لازمالاجرا شدن رسمی معاهده تاریخی آبهای آزاد سازمان ملل، ایجاد چارچوب قانونی برای دو سوم اقیانوس
پس از نزدیک به دو دهه مذاکره، توافقنامه BBNJ اکنون به قانون بینالمللی الزامآور تبدیل شده است و اولین قوانین جامع را برای حفاظت دریایی و تقسیم منابع در آبهای بینالمللی ایجاد میکند.
به قلم بهنام امینی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان محیط زیست
- این معاهده را به عنوان یک سازوکار حیاتی و بسیار ضروری برای توقف از دست دادن تنوع زیستی و دستیابی به هدف جهانی حفاظت ۳۰ در ۳۰ میدانند.
- نهادهای بینالمللی
- بر این معاهده به عنوان پیروزی دیپلماسی چندجانبه و ارتقای بنیادی نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین تأکید میکنند.
- کشورهای در حال توسعه
- بر مفاد عدالتمحور تمرکز دارند و تضمین میکنند که مزایای فناوری و مالی منابع ژنتیکی دریایی به جای انحصار، به صورت جهانی به اشتراک گذاشته شوند.
برای دههها، تصور رایج از حفاظت از اقیانوس تقریباً به طور انحصاری بر خطوط ساحلی، صخرههای مرجانی و آبهای سرزمینی ملی متمرکز بوده است. فرض غالب در میان عموم مردم این است که حفاظت از دریاها اساساً مسئلهای است که دولتهای مستقل باید حیاط خلوت دریایی خود را مدیریت کرده و ناوگان ماهیگیری داخلی خود را تنظیم کنند. اما محاسبات جغرافیای دریایی، داستانی کاملاً متفاوت را روایت میکند. تقریباً دو سوم اقیانوس جهانی—و تقریباً نیمی از سطح کل سیاره—کاملاً خارج از صلاحیت قضایی هر کشور واحدی قرار دارد. این گسترههای وسیع و عمیق، موتور محرک سیستم اقلیمی جهانی هستند، با این حال مدتهاست که در قوانین بینالمللی محیط زیست، یک نقطه کور باقی ماندهاند.[7]
این گسترههای وسیع که از نظر قانونی به عنوان آبهای آزاد تعریف میشوند، از لحاظ تاریخی به عنوان یک قلمرو مشترک جهانی با نظارت بسیار پراکنده عمل کردهاند. در حالی که کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل (UNCLOS) قوانین پایه دریایی را در سال ۱۹۸۲ ایجاد کرد، فاقد یک سازوکار جامع برای حفاظت از تنوع زیستی یا تنظیم فعالیتهای صنعتی نوظهور در آبهای بینالمللی بود. نتیجه، یک خلأ نظارتی پایدار بود که در آن گونههای مهاجر، اکوسیستمهای اعماق دریا و منابع ژنتیکی ارزشمند، عمدتاً بدون مدیریت باقی ماندند. نهادهای خاص بخش، حمل و نقل و برخی از فعالیتهای ماهیگیری را اداره میکردند، اما هیچ مرجع فراگیری برای ارزیابی اثرات تجمعی زیستمحیطی یا ایجاد مناطق جامع حفاظتی وجود نداشت.[2][7]
این کسری ساختاری به طور رسمی در اوایل سال ۲۰۲۶ بسته شد. پس از نزدیک به دو دهه مذاکرات دیپلماتیک پیچیده و یک تلاش نهایی و هماهنگ برای تصویب، توافقنامه تنوع زیستی فراتر از صلاحیت ملی (BBNJ)—که معمولاً به عنوان معاهده آبهای آزاد شناخته میشود—رسماً در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ لازمالاجرا شد. فعالسازی این معاهده نشاندهنده مهمترین بازنگری در حاکمیت اقیانوس جهانی در بیش از چهل سال گذشته است و اساساً نحوه تعامل جامعه بینالمللی با بزرگترین زیستگاه روی زمین را تغییر میدهد. این توافقنامه با ایجاد یک معماری حقوقی یکپارچه، شکافهای باقیمانده از کنوانسیونهای قبلی را پر کرده و دستوری برای مدیریت جمعی فراهم میکند.[1][4]
