رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانتجارت جهانیتوضیح و تحلیل۱۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۲۰· 7 دقیقه مطالعه· در دیدگاه‌ها

اختلال در تنگه هرمز ۹۵ درصد صادرات گاز طبیعی را متوقف کرد؛ آسیب‌پذیری تجارت جهانی آشکار شد

۱۰۰ روز بسته شدن حیاتی‌ترین گلوگاه دریایی جهان، ۹۵ درصد از صادرات گاز طبیعی آن را متوقف کرد و سازوکار انتقال شکننده‌ای را آشکار ساخت که در آن شوک‌های انرژی به سرعت به کمبود کود و افزایش قیمت مواد غذایی منجر می‌شوند.

به قلم بابک ناصری

اقتصاددانان تجارت و توسعه 40%تحلیلگران امنیت انرژی 35%تأمین‌کنندگان و شرکت‌های کشتیرانی منطقه‌ای 25%
اقتصاددانان تجارت و توسعه
تمرکز بر اثرات آبشاری گلوگاهی و اینکه چگونه مدل‌های استاندارد تأثیر بر کشورهای در حال توسعه را دست کم می‌گیرند.
تحلیلگران امنیت انرژی
تأکید بر شکنندگی اتکا به یک گلوگاه دریایی واحد و نیاز فوری به تنوع‌بخشی در عرضه.
تأمین‌کنندگان و شرکت‌های کشتیرانی منطقه‌ای
تمرکز بر کابوس لجستیکی ناشی از توقف و واقعیت پیچیده برطرف کردن این اختلال.

نکات کلیدی

  • بسته شدن ۱۰۰ روزه تنگه هرمز، ۹۵ درصد از صادرات LNG منطقه‌ای و ۸۳ درصد از صادرات کود اوره را متوقف کرد.
  • مدل‌های تجاری استاندارد با نادیده گرفتن ارتباط بین کمبود گاز طبیعی و تولید غذای جهانی، بحران را دست کم گرفتند.
  • قیمت جهانی اوره ۴۰ درصد افزایش یافت و به طور نامتناسبی عملکرد کشاورزی و امنیت غذایی در کشورهای در حال توسعه را تهدید کرد.
  • در حالی که اقتصادهای پیشرفته با بحران‌های شدید انرژی روبرو شدند، عرضه جایگزین LNG و ذخایر استراتژیک از فروپاشی کامل بازار جلوگیری کرد.
  • با وجود توافق صلح موقت، از سرگیری کشتیرانی عادی همچنان به دلیل هزینه‌های بالای بیمه و تأخیرهای لجستیکی با مشکل مواجه است.
-95%
کاهش صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) از اقتصادهای وابسته به هرمز
-83%
کاهش صادرات کود اوره منطقه‌ای
+40%
جهش قیمت جهانی اوره
100 days
مدت زمان توقف کشتیرانی دریایی

چرا مهم است

در حالی که مدل‌های اقتصادی استاندارد زیان‌های جهانی متوسطی را از بسته شدن هرمز پیش‌بینی می‌کردند، این اختلال نشان داد که گاز طبیعی تا چه حد عمیقاً در زنجیره تأمین غذای جهانی تنیده شده است و به طور نامتناسبی، عملکرد کشاورزی و قیمت مواد غذایی را در کشورهای در حال توسعه وابسته به واردات تهدید می‌کند.

در مارس ۲۰۲۶، سناریویی که مدت‌ها برای بازارهای جهانی انرژی از آن بیم می‌رفت، به واقعیت پیوست: تشدید درگیری‌های منطقه‌ای منجر به بسته شدن کامل تنگه هرمز شد. برای بیش از ۱۰۰ روز، حیاتی‌ترین گلوگاه دریایی جهان شاهد توقف تقریباً کامل ترانزیت تجاری بود و عملاً معادل ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز و حدود ۳۰۰ میلیون متر مکعب گاز طبیعی مایع (LNG) در روز از بازار خارج شد. مقیاس این اختلال کاملاً بی‌سابقه بود و فوراً یک پنجم تجارت نفت دریایی جهان و سهم عظیمی از LNG جهانی را از بازار حذف کرد و شوک‌های فوری را به زنجیره‌های تأمین بین‌المللی وارد ساخت.[3][7]

