رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانکاهش تنوع زیستیگزارش تحلیلی· 5 دقیقه مطالعه· در محیط زیست

چرا تغییر کاربری خشکی‌ها و دریاها همچنان عامل اصلی از دست رفتن تنوع زیستی در جهان است

در حالی که تغییرات اقلیمی بر سیاست‌های زیست‌محیطی سایه افکنده است، تغییر فیزیکی زیستگاه‌های طبیعی و تبدیل آن‌ها به مناطق کشاورزی و صنعتی، همچنان بزرگترین تهدید تاریخی و کنونی برای غنای گونه‌های زیستی در جهان به شمار می‌رود.

به قلم وحید بختیاری

بوم‌شناسان حفاظت 40%تحلیلگران سیستم‌های اقلیمی 35%اقتصاددانان منابع 25%
بوم‌شناسان حفاظت
تمرکز بر توقف تغییرات فضایی برای حفظ یکپارچگی پایه زیستگاه‌ها.
تحلیلگران سیستم‌های اقلیمی
گرمایش دما را به عنوان تهدید نهایی و غالب برای اکوسیستم‌های جهانی در نظر می‌گیرند.
اقتصاددانان منابع
تمرکز بر محرک‌های اقتصادی تغییر کاربری اراضی و بازده پایدار.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • جوامع بومی که مدیریت مناطق حفاظتی خط مقدم را بر عهده دارند
  • نمایندگان بخش کشاورزی که با تقاضا برای افزایش محصول مواجه‌اند

برای اینکه اکوسیستم‌های جهانی بتوانند غنای گونه‌ای پایه خود را حفظ کنند، ردپای فیزیکی زیرساخت‌های انسانی باید زیستگاه‌های پیوسته و دست‌نخورده کافی به جا بگذارد. این شرط دیگر برقرار نیست. در سراسر محیط‌های خشکی و دریایی، تبدیل چشم‌اندازهای طبیعی به مناطق کشاورزی، شهری و صنعتی، توزیع فضایی حیات در کره زمین را به طور بنیادین تغییر داده است.[6]

«پلتفرم علمی-سیاستی بین‌دولتی تنوع زیستی و خدمات اکوسیستمی» (IPBES) پنج عامل مستقیم این تغییر اکولوژیکی را ردیابی می‌کند. اگرچه تغییرات اقلیمی بر بحث‌های سیاست‌گذاری عمومی مسلط است، چارچوب IPBES تغییر کاربری خشکی‌ها و دریاها را به عنوان بزرگترین عامل تاریخی و کنونی کاهش تنوع زیستی در جهان معرفی می‌کند.[1]

این تغییر کاربری به عنوان یک محدودیت هندسی عمل می‌کند. هنگامی که جنگل‌ها، تالاب‌ها و جنگل‌های حرای ساحلی برای فعالیت‌های انسانی پاکسازی می‌شوند، ظرفیت برد کلی بیوسفر کاهش می‌یابد. برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد خاطرنشان می‌کند که توسعه کشاورزی به تنهایی تهدیدی شناخته‌شده برای بیش از ۸۵ درصد از ۲۸ هزار گونه‌ای است که در حال حاضر در معرض خطر انقراض قرار دارند.[2]

سازوکار این عامل فراتر از کاهش ساده مساحت است. تکه‌تکه شدن زیستگاه‌ها - جایی که اکوسیستم‌های دست‌نخورده توسط جاده‌ها یا توسعه شهری به بخش‌های منزوی تقسیم می‌شوند - مانع از تبادل ژنتیکی میان جمعیت‌ها می‌گردد. یک مطالعه چندمدلی در سال ۲۰۲۴ که در نشریه Science منتشر شد و مورد توجه EurekAlert قرار گرفت، برآورد کرده است که تنوع زیستی جهانی در طول قرن بیستم تنها به دلیل تغییر کاربری اراضی بین ۲ تا ۱۱ درصد کاهش یافته است.[5]

چارچوب IPBES تغییر کاربری خشکی‌ها و دریاها را به عنوان عامل اصلی تاریخی و کنونی تخریب طبیعت رتبه‌بندی می‌کند.

