گزارش جهانی یونسکو خواستار ارتقای فرهنگ به یک هدف مستقل توسعه پایدار شد
یک گزارش مهم یونسکو نشان میدهد که اقتصاد خلاق ۳٫۳۹٪ از تولید ناخالص داخلی جهانی را تولید میکند و این امر باعث شده است که یک تلاش دیپلماتیک بزرگ برای تبدیل فرهنگ به یک هدف مستقل توسعه پایدار سازمان ملل در دستور کار پس از ۲۰۳۰ آغاز شود.
به قلم سلین خسروشاهی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سیاستگذاران جنوب جهانی
- فرهنگ یک موتور اقتصادی ذاتی و لنگر هویتی است که از لحاظ تاریخی توسط مدلهای توسعه غربمحور با کمبود بودجه مواجه بوده است.
- نهادهای چندجانبه
- استانداردسازی معیارها و رسمی کردن اهداف تنها راه برای تحمیل پاسخگویی جهانی و تضمین بودجه اختصاصی است.
- طرفداران میراث و آب و هوا
- حفظ فرهنگ از بقای محیط زیست جداییناپذیر است و میراث را به محور اقدامات اقلیمی تبدیل میکند.
چرا مهم است
برای دههها، در توسعه جهانی با فرهنگ به عنوان یک کالای لوکس ثانویه برخورد شده است. ارتقای آن به یک هدف مستقل، میلیاردها دلار بودجه بینالمللی اختصاصی را برای اقتصاد خلاق آزاد میکند و دولتها را مجبور میسازد تا میراث فرهنگی را با همان دقت و سختگیری که کشاورزی یا زیرساختها را اندازهگیری و محافظت میکنند، مورد توجه قرار دهند.
برای دههها، رویکرد سازمان ملل به توسعه جهانی، تمرینی در معیارهای سخت و بیرحمانه بوده است. ما پیشرفت انسانی را با میزان برداشت محصول، میزان کربن در میلیون، نرخ مرگ و میر نوزادان و تولید ناخالص داخلی اندازهگیری میکنیم. در این چارچوب بوروکراتیک سخت، فرهنگ مدتهاست که به عنوان تزئینات روی کیک توسعه تلقی شده است—یک تجمل دلپذیر و انتزاعی که تنها پس از حل «مشکلات واقعی» فقر شدید، بیماری و کمبود زیرساختها، باید تأمین مالی و جشن گرفته شود. این چارچوبی است که میراث و هنر را پاداش توسعه میبیند، نه موتور محرک آن.
اما این اجماع فایدهگرایانه به شکلی عمیق در حال فروپاشی است. در کنفرانس موندیالکالت ۲۰۲۵ در بارسلونا، یک شورش آرام در میان سیاستگذاران جهانی به یک سیاست رسمی تبدیل شد. یونسکو با انتشار یک گزارش جامع جهانی که بیش از ۱۲۰۰ سیاست فرهنگی را در ۱۹۶ کشور و ۱۱۶ شهر تجزیه و تحلیل کرده بود، یک بمب دادهای عظیم را در این رویداد منفجر کرد. حجم محض دادههای ارائه شده، واقعیتی را نشان داد که اقتصاددانان توسعه سنتی دیگر نمیتوانستند آن را نادیده بگیرند. برای اولین بار، جامعه بینالمللی یک تصویر واحد و تجربی از چگونگی استفاده واقعی ملتها از بخشهای خلاق خود برای حل چالشهای سیستمی، از زوال شهری گرفته تا گسست اجتماعی، در اختیار داشت.[1][5]
