سازوکار شاخص توسعه انسانی: چگونه امید به زندگی، آموزش و درآمد، رتبهبندی جهانی را شکل میدهند
شاخص توسعه انسانی سازمان ملل، پیچیدگی رفاه ملی را در یک عدد واحد بین صفر و یک خلاصه میکند. درک بدهبستانهای ریاضی بین سه ستون اصلی این شاخص نشان میدهد که چرا برخی از کشورهای ثروتمند رتبهای پایینتر از حد انتظار دارند، در حالی که کشورهای فقیرتر با شبکههای قوی حمایت اجتماعی، پیشی میگیرند.
به قلم اِلا فرجاد
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان سرمایه انسانی
- تأکید میکنند که امید به زندگی و سالهای تحصیل، نشانههای واقعی یک دولت کارآمد هستند و نتایج اجتماعی را بر خروجی اقتصادی خام اولویت میدهند.
- سنتگرایان اقتصادی
- استدلال میکنند که GNI سرانه قابل اعتمادترین معیار برای توسعه کلی باقی میماند، زیرا ثروت، زیرساختهای سلامت و آموزش را تأمین مالی میکند.
- منتقدان کیفی
- معتقدند که اتکای HDI به میانگینهای کمی، نابرابریهای شدید داخلی را پنهان میکند و کیفیت آموزش و مراقبتهای بهداشتی را نادیده میگیرد.
نکات کلیدی
- HDI برای تغییر تمرکز توسعه جهانی از خروجی اقتصادی صرف (GDP) به نتایج مردممحور ایجاد شد.
- این شاخص سه بُعد را اندازهگیری میکند: یک زندگی طولانی و سالم، دسترسی به دانش، و یک استاندارد زندگی مناسب.
- درآمد بر اساس مقیاس لگاریتمی محاسبه میشود، به این معنی که با ثروتمندتر شدن یک کشور، بازدهی ثروت در این شاخص کاهش مییابد.
- نمره نهایی از میانگین هندسی استفاده میکند، که از نظر ریاضی کشورهایی را که توسعه بسیار نامتوازنی در سه ستون دارند، جریمه میکند.
- این شاخص برای نرمالسازی واحدهای نامتجانس مانند دلار، سال و درصد به مقیاس ۰ تا ۱، به نقاط هدف حداقل و حداکثر ثابت متکی است.
برای دههها، ثروت یک ملت مترادف با تولید ناخالص داخلی (GDP) آن بود. اگر کشوری کالاها و خدمات بیشتری تولید میکرد، توسعهیافتهتر تلقی میشد. با این حال، این دیدگاه صرفاً اقتصادی یک تناقض آشکار ایجاد کرد: کشورهایی با GDP یکسان اغلب واقعیتهای بسیار متفاوتی در مرگ و میر نوزادان، سواد و امید به زندگی نشان میدادند. تنش بین اندازهگیری آنچه یک کشور تولید میکند در مقابل نحوه زندگی واقعی مردمش، رویکرد ریاضی جدیدی را برای رتبهبندیهای جهانی طلب میکرد.[3]
در سال ۱۹۹۰، محبوب الحق، اقتصاددان پاکستانی، و آمارتیا سن، برنده جایزه نوبل هندی، این تنش را با معرفی شاخص توسعه انسانی (HDI) حل کردند. هدف آنها تغییر تمرکز اقتصاد توسعه از حسابداری درآمد ملی به سیاستهای مردممحور بود. آنها با تقلیل پیچیدگی رفاه انسانی به یک عدد واحد و قابل بررسی بین صفر و یک، معیاری ایجاد کردند که میتوانست در گفتمان سیاسی و رسانهای با GDP رقابت کند.[2][3]
شاخص توسعه انسانی تلاش نمیکند همه چیز را اندازهگیری کند. در عوض، بر سه ستون اصلی تکیه دارد: یک زندگی طولانی و سالم، دسترسی به دانش، و یک استاندارد زندگی مناسب. این موارد از طریق امید به زندگی در بدو تولد، سالهای تحصیل و درآمد ناخالص ملی (GNI) سرانه کمیسازی میشوند.[2]
برای ترکیب این واحدهای نامتجانس—سالها، درصدها و دلارها—برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) هر شاخص را به یک شاخص بدون بُعد بین ۰ و ۱ نرمالسازی میکند. این کار مستلزم تعیین «نقاط هدف» ثابت یا مقادیر حداقل و حداکثر برای هر معیار است، که مقیاسی استاندارد ایجاد میکند که در آن ۰ نشاندهنده پایینترین مشاهده تاریخی و ۱ نشاندهنده هدف آرمانی است.[1]
برای بُعد سلامت، حداقل امید به زندگی بر روی ۲۰ سال تنظیم شده است—بر اساس شواهد تاریخی که هیچ کشوری در قرن بیستم امید به زندگی پایینتر از این نداشته است—و حداکثر آن ۸۵ سال تعیین شده است. کشوری با امید به زندگی ۸۵ سال، نمره کامل ۱٫۰ را در این دسته کسب میکند، در حالی که کشوری با ۵۲٫۵ سال دقیقاً ۰٫۵ امتیاز میگیرد.[1]
کشوری با امید به زندگی ۸۵ سال، نمره کامل ۱٫۰ را در این دسته کسب میکند، در حالی که کشوری با ۵۲٫۵ سال دقیقاً ۰٫۵ امتیاز میگیرد.
