مکانیسم حکم بوسمن: چگونه تصمیم ۱۹۹۵ دادگاه عدالت اروپا حق نقل و انتقال آزاد را ایجاد کرد و سهمیههای بازیکنان را پایان داد
حکم دادگاه عدالت اروپا در سال ۱۹۹۵ سیستم نقل و انتقالات تحت کنترل باشگاهها را به طور اساسی در هم شکست و به بازیکنان حق داد تا پس از پایان قراردادشان آزادانه جابهجا شوند و سهمیههای داخلی بازیکنان را غیرقانونی اعلام کرد.
به قلم کامران احمدی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان حقوق بازیکنان
- استدلال میکنند که این حکم یک پیروزی ضروری در زمینه حقوق بشر بود که به یک کارتل کارگری غیرقانونی پایان داد.
- مدیران سنتی باشگاهها
- ادعا میکنند که این حکم با سلب منبع اصلی درآمد باشگاههای کوچکتر، تعادل رقابتی را از بین برد.
- حقوقدانان و محققان کارگری
- این حکم را برخوردی اجتنابناپذیر بین قوانین ورزشی منسوخ و قانون کار مدرن اتحادیه اروپا میدانند.
چرا مهم است
با تغییر توازن قدرت از باشگاهها به ورزشکاران، حکم بوسمن اقتصاد چند میلیارد دلاری مدرن فوتبال را پایهگذاری کرد، بازیکنان را به عوامل آزاد تبدیل نمود و نحوه چیدمان هر فهرست تیمی در اروپا را متحول ساخت.
تنش در قلب بازار نقل و انتقالات دهه ۱۹۹۰، بمب ساعتی حقوق کارگری در برابر کنترل نهادی بود. قبل از سال ۱۹۹۵، انقضای قرارداد یک بازیکن عملاً هیچ معنایی نداشت. باشگاه همچنان مالک ثبت نام او بود و تا زمانی که باشگاه خریدار ارزشگذاری آنها را نپذیرفت، حرفه آنها را گروگان میگرفت. ژان مارک بوسمن، یک هافبک سطح متوسط بلژیکی، دقیقاً در این برزخ گیر افتاد. هنگامی که قراردادش با باشگاه RFC Liège در سال ۱۹۹۰ به پایان رسید، او میخواست به تیم دانکرک فرانسه برود. لیژ مبلغی را درخواست کرد که دانکرک از پرداخت آن خودداری کرد و بوسمن سرگردان ماند، دستمزدش ۷۵ درصد کاهش یافت و معیشت او توسط باشگاهی که دیگر به طور قانونی برای آن کار نمیکرد، به حالت تعلیق درآمد.[1][3]
بوسمن به جای پذیرش پایان دوران حرفهای خود، مبارزهاش را به دادگاه عدالت اروپا (ECJ) برد. برای نهادهای حاکم بر فوتبال اروپا، یوفا و فیفا، این یک نبرد حیاتی بود. آنها استدلال میکردند که سیستم نقل و انتقالات ستون فقرات این ورزش است و برای حفظ تعادل رقابتی و تأمین مالی توسعه ریشهای با توزیع مجدد ثروت از باشگاههای ثروتمند به باشگاههای کوچکتر و در حال توسعه ضروری است. نهادهای حاکم هشدار دادند که اگر بازیکنان بتوانند به صورت رایگان جدا شوند، کل اکوسیستم مالی فوتبال اروپا فرو خواهد پاشید.[1][2]
در دسامبر ۱۹۹۵، دادگاه عدالت اروپا ضربهای ویرانگر و تغییردهنده به ساختار فوتبال وارد کرد. دادگاه با استناد به ماده ۴۸ پیمان رم ۱۹۵۷، حکم داد که سیستم نقل و انتقالات موجود، به طور غیرقانونی، حق جابهجایی آزاد کارگران در اتحادیه اروپا را محدود میکند. این قطعنامه مطلق بود: به محض پایان قرارداد، یک بازیکن اتحادیه اروپا آزاد بود که بدون نیاز به پرداخت هزینه نقل و انتقال، به باشگاه دیگری در اتحادیه اروپا بپیوندد. حق نقل و انتقال آزاد، مفهومی که در ورزشهای آمریکایی کاملاً جا افتاده بود اما برای فوتبال اروپا بیگانه بود، با خشونت تمام از راه رسید.[1][3]
اما دادگاه عدالت اروپا به هزینههای نقل و انتقال بسنده نکرد. در یک بمب خبری دوم، آنها سهمیههای سختگیرانه داخلی یوفا را لغو کردند. قبل از این حکم، یوفا قانون «۳+۲» را اجرا میکرد و تیمها را محدود میکرد که حداکثر سه بازیکن خارجی (به علاوه دو بازیکن همسان که پنج سال را در آن کشور گذرانده بودند) را در مسابقات اروپایی به میدان بفرستند. دادگاه حکم داد که این سیستم سهمیهبندی، تبعیض آشکار مبتنی بر ملیت علیه شهروندان اتحادیه اروپا است.[1][4]
یک شبه، سقف مصنوعی تجمع استعدادها ناپدید شد. باشگاههای بزرگ دیگر محدود به بهترین استعدادهای کشور خود نبودند؛ آنها میتوانستند مطلقاً بهترین استعدادهای قاره را انباشته کنند. این امر باعث ایجاد تیمهای فوقالعاده مدرن و چندملیتی شد. ظرف چند سال، باشگاههایی مانند چلسی با ترکیبهای اصلی بازی میکردند که کاملاً فاقد بازیکنان داخلی بودند، سناریویی که تنها نیم دهه قبل تحت مقررات یوفا کاملاً غیرقانونی بود.[4][5]
باشگاههای بزرگ دیگر محدود به بهترین استعدادهای کشور خود نبودند؛ آنها میتوانستند مطلقاً بهترین استعدادهای قاره را انباشته کنند.
