اختلال در تنگه هرمز ۹۵ درصد صادرات گاز طبیعی را متوقف کرد؛ آسیبپذیری تجارت جهانی آشکار شد
۱۰۰ روز بسته شدن حیاتیترین گلوگاه دریایی جهان، ۹۵ درصد از صادرات گاز طبیعی آن را متوقف کرد و سازوکار انتقال شکنندهای را آشکار ساخت که در آن شوکهای انرژی به سرعت به کمبود کود و افزایش قیمت مواد غذایی منجر میشوند.
به قلم بابک ناصری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اقتصاددانان تجارت و توسعه
- تمرکز بر اثرات آبشاری گلوگاهی و اینکه چگونه مدلهای استاندارد تأثیر بر کشورهای در حال توسعه را دست کم میگیرند.
- تحلیلگران امنیت انرژی
- تأکید بر شکنندگی اتکا به یک گلوگاه دریایی واحد و نیاز فوری به تنوعبخشی در عرضه.
- تأمینکنندگان و شرکتهای کشتیرانی منطقهای
- تمرکز بر کابوس لجستیکی ناشی از توقف و واقعیت پیچیده برطرف کردن این اختلال.
پرسشهای متداول
چرا صادرات گاز طبیعی تا این حد کاهش یافت؟
بسته شدن تنگه هرمز عملاً مانع از خروج تانکرهای LNG از خلیج فارس شد و حملات پهپادی به تأسیسات منطقهای، تولیدکنندگان بزرگ را مجبور به توقف عملیات کرد.
گاز طبیعی چگونه بر عرضه غذا تأثیر میگذارد؟
گاز طبیعی ورودی اصلی انرژی و ماده اولیه شیمیایی مورد استفاده برای تولید کودهای مبتنی بر نیتروژن مانند اوره و آمونیاک است که برای عملکرد محصولات کشاورزی جهانی ضروری هستند.
کدام کشورها بیشترین آسیب را دیدند؟
در حالی که اقتصادهای پیشرفته مانند ژاپن با کمبود شدید انرژی مواجه شدند، کشورهای در حال توسعه در جنوب آسیا و آفریقای جنوب صحرا شدیدترین تأثیرات اقتصادی و امنیت غذایی را متحمل شدند.
آیا کشتیرانی به حالت عادی بازگشته است؟
خیر. با وجود یک توافق صلح موقت، ترافیک کشتیرانی به دلیل خطرات امنیتی باقیمانده، هزینههای بالای بیمه و تأخیرهای لجستیکی، همچنان بسیار پایینتر از سطح عادی است.
نکات کلیدی
- بسته شدن ۱۰۰ روزه تنگه هرمز، ۹۵ درصد از صادرات LNG منطقهای و ۸۳ درصد از صادرات کود اوره را متوقف کرد.
- مدلهای تجاری استاندارد با نادیده گرفتن ارتباط بین کمبود گاز طبیعی و تولید غذای جهانی، بحران را دست کم گرفتند.
- قیمت جهانی اوره ۴۰ درصد افزایش یافت و به طور نامتناسبی عملکرد کشاورزی و امنیت غذایی در کشورهای در حال توسعه را تهدید کرد.
- در حالی که اقتصادهای پیشرفته با بحرانهای شدید انرژی روبرو شدند، عرضه جایگزین LNG و ذخایر استراتژیک از فروپاشی کامل بازار جلوگیری کرد.
- با وجود توافق صلح موقت، از سرگیری کشتیرانی عادی همچنان به دلیل هزینههای بالای بیمه و تأخیرهای لجستیکی با مشکل مواجه است.
