آیا مکانیسم تنظیم مرزی کربن اتحادیه اروپا، تولد خاموش یک جنگ تجاری حمایتگرایانه اقلیمی جهانی است؟
از ابتدای سال ۲۰۲۶، اتحادیه اروپا مکانیسم تنظیم مرزی کربن خود را اجرا خواهد کرد و واردکنندگان را ملزم میسازد تا بر اساس میزان انتشار گازهای گلخانهای تولید شده در فرآیند ساخت کالا، هزینهای بپردازند. اگرچه این سیاست به عنوان ابزاری حیاتی برای جلوگیری از «نشت کربن» معرفی شده، اما در سراسر «جنوب جهانی» (کشورهای در حال توسعه) زنگ خطر را به صدا درآورده و به عنوان شکلی جدید از حمایتگرایی اقلیمی تلقی میشود.
به قلم الناز احمدی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سیاستگذاران اتحادیه اروپا و حامیان اقلیم
- استدلال میکنند که CBAM ابزاری ضروری و از نظر ریاضی عادلانه برای جلوگیری از نشت کربن و اجبار به کربنزدایی جهانی است.
- صادرکنندگان کشورهای در حال توسعه
- استدلال میکنند که این مکانیسم یک تعرفه حمایتگرایانه است که هزینه گذار سبز را به دوش کشورهای فقیرتر میاندازد.
- اقتصاددانان تجارت جهانی
- بر تکهتکه شدن سیستم سازمان تجارت جهانی و تأثیر اقتصاد کلان تعرفههای جدید تمرکز دارند.
چرا مهم است
عوارض مرزی کربن جدید اتحادیه اروپا با جریمه کردن واردات از کشورهایی با قوانین اقلیمی ضعیفتر، زنجیرههای تأمین جهانی را به طور اساسی تغییر خواهد داد. این امر برای مصرفکنندگان و کسبوکارها به معنای افزایش هزینههای مواد اولیه صنعتی است و در سطح جهانی، خطر ایجاد موجی از تعرفههای تلافیجویانه را در پی دارد که میتواند نظام تجارت بینالمللی را از هم بپاشد.
در تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۱ دی ۱۴۰۴)، اتحادیه اروپا از یک خط قرمز مهم در معماری تجارت جهانی عبور خواهد کرد. پس از یک دوره گذار سه ساله برای جمعآوری دادهها، «مکانیسم تنظیم مرزی کربن» (CBAM) این بلوک رسماً وارد رژیم مالی قطعی خود میشود و واردکنندگان را ملزم میکند تا بر اساس گازهای گلخانهای منتشر شده در طول تولید کالاهایشان، هزینه مشخصی بپردازند. هدف اعلام شده این سیاست بیسابقه، صرفاً زیستمحیطی است: جلوگیری از «نشت کربن»، پدیدهای مستند که در آن شرکتهای صنعتی تأسیسات تولیدی خود را به کشورهایی با مقررات اقلیمی ضعیفتر منتقل میکنند تا از قیمتگذاری داخلی کربن فزاینده سختگیرانه اتحادیه اروپا فرار کنند.[1][2]
اما در زیر پوشش زیستمحیطی، یک تغییر عمیق در اقتصاد بینالملل نهفته است. اتحادیه اروپا با تحمیل یکجانبه قیمت کربن خود بر کالاهای خارجی، عملاً سیاست زیستمحیطی را فراتر از مرزهای خود دیکته میکند. خلاصه این است: CBAM کمتر به عنوان یک ناجی جهانی اقلیم و بیشتر به عنوان یک سپر صنعتی بسیار هدفمند عمل میکند. این مکانیسم، تولد خاموش حمایتگرایی اقلیمی را نشان میدهد؛ سیستمی که از ضرورت انکارناپذیر کربنزدایی برای توجیه عصر جدیدی از موانع تجاری استفاده میکند و عملاً بار اقتصادی گذار سبز را به دوش «جنوب جهانی» میاندازد، در حالی که از صنایع سنگین اروپا محافظت میکند.[2][6]