بُعد آموزش کمی پیچیدهتر است و دو شاخص مجزا را برای ثبت واقعیت فعلی و مسیر آینده ترکیب میکند. این بُعد، میانگین سالهای تحصیل برای بزرگسالان ۲۵ ساله و بالاتر (با سقف ۱۵ سال) و سالهای مورد انتظار تحصیل برای کودکانی که وارد سیستم آموزشی میشوند (با سقف ۱۸ سال) را محاسبه میکند. سپس این دو شاخص با هم ترکیب میشوند تا یک نمره واحد برای آموزش تشکیل دهند.[1]
بُعد درآمد یک پیچیدگی ریاضی حیاتی را معرفی میکند: این بُعد بر اساس مقیاس لگاریتمی محاسبه میشود. برنامه توسعه سازمان ملل حداقل درآمد ناخالص ملی سرانه (GNI) را ۱۰۰ دلار و حداکثر آن را ۷۵,۰۰۰ دلار تعیین میکند، که بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) تعدیل شده است تا هزینههای مختلف زندگی در سراسر مرزها را در نظر بگیرد.[1]
تبدیل لگاریتمی عمدی است. این امر منعکسکننده اصل اقتصادی کاهش مطلوبیت نهایی است: ۱,۰۰۰ دلار درآمد اضافی برای یک شهروند در یک کشور در حال توسعه تحولآفرین است، اما برای فردی در یک کشور ثروتمند به سختی محسوس است. در نتیجه، با افزایش ثروت یک ملت، برای جابجایی شاخص HDI به صورت تصاعدی پول بیشتری لازم است، که کشورهای توسعهیافته را مجبور میکند برای بهبود رتبه خود بر سلامت و آموزش تمرکز کنند.[1][3][6]
هنگامی که سه شاخص فردی محاسبه شدند، به سادگی با هم میانگین گرفته نمیشوند. در عوض، HDI از میانگین هندسی استفاده میکند—یعنی سه نمره را در هم ضرب کرده و سپس ریشه سوم (مکعب) آن را میگیرد.[1]
این انتخاب ریاضی عمیق است. میانگین حسابی اجازه جایگزینی کامل میداد، به این معنی که یک کشور میتوانست از لحاظ نظری امید به زندگی فاجعهبار را با ثروت نجومی جبران کند. اما میانگین هندسی توسعه نامتوازن را جریمه میکند. اگر کشوری در آموزش نمره ضعیفی کسب کند، HDI کلی آن به طور قابل توجهی کاهش مییابد، صرف نظر از اینکه GNI سرانه آن چقدر بالا باشد.[1][4][6]
این سازوکار توضیح میدهد که چرا کشورهایی با شبکههای ایمنی اجتماعی قوی، از لحاظ تاریخی در رتبهبندی HDI فراتر از وزن اقتصادی خود عمل کردهاند و با استفاده از سیستمهای قوی بهداشت عمومی و آموزش، از کشورهایی با GDP به مراتب بالاتر اما خدمات عمومی ضعیفتر، پیشی میگیرند.[3][4]
با وجود ظرافتش، HDI همچنان یک معیار سادهشده است. این شاخص ذاتاً ظرافتهای کیفی را نادیده میگیرد—مانند تفاوت بین ۱۰ سال نشستن در کلاس درس و دریافت واقعی یک آموزش با کیفیت بالا. همچنین نابرابری درون یک کشور را نادیده میگیرد، که باعث شد UNDP بعداً شاخص HDI تعدیلشده با نابرابری (IHDI) را معرفی کند تا نحوه توزیع این دستاوردها در میان جمعیتها را ثبت کند.[4][5]
چرا مهم است
رتبهبندی HDI یک کشور مستقیماً بر تخصیص کمکهای بینالمللی، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و جایگاه دیپلماتیک جهانی آن تأثیر میگذارد. با درک اینکه این شاخص چگونه سلامت را در مقابل ثروت وزندهی میکند، سیاستگذاران و شهروندان میتوانند بهتر ارزیابی کنند که آیا دولتهایشان رشد اقتصادی را به پیشرفت واقعی انسانی تبدیل میکنند یا خیر.
