رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانمحاسبات مغزیتوضیح و تشریح۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۲۱· 5 دقیقه مطالعه· #5 از 6 در علم

نورون‌های منفرد انسانی مانند «کامپیوترهای بیولوژیکی» عمل می‌کنند و مدل‌های دهه‌ها علوم اعصاب را زیر و رو می‌کنند

مطالعه‌ای جدید نشان می‌دهد که نورون‌های قشر مغز انسان به تنهایی دارای قدرت محاسباتی یک شبکه عصبی مصنوعی عمیق کامل هستند، که این امر باور دیرینه مبنی بر اینکه هوش صرفاً از اندازه و اتصالات مغز ناشی می‌شود را به چالش می‌کشد.

به قلم فرشید جمشیدی

عصب‌شناسان 40%محققان هوش مصنوعی 35%زیست‌شناسان تکاملی 25%
عصب‌شناسان
تمرکز بر اینکه چگونه پیچیدگی ساختاری نورون‌های منفرد، درک ما از شناخت انسان و تکامل مغز را بازنویسی می‌کند.
محققان هوش مصنوعی
این یافته‌ها را به عنوان یک طرح اولیه برای توسعه نسل بعدی هوش مصنوعی «نورومورفیک» با بهره‌وری انرژی بالا می‌بینند.
زیست‌شناسان تکاملی
علاقه‌مند به چگونگی ظهور این تفاوت‌های سلولی و اینکه آیا آن‌ها محرک اصلی هوش منحصر به فرد انسان هستند یا خیر.

برای دهه‌ها، مدل غالب هوش انسانی بر یک فرض ساده مقیاس تکیه داشت. مغز به طور گسترده به عنوان یک شبکه عظیم متشکل از تقریباً ۱۰۰ میلیارد سوئیچ دودویی ساده در نظر گرفته می‌شد که برای انتقال سیگنال‌ها روشن و خاموش می‌شوند. در این چارچوب، جادوی شناخت نه در خود اجزا، بلکه کاملاً در تعداد نجومی اتصالات بین آن‌ها نهفته بود.

اکنون، یک مطالعه برجسته که در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم (PNAS) منتشر شده است، این فرض بنیادی را زیر و رو کرده است. داده‌ها نشان می‌دهند که سوئیچ‌های منفرد اصلاً ساده نیستند، بلکه به خودی خود به عنوان دستگاه‌های محاسباتی فوق‌العاده پیچیده عمل می‌کنند.[3]

یافته اصلی خیره‌کننده است: یک نورون قشر مغز انسان به تنهایی دارای پیچیدگی محاسباتی یک شبکه عصبی مصنوعی عمیق چندلایه کامل است. هر سلول مغزی انسان، به جای اینکه به عنوان یک گره پایه در یک ماشین بزرگتر عمل کند، به عنوان یک کامپیوتر بیولوژیکی مینیاتوری کار می‌کند.[1][3]

برای رسیدن به این نتیجه، محققان مجبور بودند یک مشکل اساسی را حل کنند: چگونه می‌توان قدرت محاسباتی یک سلول زنده و میکروسکوپی را به طور عینی اندازه‌گیری کرد. یک تیم مشترک از مرکز علوم مغز ادموند و لیلی صفرا در دانشگاه عبری و دانشگاه وریج آمستردام، یک معیار جدید به نام شاخص پیچیدگی عملکردی (FCI) را توسعه دادند.[3]

چارچوب FCI با قرار دادن زیست‌شناسی در مقابل هوش مصنوعی کار می‌کند. تیم تحقیقاتی به یک شبکه عصبی مصنوعی پیشرفته وظیفه داد تا رفتار ورودی-خروجی یک نورون بیولوژیکی منفرد را یاد بگیرد و به طور کامل بازتولید کند.[1][2]

