThe (Paradoxical) Wisdom of Solomon
مطالعه در Association for Psychological Science →
[4]Forbesدرمانگران بالینیSolomon's Paradox: The Reason Why You Stay In Toxic Relationships
مطالعه در Forbes →
[5]Wikipediaمروجان علوم رفتاریSolomon's paradox
مطالعه در Wikipedia →
[6]تیم سردبیری کوهستانمروجان علوم رفتاریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در دیدگاهها
مشاهده همه →اقتصاد عمومی
شرط ساموئلسون: چرا تامین کارآمد کالاهای عمومی نیازمند جمع زدن نرخهای نهایی جانشینی است؟
7 منبع
فیزیک کاتالیزور
اصل ساباتیه: چرا کاتالیزور بهینه نباید واکنشدهندهها را خیلی قوی یا خیلی ضعیف پیوند دهد
8 منبع
سیاست اقتصاد کلان
نرخ ارز ثابت، سرمایه آزاد و استقلال پولی: چرا کشورها باید یکی از این سه را فدا کنند
7 منبع
عدالت ترمیمی
مکانیسمهای عدالت ترمیمی: چگونه میانجیگری قربانی-مجرم در کاهش بازگشت به جرم از مدلهای تنبیهی پیشی میگیرد
7 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاهها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