عنوان گزارش، «فرهنگ: هدف توسعه پایدار گمشده»، به هیچ وجه مبهم نبود. این گزارش رسماً خواستار ارتقای فرهنگ از یک نقش حمایتی به یک هدف توسعه پایدار (SDG) مستقل در دستور کار پس از ۲۰۳۰ سازمان ملل شد. استدلال اصلی ارائه شده در بارسلونا ساده اما رادیکال است: توسعه بدون فرهنگ صرفاً بقا است. با برخورد با هنرهای خلاق، حفظ میراث و نظامهای دانش سنتی به عنوان دغدغههای ثانویه، جامعه جهانی با یک دست بسته در حال مبارزه با بحرانهای پیچیده بوده است. یک هدف اختصاصی، قوانین کمکهای بینالمللی را به طور اساسی بازنویسی میکند و نهادها را مجبور میسازد تا بپذیرند که شکوفایی انسانی نیازمند چیزی بیش از کالری دریافتی و بتن است.[1]
تلاش برای یک هدف توسعه پایدار جدید صرفاً فلسفی نیست؛ بلکه ریشه در واقعیت اقتصادی سخت و غیرقابل انکار دارد. صنایع فرهنگی و خلاق دیگر یک بخش تخصصی نیستند که صرفاً توسط صنعتگران مستقل و هنرمندان محلی پر شده باشد. بر اساس دادههای یونسکو، اقتصاد خلاق اکنون ۳٫۳۹٪ چشمگیر از تولید ناخالص داخلی جهانی را تشکیل میدهد و ۳٫۵۵٪ از کل اشتغال در سراسر جهان را فراهم میکند. این ارقام میلیونها شغل رسمی و غیررسمی را نشان میدهد که جوامع را در سراسر جهان حفظ میکنند. وقتی سیاستگذاران به این آمار نگاه میکنند، صنعتی را میبینند که از بسیاری از بخشهای تولیدی سنتی پیشی گرفته و مسیری پایدار برای استقلال اقتصادی ارائه میدهد که متکی بر استخراج منابع نیست.[1][5]
برای درک بهتر این مقیاس عظیم، بخش فرهنگی جهانی اکنون از نظر اندازه و وزن اقتصادی تقریباً با کل صنعت خودروسازی جهانی قابل مقایسه است. علاوه بر این، گردشگری فرهنگی در ۲۵۰ شهر رصد شده، تنها در سال ۲۰۲۳، ۷۴۱٫۳ میلیارد دلار درآمد خیرهکننده ایجاد کرده است. همانطور که سیاستگذاران در کشورهای در حال توسعه مدتهاست استدلال میکنند، فرهنگ یک موتور اقتصادی بزرگ است، نه یک مورد خیریه که نیازمند یارانههای دائمی باشد. این بخش یک محرک اصلی ارز خارجی، احیای شهری و اشتغال جوانان در مناطقی است که صنایع سنتی در حال تضعیف هستند. به رسمیت شناختن این واقعیت، کل گفتگوی دیپلماتیک را تغییر میدهد و فرهنگ را از وزارت هنر به وزارت دارایی منتقل میکند.[2][4][5]
با این حال، ساختار تأمین مالی جهانی در حال حاضر با ردپای واقعی این بخش مطابقت ندارد. گزارش یونسکو یک نابرابری سیستمی و آشکار را در نحوه تخصیص منابع فرهنگی در سطح جهان برجسته کرد. اروپا و آمریکای شمالی به طور متوسط ۴۱۸٫۵۶ دلار به ازای هر نفر برای طرحهای فرهنگی عمومی هزینه میکنند، رقمی که تقریباً سیزده برابر بیشتر از مجموع بقیه جهان است. این شکاف سرمایهگذاری عظیم به این معنی است که در حالی که کشورهای غربی در حال ساختن اقتصادهای خلاق انعطافپذیر و مبتنی بر فناوری هستند، کشورهای در حال توسعه برای حفظ سایتهای میراثی اولیه خود در تقلا هستند. این نابرابری، ریاکاری یک سیستم جهانی را آشکار میکند که تنوع فرهنگی را ستایش میکند اما از تأمین مالی حفظ و رشد آن به صورت عادلانه خودداری میورزد.[3][4]
با این حال، ساختار تأمین مالی جهانی در حال حاضر با ردپای واقعی این بخش مطابقت ندارد.