فرض ساده بود: هرچه تقلید رفتار سلول بیولوژیکی برای «دوقلوی» مصنوعی دشوارتر باشد، امتیاز پیچیدگی سلول بیولوژیکی بالاتر است. هنگامی که این معیار در مدل‌های بیوفیزیکی بسیار دقیق اعمال شد، نتایج یک شکاف گونه‌ای عظیم را آشکار کرد. نورون‌های قشر مغز انسان برای تقلید رفتارشان به شبکه‌های مصنوعی به مراتب پیچیده‌تری نسبت به نورون‌های موش نیاز داشتند.[2][3]

داده‌ها مستقیماً ساختار فیزیکی را به عنوان منبع این قدرت نشان می‌دهند. نورون‌های هرمی انسان – سلول‌های تحریکی اصلی در قشر مغز – دارای درختان دندریتی با شاخه‌های فراوان هستند. این ساختارهای گسترده و شاخه‌مانند، سیگنال‌ها را از سلول‌های همسایه دریافت می‌کنند.[1][3]

داده‌ها مستقیماً ساختار فیزیکی را به عنوان منبع این قدرت نشان می‌دهند.

نکته مهم این است که این دندریت‌ها فقط الکتریسیته را به طور غیرفعال به سمت بدنه اصلی سلول هدایت نمی‌کنند. در عوض، آن‌ها به عنوان زیرواحدهای پردازشی مستقل و غیرخطی عمل می‌کنند. آن‌ها می‌توانند اطلاعات را بخش‌بندی کنند و محاسبات را بر روی جریان‌های متعدد داده‌های ورودی به طور همزمان انجام دهند، پیش از آنکه سلول تصمیم به شلیک (فعال شدن) بگیرد.[3]

این مزیت ساختاری با ویژگی‌های الکتریکی منحصربه‌فرد تقویت می‌شود. داده‌های مستقل فرامولکولی نشان می‌دهد که انتهای گیرنده سیناپس‌ها در قشر مغز انسان دو تا سه برابر بزرگتر از جوندگان است. این امر امکان چگالی بسیار بالاتری از گیرنده‌های سیناپسی خاص و غیرخطی را فراهم می‌کند.[3]

به دلیل این چگالی، یک نورون منفرد انسانی می‌تواند ترکیبات پیچیده سیگنال‌های ورودی را تجزیه و تحلیل کند، نه اینکه صرفاً آن‌ها را به صورت خطی جمع کند. این قدرت پردازش داخلی به یک سلول اجازه می‌دهد تا به طور مستقل تمایزات حسی دشوار، مانند تفکیک ورودی‌های بصری پیچیده، را انجام دهد.[1][2]

Richly branching dendritic trees allow human neurons to act as independent, non-linear processing subunits.

با این حال، محققان در مورد محدودیت‌های شواهد فعلی صریح هستند. شاخص FCI بر روی بازسازی‌های دیجیتالی سه‌بعدی و بسیار دقیق از سلول‌های خاص آزمایش شد، و اگرچه این مدل‌ها پیشرفته هستند، اما همچنان تخمینی از بافت زنده محسوب می‌شوند.[3][4]

علاوه بر این، شکاف قابل توجهی در درک دینامیک شبکه باقی مانده است. در حالی که اکنون می‌دانیم نورون‌های منفرد انسانی فوق‌العاده پیچیده هستند، اینکه دقیقاً چگونه این میلیاردها ریزتراشه بیولوژیکی محاسبات داخلی پیشرفته خود را در سراسر شبکه گسترده‌تر مغز هماهنگ می‌کنند تا تفکر آگاهانه را تولید کنند، همچنان یک راز عمیق است.[4]

همچنین هنوز مشخص نیست که آیا این پیچیدگی سلولی شدید کاملاً منحصر به انسان است یا خیر. مقایسه‌های آینده بین گونه‌ها برای تعیین اینکه آیا این عمق محاسباتی به تدریج در سایر نخستی‌های پیشرفته مقیاس می‌یابد یا نشان‌دهنده یک جهش تکاملی متمایز در تبار انسان است، ضروری خواهد بود.[3][4]

