تزریق بازبرنامهریزی سلولی برای اولین بار به انسان در یک کارآزمایی تاریخی «معکوسسازی پیری»
شرکت بیوتکنولوژی «لایف بایوساینسز» (Life Biosciences) مستقر در بوستون، اولین کارآزمایی بالینی انسانی یک ژندرمانی را آغاز کرده است که برای معکوسسازی پیری سلولی طراحی شده و هدف آن درمان کاهش بینایی از طریق بازبرنامهریزی اپیژنتیک جزئی است.
به قلم امیر کریمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان طول عمر
- این کارآزمایی را یک تغییر الگو از مدیریت علائم بیماری به درمان ریشه اصلی پیری میدانند.
- زیستشناسان محتاط
- هشدار میدهند که بازبرنامهریزی اپیژنتیک خطرات جدی رشد کنترلنشده سلولی را به همراه دارد و خواستار انتقال آهسته به فاز بالینی هستند.
- سرمایهگذاران بیوتکنولوژی
- بازبرنامهریزی سلولی را مرز بزرگ بعدی داروسازی میبینند و میلیاردها دلار برای تجاریسازی آن سرمایهگذاری میکنند.
نکات کلیدی
- شرکت لایف بایوساینسز اولین بیمار انسانی را با یک ژندرمانی آزمایشی بازبرنامهریزی سلولی تحت درمان قرار داده است.
- کارآزمایی فاز ۱ گلوکوم را هدف قرار میدهد و تلاش میکند تا سلولهای گانگلیونی شبکیه آسیبدیده در چشم را جوانسازی کند.
- این درمان از سه مورد از چهار فاکتور یاماناکا برای عقب کشیدن ساعت سلولی بدون از بین بردن هویت سلول استفاده میکند.
- یک سوئیچ ایمنی داخلی نیاز به آنتیبیوتیک داکسیسایکلین برای فعال کردن ژنهای جوانکننده دارد و خطرات سرطان را به حداقل میرساند.
- در صورت موفقیت، این کارآزمایی میتواند راه را برای درمانهای سیستمی معکوسسازی پیری که کبد، قلب و مغز را هدف قرار میدهند، هموار کند.
برای دههها، تلاش برای معکوسسازی پیری انسان محدود به داستانهای علمی تخیلی و حوزههای نظری زیستشناسی بود. اکنون، این تلاش رسماً از آستانه عبور کرده و وارد پزشکی بالینی شده است. در یک نقطه عطف تاریخی برای صنعت طول عمر، استارتاپ بیوتکنولوژی «لایف بایوساینسز» (Life Biosciences) مستقر در بوستون، با موفقیت اولین بیمار انسانی را با یک ژندرمانی آزمایشی تحت درمان قرار داد که نه تنها برای کُند کردن پیری سلولی، بلکه برای معکوسسازی فعال آن طراحی شده است. این فرآیند اولین باری است که بازبرنامهریزی اپیژنتیک جزئی – تکنیکی که سلولهای پیر را آموزش میدهد تا دوباره جوان عمل کنند – در بدن یک انسان زنده آزمایش میشود.[1][2]
کارآزمایی بالینی فاز ۱ بر روی داروی آزمایشی به نام ER-100 متمرکز است که اخیراً مستقیماً به چشم بیماری که از گلوکوم (آب سیاه) رنج میبرد، تزریق شده است. هدف این درمان صرفاً متوقف کردن پیشرفت بیماری یا مدیریت علائم ناتوانکننده آن نیست. در عوض، هدف بلندپروازانه آن این است که سلولهای شبکیه پیر و آسیبدیده مانند سلولهای جوانتر و سالمتر رفتار کنند. محققان امیدوارند با بازنشانی ساعت بیولوژیکی این نورونهای خاص، عملکرد بافت آسیبدیده را بازیابی کرده و به طور بالقوه کاهش بینایی مرتبط با سن را که در حال حاضر دائمی تلقی میشود، معکوس کنند.[2][3]