داده‌های اولیه تجاری، شدت شوک عرضه را به وضوح نشان دادند. بر اساس تحلیل جامع مرکز تجارت بین‌الملل (ITC) و سازمان ملل، حجم صادرات در دوازده محصول استراتژیک انرژی و صنعتی تقریباً بلافاصله سقوط کرد، به طوری که صادرات LNG از اقتصادهای وابسته به هرمز کاهش خیره‌کننده ۹۵ درصدی را تجربه کرد. بازارهای آسیایی، که به طور سنتی بخش عمده این صادرات را جذب می‌کنند، در پی توقف، برای تأمین محموله‌های جایگزین به تکاپو افتادند، در حالی که قیمت گاز در اروپا و آسیا به شدت افزایش یافت.[1][4][5]

با این حال، این بحران به سرعت نشان داد که تنگه هرمز بسیار فراتر از یک شریان انرژی است. در واقع، این تنگه ستونی اساسی برای زنجیره تأمین کشاورزی جهانی محسوب می‌شود. در حالی که سیاست‌گذاران، استراتژیست‌های نظامی و مدل‌های تجاری استاندارد از لحاظ تاریخی بر تأثیرات کلان اقتصادی فوری ناشی از کمبود نفت خام تمرکز داشتند، اختلال ۲۰۲۶ یک سازوکار انتقال پنهان و شکننده را آشکار ساخت. این رویداد پیوند مستقیم و ناگسستنی بین استخراج گاز طبیعی خلیج فارس و بقای اساسی تولید غذای جهانی را برجسته کرد؛ آسیب‌پذیری‌ای که در ارزیابی‌های قبلی امنیت انرژی تا حد زیادی نادیده گرفته شده بود.[2][6][8]

گاز طبیعی صرفاً یک سوخت قابل احتراق برای گرمایش خانه‌ها و تولید برق نیست؛ بلکه ماده اولیه شیمیایی و ورودی انرژی اصلی مورد نیاز برای تولید کودهای مبتنی بر نیتروژن است. هنگامی که تأسیسات تولید LNG در منطقه مجبور به تعطیلی شدند یا قادر به صادرات محصولات خود نبودند، عرضه این نهاده‌های حیاتی کشاورزی بلافاصله قطع شد. خلیج فارس بیش از یک سوم صادرات جهانی اوره و تقریباً ۳۰ درصد صادرات جهانی آمونیاک را به خود اختصاص داده و آن را به قطب مرکزی بی‌رقیب کود در جهان تبدیل کرده است.[5][6]

این اختلال باعث فروپاشی تقریباً کامل در صادرات انرژی و کشاورزی از منطقه شد.

سقوط ناشی از آن در محموله‌های کود تقریباً به اندازه کاهش صادرات انرژی خام شدید بود. مرکز تجارت بین‌الملل (ITC) کاهش ۸۳ درصدی در صادرات اوره و ۷۵ درصدی در صادرات آمونیاک از منطقه را در اوج بحران گزارش کرد. از آنجایی که تا ۳۰ درصد از محموله‌های تجاری بین‌المللی کود مستقیماً از تنگه هرمز عبور می‌کنند، این انسداد عملاً یک سوم عرضه اوره دریایی جهان را یک شبه قطع کرد و کشاورزان در سراسر جهان را بدون مواد مغذی لازم برای حفظ عملکرد محصولات رها ساخت.[1][6][8]

واکنش بازار سریع، تنبیهی و گسترده بود. قیمت جهانی اوره تقریباً ۴۰ درصد افزایش یافت و به سطوح بالایی رسید که از زمان اوج بحران انرژی ۲۰۲۲ مشاهده نشده بود. این وضعیت زمانی تشدید شد که تولیدکنندگان بزرگ خارج از خاورمیانه، مانند چین، تصمیم گرفتند ذخایر محدود کود خود را برای اولویت دادن به امنیت غذایی داخلی خود حفظ کنند. این چرخش حمایتی عملاً کل بار کمبود جهانی را به بازارهای بین‌المللی منتقل کرد و کشورهای وابسته به واردات را با گزینه‌های جایگزین کمی مواجه ساخت.[8]

قیمت جهانی اوره تقریباً ۴۰ درصد افزایش یافت و به سطوح بالایی رسید که از زمان اوج بحران انرژی ۲۰۲۲ مشاهده نشده بود.