در مارس ۲۰۲۶، سناریویی که مدتها برای بازارهای جهانی انرژی از آن بیم میرفت، به واقعیت پیوست: تشدید درگیریهای منطقهای منجر به بسته شدن کامل تنگه هرمز شد. برای بیش از ۱۰۰ روز، حیاتیترین گلوگاه دریایی جهان شاهد توقف تقریباً کامل ترانزیت تجاری بود و عملاً معادل ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز و حدود ۳۰۰ میلیون متر مکعب گاز طبیعی مایع (LNG) در روز از بازار خارج شد. مقیاس این اختلال کاملاً بیسابقه بود و فوراً یک پنجم تجارت نفت دریایی جهان و سهم عظیمی از LNG جهانی را از بازار حذف کرد و شوکهای فوری را به زنجیرههای تأمین بینالمللی وارد ساخت.[3][7]
دادههای اولیه تجاری، شدت شوک عرضه را به وضوح نشان دادند. بر اساس تحلیل جامع مرکز تجارت بینالملل (ITC) و سازمان ملل، حجم صادرات در دوازده محصول استراتژیک انرژی و صنعتی تقریباً بلافاصله سقوط کرد، به طوری که صادرات LNG از اقتصادهای وابسته به هرمز کاهش خیرهکننده ۹۵ درصدی را تجربه کرد. بازارهای آسیایی، که به طور سنتی بخش عمده این صادرات را جذب میکنند، در پی توقف، برای تأمین محمولههای جایگزین به تکاپو افتادند، در حالی که قیمت گاز در اروپا و آسیا به شدت افزایش یافت.[1][4][5]
با این حال، این بحران به سرعت نشان داد که تنگه هرمز بسیار فراتر از یک شریان انرژی است. در واقع، این تنگه ستونی اساسی برای زنجیره تأمین کشاورزی جهانی محسوب میشود. در حالی که سیاستگذاران، استراتژیستهای نظامی و مدلهای تجاری استاندارد از لحاظ تاریخی بر تأثیرات کلان اقتصادی فوری ناشی از کمبود نفت خام تمرکز داشتند، اختلال ۲۰۲۶ یک سازوکار انتقال پنهان و شکننده را آشکار ساخت. این رویداد پیوند مستقیم و ناگسستنی بین استخراج گاز طبیعی خلیج فارس و بقای اساسی تولید غذای جهانی را برجسته کرد؛ آسیبپذیریای که در ارزیابیهای قبلی امنیت انرژی تا حد زیادی نادیده گرفته شده بود.[2][6][8]
گاز طبیعی صرفاً یک سوخت قابل احتراق برای گرمایش خانهها و تولید برق نیست؛ بلکه ماده اولیه شیمیایی و ورودی انرژی اصلی مورد نیاز برای تولید کودهای مبتنی بر نیتروژن است. هنگامی که تأسیسات تولید LNG در منطقه مجبور به تعطیلی شدند یا قادر به صادرات محصولات خود نبودند، عرضه این نهادههای حیاتی کشاورزی بلافاصله قطع شد. خلیج فارس بیش از یک سوم صادرات جهانی اوره و تقریباً ۳۰ درصد صادرات جهانی آمونیاک را به خود اختصاص داده و آن را به قطب مرکزی بیرقیب کود در جهان تبدیل کرده است.[5][6]

سقوط ناشی از آن در محمولههای کود تقریباً به اندازه کاهش صادرات انرژی خام شدید بود. مرکز تجارت بینالملل (ITC) کاهش ۸۳ درصدی در صادرات اوره و ۷۵ درصدی در صادرات آمونیاک از منطقه را در اوج بحران گزارش کرد. از آنجایی که تا ۳۰ درصد از محمولههای تجاری بینالمللی کود مستقیماً از تنگه هرمز عبور میکنند، این انسداد عملاً یک سوم عرضه اوره دریایی جهان را یک شبه قطع کرد و کشاورزان در سراسر جهان را بدون مواد مغذی لازم برای حفظ عملکرد محصولات رها ساخت.[1][6][8]
واکنش بازار سریع، تنبیهی و گسترده بود. قیمت جهانی اوره تقریباً ۴۰ درصد افزایش یافت و به سطوح بالایی رسید که از زمان اوج بحران انرژی ۲۰۲۲ مشاهده نشده بود. این وضعیت زمانی تشدید شد که تولیدکنندگان بزرگ خارج از خاورمیانه، مانند چین، تصمیم گرفتند ذخایر محدود کود خود را برای اولویت دادن به امنیت غذایی داخلی خود حفظ کنند. این چرخش حمایتی عملاً کل بار کمبود جهانی را به بازارهای بینالمللی منتقل کرد و کشورهای وابسته به واردات را با گزینههای جایگزین کمی مواجه ساخت.[8]
قیمت جهانی اوره تقریباً ۴۰ درصد افزایش یافت و به سطوح بالایی رسید که از زمان اوج بحران انرژی ۲۰۲۲ مشاهده نشده بود.
