چگونه انقضای پیمان «استارت جدید» قوانین کنترل تسلیحات هستهای و امنیت جهانی را بازنویسی میکند
پایان یافتن آخرین پیمان هستهای دوجانبه میان آمریکا و روسیه، به نیم قرن توازن تأییدشده پایان میدهد و جهان را وارد دوران هستهای چندقطبی و بدون محدودیت میکند.
به قلم دلناز نورانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان کنترل تسلیحات
- استدلال میکنند که از دست دادن محدودیتهای قانونی، مسابقه تسلیحاتی خطرناکی را دعوت میکند و تلاشهای جهانی عدم اشاعه را تضعیف مینماید.
- واقعگرایان بازدارندگی استراتژیک
- معتقدند بازدارندگی پایدار باقی میماند، اما مستلزم آن است که ایالات متحده نیروهای خود را برای مقابله با روسیه و چین تطبیق دهد.
- طرفداران گسترش چندجانبه
- اصرار دارند که پیمانهای دوجانبه منسوخ شدهاند و توافقات آینده باید شامل تمام قدرتهای هستهای بزرگ، به ویژه چین، باشد.
نکات کلیدی
- پیمان «نیو استارت» رسماً در تاریخ ۵ فوریه ۲۰۲۶ منقضی شد و به سقفهای الزامآور قانونی بر نیروهای هستهای استراتژیک آمریکا و روسیه پایان داد.
- این پیمان هر کشور را به ۱,۵۵۰ کلاهک استراتژیک مستقر و ۷۰۰ سامانه پرتاب مستقر محدود میکرد.
- انقضای آن، رژیم تأیید متقابل، شامل ۱۸ بازرسی سالانه در محل و تبادل دادههای دوسالانه، را حذف میکند.
- بدون بازرسیها، برنامهریزان نظامی باید به تخمینها تکیه کنند، که خطر انباشت تسلیحات واکنشی را افزایش میدهد.
- تلاشها برای مذاکره بر سر یک جانشین عمدتاً به دلیل خواستههای آمریکا برای گنجاندن چین و خواستههای روسیه برای گنجاندن بریتانیا و فرانسه شکست خورد.
- کارشناسان اکنون به سمت اقدامات غیررسمی کاهش ریسک، مانند خطوط اضطراری بحران و اطلاعرسانی آزمایشهای موشکی، روی آوردهاند.
در تاریخ ۵ فوریه ۲۰۲۶ (۱۶ بهمن ۱۴۰۴)، ساختار مهار هستهای جهانی بیسروصدا فرو ریخت. پیمان کاهش تسلیحات استراتژیک جدید (نیو استارت)، آخرین توافق دوجانبهای که زرادخانههای هستهای ایالات متحده و فدراسیون روسیه را محدود میکرد، رسماً منقضی شد. انقضای این پیمان بحران فوری ایجاد نکرد، اما پایان قطعی یک دوران را رقم زد. برای اولین بار در بیش از نیم قرن، دو قدرت هستهای بزرگ جهان بدون هیچگونه محدودیت الزامآور قانونی بر نیروهای استراتژیک خود یا سازوکارهای نظارتی دقیق مورد نیاز برای اثبات پایبندی، فعالیت میکنند.[1][5]
انقضای این پیمان غافلگیرکننده نبود. «نیو استارت» که در سال ۲۰۱۰ امضا شد، با یک تاریخ انقضای مشخص ساخته شده بود. این پیمان اجازه یک تمدید پنج ساله را میداد که واشنگتن و مسکو در فوریه ۲۰۲۱ آن را فعال کردند. پس از پایان این مهلت در سال ۲۰۲۶، امکان تمدید قانونی بیشتر وجود نداشت. اگرچه راهکار دیپلماتیک همیشه مذاکره برای یک توافق جانشین در طول آن دوره پنج ساله بود، اما واقعیتهای ژئوپلیتیک – به ویژه جنگ در اوکراین و گسترش برنامه هستهای چین – تضمین کرد که چنین مذاکراتی هرگز انجام نشود.[1][5]