پیامدهای اقتصادی این سازوکار گلوگاهی در سراسر جهان بسیار نامتوازن بود. یک تحلیل عمده که توسط مؤسسه کیل برای اقتصاد جهانی منتشر شد، نشان داد که مدل‌های تجاری استاندارد تأثیر جهانی را به شدت دست کم گرفته‌اند، زیرا نتوانستند در نظر بگیرند که چگونه اختلالات انرژی از طریق تولید شیمیایی مستقیماً به قیمت مواد غذایی سرایت می‌کنند. در حالی که هزینه‌های کل اقتصادی جهانی روی کاغذ متوسط به نظر می‌رسیدند—با پیش‌بینی از دست دادن تنها ۰.۰۷ درصد از تولید اقتصادی ایالات متحده—بار اصلی به طور نامتناسبی بر دوش فقیرترین و آسیب‌پذیرترین کشورهای جهان افتاد.[2]

کشورهای در حال توسعه در جنوب آسیا، آفریقای جنوب صحرا و خاورمیانه که به شدت به واردات انرژی و کود وابسته هستند، زیان‌های رفاهی ۱۰ تا ۲۰ برابر بزرگتر از آنچه در غرب تجربه شد، متحمل شدند. زمان‌بندی این اختلال، که متأسفانه با اوج فصل حیاتی کاشت در نیمکره شمالی همزمان شد، خطر را به شدت تشدید کرد. این امر تهدید می‌کرد که عملکرد محصولات آتی را نابود کرده و قیمت‌های اساسی مواد غذایی را در اقتصادهایی که کمترین آمادگی را برای جذب شوک تورمی داشتند، بالا ببرد و یک مناقشه دریایی منطقه‌ای را به یک بحران گرسنگی محلی تبدیل کند.[2][8]

مدل‌های اقتصادی استاندارد اغلب کانال انتقال پنهانی را که عرضه گاز طبیعی را به امنیت غذایی جهانی متصل می‌کند، نادیده می‌گیرند.

اقتصادهای پیشرفته نیز با آسیب‌پذیری‌های حاد خود مواجه شدند، هرچند این آسیب‌پذیری‌ها عمدتاً در بخش انرژی و نه کشاورزی، نمود یافتند. ژاپن و کره جنوبی، که فاقد ذخایر عمیق انرژی داخلی هستند، به شدت در معرض توقف ناگهانی محموله‌ها قرار گرفتند. ژاپن از لحاظ تاریخی ۹۱ درصد نفت خام خود را از اقتصادهای وابسته به هرمز تأمین می‌کرد و در ماه اول بحران، کاهش ۶۴ درصدی در کل واردات خود ثبت کرد. این کشورهای صنعتی، که تنها ذخایر LNG کافی برای تأمین چند هفته تقاضای عادی داشتند، مجبور شدند استراتژی‌های تأمین خود را به طور چشمگیری و پرهزینه تغییر دهند.[1][4][6]

با وجود شدت شوک، بازار جهانی LNG درجه شگفت‌انگیزی از انعطاف‌پذیری ساختاری را نشان داد. این بحران منجر به فروپاشی فاجعه‌باری نشد که برخی مفسران در ابتدا هنگام بسته شدن تنگه از آن می‌ترسیدند. در عوض، این اختلال تنوع‌بخشی به زنجیره‌های تأمین انرژی را تسریع کرد. جریان‌های اضافی LNG از خارج از خاورمیانه، همراه با تعدیل‌های سریع سمت تقاضا و کاهش هماهنگ ذخایر استراتژیک، به کاهش ضربه برای واردکنندگان بزرگ کمک کرد و از انجماد کامل بازار جلوگیری نمود.[1][5]