فعالسازی این معاهده زمانی آغاز شد که مراکش و سیرالئون اسناد رسمی تصویب خود را در سپتامبر ۲۰۲۵ به امانت گذاشتند و توافقنامه را از آستانه مورد نیاز ۶۰ کشور عبور دادند. پس از یک دوره انتظار اجباری ۱۲۰ روزه، این چارچوب از یک آرزوی دیپلماتیک به قانون بینالمللی الزامآور تبدیل شد. دبیرکل سازمان ملل این نقطه عطف را به عنوان یک شریان حیاتی برای بشریت توصیف کرد و خاطرنشان ساخت که کشورهای عضو با موفقیت تعهدات دیرینه را به سیاستهای عملی تبدیل کردهاند. سرعت بالای تصویب—رسیدن به آستانه تنها کمی بیش از دو سال پس از تصویب متن در ژوئن ۲۰۲۳—نشاندهنده اجماع جهانی رو به رشد در مورد فوریت حفاظت دریایی است.[1][6]
نکته مهم این است که توافقنامه BBNJ فوراً ذخیرهگاههای دریایی جدیدی ایجاد نمیکند و فعالیتهای تجاری در آبهای آزاد را به طور یکجانبه ممنوع نمیسازد. در عوض، زیرساختهای قانونی و اداری لازم برای حاکمیت بر این فضاهای مشترک را ایجاد میکند. این معاهده به عنوان یک موتور رویهای عمل میکند و ابزارها و اختیارات قانونی را برای جامعه بینالمللی فراهم میسازد تا از راه جمعی، دورافتادهترین و آسیبپذیرترین اکوسیستمهای اقیانوس را مدیریت کنند. این معاهده به جای تحمیل ممنوعیتهای بالا به پایین، یک فرآیند استاندارد ایجاد میکند که از طریق آن کشورها میتوانند اقدامات حفاظتی را بر اساس دادههای علمی دقیق پیشنهاد، ارزیابی و اجرا کنند.[5][7]
فوریترین تغییر عملیاتی شامل ابزارهای مدیریت مبتنی بر منطقه است. پیش از فعالسازی معاهده، ایجاد یک منطقه حفاظتشده دریایی (MPA) در آبهای بینالمللی مستلزم عبور از هزارتوی سازمانهای منطقهای مدیریت ماهیگیری و نهادهای نظارتی خاص بخش بود که اغلب منجر به بنبستهای صلاحیت قضایی میشد. معاهده آبهای آزاد این فرآیند را متمرکز و ساده میکند. این معاهده به کشورهای عضو اجازه میدهد تا مناطق حفاظتشده دریایی الزامآوری را پیشنهاد، رأیگیری و اجرا کنند که از مرزهای ملی فراتر میروند و پناهگاههای به هم پیوستهای را برای گونههای مهاجر مانند نهنگها، کوسهها و ماهی تن که به طور معمول از خطوط صلاحیت قضایی عبور میکنند، ایجاد نماید. این رویکرد شبکهای برای ایجاد انعطافپذیری زیستمحیطی در برابر تغییرات اقلیمی و صید بیرویه ضروری است.[4][5]
این سازوکار جدید به طور گسترده به عنوان حلقه حیاتی برای دستیابی به هدف چارچوب جهانی تنوع زیستی کونمینگ-مونترال یعنی حفاظت از ۳۰ درصد خشکی و اقیانوس سیاره تا سال ۲۰۳۰ در نظر گرفته میشود. بدون یک مسیر قانونی برای حفاظت از آبهای آزاد، رسیدن به هدف «۳۰ در ۳۰» از نظر محاسباتی غیرممکن بود، زیرا مناطق انحصاری اقتصادی ملی (EEZs) به سادگی کل مساحت کافی را در بر نمیگیرند. این معاهده داربست قانونی لازم را برای ارتقاء حفاظت دریایی به سطح سیارهای فراهم میکند و هدف ۳۰ در ۳۰ را از یک آرزوی نظری به یک هدف عملیاتی قابل دستیابی تبدیل مینماید.[1][4]
این معاهده داربست قانونی لازم را برای ارتقاء حفاظت دریایی به سطح سیارهای فراهم میکند و هدف ۳۰ در ۳۰ را از یک آرزوی نظری به یک هدف عملیاتی قابل دستیابی تبدیل مینماید.