برای درک مکانیسمهای عمیق ER-100، باید به سال ۲۰۰۶ بازگردیم، زمانی که شینیا یاماناکا، زیستشناس سلولهای بنیادی ژاپنی، کشفی برنده جایزه نوبل انجام داد. یاماناکا دریافت که معرفی چهار فاکتور رونویسی خاص – که اکنون به طور جهانی به عنوان فاکتورهای یاماناکا (OCT-4، SOX-2، KLF-4 و c-MYC) شناخته میشوند – میتواند یک سلول بالغ و تمایزیافته را کاملاً پاکسازی کند. این فرآیند سلول بالغ را به یک سلول بنیادی پرتوان القایی تبدیل میکند که قادر است هویتهای کاملاً جدیدی به خود بگیرد.[1][3]
در حالی که بازبرنامهریزی کامل سلولی یک معجزه زیستشناسی مدرن است، اما در صورت استفاده در داخل یک ارگانیسم زنده بسیار خطرناک است. اگر یک سلول تخصصی قلب یا یک سلول حساس چشم را به طور کامل به یک سلول بنیادی خام بازگردانید، هویت و عملکرد حیاتی خود را فراموش میکند. در مطالعات اولیه حیوانی، این فراموشی کامل سلولی منجر به تشکیل سریع تراتومها شد – تومورهای سرطانی و آشفتهای که حاوی ترکیبات تصادفی از بافتهایی مانند مو، استخوان و دندان بودند.[3][4]
پیشرفتی که راه را برای کارآزمایی انسانی کنونی هموار کرد، تکنیک اصلاحشدهای است که به عنوان بازبرنامهریزی جزئی شناخته میشود. محققان کشف کردند که اگر سلولها را فقط برای یک دوره کوتاه و کاملاً کنترلشده در معرض فاکتورهای یاماناکا قرار دهند، میتوانند ساعت بیولوژیکی را بدون پاک کردن هویت اساسی سلول به عقب برگردانند. سلول همچنان یک سلول چشم باقی میماند، اما انعطافپذیری، تولید انرژی و ظرفیت عملکردی را که در جوانی داشت، دوباره به دست میآورد.[5]
شرکت لایف بایوساینسز این رویکرد را با حذف عمدی یکی از چهار فاکتور اصلی، یعنی c-MYC، که به شدت با افزایش خطر سرطان مرتبط است، بیشتر اصلاح کرد. کوکتل بازبرنامهریزی اختصاصی آنها تنها از سه فاکتور استفاده میکند: OCT-4، SOX-2 و KLF-4 (که مجموعاً به عنوان OSK شناخته میشوند). این شرکت امیدوار است با رساندن این سه ژن خاص، الگوهای بیان ژنی جوان را با خیال راحت و بدون تغییر دائمی توالی DNA زیربنایی بیمار، بازیابی کند.[3][6]
دیوید سینکلر، متخصص ژنتیک هاروارد و یکی از بنیانگذاران لایف بایوساینسز، اغلب فرآیند پیری سلولی را با یک دیسک فشرده (CD) خشدار مقایسه میکند. اطلاعات دیجیتالی زیربنایی – یعنی خود DNA – هنوز کاملاً دستنخورده است، اما لیزر دیگر نمیتواند دادهها را به درستی بخواند، که این به دلیل خراشهای فیزیکی است که نشاندهنده از دست دادن تدریجی اطلاعات اپیژنتیک هستند. بازبرنامهریزی جزئی مانند یک پولیش شیمیایی عمل میکند و خراشهای انباشتهشده را از بین میبرد تا سلول بتواند کد ژنتیکی اصلی و جوان خود را دوباره به دقت بخواند.[3][5]
دیوید سینکلر، متخصص ژنتیک هاروارد و یکی از بنیانگذاران لایف بایوساینسز، اغلب فرآیند پیری سلولی را با یک دیسک فشرده (CD) خشدار مقایسه میکند.