تأمین‌کنندگان جایگزین در هر کجا که امکان داشت وارد عمل شدند و محموله‌های ۱۰ مورد از ۱۲ محصول استراتژیک ردیابی شده توسط سازمان ملل را افزایش دادند. با این حال، این منابع جایگزین تنها توانستند کمبود واردات را برای چند ماده شیمیایی خاص، مانند آمونیاک و پلیمرهای پروپیلن، به طور کامل جبران کنند. برای کالاهای اساسی مانند LNG و اوره، حجم عظیم کمبود به این معنی بود که انحراف تجارت تنها می‌توانست بخشی از عرضه مختل شده را جایگزین کند و بازارها را مجبور ساخت تا به شدت به کاهش موجودی‌ها و کاهش اجباری مصرف تکیه کنند.[4]

تا اواسط تابستان ۲۰۲۶، یک توافق صلح موقت راه را برای از سرگیری آزمایشی کشتیرانی تجاری از طریق تنگه هموار کرد و کورسوی امیدی را به بازارهای جهانی تحت فشار بخشید. با این حال، برطرف کردن اختلال ۱۰۰ روزه با این مقیاس بی‌سابقه، یک چالش لجستیکی بسیار پیچیده بود. ترافیک همچنان بسیار پایین‌تر از سطح عادی باقی ماند، زیرا شرکت‌های کشتیرانی با نگرانی‌های امنیتی باقی‌مانده، هزینه‌های بسیار بالاتر سوخت دریایی و حق بیمه‌های افزایش یافته‌ای دست و پنجه نرم می‌کردند که این مسیر را برای برخی از اپراتورهای کوچکتر از نظر مالی غیرقابل توجیه می‌ساخت.[1][3][4]

تأخیر در حمل و نقل، کاهش موجودی‌های جهانی و برنامه‌های کشتیرانی به شدت مختل شده تضمین کرد که روند تعدیل برای ماه‌ها ناهماهنگ باقی بماند. این بحران اساساً نحوه ارزیابی ریسک دریایی توسط کشورها را تغییر داده است و بدون شک ثابت کرد که اثرات اقتصادی بسته شدن یک گلوگاه بسیار فراتر از محموله‌های فیزیکی به دام افتاده در آبراه است. اثرات موجی این بحران تا دهه آینده در قیمت‌گذاری کالاها و برنامه‌ریزی زنجیره تأمین احساس خواهد شد.[4][8]

در نهایت، اختلال ۲۰۲۶ تنگه هرمز به عنوان یک درس آشکار و اجتناب‌ناپذیر در همبستگی عمیق تجارت جهانی مدرن عمل می‌کند. این امر سیاست‌گذاران را مجبور کرده است تا مفهوم امنیت انرژی را بازتعریف کنند، با این اذعان که اختلال در گاز طبیعی به طور همزمان اختلال در عرضه غذای جهانی است. رسیدگی به وابستگی انرژی بدون رسیدگی همزمان به وابستگی کود، زنجیره‌های تأمین کشاورزی جهان را در معرض همان شوک‌های فاجعه‌بار قرار می‌دهد که از طریق مسیری متفاوت و پنهان منتقل می‌شوند.[6][8]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

اقتصاددانان تجارت و توسعه

تمرکز بر اثرات آبشاری گلوگاهی و اینکه چگونه مدل‌های استاندارد تأثیر بر کشورهای در حال توسعه را دست کم می‌گیرند.

این گروه استدلال می‌کند که مدل‌های کلان اقتصادی سنتی نتوانستند ویرانی واقعی ناشی از بسته شدن هرمز را درک کنند، زیرا انرژی و کشاورزی را به عنوان سیلوهای جداگانه در نظر می‌گیرند. با ردیابی «سازوکار گلوگاهی»—که در آن کمبود گاز طبیعی تولید کود نیتروژن را متوقف می‌کند، که به نوبه خود عملکرد محصول را کاهش می‌دهد—این اقتصاددانان نشان می‌دهند که سنگین‌ترین بار بر دوش کشورهای در حال توسعه وابسته به واردات در جنوب آسیا و آفریقای جنوب صحرا می‌افتد. آنها تأکید می‌کنند که در حالی که کشورهای ثروتمند با قبوض انرژی بالاتر مواجه هستند، کشورهای فقیرتر با بحران‌های وجودی امنیت غذایی روبرو می‌شوند.