پیامدهای اقتصادی این سازوکار گلوگاهی در سراسر جهان بسیار نامتوازن بود. یک تحلیل عمده که توسط مؤسسه کیل برای اقتصاد جهانی منتشر شد، نشان داد که مدلهای تجاری استاندارد تأثیر جهانی را به شدت دست کم گرفتهاند، زیرا نتوانستند در نظر بگیرند که چگونه اختلالات انرژی از طریق تولید شیمیایی مستقیماً به قیمت مواد غذایی سرایت میکنند. در حالی که هزینههای کل اقتصادی جهانی روی کاغذ متوسط به نظر میرسیدند—با پیشبینی از دست دادن تنها ۰.۰۷ درصد از تولید اقتصادی ایالات متحده—بار اصلی به طور نامتناسبی بر دوش فقیرترین و آسیبپذیرترین کشورهای جهان افتاد.[2]
کشورهای در حال توسعه در جنوب آسیا، آفریقای جنوب صحرا و خاورمیانه که به شدت به واردات انرژی و کود وابسته هستند، زیانهای رفاهی ۱۰ تا ۲۰ برابر بزرگتر از آنچه در غرب تجربه شد، متحمل شدند. زمانبندی این اختلال، که متأسفانه با اوج فصل حیاتی کاشت در نیمکره شمالی همزمان شد، خطر را به شدت تشدید کرد. این امر تهدید میکرد که عملکرد محصولات آتی را نابود کرده و قیمتهای اساسی مواد غذایی را در اقتصادهایی که کمترین آمادگی را برای جذب شوک تورمی داشتند، بالا ببرد و یک مناقشه دریایی منطقهای را به یک بحران گرسنگی محلی تبدیل کند.[2][8]

اقتصادهای پیشرفته نیز با آسیبپذیریهای حاد خود مواجه شدند، هرچند این آسیبپذیریها عمدتاً در بخش انرژی و نه کشاورزی، نمود یافتند. ژاپن و کره جنوبی، که فاقد ذخایر عمیق انرژی داخلی هستند، به شدت در معرض توقف ناگهانی محمولهها قرار گرفتند. ژاپن از لحاظ تاریخی ۹۱ درصد نفت خام خود را از اقتصادهای وابسته به هرمز تأمین میکرد و در ماه اول بحران، کاهش ۶۴ درصدی در کل واردات خود ثبت کرد. این کشورهای صنعتی، که تنها ذخایر LNG کافی برای تأمین چند هفته تقاضای عادی داشتند، مجبور شدند استراتژیهای تأمین خود را به طور چشمگیری و پرهزینه تغییر دهند.[1][4][6]
با وجود شدت شوک، بازار جهانی LNG درجه شگفتانگیزی از انعطافپذیری ساختاری را نشان داد. این بحران منجر به فروپاشی فاجعهباری نشد که برخی مفسران در ابتدا هنگام بسته شدن تنگه از آن میترسیدند. در عوض، این اختلال تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین انرژی را تسریع کرد. جریانهای اضافی LNG از خارج از خاورمیانه، همراه با تعدیلهای سریع سمت تقاضا و کاهش هماهنگ ذخایر استراتژیک، به کاهش ضربه برای واردکنندگان بزرگ کمک کرد و از انجماد کامل بازار جلوگیری نمود.[1][5]
تأمینکنندگان جایگزین در هر کجا که امکان داشت وارد عمل شدند و محمولههای ۱۰ مورد از ۱۲ محصول استراتژیک ردیابی شده توسط سازمان ملل را افزایش دادند. با این حال، این منابع جایگزین تنها توانستند کمبود واردات را برای چند ماده شیمیایی خاص، مانند آمونیاک و پلیمرهای پروپیلن، به طور کامل جبران کنند. برای کالاهای اساسی مانند LNG و اوره، حجم عظیم کمبود به این معنی بود که انحراف تجارت تنها میتوانست بخشی از عرضه مختل شده را جایگزین کند و بازارها را مجبور ساخت تا به شدت به کاهش موجودیها و کاهش اجباری مصرف تکیه کنند.[4]
تا اواسط تابستان ۲۰۲۶، یک توافق صلح موقت راه را برای از سرگیری آزمایشی کشتیرانی تجاری از طریق تنگه هموار کرد و کورسوی امیدی را به بازارهای جهانی تحت فشار بخشید. با این حال، برطرف کردن اختلال ۱۰۰ روزه با این مقیاس بیسابقه، یک چالش لجستیکی بسیار پیچیده بود. ترافیک همچنان بسیار پایینتر از سطح عادی باقی ماند، زیرا شرکتهای کشتیرانی با نگرانیهای امنیتی باقیمانده، هزینههای بسیار بالاتر سوخت دریایی و حق بیمههای افزایش یافتهای دست و پنجه نرم میکردند که این مسیر را برای برخی از اپراتورهای کوچکتر از نظر مالی غیرقابل توجیه میساخت.[1][3][4]