برای درک آنچه جهان از دست داد، لازم است به عملکرد واقعی «نیو استارت» نگاه کنیم. این پیمان یک توافق خلع سلاح نبود؛ بلکه یک چارچوب مدیریتی بود. این پیمان هر طرف را به ۱,۵۵۰ کلاهک هستهای استراتژیک مستقر و ۷۰۰ سامانه پرتاب مستقر محدود میکرد، که شامل موشکهای بالستیک قارهپیما (ICBMs)، موشکهای بالستیک پرتابشده از زیردریایی (SLBMs) و بمبافکنهای سنگین میشد. این پیمان هزاران کلاهک غیرمستقر در انبارها یا تسلیحات هستهای تاکتیکی کوتاهبرد را محدود نمیکرد.[1][5]
اما محدودیتهای عددی شاید اهمیت کمتری نسبت به رژیم شفافسازی که آنها را اجرا میکرد، داشتند. «نیو استارت» تبادل مداوم دادهها بین دو ارتش را الزامی میکرد و هر بار که موشکی جابجا میشد، بمبافکنی مستقر میشد یا سیلوئی ارتقا مییافت، به طرف مقابل اطلاع میداد. همچنین اجازه ۱۸ بازرسی سرزده و در محل در سال را میداد، جایی که بازرسان روسی میتوانستند کلاهکهای روی زیردریاییهای آمریکایی را شمارش کنند و بالعکس. این سیستم بازدارندگی هستهای را از یک بازی حدس و گمان به یک معادله ریاضی تأییدشده تبدیل کرد.[2][4]
این شفافیت پیش از مرگ رسمی پیمان، در حال فرسایش بود. بازرسیهای در محل ابتدا در سال ۲۰۲۰ به دلیل همهگیری کووید-۱۹ متوقف شدند. هنگامی که ایالات متحده در سال ۲۰۲۲ تلاش کرد آنها را از سر بگیرد، روسیه مخالفت کرد. تا فوریه ۲۰۲۳، مسکو اعلام کرد که مشارکت خود در رژیم تأیید پیمان را رسماً به حالت تعلیق درآورده است، هرچند متعهد شد که همچنان به سقفهای عددی پایبند بماند. انقضای سال ۲۰۲۶ صرفاً این جدایی را نهایی کرد و تعهد قانونی برای حفظ آن سقفها را از بین برد.[3][5]
بدون این سقفها، نگرانی فوری، پتانسیل بارگذاری مجدد (upload potential) هر دو کشور است. از آنجا که «نیو استارت» فقط کلاهکهای مستقر را محدود میکرد، هم ایالات متحده و هم روسیه مجموع ذخایری بیش از ۵,۰۰۰ کلاهک دارند. اگر هر طرف تصمیم بگیرد وضعیت استراتژیک خود را به حداکثر برساند، میتواند به سرعت کلاهکها را از انبار خارج کرده و به سامانههای پرتاب موجود متصل کند. بدون بازرسانی که تأیید کنند یک موشک فقط یک کلاهک حمل میکند نه سه کلاهک، برنامهریزان نظامی مجبورند بدترین حالت را فرض کنند.[1][2]
این تغییر از توازن تأییدشده به بازدارندگی بر اساس تخمین، خطرناکترین پیامد انقضای پیمان است. هنگامی که یک کشور نمیتواند به طور قطعی ثابت کند که دشمنش در حال انجام چه کاری است، باید برای حداکثر تهدید ممکن برنامهریزی کند. اگر واشنگتن گمان کند مسکو در حال بارگذاری کلاهکها است، تحت فشار شدیدی قرار میگیرد تا همین کار را انجام دهد. این پویایی یک معضل امنیتی کلاسیک ایجاد میکند، جایی که احتیاط دفاعی یک طرف به عنوان یک اقدام تهاجمی توسط طرف دیگر تفسیر میشود و مسابقه تسلیحاتی خاموشی را تسریع میبخشد.[3][4]
این تغییر از توازن تأییدشده به بازدارندگی بر اساس تخمین، خطرناکترین پیامد انقضای پیمان است.