تحلیلگران امنیت انرژی

تأکید بر شکنندگی اتکا به یک گلوگاه دریایی واحد و نیاز فوری به تنوع‌بخشی در عرضه.

برای این تحلیلگران، توقف ۱۰۰ روزه تأیید آشکار هشدارهایی است که در مورد تمرکز بیش از حد زیرساخت‌های جهانی LNG و مواد شیمیایی در خلیج فارس داده شده بود. آنها بر انعطاف‌پذیری نشان داده شده توسط بازار تمرکز می‌کنند، زیرا تأمین‌کنندگان جایگزین وارد عمل شدند، و استدلال می‌کنند که این بحران باید تنوع‌بخشی به زنجیره‌های تأمین انرژی را تسریع کند. نگرانی اصلی آنها این است که اطمینان حاصل شود اقتصادهای پیشرفته مانند ژاپن و کره جنوبی، که فاقد ذخایر داخلی عمیق هستند، ذخایر استراتژیک بیشتری را در برابر شوک‌های ژئوپلیتیکی آینده ایجاد کنند.

تأمین‌کنندگان و شرکت‌های کشتیرانی منطقه‌ای

تمرکز بر کابوس لجستیکی ناشی از توقف و واقعیت پیچیده برطرف کردن این اختلال.

صداهایی که به خلیج فارس نزدیک‌تر هستند، فلج شدن فوری فیزیکی و اقتصادی ناشی از بسته شدن آبراه را برجسته می‌کنند. آنها اشاره می‌کنند که حتی پس از یک توافق صلح موقت، از سرگیری عملیات عادی به سادگی فشار دادن یک دکمه نیست. نگرانی‌های امنیتی باقی‌مانده، افزایش سرسام‌آور حق بیمه‌های دریایی و برنامه‌های کشتیرانی به شدت مختل شده به این معنی است که ظرفیت صادرات منطقه محدود باقی خواهد ماند و اقتصادهای محلی را مجبور می‌کند با زیان‌های عظیم درآمد و زیرساخت‌های آسیب‌دیده دست و پنجه نرم کنند.

منابع

پوشش منابع

8 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

اقتصاددانان تجارت و توسعه 40%تحلیلگران امنیت انرژی 35%تأمین‌کنندگان و شرکت‌های کشتیرانی منطقه‌ای 25%
  1. [1]International Trade Centreاقتصاددانان تجارت و توسعه

    Strait of Hormuz disruption hits energy, fertilizer and industrial trade

    مطالعه در International Trade Centre
  2. [2]Kiel Institute for the World Economyاقتصاددانان تجارت و توسعه

    The Hidden Costs of the Hormuz Closure: How Energy Shocks Cascade into Food Crises

    مطالعه در Kiel Institute for the World Economy
  3. [3]Council on Foreign Relationsتحلیلگران امنیت انرژی

    Unwinding the Hormuz Disruption: The Complex Reality of Restarting Global Energy Flows

    مطالعه در Council on Foreign Relations
  4. [4]Oman Observerتأمین‌کنندگان و شرکت‌های کشتیرانی منطقه‌ای

    Disruption in the Strait of Hormuz has exposed the vulnerability of global trade

    مطالعه در Oman Observer
  5. [5]GIS Reportsتحلیلگران امنیت انرژی

    The Hormuz crisis revealed LNG supply vulnerabilities, but global gas markets are poised for expansion

    مطالعه در GIS Reports
  6. [6]Atlas Instituteتحلیلگران امنیت انرژی

    The Strait of Hormuz: The Hidden Infrastructure of Global Food Production

    مطالعه در Atlas Institute
  7. [7]UNCTADاقتصاددانان تجارت و توسعه

    Ship transits through the Strait of Hormuz have come to a near halt

    مطالعه در UNCTAD
  8. [8]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران امنیت انرژی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه‌ها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.