با وجود این ناشناخته‌های آشکار، پیامدهای داده‌ها بسیار گسترده است. در زیست‌شناسی تکاملی، یافته‌ها نشان می‌دهند که جهش در شناخت انسان احتمالاً به همان اندازه که توسط گسترش کلی اندازه مغز هدایت شده، توسط ارتقاء اجزای سلولی منفرد نیز هدایت شده است.[1][4]

فراتر از زیست‌شناسی، این تحقیق یک طرح اولیه ملموس و مبتنی بر شواهد برای آینده هوش مصنوعی ارائه می‌دهد. سیستم‌های یادگیری ماشینی پیشرو امروزی از میلیاردها نقطه ریاضیاتی بیش از حد ساده و یکنواخت ساخته شده‌اند، به همین دلیل برای عملکرد به مزارع سرور عظیم و قدرت الکتریکی فراوان نیاز دارند.[2]

اگر مهندسان سخت‌افزار بتوانند گره‌های مصنوعی طراحی کنند که واقعاً قدرت محاسباتی عمیق و چندلایه یک نورون بیولوژیکی منفرد انسان را تقلید کنند، این امر می‌تواند مسیر یادگیری ماشینی را به طور اساسی تغییر دهد. این رویکرد الهام‌گرفته از مغز به سمت نسل جدیدی از شبکه‌های هوش مصنوعی اشاره دارد که فوق‌العاده قدرتمند، بسیار فشرده و به مراتب کم‌مصرف‌تر هستند.[2][4]

نکات کلیدی

  1. محققان یک شاخص پیچیدگی عملکردی (FCI) برای اندازه‌گیری قدرت محاسباتی سلول‌های مغزی منفرد ایجاد کردند.
  2. مشخص شد که نورون‌های قشر مغز انسان به طور قابل توجهی پیچیده‌تر از نورون‌های موش هستند و مانند کامپیوترهای بیولوژیکی مینیاتوری عمل می‌کنند.
  3. این پیچیدگی ناشی از درختان دندریتی با شاخه‌های فراوان و ویژگی‌های الکتریکی منحصربه‌فرد نورون‌های انسانی است.
  4. یک نورون منفرد انسان می‌تواند محاسباتی را انجام دهد که بازتولید آن‌ها به یک شبکه عصبی مصنوعی عمیق چندلایه کامل نیاز دارد.
  5. این یافته‌ها دیدگاه سنتی مبنی بر اینکه هوش انسانی صرفاً محصول اندازه مغز و اتصال شبکه است را به چالش می‌کشد.

آنچه نمی‌دانیم

  • اینکه آیا این پیچیدگی سلولی شدید منحصر به انسان است یا در سایر نخستی‌های پیشرفته نیز مشترک است.
  • دقیقاً چگونه این سلول‌های فوق‌العاده پیچیده، محاسبات خود را در سراسر شبکه گسترده‌تر مغز هماهنگ می‌کنند.
  • چگونه می‌توان این سطح از پیچیدگی بیولوژیکی را به طور کارآمد در سخت‌افزار هوش مصنوعی مبتنی بر سیلیکون بازتولید کرد.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

عصب‌شناسان 40%محققان هوش مصنوعی 35%زیست‌شناسان تکاملی 25%
  1. [1]ScienceDailyعصب‌شناسان

    Human brain cells are far more powerful than scientists thought

    مطالعه در ScienceDaily
  2. [2]SciTechDailyمحققان هوش مصنوعی

    A Single Human Neuron Is Far More Powerful Than Scientists Thought

    مطالعه در SciTechDaily
  3. [3]Proceedings of the National Academy of Sciencesعصب‌شناسان

    Dendritic morphology and synaptic nonlinearities enhance functional complexity in human cortical neurons

    مطالعه در Proceedings of the National Academy of Sciences
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانزیست‌شناسان تکاملی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.