آنچه این پویایی را پیچیده میکند، این واقعیت است که الگوی هستهای جنگ سرد منسوخ شده است. چارچوب دوجانبه «نیو استارت» برای جهانی طراحی شده بود که فقط واشنگتن و مسکو اهمیت داشتند. امروز، چشمانداز هستهای چندقطبی است. چین درگیر گسترش سریع نیروهای هستهای خود است و از وضعیت بازدارندگی حداقلی به یک زرادخانه قوی و مدرن حرکت میکند. ایالات متحده اکنون با آنچه تحلیلگران دفاعی «چالش هستهای دو رقیب» مینامند، روبرو است که مستلزم بازدارندگی همزمان روسیه و چین است.[2][3]
این واقعیت چندقطبی دقیقاً دلیلی است که جانشینی برای «نیو استارت» محقق نشد. ایالات متحده اصرار داشت که هر چارچوب کنترل تسلیحات آینده باید چین را شامل شود، با این استدلال که اگر به یک طرف سوم اجازه داده شود بدون محدودیت تسلیحات بسازد، سقفهای دوجانبه بیمعنی هستند. پکن، که زرادخانهاش هنوز به طور قابل توجهی کوچکتر از آمریکا و روسیه است، قاطعانه از شرکت در محدودیتهایی که فرودستی عددی آن را تثبیت کند، خودداری کرد. در همین حال، روسیه خواستار آن شد که زرادخانههای هستهای متحدان ناتو یعنی فرانسه و بریتانیا نیز در برابر سهم آمریکا شمارش شوند.[4][6]
با به بنبست رسیدن مذاکرات رسمی به دلیل این خواستههای ناسازگار، جامعه کنترل تسلیحات مجبور است رویکرد خود را به طور کامل بازنگری کند. دوران پیمانهای بزرگ و الزامآور قانونی که تعداد کلاهکها را محدود میکردند، حداقل در آینده قابل پیشبینی، ممکن است به پایان رسیده باشد. در عوض، کارشناسان به سمت اقدامات عملیتر و غیررسمی کاهش ریسک روی آوردهاند. اگر کشورها نمیتوانند در مورد تعداد سلاحهایی که باید بسازند به توافق برسند، شاید حداقل بتوانند در مورد چگونگی جلوگیری از استفاده تصادفی از آنها توافق کنند.[3][6]
این چارچوبهای جایگزین به جای محاسبات عددی، بر ارتباطات و رفتار تمرکز دارند. پیشنهادات شامل ایجاد خطوط ارتباطی بحران اختصاصی بین تمام کشورهای دارای سلاح هستهای، توافق بر سر اطلاعرسانی متقابل برای آزمایشهای موشکهای بالستیک، و ایجاد قوانین راه برای نحوه عملکرد نیروهای هستهای در نزدیکی یکدیگر است. همچنین فشار فزایندهای برای ایجاد هنجارهایی در مورد فناوریهای نوظهور، مانند دور نگه داشتن هوش مصنوعی از سیستمهای فرماندهی و کنترل هستهای، وجود دارد.[3][4]
علیرغم ظاهر تیره انقضای پیمان، برخی تحلیلگران دفاعی استدلال میکنند که ثبات استراتژیک همچنان پابرجاست. بازدارندگی هستهای صرفاً به پیمانها متکی نیست؛ بلکه به واقعیت انکارناپذیر نابودی متقابل تضمینشده متکی است. هم ایالات متحده و هم روسیه دارای قابلیتهای عظیم و بقاپذیر برای حمله دوم هستند. حتی بدون سقفهای «نیو استارت»، هیچ طرفی نمیتواند حمله هستهای را بدون تضمین نابودی خود آغاز کند. فیزیک بنیادی بازدارندگی تغییر نکرده است.[3][6]