این شکاف سرمایهگذاری، فضاهای فرهنگی روستایی، قبیلهای و به حاشیه رانده شده، به ویژه در سراسر جنوب جهانی، را به شدت با کمبود بودجه مواجه میکند. بدون سرمایهگذاری هدفمند و سیستمی، دیجیتالی شدن سریع اقتصاد خلاق خطر تشدید این نابرابریهای موجود را در پی دارد و کشورهای در حال توسعه را از صنایعی که میتوانند رشد آینده آنها را هدایت کنند، محروم میسازد. کارشناسان هشدار میدهند که با تغییر شکل هنر و میراث توسط هوش مصنوعی و پلتفرمهای دیجیتال، کشورهایی که سیاستهای فرهنگی قوی ندارند، شاهد غلبه روایتهای محلی خود توسط رسانههای وارداتی و با بودجه بالا خواهند بود. یک هدف توسعه پایدار مستقل به عنوان سازوکار ضروری برای مجبور کردن بانکهای توسعه بینالمللی برای بستن این شکاف دیجیتال و مالی قبل از دائمی شدن آن دیده میشود.[4][7]
دقیقاً به همین دلیل است که طرفداران استدلال میکنند که یک هدف توسعه پایدار مستقل یک ضرورت اداری است. در حال حاضر، فرهنگ در چارچوب موجود سازمان ملل پراکنده است—به یک پاورقی کوچک در هدف ۱۱ در مورد شهرهای پایدار، یا اشارهای کوتاه در هدف ۸ در مورد کار شایسته تقلیل یافته است. این تکهتکه شدن به این معنی است که هیچ معیار جهانی استانداردی، هیچ جریان تأمین مالی بینالمللی اختصاصی، و هیچ الزامی برای گزارشدهی ملی اجباری برای سلامت فرهنگی وجود ندارد. وقتی یک اولویت به همه اهداف تعلق دارد، عملاً به هیچکدام تعلق ندارد و به دولتها اجازه میدهد تا در مذاکرات بودجه به راحتی آن را نادیده بگیرند. با تجمیع این تلاشها در یک هدف واحد و بسیار قابل مشاهده، جامعه بینالمللی میتواند در نهایت پیشرفت را با دقتی که شایسته آن است، ردیابی کند.
یک هدف اختصاصی، پاسخگویی ساختاری را تحمیل میکند. این امر وزارتخانههای دارایی را ملزم میسازد که با بخش خلاق با همان جدیت آماری که با کشاورزی، انرژی یا مراقبتهای بهداشتی برخورد میکنند، رفتار کنند. و اشتیاق برای این تغییر در سطح ملی از قبل وجود دارد: ۹۳٪ از کشورهای عضو گزارشدهنده اکنون فرهنگ را به عنوان یک عنصر اصلی در برنامههای توسعه پایدار ملی خود گنجاندهاند، که این رقم نسبت به چهار سال پیش که ۸۸٪ بود، افزایش یافته است. دولتها از قبل در حال انجام کار در سطح محلی هستند؛ آنها صرفاً منتظرند تا چارچوب کلی سازمان ملل با واقعیتهای داخلی آنها هماهنگ شود. توجیه این شکاف بین اشتیاق ملی و بوروکراسی بینالمللی به طور فزایندهای دشوار میشود.[1][2]
برای کشورهای آفریقایی و آسیایی، ادغام فرهنگ در توسعه، بازگشتی ضروری به شکل اصلی آن است. مفسران هندی اشاره کردهاند که مدلهای توسعه غربی اغلب با فرهنگ به عنوان یک شیء ثابت که باید در موزه قرار گیرد، برخورد میکنند، در حالی که در جنوب جهانی، فرهنگ یک اکوسیستم زنده از ایدهها، زبانها و انسجام اجتماعی است. توسعه بدون این اکوسیستم، همانطور که یک تحلیلگر به وضوح بیان کرد، «توسعه بدون روح» است. این امر خطر ایجاد جوامع ثروتمند اما توخالی را به دنبال دارد که نظامهای دانش سنتی را که قرنها آنها را حفظ کردهاند، از دست دادهاند. ارتقای فرهنگ به یک هدف توسعه پایدار به عنوان راهی برای استعمارزدایی از مفهوم توسعه دیده میشود و تضمین میکند که پیشرفت نیازمند محو شدن فرهنگی نباشد.[3]