در محیط‌های دریایی، محدودیت فضایی به شکل متفاوتی بروز می‌کند اما به همان پیامد سیستمی منجر می‌شود. تغییر کاربری دریا، از جمله توسعه ساحلی، گسترش آبزی‌پروری و صید مخرب ترال کف، پیچیدگی ساختاری زیستگاه‌های اقیانوسی را تخریب می‌کند. با این حال، در اقیانوس‌ها، بهره‌برداری مستقیم - به ویژه صید بی‌رویه - از تغییرات فضایی پیشی گرفته و عامل اصلی کاهش گونه‌ها محسوب می‌شود.[1][2]

سلسله‌مراتب این عوامل ثابت نیست. چارچوب IPBES این پنج تهدید را بر اساس تاثیر جهانی آن‌ها رتبه‌بندی می‌کند: تغییر کاربری خشکی‌ها و دریاها، بهره‌برداری مستقیم از ارگانیسم‌ها، تغییرات اقلیمی، آلودگی و گونه‌های بیگانه مهاجم.[1]

در ایالات متحده، ماهیت ترکیبی این تهدیدات به وضوح قابل مشاهده است. تحقیقات منتشر شده در Bioscience نشان می‌دهد که اکثریت گونه‌های در معرض خطر با فشارهای همزمان متعددی روبرو هستند. هنگامی که یک زیستگاه به دلیل تغییر کاربری اراضی تکه‌تکه می‌شود، محیط‌های حاشیه‌ای باقیمانده به شدت در برابر گونه‌های مهاجم و رواناب‌های کشاورزی آسیب‌پذیر می‌شوند.[3]

تکه‌تکه شدن زیستگاه‌ها مانع از تبادل ژنتیکی می‌شود و محیط‌های حاشیه‌ای را در برابر گونه‌های مهاجم آسیب‌پذیر می‌کند.
در ایالات متحده، ماهیت ترکیبی این تهدیدات به وضوح قابل مشاهده است.

آلودگی به عنوان یک ضریب فزاینده در زمین‌های تخریب‌شده عمل می‌کند. آفت‌کش‌ها، پلاستیک‌ها و مواد شیمیایی صنعتی، شیمی خاک و سطح اکسیژن آب را تغییر می‌دهند. شبکه بی‌بی‌سی در سال ۲۰۱۹ گزارش داد که آلودگی پلاستیکی دریایی از سال ۱۹۸۰ ده برابر شده است و صدها گونه‌ای را که پیش از این در زیستگاه‌های فشرده‌شده در حال تقلا بوده‌اند، تحت تاثیر قرار داده است.[4]

بهره‌برداری مستقیم به عنوان دومین عامل بزرگ در سطح جهانی رتبه‌بندی می‌شود. برداشت گیاهان و حیوانات وحشی با سرعتی بیشتر از توان بازیابی جمعیت‌ها، اکوسیستم‌ها را از گونه‌های کلیدی محروم می‌کند. این بهره‌برداری، تنظیم‌کننده‌های بیولوژیکی را که در حالت عادی ثبات زیستگاه را حفظ می‌کنند از بین برده و تخریبی را که با تغییر کاربری اراضی آغاز شده بود، تسریع می‌کند.[1][6]

تغییرات اقلیمی در حال حاضر در رتبه سوم سلسله‌مراتب IPBES قرار دارد، اما مسیر رشد آن پرشتاب است. افزایش دما و تغییر الگوهای بارش، گونه‌ها را مجبور به مهاجرت می‌کند؛ یک مکانیسم بقا که به طور فعال توسط همان تغییرات کاربری اراضی که مسیرهای آن‌ها را تکه‌تکه کرده، مسدود می‌شود.[1][5]

مدل‌سازی‌های پیش‌بینی‌کننده نشان‌دهنده یک وارونگی قریب‌الوقوع در این سلسله‌مراتب است. پژوهشگرانی که اثرات ترکیبی تغییرات کاربری اراضی و اقلیمی را تحلیل می‌کنند، پیش‌بینی می‌کنند که تغییرات اقلیمی تهدیدی فوری و شتابان برای اکوسیستم‌های جهانی به شمار می‌رود.[5]

مدل‌های پیش‌بینی نشان می‌دهند که تغییرات اقلیمی در مسیری قرار دارد که تا سال ۲۰۵۰ از تغییر کاربری اراضی به عنوان عامل اصلی پیشی بگیرد.