برای درک اینکه چرا این مکانیسم تا این حد بحثبرانگیز است، باید به نحوه عملکرد مکانیکی آن نگاه کرد. اتحادیه اروپا در حال حاضر یک «سیستم تجارت انتشار» (ETS) را اداره میکند که سقف کل انتشار گازهای گلخانهای را تعیین کرده و به شرکتها اجازه میدهد تا مجوزهای انتشار را خرید و فروش کنند. سالها، اتحادیه اروپا برای حفظ رقابتپذیری صنایع سنگین خود – مانند فولاد، سیمان و آلومینیوم – در برابر رقبای خارجی که مجبور به پرداخت مالیات داخلی کربن نبودند، مجوزهای رایگان به آنها میداد.[1][4]
اکنون، اتحادیه اروپا در حال حذف تدریجی این مجوزهای رایگان است تا کربنزدایی داخلی را اجباری کرده و به اهداف بلندپروازانه خود برای انتشار خالص صفر دست یابد. اما بدون این معافیتهای رایگان، تولیدکنندگان اروپایی بلافاصله توسط واردات ارزانتر و آلودهتر از خارج تضعیف میشوند. اینجا است که CBAM وارد عمل میشود. این مکانیسم با مجبور کردن واردکنندگان به خرید گواهیهایی معادل قیمت کربن ETS اتحادیه اروپا، به طور مصنوعی زمین بازی را در مرز برابر میکند. این تضمین میکند که یک تن فولاد وارداتی از هند یا چین دقیقاً همان هزینه سربار کربن را داشته باشد که یک تن فولاد تولید شده در آلمان دارد.[1][2][3]
قویترین استدلال متقابل در برابر برچسب حمایتگرایی این است که CBAM از نظر ریاضی کاملاً معادل بار داخلی است. کمیسیون اروپا اصرار دارد که این یک تعرفه نیست، بلکه آینهای از سیاست داخلی است. اگر یک تولیدکننده خارجی بتواند ثابت کند که قبلاً در کشور خود قیمت کربن را پرداخت کرده است، آن هزینه به طور کامل از بدهی CBAM او کسر میشود. از لحاظ نظری، این امر با قوانین سازمان تجارت جهانی (WTO) علیه اقدامات تجاری تبعیضآمیز مطابقت دارد، زیرا کربن خارجی و داخلی را دقیقاً یکسان در نظر میگیرد.[1][2][4]
علاوه بر این، طرفداران استدلال میکنند که این تنظیم مرزی تهاجمی تنها راه عملی برای اجبار به اقدام اقلیمی جهانی است. اگر بزرگترین بلوک تجاری جهان از خرید فولاد آلوده بدون جریمه مالی خودداری کند، کشورهای صادرکننده مجبور خواهند شد شبکههای انرژی خود را پاکسازی کرده و سیستمهای قیمتگذاری کربن خود را برای حفظ رقابتپذیری اجرا کنند. از این منظر، CBAM یک اهرم ضروری، هرچند سختگیرانه، برای تسریع گذار جهانی به سمت انتشار خالص صفر است.[2][3][4]
اما شواهد حاکی از واقعیت متفاوتی است، زمانی که این سیاست عملاً اجرا میشود. تأثیر مالی این مکانیسم به طور مساوی در سراسر اقتصاد جهانی توزیع نشده است؛ بلکه به طور متمرکز بر بخشهای خاص و کشورهای در حال توسعه خاصی هدفگذاری شده است. بر اساس مدلسازیهای اقتصاد کلان توسط صندوق بینالمللی پول (IMF)، تأثیر مستقیم بر تجارت کشورهای اتحادیه اروپا نسبتاً ناچیز است و به طور متوسط تنها ۰.۱ درصد به ارزش واردات اتحادیه اروپا میافزاید.[5]
اما شواهد حاکی از واقعیت متفاوتی است، زمانی که این سیاست عملاً اجرا میشود.