تلاش برای یک هدف توسعه پایدار فرهنگی همچنین به طور اضطراری با بحران فزاینده آب و هوا تلاقی پیدا میکند. سایتهای میراثی و نظامهای دانش زیستمحیطی سنتی در خط مقدم فروپاشی محیط زیست قرار دارند. شبکه میراث دهه اقیانوس اخیراً تأکید کرده است که محیطهای دریایی اغلب صرفاً از نظر زیستمحیطی دیده میشوند، در حالی که میراث فرهنگی زیر آب و شیوههای سنتی ساحلی که برای پایداری بلندمدت اقیانوس حیاتی هستند، نادیده گرفته میشوند. شما نمیتوانید از یک خط ساحلی محافظت کنید بدون اینکه از مردمی که میدانند چگونه در آن زندگی کنند، محافظت کنید. ادغام فرهنگ در سیاست آب و هوا تضمین میکند که استراتژیهای سازگاری ریشه در واقعیتهای محلی داشته باشند، نه اینکه توسط تکنوکراتها از دور تحمیل شوند.[6]
با وجود دادههای فراوان و حمایت پرشور، مسیر رسیدن به یک هدف توسعه پایدار جدید با اینرسی بوروکراتیک ریشهدار مواجه است. در «پیمان برای آینده» اخیر سازمان ملل، فرهنگ گنجانده شد، اما در کنار ورزش قرار گرفت، به جای اینکه به عنوان یک ستون بنیادی و مستقل توسعه انسانی به رسمیت شناخته شود. متقاعد کردن ساختار مالی جهانی برای بازطراحی معیارهای خود و پذیرش اینکه مدلهای قبلی آن ناقص بودهاند، یک صعود دشوار و بسیار سیاسی باقی مانده است. عادات قدیمی اندازهگیری پیشرفت صرفاً بر اساس دلار و مگاوات به سختی از بین میروند. طرفداران میدانند که در حال مبارزه با دههها حرکت نهادی هستند که هنر را ذاتاً غیرقابل اندازهگیری میداند.[2]
اما شتاب ایجاد شده توسط گزارش یونسکو در بارسلونا غیرقابل انکار است. عملیاتی شدن سیاست فرهنگی از قبل هر روز در سطح محلی در حال وقوع است، از پروژههای بازسازی شهری در آمریکای لاتین گرفته تا تلاشهای بازیابی پس از فاجعه در آسیا. سؤال دیگر این نیست که آیا فرهنگ توسعه پایدار را هدایت میکند—دادهها به طور قطعی این بحث را حل کردهاند. تنها سؤال باقیمانده این است که چقدر طول میکشد تا ساختار دیپلماتیک جهانی بالاخره آن را به این شکل اندازهگیری، تأمین مالی و محترم بشمارد. با نزدیک شدن به ضربالاجل ۲۰۳۰ برای اهداف فعلی، بخش خلاق روشن کرده است: آنها دیگر از دستور کار کنار گذاشته نخواهند شد.[5]
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه جنوب جهانی
فرهنگ یک موتور اقتصادی استفاده نشده و روح توسعه پایدار است.
برای سیاستگذاران و تحلیلگران در آفریقا و آسیا، تلاش برای یک هدف توسعه پایدار فرهنگی در مورد اصلاح یک عدم تعادل تاریخی است. مدلهای توسعه غربی به طور سنتی معیارهای صنعتی و زیرساختی را در اولویت قرار دادهاند و با فرهنگ محلی به عنوان مانعی برای مدرنیزاسیون یا یک جاذبه توریستی عجیب و غریب برخورد کردهاند. با رسمی کردن فرهنگ به عنوان یک هدف توسعه، کشورهای جنوب جهانی قصد دارند تأمین مالی بینالمللی را برای اقتصادهای خلاق خود آزاد کنند، که از قبل به عنوان موتورهای غیررسمی عظیمی برای اشتغال جوانان و انسجام اجتماعی عمل میکنند.
دیدگاه چندجانبه
معیارهای استاندارد شده و اهداف رسمی تنها راه برای تحمیل پاسخگویی جهانی هستند.
نهادهایی مانند یونسکو استدلال میکنند که بدون یک هدف مستقل، فرهنگ در سیاست جهانی یک فکر ثانویه و تکهتکه باقی میماند. در حال حاضر، ابتکارات فرهنگی به زور در اهداف توسعه پایدار موجود—مانند شهرهای پایدار یا کار شایسته—گنجانده میشوند، که بودجه را پخش کرده و از ردیابی دقیق جلوگیری میکند. یک هدف توسعه پایدار اختصاصی، جمعآوری دادههای استاندارد شده در مورد سرمایهگذاری فرهنگی را برای همه کشورهای عضو سازمان ملل الزامی میکند و وزارتخانههای دارایی را مجبور میسازد که با بخش خلاق با همان جدیت آماری که با کشاورزی یا انرژی برخورد کنند، رفتار کنند.