دیوید لکلر، پژوهشگر در موسسه بین‌المللی تحلیل سیستم‌های کاربردی، خاطرنشان کرد که اگرچه تغییر کاربری اراضی از نظر تاریخی عامل غالب بوده است، اما «تغییرات اقلیمی می‌تواند تا اواسط قرن به عنوان عامل اصلی کاهش تنوع زیستی از آن پیشی بگیرد.»[5]

این تغییر قریب‌الوقوع، تلاش‌های کاهش اثرات را پیچیده می‌کند. سیاست‌های طراحی‌شده برای مقابله با تغییرات اقلیمی، مانند استقرار گسترده محصولات زیست‌انرژی یا تاسیسات پراکنده انرژی‌های تجدیدپذیر، به زمین‌های وسیعی نیاز دارند. اگر این راه‌حل‌های اقلیمی بدون برنامه‌ریزی فضایی اجرا شوند، می‌توانند ناخواسته تغییر کاربری اراضی را تسریع کرده و عامل اول و سوم را در مقابل یکدیگر قرار دهند.[5][6]

تعامل میان این عوامل به این معناست که سیاست‌های حفاظتیِ منفرد معمولاً با شکست مواجه می‌شوند. محافظت از یک قطعه جنگل تکه‌تکه شده در برابر قطع درختان، آن را در برابر گرمایش دما یا رسوب نیتروژن کشاورزی مصون نمی‌دارد.[2][3]

«چارچوب جهانی تنوع زیستی کونمینگ-مونترال» که برای توقف تخریب طبیعت تا سال ۲۰۳۰ به تصویب رسیده است، تلاش می‌کند با هدف قرار دادن ردپای فیزیکی فعالیت‌های انسانی به این موضوع بپردازد. هدف این چارچوب برای محافظت از ۳۰ درصد از خشکی‌ها و آب‌های سیاره، مستقیماً همان محدودیت فضایی را هدف قرار می‌دهد که تغییر کاربری اراضی آن را در هم شکسته است.[2]

داده‌ها نشان می‌دهند که معکوس کردن روند کاهش تنوع زیستی نیازمند تثبیت ردپای فضایی انسان است. تا زمانی که تبدیل هندسی اکوسیستم‌های دست‌نخورده متوقف نشود، شرایط پایه برای بازیابی گونه‌ها محقق نخواهد شد، فارغ از اینکه چه پیشرفت‌هایی در کنترل آلودگی یا کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای به دست آمده باشد.[6]

چرا مهم است

درک سلسله‌مراتب دقیق تهدیدات علیه اکوسیستم‌ها تضمین می‌کند که بودجه‌ها و سیاست‌های حفاظتی، به جای تمرکز صرف بر کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، به سمت محدودیت‌های فضایی و فیزیکی هدایت شوند که در عمل بقای گونه‌ها را تعیین می‌کنند.

آنچه نمی‌دانیم

  • زمان‌بندی دقیق اینکه چه زمانی تغییرات اقلیمی از نظر ریاضی از تغییر کاربری اراضی به عنوان عامل اصلی پیشی خواهد گرفت.
  • اینکه چگونه استقرار گسترده زیرساخت‌های انرژی‌های تجدیدپذیر و زیست‌انرژی، نرخ تغییر کاربری اراضی را در آینده دگرگون خواهد کرد.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

بوم‌شناسان حفاظت 40%تحلیلگران سیستم‌های اقلیمی 35%اقتصاددانان منابع 25%
  1. [1]Zenodoبوم‌شناسان حفاظت

    Summary for policymakers of the global assessment report on biodiversity and ecosystem services

    مطالعه در Zenodo
  2. [2]UNEPبوم‌شناسان حفاظت

    Five drivers of the nature crisis

    مطالعه در UNEP
  3. [3]Oxford Academicبوم‌شناسان حفاظت

    US Imperiled species and the five drivers of biodiversity loss

    مطالعه در Oxford Academic
  4. [4]BBC Newsتحلیلگران سیستم‌های اقلیمی

    Nature's emergency in five graphics

    مطالعه در BBC News
  5. [5]EurekAlertتحلیلگران سیستم‌های اقلیمی

    Climate change could become the main driver of biodiversity decline by mid-century

    مطالعه در EurekAlert
  6. [6]تیم سردبیری کوهستاناقتصاددانان منابع

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.