چشم انسان به دلیل یک دلیل کاملاً استراتژیک به عنوان اولین میدان آزمایش برای این فناوری انتخاب شد. این یک اندام نسبتاً ایزوله و محصور است، به این معنی که اگر رشد سلولی از کنترل خارج شود، احتمال سرایت عواقب آن به سراسر بدن بسیار کمتر است. به طور خاص، این کارآزمایی سلولهای گانگلیونی شبکیه را هدف قرار میدهد، نورونهای حیاتی که چشم را به مغز متصل میکنند. از آنجایی که این اعصاب به طور طبیعی بازسازی نمیشوند، بیماریهایی مانند گلوکوم در حال حاضر مسیری یکطرفه به سوی نابینایی دائمی هستند.[4][5]
ER-100 از طریق تزریق داخل زجاجیه (intravitreal injection) – یک تزریق دقیق که مستقیماً به مایع زجاجیه چشم انجام میشود – تحویل داده میشود. این تزریق حاوی یک وکتور ویروسی اصلاحشده و بیضرر است که به عنوان یک وسیله تحویل میکروسکوپی عمل میکند و دستورالعملهای ژنتیکی OSK را مستقیماً به سلولهای گانگلیونی شبکیه هدف میرساند. با این حال، صرفاً رساندن ژنها کافی نیست؛ بیان آنها باید به شدت کنترل شود تا از رشد سلولی مهارگسیختهای که در مدلهای اولیه موش مشاهده شد، جلوگیری شود.[3][5]
برای کاهش خطر شدید تشکیل تومور، لایف بایوساینسز یک سوئیچ ایمنی هوشمندانه در ژندرمانی مهندسی کرده است. ژنهای OSK پس از تزریق کاملاً در چشم بیمار غیرفعال باقی میمانند. آنها تنها زمانی فعال میشوند که بیمار در معرض یک محرک شیمیایی خاص قرار گیرد: آنتیبیوتیک رایج و به طور گسترده در دسترس، داکسیسایکلین. بدون این آنتیبیوتیک، ژنهای جوانکننده به سادگی در پسزمینه ساکت مینشینند.[4]
بیمارانی که در این کارآزمایی بالینی ثبتنام کردهاند، داکسیسایکلین خوراکی را به صورت سیستمی به مدت دقیقاً هشت هفته مصرف خواهند کرد. تا زمانی که آنتیبیوتیک در سیستم آنها در گردش باشد، ژنهای بازبرنامهریزی روشن هستند و فعالانه ساعت سلولی را به عقب میکشند. اگر پزشکان ناظر هرگونه عوارض جانبی را تشخیص دهند، میتوانند به سادگی تجویز آنتیبیوتیک را متوقف کنند و فرآیند بازبرنامهریزی اپیژنتیک بلافاصله خاموش میشود.[4][5]
کارآزمایی فاز ۱ در نهایت ۱۸ شرکتکننده را در کلینیکهای تخصصی در بوستون، نیویورک، لسآنجلس و چارلستون ثبتنام خواهد کرد. دوازده نفر از این بیماران برای گلوکوم زاویه باز تحت درمان قرار خواهند گرفت، در حالی که شش نفر باقیمانده از نوروپاتی ایسکمیک قدامی غیرشریانی عصب بینایی (NAION) رنج خواهند برد، که یک بیماری شایع دیگر است که باعث کاهش ناگهانی و برگشتناپذیر بینایی در بزرگسالان میشود.[3]
در حالی که جامعه طول عمر این نقطه عطف بیسابقه را جشن میگیرد، نهادهای علمی گستردهتر با ترکیبی از انتظار شدید و احتیاط عمیق نظارهگر هستند. برخی از متخصصان علوم اعصاب علناً هشدار دادهاند که این کارآزمایی همچنان دارای ریسک فوقالعاده بالایی است. اگر بازبرنامهریزی اپیژنتیک در یک فرد انسانی به طور فاجعهبار اشتباه پیش برود، میتواند واکنشی نظارتی را برانگیزد که تأمین مالی را متوقف کرده و پیشرفت کل حوزه پزشکی طول عمر را برای یک دهه به تأخیر اندازد.[4][5]