تأخیر در حمل و نقل، کاهش موجودیهای جهانی و برنامههای کشتیرانی به شدت مختل شده تضمین کرد که روند تعدیل برای ماهها ناهماهنگ باقی بماند. این بحران اساساً نحوه ارزیابی ریسک دریایی توسط کشورها را تغییر داده است و بدون شک ثابت کرد که اثرات اقتصادی بسته شدن یک گلوگاه بسیار فراتر از محمولههای فیزیکی به دام افتاده در آبراه است. اثرات موجی این بحران تا دهه آینده در قیمتگذاری کالاها و برنامهریزی زنجیره تأمین احساس خواهد شد.[4][8]
در نهایت، اختلال ۲۰۲۶ تنگه هرمز به عنوان یک درس آشکار و اجتنابناپذیر در همبستگی عمیق تجارت جهانی مدرن عمل میکند. این امر سیاستگذاران را مجبور کرده است تا مفهوم امنیت انرژی را بازتعریف کنند، با این اذعان که اختلال در گاز طبیعی به طور همزمان اختلال در عرضه غذای جهانی است. رسیدگی به وابستگی انرژی بدون رسیدگی همزمان به وابستگی کود، زنجیرههای تأمین کشاورزی جهان را در معرض همان شوکهای فاجعهبار قرار میدهد که از طریق مسیری متفاوت و پنهان منتقل میشوند.[6][8]
چرا مهم است
در حالی که مدلهای اقتصادی استاندارد زیانهای جهانی متوسطی را از بسته شدن هرمز پیشبینی میکردند، این اختلال نشان داد که گاز طبیعی تا چه حد عمیقاً در زنجیره تأمین غذای جهانی تنیده شده است و به طور نامتناسبی، عملکرد کشاورزی و قیمت مواد غذایی را در کشورهای در حال توسعه وابسته به واردات تهدید میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
اقتصاددانان تجارت و توسعه
تمرکز بر اثرات آبشاری گلوگاهی و اینکه چگونه مدلهای استاندارد تأثیر بر کشورهای در حال توسعه را دست کم میگیرند.
این گروه استدلال میکند که مدلهای کلان اقتصادی سنتی نتوانستند ویرانی واقعی ناشی از بسته شدن هرمز را درک کنند، زیرا انرژی و کشاورزی را به عنوان سیلوهای جداگانه در نظر میگیرند. با ردیابی «سازوکار گلوگاهی»—که در آن کمبود گاز طبیعی تولید کود نیتروژن را متوقف میکند، که به نوبه خود عملکرد محصول را کاهش میدهد—این اقتصاددانان نشان میدهند که سنگینترین بار بر دوش کشورهای در حال توسعه وابسته به واردات در جنوب آسیا و آفریقای جنوب صحرا میافتد. آنها تأکید میکنند که در حالی که کشورهای ثروتمند با قبوض انرژی بالاتر مواجه هستند، کشورهای فقیرتر با بحرانهای وجودی امنیت غذایی روبرو میشوند.
تحلیلگران امنیت انرژی
تأکید بر شکنندگی اتکا به یک گلوگاه دریایی واحد و نیاز فوری به تنوعبخشی در عرضه.
برای این تحلیلگران، توقف ۱۰۰ روزه تأیید آشکار هشدارهایی است که در مورد تمرکز بیش از حد زیرساختهای جهانی LNG و مواد شیمیایی در خلیج فارس داده شده بود. آنها بر انعطافپذیری نشان داده شده توسط بازار تمرکز میکنند، زیرا تأمینکنندگان جایگزین وارد عمل شدند، و استدلال میکنند که این بحران باید تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین انرژی را تسریع کند. نگرانی اصلی آنها این است که اطمینان حاصل شود اقتصادهای پیشرفته مانند ژاپن و کره جنوبی، که فاقد ذخایر داخلی عمیق هستند، ذخایر استراتژیک بیشتری را در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی آینده ایجاد کنند.
تأمینکنندگان و شرکتهای کشتیرانی منطقهای
تمرکز بر کابوس لجستیکی ناشی از توقف و واقعیت پیچیده برطرف کردن این اختلال.