با این حال، برای شرکای تجاری که واقعاً تحت تأثیر این مکانیسم قرار میگیرند، داستان به طور چشمگیری تغییر میکند. صندوق بینالمللی پول تخمین میزند در حالی که میانگین هزینه صادرات کشورهای غیر اتحادیه اروپا به این بلوک تنها ۰.۰۴ درصد افزایش مییابد، حداکثر معادل تعرفه ارزش افزوده به ۱.۲ درصد میرسد. نکته حیاتی این است که این اصطکاک تقریباً به طور کامل در بخشهای صنعتی سنگین مانند آهن، فولاد، آلومینیوم و کود متمرکز شده است – دقیقاً همان بخشهایی که اتحادیه اروپا در حال حذف تدریجی مجوزهای داخلی رایگان خود است.[1][5]
این تمرکز، خود گویای حقیقت است. این مکانیسم برای محافظت از همان صنایع اروپایی طراحی شده که در طول گذار سبز آسیبپذیرترین بخشها در برابر رقابت خارجی هستند. اتحادیه اروپا با تحمیل معادل تعرفه ۱.۲ درصدی به طور خاص بر این کالاها، در حال ایجاد یک دیوار دفاعی در اطراف پایگاه تولیدی قدیمی خود است. این مکانیسم به عنوان یک دفاع تجاری استراتژیک عمل میکند که در پوشش زبان غیرقابل انکار سیاست سبز پنهان شده است.[5][6]
برای کشورهای در حال توسعه، این بار سنگین و فوری است. کشورهای «جنوب جهانی» اغلب به زیرساختهای صنعتی قدیمیتر و کربنبر متکی هستند و فاقد سرمایه عظیمی هستند که برای کربنزدایی سریع شبکههای خود لازم است. هنگامی که آنها به اتحادیه اروپا صادرات میکنند، اکنون با یک جریمه مالی سنگین روبرو خواهند شد. از آنجا که قیمت CBAM به بازار کربن اروپا گره خورده است – که برای یک اقتصاد ثروتمند و پساصنعتی طراحی شده – کشورهای در حال توسعه اساساً مجبور میشوند مالیاتهای اقلیمی جهان اول را بر زیرساختهای جهان در حال توسعه بپردازند.[2][3][6]
این پویایی باعث خشم در مجامع تجارت بینالمللی شده است. شرکای تجاری استدلال میکنند که این مکانیسم اصل اصلی اقلیمی سازمان ملل یعنی «مسئولیتهای مشترک اما متفاوت» را نقض میکند؛ اصلی که اذعان دارد کشورهای ثروتمند – که اکثریت قریب به اتفاق کربن تاریخی را منتشر کردهاند – باید بار سنگینتری را در این گذار متحمل شوند. در عوض، CBAM عملاً کشورهای فقیرتر را به دلیل عدم گذار سریع جریمه میکند، در حالی که درآمدهای جمعآوری شده مستقیماً به خزانههای اتحادیه اروپا سرازیر میشود.[2][4][6]
پیامدهای ژئوپلیتیکی این اقدام در حال شکلگیری است. اقتصادهای بزرگ به جای پذیرش صرف شرایط اتحادیه اروپا، در حال آمادهسازی اقدامات دفاعی خود هستند. ایالات متحده، که فاقد مالیات ملی کربن است، در حال بررسی مفاهیم تنظیم مرزی دوحزبی خود است. با این حال، این پیشنهادات آمریکایی عمدتاً با هدف مقابله با سلطه صنعتی چین و محافظت از تولید داخلی است، نه صرفاً کاهش انتشار جهانی.[2][3][4]
اگر ایالات متحده و اتحادیه اروپا هر دو مرزهای کربنی را با قوانین حسابداری متفاوت و اهداف استراتژیک مختلف ایجاد کنند، نظام تجارت جهانی به ناچار به «باشگاههای اقلیمی» رقیب تقسیم خواهد شد. کشورهایی که در داخل یک باشگاه قرار دارند، آزادانه تجارت خواهند کرد، در حالی که کشورهای خارج از آن با تعرفههای ترکیبی و همپوشان مواجه خواهند شد. این تکهتکه شدن، نظم مبتنی بر قوانین سازمان تجارت جهانی را تهدید میکند و آن را با مجموعهای آشفته از تعرفههای زیستمحیطی یکجانبه جایگزین میسازد.[2][3][4][6]