فراتر از تعیین مناطق حفاظتی، این معاهده ارزیابیهای اجباری اثرات زیستمحیطی (EIAs) را برای فعالیتهای تجاری برنامهریزی شده در آبهای بینالمللی معرفی میکند. چه یک دولت یا یک شرکت خصوصی در حال برنامهریزی برای اکتشافات معدنکاری در اعماق دریا، آبزیپروری در مقیاس بزرگ فراساحلی، یا آزمایشهای جدید مهندسی زمینشناسی اقلیمی باشد، اکنون باید قبل از اقدام، پیامدهای اکولوژیکی بالقوه را به طور دقیق ارزیابی کرده و به صورت عمومی گزارش دهد. این الزام تضمین میکند که آبهای آزاد دیگر به عنوان زمین آزمایشی برای فعالیتهای صنعتی پرخطر بدون بررسی علمی قبلی و نظارت بینالمللی تلقی نشوند. ارزیابیها باید اثرات تجمعی را در نظر بگیرند، زیرا اقیانوس یک سیستم بسیار به هم پیوسته است که در آن اختلالات محلی میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد.[2][5]
مقررات EIA به طور مؤثری بار اثبات را در حاکمیت اقیانوس تغییر میدهد. این مقررات از اپراتورها و دولتهای حامی میخواهد که به طور فعال نشان دهند فعالیتهای پیشنهادی آنها آسیب جدی یا برگشتناپذیری به اکوسیستمهای دریایی وارد نخواهد کرد، به جای اینکه حافظان محیط زیست و کشورهای در حال توسعه را مجبور کند تا پس از وقوع آسیب، آن را اثبات کنند. این نشاندهنده یک همسویی مجدد اساسی در مدیریت ریسک در قلمرو مشترک جهانی است که اصل احتیاط را در اولویت قرار میدهد و تضمین میکند که توسعه اقتصادی به قیمت از دست دادن برگشتناپذیر تنوع زیستی تمام نشود.[7]
سومین ستون بسیار پیچیده این معاهده، استفاده از منابع ژنتیکی دریایی (MGRs) را تنظیم میکند. اقیانوس عمیق، خانه باکتریهای مقاوم به شرایط سخت، اسفنجهای منحصربهفرد و سایر ترکیبات بیولوژیکی است که پتانسیل عظیمی برای صنایع دارویی، آرایشی و بیوتکنولوژی دارند. از لحاظ تاریخی، استخراج، توالییابی و تجاریسازی این منابع تحت سلطه تعداد انگشتشماری از کشورهای ثروتمند و صنعتی بود که ظرفیت فناوری پیشرفته و سرمایه لازم برای دسترسی به بستر عمیق دریا را داشتند. این پویایی یک انحصار بالفعل بر ثروت بیولوژیکی اقیانوس ایجاد کرد و کشورهای در حال توسعه را تا حد زیادی از مزایای علمی و مالی کشفیات آبهای آزاد محروم ساخت.[5][7]
برای رفع این نابرابری، چارچوب BBNJ یک سازوکار جامع تقسیم منافع را معرفی میکند که برای دموکراتیک کردن دسترسی به دادههای ژنتیکی دریایی طراحی شده است. این معاهده حکم میکند که هم دانش علمی و هم منافع مالی حاصل از منابع ژنتیکی دریایی در آبهای بینالمللی باید به طور عادلانه در میان جامعه جهانی تقسیم شود. این شامل ایجاد پایگاههای داده با دسترسی آزاد برای اطلاعات توالی دیجیتال و ایجاد یک سازوکار تأمین مالی برای اطمینان از دریافت سهم عادلانه کشورهای در حال توسعه از حق امتیازهای تجاری تولید شده توسط اکتشافات زیستی آبهای آزاد است.[5]
برای حمایت از این دسترسی عادلانه و تضمین مشارکت گسترده، این معاهده تأکید زیادی بر ظرفیتسازی و انتقال فناوری دریایی دارد. به عنوان مثال، اتحادیه اروپا از طریق برنامه جهانی اقیانوس خود، ۴۰ میلیون یورو تعهد کرده است تا به کشورهای در حال توسعه در اجرای مفاد معاهده و مشارکت در تحقیقات پیشرفته اعماق دریا کمک کند. این معاهده با تسهیل انتقال تخصص علمی، تجهیزات تخصصی و قابلیتهای تحلیل داده، قصد دارد زمین بازی را هموار کرده و رویکردی واقعاً جهانی به علم اقیانوس را تقویت کند.[3]