با این حال، تکیه صرف بر ترس از نابودی، یک استراتژی شکننده است. پیمانهایی مانند «نیو استارت» نردههای محافظی را فراهم میکردند که این ترس را قابل مدیریت نگه میداشتند. آنها یک واژگان مشترک، مکانیزمی برای حل اختلافات، و یک خط پایه از اعتماد ایجاد شده از طریق هزاران ساعت بازرسی مشترک ارائه میدادند. بدون آن نردههای محافظ، حاشیه خطا به شدت کاهش مییابد. یک سیگنال راداری اشتباه خوانده شده یا یک حمله سایبری به شبکه فرماندهی، در محیطی عاری از شفافیت، احتمال بیشتری دارد که تشدید شود.[2][4]
انقضای «نیو استارت» همچنین سیگنالی نگرانکننده به بقیه جهان میفرستد. معامله اصلی پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) در سال ۱۹۶۸ این است که کشورهای غیرهستهای موافقت میکنند هرگز بمب نسازند، مشروط بر اینکه قدرتهای هستهای گامهایی به سوی خلع سلاح بردارند. با کنار گذاشتن آخرین محدودیت دوجانبه توسط آمریکا و روسیه، کشورهای غیرهستهای به طور فزایندهای ناامید میشوند. این پویایی تهدید میکند که رژیم عدم اشاعه جهانی را تضعیف کند و به طور بالقوه کشورهای دیگر را تشویق به دنبال کردن بازدارندگی هستهای خود کند.[1][4]
در نهایت، پایان «نیو استارت» ما را مجبور به پذیرش محدودیتهای فناوری و ضرورت دیپلماسی میکند. در حالی که حسگرها و ماهوارههای مدرن میتوانند سیلوهای موشکی را از فضا ردیابی کنند، نمیتوانند نیات رهبرانی که آنها را کنترل میکنند، بخوانند. کنترل تسلیحات هرگز فقط در مورد شمارش کلاهکها نبود؛ بلکه در مورد مدیریت خطای انسانی بود که آن کلاهکها را خطرناک میکند. همانطور که جهان وارد این دوران بدون محدودیت میشود، چالش دیگر فقط کاهش تعداد نیست، بلکه اطمینان از این است که خود سیستم شکست نخورد.[2][6]
چرا مهم است
برای اولین بار از سال ۱۹۷۲، دو زرادخانه هستهای بزرگ جهان بدون محدودیتهای الزامآور قانونی یا سازوکار تأیید متقابل فعالیت میکنند. این وضعیت، برنامهریزان نظامی را مجبور میسازد تا بر بدترین تخمینها تکیه کنند، که میتواند مسابقه تسلیحاتی چندقطبی جدیدی را تسریع بخشد.
منابع
[1]International Campaign to Abolish Nuclear Weapons (ICAN)حامیان کنترل تسلیحاتThe expiration of New START: what it means and what's next
مطالعه در International Campaign to Abolish Nuclear Weapons (ICAN) →
[2]Belfer Center for Science and International Affairsواقعگرایان بازدارندگی استراتژیکNew START Expires: What Happens Next?
مطالعه در Belfer Center for Science and International Affairs →
[3]Atlantic Councilواقعگرایان بازدارندگی استراتژیکNew START might be dead, but legally binding arms control isn't
مطالعه در Atlantic Council →
[4]Stockholm International Peace Research Institute (SIPRI)حامیان کنترل تسلیحاتAfter New START expires, Europe needs to step up on arms control
مطالعه در Stockholm International Peace Research Institute (SIPRI) →
[5]Wikipediaطرفداران گسترش چندجانبهNew START
مطالعه در Wikipedia →
[6]تیم سردبیری کوهستانطرفداران گسترش چندجانبهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