ابهام اکنون در این است که بقیه جهان با نزدیک شدن به مهلت ۲۰۲۶ چگونه تلافی خواهند کرد. آیا اقتصادهای نوظهور با موفقیت این مکانیسم را در سازمان تجارت جهانی به چالش خواهند کشید؟ آیا آنها تعرفههای تلافیجویانهای بر کالاهای لوکس، وسایل نقلیه و ماشینآلات اروپایی اعمال خواهند کرد؟ یا تسلیم خواهند شد و به سرعت قیمتگذاری کربن داخلی را اجرا خواهند کرد تا درآمدهای مالیاتی را به جای فرستادن به بروکسل، در داخل کشور خود نگه دارند؟[2][4]
آنچه مسلم است این است که دوران تجارت جهانی بدون اصطکاک به پایان رسیده است. مکانیسم تنظیم مرزی کربن اتحادیه اروپا ممکن است واقعاً برخی از انتشار گازهای صنعتی را در حاشیه کاهش دهد، اما ماندگارترین میراث آن، عادیسازی تعرفههای زیستمحیطی خواهد بود. اتحادیه اروپا با اثبات اینکه سیاست اقلیمی میتواند با موفقیت برای محافظت از صنعت داخلی به سلاح تبدیل شود، بیسروصدا اولین شلیک را در یک جنگ تجاری حمایتگرایانه اقلیمی جهانی انجام داده است.[2][6]
نکات کلیدی
- مکانیسم تنظیم مرزی کربن اتحادیه اروپا (CBAM) در ۱ ژانویه ۲۰۲۶ وارد فاز مالی قطعی خود میشود.
- واردکنندگان کالاهای صنعتی سنگین ملزم به خرید گواهیهایی معادل قیمت کربن داخلی اتحادیه اروپا خواهند بود.
- هدف این سیاست جلوگیری از «نشت کربن» است تا اطمینان حاصل شود که تولیدکنندگان خارجی نمیتوانند تولیدکنندگان اروپایی را با کالاهای ارزانتر و با انتشار بالا تضعیف کنند.
- منتقدان استدلال میکنند که این مکانیسم شکلی از حمایتگرایی اقلیمی است که بار مالی گذار سبز را به دوش کشورهای در حال توسعه میاندازد.
- مدلسازیهای اقتصاد کلان نشان میدهد که تأثیر تعرفه به شدت در بخشهای فولاد و آلومینیوم متمرکز شده و به عنوان یک سپر صنعتی استراتژیک عمل میکند.
منابع
[1]European Commissionسیاستگذاران اتحادیه اروپا و حامیان اقلیمCarbon Border Adjustment Mechanism (CBAM) Definitive Regime
مطالعه در European Commission →
[2]Brookings Institutionسیاستگذاران اتحادیه اروپا و حامیان اقلیمWhat is a Carbon Border Adjustment Mechanism?
مطالعه در Brookings Institution →
[3]MIT Climate Portalاقتصاددانان تجارت جهانیCarbon Border Adjustments
مطالعه در MIT Climate Portal →
[4]Center for Climate and Energy Solutionsاقتصاددانان تجارت جهانیCarbon Border Adjustments
مطالعه در Center for Climate and Energy Solutions →
[5]International Monetary Fundاقتصاددانان تجارت جهانیThe EU Carbon Border Adjustment Mechanism (CBAM): Incidence and Impacts
مطالعه در International Monetary Fund →
[6]تیم سردبیری کوهستانصادرکنندگان کشورهای در حال توسعهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