صداهایی که به خلیج فارس نزدیکتر هستند، فلج شدن فوری فیزیکی و اقتصادی ناشی از بسته شدن آبراه را برجسته میکنند. آنها اشاره میکنند که حتی پس از یک توافق صلح موقت، از سرگیری عملیات عادی به سادگی فشار دادن یک دکمه نیست. نگرانیهای امنیتی باقیمانده، افزایش سرسامآور حق بیمههای دریایی و برنامههای کشتیرانی به شدت مختل شده به این معنی است که ظرفیت صادرات منطقه محدود باقی خواهد ماند و اقتصادهای محلی را مجبور میکند با زیانهای عظیم درآمد و زیرساختهای آسیبدیده دست و پنجه نرم کنند.
روند رویداد
مارس ۲۰۲۶
تشدید درگیریهای منطقهای منجر به بسته شدن تنگه هرمز و توقف ترانزیت تجاری میشود.
آوریل ۲۰۲۶
دادههای تجاری از سقوط ۹۵ درصدی صادرات LNG و کاهش ۸۳ درصدی صادرات اوره از منطقه خبر میدهند.
مه ۲۰۲۶
همزمان با اوج فصل کاشت، قیمت جهانی اوره ۴۰ درصد افزایش مییابد زیرا کمبود کود به بازارهای بینالمللی ضربه میزند.
ژوئیه ۲۰۲۶
یک توافق صلح موقت راه را برای از سرگیری آزمایشی کشتیرانی هموار میکند، اگرچه ترافیک همچنان بسیار پایینتر از حد عادی است.
اصطلاحات کلیدی
- گاز طبیعی مایع (LNG)
- گاز طبیعی که برای ذخیرهسازی و حمل و نقل آسانتر و ایمنتر در سراسر اقیانوسها، به حالت مایع خنک شده است.
- اوره
- یک کود مبتنی بر نیتروژن با غلظت بالا که به گاز طبیعی به عنوان ماده اولیه شیمیایی اصلی خود وابسته است.
- سازوکار گلوگاهی (Bottleneck Mechanism)
- یک مفهوم اقتصادی که در آن اختلال در یک ورودی حیاتی، از طریق زنجیرههای تأمین سرایت کرده و باعث کمبود در بخشهای به ظاهر نامرتبط میشود.
- گلوگاه (Chokepoint)
- یک آبراه باریک و دارای اهمیت استراتژیک که حجم زیادی از تجارت دریایی بینالمللی باید از آن عبور کند.
آنچه نمیدانیم
- چه مدت طول میکشد تا موجودیهای جهانی کود و عملکرد کشاورزی به طور کامل از اختلال ۱۰۰ روزه بهبود یابند.
- آیا این بحران زیرساختهای تولید LNG و کود را به طور دائمی از خلیج فارس دور خواهد کرد یا خیر.
- تأثیر بلندمدت افزایش ۴۰ درصدی قیمت اوره بر تورم مواد غذایی در کشورهای در حال توسعه وابسته به واردات.
منابع
[1]International Trade Centreاقتصاددانان تجارت و توسعه
Strait of Hormuz disruption hits energy, fertilizer and industrial trade
مطالعه در International Trade Centre →[2]Kiel Institute for the World Economyاقتصاددانان تجارت و توسعه
The Hidden Costs of the Hormuz Closure: How Energy Shocks Cascade into Food Crises
مطالعه در Kiel Institute for the World Economy →[3]Council on Foreign Relationsتحلیلگران امنیت انرژی
Unwinding the Hormuz Disruption: The Complex Reality of Restarting Global Energy Flows
مطالعه در Council on Foreign Relations →[4]Oman Observerتأمینکنندگان و شرکتهای کشتیرانی منطقهای
Disruption in the Strait of Hormuz has exposed the vulnerability of global trade
مطالعه در Oman Observer →[5]GIS Reportsتحلیلگران امنیت انرژی
The Hormuz crisis revealed LNG supply vulnerabilities, but global gas markets are poised for expansion
مطالعه در GIS Reports →[6]Atlas Instituteتحلیلگران امنیت انرژی
The Strait of Hormuz: The Hidden Infrastructure of Global Food Production
مطالعه در Atlas Institute →[7]UNCTADاقتصاددانان تجارت و توسعه
Ship transits through the Strait of Hormuz have come to a near halt
مطالعه در UNCTAD →[8]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران امنیت انرژی
تحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاهها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.