بررسی عمیق دیدگاهها
ستون درآمد (GNI سرانه)
استاندارد زندگی را اندازهگیری میکند اما بازدهی کاهشی را برای ثروت اعمال میکند.
مزایا: منابع اقتصادی خام در دسترس شهروندان و ظرفیت دولت برای تأمین مالی زیرساختها را ثبت میکند. معایب: نابرابری درآمدی درون کشور را نادیده میگیرد و فرض میکند که ثروت مستقیماً به رفاه تبدیل میشود. شواهد: تبدیل لگاریتمی به این معنی است که افزایش از ۱,۰۰۰ دلار به ۲,۰۰۰ دلار دقیقاً همان تأثیر ریاضی را بر شاخص دارد که افزایش از ۱۰,۰۰۰ دلار به ۲۰,۰۰۰ دلار. هنگام ارزیابی ظرفیت اقتصادی پایه یک ملت برای بیرون کشیدن شهروندان از فقر شدید مناسب است؛ هنگام ارزیابی توزیع ثروت یا کیفیت زندگی در اقتصادهای بسیار توسعهیافته مناسب نیست.
ستون سلامت (امید به زندگی)
معیاری برای یک زندگی طولانی و سالم، با سقف ۸۵ سال.
مزایا: در سطح جهانی قابل درک، به راحتی قابل اندازهگیری و همبستگی بالایی با تغذیه، دسترسی به مراقبتهای بهداشتی، بهداشت و ایمنی فیزیکی دارد. معایب: بیماری، سلامت روان یا کیفیت زندگی در سالهای بعدی را اندازهگیری نمیکند. شواهد: با استفاده از حداقل ۲۰ سال و حداکثر ۸۵ سال نرمالسازی شده است، به این معنی که هر گونه افزایش امید به زندگی فراتر از ۸۵ سال، امتیاز HDI اضافی صفر به همراه دارد. هنگام مقایسه زیرساختهای کلی بهداشت عمومی و نرخ مرگ و میر نوزادان مناسب است؛ هنگام ارزیابی بارهای بیماری مزمن که کیفیت زندگی را بدون ایجاد مرگ فوری کاهش میدهند، مناسب نیست.
ستون آموزش (سالهای تحصیل)
ترکیبی از دستاورد فعلی بزرگسالان با انتظارات آینده برای کودکان.
مزایا: هم سرمایهگذاری آموزشی تاریخی (میانگین سالها) و هم مسیر آینده (سالهای مورد انتظار) را ثبت میکند و تصویری از توسعه سرمایه انسانی ارائه میدهد. معایب: صرفاً کمیت (سالهای حضور در کلاس) را اندازهگیری میکند نه کیفیت (نتایج یادگیری واقعی، سواد یا کسب مهارت). شواهد: سقف آن ۱۸ سال برای تحصیل مورد انتظار و ۱۵ سال برای میانگین تحصیل است، که تضمین میکند زمان بیش از حد صرف شده در آموزش عالی به طور مصنوعی نمره را افزایش نمیدهد. هنگام ارزیابی دسترسی گسترده به سیستمهای آموزشی مناسب است؛ هنگام مقایسه سختگیری، ارتباط یا اثربخشی برنامههای درسی ملی مختلف مناسب نیست.
منابع
[1]United Nations Development Programmeمنتقدان کیفیTechnical notes - Human Development Reports
مطالعه در United Nations Development Programme →
[2]United Nations Development Programmeمنتقدان کیفیHuman Development Index (HDI)
مطالعه در United Nations Development Programme →
[3]Our World in Dataسنتگرایان اقتصادیThe Human Development Index and related indices: what they are and what we can learn from them
مطالعه در Our World in Data →
[4]United Nations Development Programmeمنتقدان کیفیHuman Development Indices and Indicators: A Critical Evaluation
مطالعه در United Nations Development Programme →
[5]United Nations Development Programmeمنتقدان کیفیDocumentation and downloads
مطالعه در United Nations Development Programme →
[6]تیم سردبیری کوهستانحامیان سرمایه انسانیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