دیدگاه میراث و آب و هوا
حفظ فرهنگ یک خط مقدم دفاعی در برابر بحران آب و هوا است.
طرفداران محیط زیست و میراث تأکید میکنند که جهانهای طبیعی و فرهنگی به طور ناگسستنی به هم مرتبط هستند. سازمانهایی که بر میراث دریایی و ساحلی تمرکز دارند، استدلال میکنند که سیاستهای اقلیمی اغلب با محیط زیست به عنوان یک منطقه زیستمحیطی استریل برخورد میکنند و نظامهای دانش سنتی و سایتهای تاریخی نهفته در آن را نادیده میگیرند. برای این گروه، یک هدف توسعه پایدار فرهنگی حیاتی است تا اطمینان حاصل شود که استراتژیهای سازگاری اقلیمی نه تنها از تنوع زیستی، بلکه از تاریخها و شیوههای انسانی که به آن اکوسیستمها وابسته هستند نیز محافظت میکنند.
نکات کلیدی
- گزارش اخیر جهانی یونسکو استدلال میکند که فرهنگ باید در دستور کار پس از ۲۰۳۰ به یک هدف توسعه پایدار مستقل سازمان ملل تبدیل شود.
- اقتصاد خلاق یک محرک بزرگ جهانی است که ۳٫۳۹٪ از تولید ناخالص داخلی جهانی و ۳٫۵۵٪ از کل اشتغال را به خود اختصاص میدهد.
- یک نابرابری شدید در تأمین مالی وجود دارد، به طوری که اروپا و آمریکای شمالی تقریباً ۱۳ برابر بیشتر از بقیه جهان روی فرهنگ هزینه سرانه میکنند.
- طرفداران استدلال میکنند که یک هدف اختصاصی برای تحمیل معیارهای استاندارد، آزادسازی بودجه بینالمللی و محافظت از میراث در برابر تغییرات آب و هوایی ضروری است.
اصطلاحات کلیدی
- اهداف توسعه پایدار (SDGs)
- مجموعهای از ۱۷ هدف جهانی که توسط سازمان ملل در سال ۲۰۱۵ برای رسیدگی به چالشهای مبرم زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی تا سال ۲۰۳۰ تعیین شدهاند.
- موندیالکالت (MONDIACULT)
- کنفرانس جهانی یونسکو در مورد سیاستهای فرهنگی و توسعه پایدار، که وزرای جهانی را برای شکل دادن به دستور کارهای فرهنگی بینالمللی گرد هم میآورد.
- اقتصاد خلاق
- بخش اقتصادی مبتنی بر تولید و تجاریسازی خلاقیت، ایدهها و میراث فرهنگی، شامل هنر، رسانه و طراحی.
- جنوب جهانی
- اصطلاحی که به طور گسترده به کشورهای در حال توسعه یا تازه صنعتی شده، که عمدتاً در آفریقا، آمریکای لاتین، آسیا و اقیانوسیه واقع شدهاند، اشاره دارد.
- حقوق فرهنگی
- حقوق بشری که توانایی افراد و جوامع برای مشارکت، دسترسی و کمک به زندگی فرهنگی را تضمین میکند.
منابع
[1]UNESCOنهادهای چندجانبهUNESCO global report on cultural policies, Culture: the missing SDG
مطالعه در UNESCO →
[2]AllAfricaسیاستگذاران جنوب جهانیAfrica: Culture As a Sustainable Development Goal? It's Starting to Become a Reality
مطالعه در AllAfrica →
[3]The Hans Indiaسیاستگذاران جنوب جهانیCulture: The Missing SDG
مطالعه در The Hans India →
[4]Policy Edgeسیاستگذاران جنوب جهانیCulture: The Missing SDG
مطالعه در Policy Edge →
[5]Creatives Uniteنهادهای چندجانبهUNESCO global report on Cultural Policies, Culture: the Missing SDG
مطالعه در Creatives Unite →
[6]Ocean Decade Heritage Networkطرفداران میراث و آب و هواAn opportunity to include an 'ocean gaze' in cultural policies
مطالعه در Ocean Decade Heritage Network →
[7]Latvian Academy of Cultureطرفداران میراث و آب و هواUNESCO presented its first Global Report on Cultural Policy
مطالعه در Latvian Academy of Culture →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