در حالی که لازمالاجرا شدن معاهده به طور جهانی به عنوان یک نقطه عطف تاریخی شناخته میشود، انتقال از متن قانونی به واقعیت عملیاتی همچنان یک چالش اداری پیچیده است. اولین کنفرانس طرفین (COP) قرار است ظرف یک سال پس از تاریخ فعالسازی تشکیل شود. در این اجلاس افتتاحیه، کشورهای عضو موظف خواهند بود ترتیبات نهادی خاص را مذاکره کنند، سازوکارهای تأمین مالی را نهایی سازند و رویههای انطباق و حل اختلاف مورد نیاز برای اجرای مؤثر قوانین جدید را ایجاد نمایند. تا زمانی که دبیرخانه دائمی تأسیس شود، بخش امور اقیانوسها و حقوق دریاهای سازمان ملل به عنوان نهاد اداری موقت خدمت خواهد کرد.[2][5]
موفقیت بلندمدت معاهده آبهای آزاد در نهایت به مشارکت جهانی و اجرای دقیق بستگی دارد. در حالی که تصویب ۶۰ کشور برای فعالسازی توافقنامه کافی بود، اثربخشی این چارچوب مستلزم حمایت قدرتهای بزرگ دریایی، کشورهای ماهیگیری در آبهای دوردست و قطبهای حمل و نقل جهانی است. تلاشهای دیپلماتیک اکنون به شدت بر تشویق امضاکنندگان باقیمانده برای تصویب رسمی معاهده متمرکز شده است تا اطمینان حاصل شود که مقررات جدید به طور جهانی اعمال میشوند و هیچ کشوری نمیتواند از آبهای آزاد به عنوان پناهگاه نظارتی سوء استفاده کند.[6][7]
جامعه بینالمللی با برخورد با آبهای آزاد نه به عنوان یک فضای وسیع و بدون حاکمیت که باید مورد بهرهبرداری قرار گیرد، بلکه به عنوان یک دارایی اکولوژیکی مشترک که نیازمند مدیریت هماهنگ و مبتنی بر علم است، اساساً قوانین حاکمیت اقیانوس را بازنویسی کرده است. توافقنامه BBNJ تضمین میکند که بزرگترین زیستگاه روی زمین سرانجام تابع حاکمیت قانون شود و چارچوبی پایدار برای حفاظت از تنوع زیستی دریایی برای نسلهای آینده فراهم میآورد. همانطور که معاهده از مرحله تصویب به اجرای فعال میرسد، گواهی بر قدرت پایدار چندجانبهگرایی در رسیدگی به پیچیدهترین بحرانهای زیستمحیطی و فرامرزی سیاره است.[1][7]
چرا مهم است
آبهای آزاد تقریباً نیمی از سطح سیاره را پوشش میدهند و برای تنظیم اقلیم جهانی حیاتی هستند. این معاهده با ایجاد یک سازوکار قانونی برای حفاظت از این آبها و تنظیم فعالیتهای صنعتی، دستیابی به هدف جهانی حفاظت از ۳۰ درصد اقیانوس تا سال ۲۰۳۰ را از نظر محاسباتی ممکن میسازد.
آنچه نمیدانیم
- اینکه اولین مناطق حفاظتشده دریایی آبهای آزاد با چه سرعتی توسط کشورهای عضو پیشنهاد، رأیگیری و اجرا خواهند شد.
- سازوکارهای مالی دقیق و ساختارهای حق امتیازی که تقسیم سود حاصل از منابع ژنتیکی دریایی را تنظیم خواهند کرد.
- نحوه اجرای الزامات ارزیابی اثرات زیستمحیطی معاهده در برابر شرکتهایی که در کشورهای عدم تصویبکننده ثبت شدهاند.
منابع
[1]UN Newsنهادهای بینالمللیA landmark UN treaty to safeguard marine biodiversity on the high seas has now met the required 60 ratifications for entry into force
مطالعه در UN News →
[2]World Resources Instituteحامیان محیط زیستThe High Seas Treaty enters into force on Jan. 17, 2026
مطالعه در World Resources Institute →
[3]European Commissionنهادهای بینالمللیThe High Seas Treaty, formally known as the Agreement on Biodiversity Beyond National Jurisdiction (BBNJ), enters into force
مطالعه در European Commission →
[4]The Nature Conservancyحامیان محیط زیستThe High Seas Treaty enters into force and becomes international law
مطالعه در The Nature Conservancy →
[5]UN Universityنهادهای بینالمللیWhat is the the High Seas Treaty?
مطالعه در UN University →
[6]High Seas Allianceحامیان محیط زیست60 to Global: Universal Ratification of the High Seas Treaty
مطالعه در High Seas Alliance →
[7]تیم سردبیری کوهستانکشورهای در حال توسعهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