علاوه بر این، صنعت طول عمر سابقه مستندی در مورد بزرگنمایی بیش از حد دستاوردهای اولیه خود دارد. منتقدان اشاره میکنند که در حالی که بازبرنامهریزی جزئی با موفقیت بینایی را بازیابی کرده و بافتها را در موشها و نخستیهای غیرانسانی جوان کرده است، انتقال آن نتایج حیوانی تماشایی به زیستشناسی پیچیده انسانی به طور بدنامی دشوار و مملو از عوارض پیشبینی نشده است.[2][3]
با این وجود، شتاب مالی پشت بازبرنامهریزی سلولی خیرهکننده است و هیچ نشانهای از کاهش سرعت ندارد. میلیاردرهای فناوری مانند جف بزوس و سم آلتمن، در کنار غولهای داروسازی مانند الی لیلی، میلیاردها دلار در سرمایهگذاریهای رقیب مانند آلتوس لبز (Altos Labs)، رترو بایوساینسز (Retro Biosciences) و نیولیمیت (NewLimit) سرازیر کردهاند. همه این نهادهای با پشتوانه مالی قوی، به دنبال همان هدف مقدس اپیژنتیک هستند، به این امید که اولین کسانی باشند که معکوسسازی پیری را تجاریسازی میکنند.[1][3]
اگر ER-100 در محیط ایزوله چشم انسان ایمن و مؤثر ثابت شود، به عنوان اولین شلیک در یک انقلاب پزشکی بسیار بزرگتر عمل خواهد کرد. هدف نهایی صنعت طول عمر تنها درمان گلوکوم نیست، بلکه اعمال سیستماتیک بازبرنامهریزی جزئی بر کبد، ماهیچهها، قلب و مغز است – که به طور بالقوه نحوه تجربه بشریت از فرآیند اساسی پیری را متحول میکند.[1][2]
- 3
- فاکتورهای یاماناکا مورد استفاده (OSK)
- 18
- شرکتکنندگان کارآزمایی فاز ۱
- 8 weeks
- دوره فعالسازی داکسیسایکلین
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا بازبرنامهریزی جزئی با موفقیت بینایی را در افراد انسانی بازیابی خواهد کرد، همانطور که در موشها انجام داد.
- اینکه آیا سوئیچ ایمنی داکسیسایکلین ۱۰۰٪ در جلوگیری از تشکیل تراتوم در انسان مؤثر خواهد بود یا خیر.
- اینکه اثرات جوانکننده ژندرمانی پس از پایان دوره فعالسازی هشت هفتهای چقدر دوام خواهد داشت.
- اینکه آیا این رویکرد موضعی در چشم میتواند در نهایت به طور ایمن برای جوانسازی سیستمی و تمام بدن مقیاسپذیر باشد یا خیر.
منابع
[1]Business Insiderحامیان طول عمرA first-of-its-kind shot that promises to reverse aging was just injected into a human body
مطالعه در Business Insider →
[2]Morning Brewسرمایهگذاران بیوتکنولوژیFirst human trial of reverse-aging drug begins
مطالعه در Morning Brew →
[3]The Washington Timesسرمایهگذاران بیوتکنولوژیFirst human dosed with cellular reprogramming drug in longevity trial
مطالعه در The Washington Times →
[4]Gizmodoزیستشناسان محتاطHigh-stakes human testing has now begun on a gene therapy that promises to reverse aging
مطالعه در Gizmodo →
[5]ScienceAlertزیستشناسان محتاطControversial clinical trial to 'wind back the clock' on aging cells officially begins
مطالعه در ScienceAlert →
[6]Lifespan.ioحامیان طول عمرLife Biosciences uses a proprietary reprogramming cocktail based on three Yamanaka factors
مطالعه در Lifespan.io →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت سلامت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