چرخش مالی فوری و خیرهکننده بود. با حذف هزینههای نقل و انتقال برای بازیکنانی که قراردادشان به پایان رسیده بود، پول موجود در اکوسیستم ناپدید نشد – بلکه فقط دست به دست شد. باشگاهها، که برای جذب بازیکنان آزاد سطح بالا به شدت مشتاق بودند، شروع به ارائه پاداشهای هنگفت برای امضا و دستمزدهای هفتگی به شدت متورم کردند. ثروت مستقیماً از باشگاههای فروشنده به جیب بازیکنان و ایجنتهای تازه قدرتمند شده آنها منتقل شد.[4][6]
این تغییر ساختار انگیزشی آکادمیهای جوانان را به طور اساسی دگرگون کرد. باشگاههای کوچکتر، که قبلاً برای بقا به پرورش و فروش استعدادها متکی بودند، ناگهان با چشمانداز وحشتناک از دست دادن بهترین استعدادهای خود به صورت رایگان در پایان اولین قراردادهای حرفهایشان روبرو شدند. این حکم باعث شد تا نحوه عملکرد تیمهای لیگهای پایینتر به شدت بازنگری شود و شکاف مالی بین نخبگان همیشگی لیگ قهرمانان و بقیه هرم فوتبال تسریع یابد.[4][5]
مکانیسم این حکم همچنین «توافقنامه پیشقرارداد» را به وجود آورد. تحت چارچوب جدید، بازیکنانی که وارد شش ماه پایانی قرارداد خود میشدند، اهرم فشار عظیمی به دست آوردند. آنها از نظر قانونی مجاز بودند در حالی که هنوز توسط تیم فعلی خود استخدام شده بودند، با باشگاههای خارجی مذاکره کرده و قراردادهای الزامآور امضا کنند، که عملاً نیمه نهایی قرارداد را به یک جنگ مزایدهای پرمخاطره تبدیل کرد که باشگاه فعلی تقریباً همیشه آن را میباخت.[3][6]
ما اوج تکامل اثر بوسمن را امروز در ظهور سوپراستارهای «نقل و انتقال آزاد» میبینیم. هنگامی که استعدادهای نسلی مانند کیلیان امباپه یا آنتونیو رودیگر قراردادهای خود را به پایان میرسانند، عدم وجود هزینه نقل و انتقال سنتی منجر به بستههای حقوقی بیسابقه و نجومی و پاداشهای امضایی میشود که با تولید ناخالص داخلی کشورهای جزیرهای کوچک رقابت میکند. بازیکن به دارنده نهایی دارایی تبدیل شده است.[5][6]
طنز نهایی حکم ۱۹۹۵ سرنوشت مردی است که همه چیز را آغاز کرد. ژان مارک بوسمن عملاً هیچ پاداش مالی از پیروزی حقوقی که نام او را یدک میکشد، به دست نیاورد. دوران بازیگری خود او توسط روند طولانی و پنج ساله حقوقی از مسیر خارج و در نهایت نابود شد. با این حال، فداکاری او برای همیشه انحصار کنترل باشگاهها را شکست، نسلهای بعدی فوتبالیستها را ثروتمند کرد و ورزشی فوقسرمایهداری و مسلط بر جهان را که امروز تماشا میکنیم، ایجاد نمود.[1][3]
آنچه نمیدانیم
- اگر به جای حق نقل و انتقال آزاد کامل، یک سیستم جبران خسارت اصلاحشده اجرا میشد، بازار نقل و انتقالات امروز چگونه به نظر میرسید.
- آیا چالشهای آتی علیه سیستم نقل و انتقالات فیفا منجر به «بوسمن ۲.۰» خواهد شد که جابهجایی بازیکنان را بیشتر مقرراتزدایی کند.
نکات کلیدی
- قبل از سال ۱۹۹۵، باشگاهها حتی پس از انقضای قرارداد، حقوق ثبت نام بازیکنان را حفظ میکردند و برای هرگونه جابهجایی، هزینههای نقل و انتقال مطالبه میکردند.
- دادگاه عدالت اروپا حکم داد که این سیستم قوانین اتحادیه اروپا در مورد جابهجایی آزاد کارگران را نقض میکند.
- این حکم همچنین سهمیههایی را که تعداد بازیکنان خارجی اتحادیه اروپا را که یک باشگاه میتوانست به میدان بفرستد، محدود میکرد، لغو کرد.
- سرمایهای که قبلاً صرف هزینههای نقل و انتقال میشد، به دستمزدهای هنگفت بازیکنان و پاداشهای امضا هدایت شد.
- این تصمیم راه را برای باشگاههای بزرگ مدرن هموار کرد و به تیمهای نخبه اجازه داد تا استعدادهای بینالمللی را انباشته کنند.
منابع
[1]InfoCuriaمدافعان حقوق بازیکنانCourt of Justice of the European Union — C-415/93 - Union royale belge des sociétés de football association and Others v Bosman and Others
مطالعه در InfoCuria →
[2]Curiaحقوقدانان و محققان کارگریCourt of Justice of the European Union (Curia) — Sport
مطالعه در Curia →
[3]Columbia Journal of European Lawمدافعان حقوق بازیکنانCase Law: Bosman
مطالعه در Columbia Journal of European Law →
[4]Université de Limogesمدیران سنتی باشگاههاBosman ruling: market deregulation and competition destabilisation?
مطالعه در Université de Limoges →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت ورزش اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

