درگیری شغلی در برابر رضایت: چگونه پیوندها، تناسب و فداکاری، ماندگاری کارکنان را پیشبینی میکنند
تحقیقات در صنایع مختلف نشان میدهد که پیوندهای ساختاری - که از طریق ارتباطات، تناسب و فداکاری اندازهگیری میشوند - بسیار دقیقتر از معیارهای سنتی رضایت شغلی، خروج داوطلبانه کارکنان را پیشبینی میکنند.
به قلم بهنام کاظمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان نگهداشت ساختاری
- تمرکز بر ایجاد هزینههای جابهجایی و پیوندهای اجتماعی برای حفظ استعدادها.
- متخصصان سنتی منابع انسانی
- تمرکز بر مشارکت، رضایت روزانه و نظرسنجیهای مستمر برای نظارت بر سلامت نیروی کار.
- تحلیلگران جمعیتشناختی
- تمرکز بر اینکه چگونه نسلهای مختلف هنگام تصمیمگیری برای ماندن، به تناسب و فداکاری وزن متفاوتی میدهند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- نیروی کار سازمانیافته
- پیمانکاران مستقل
چرا مهم است
شرکتهایی که تنها به نظرسنجیهای رضایت شغلی اتکا میکنند، مرتباً با خروج نیروهای برتر و ظاهراً راضی خود غافلگیر میشوند. تغییر رویکرد به مدل درگیری شغلی، به سازمانها اجازه میدهد تا ماندگاری ساختاری ایجاد کنند که در برابر افت موقت روحیه کارکنان مقاومت کند.
شرکتهایی که برای پیشبینی نرخ خروج کارکنان به نظرسنجیهای سالانه رضایت شغلی متکی هستند، در حال از دست دادن نیروهای برتریاند که تا روز استعفا، خود را کاملاً راضی نشان میدهند. اتکا به معیارهای مبتنی بر نگرش، جای خود را به «درگیری شغلی» (job embeddedness) داده است؛ یک مدل ساختاری که دقیقاً ارزیابی میکند یک کارمند با ترک سازمان چه چیزی را از دست میدهد.[1][3]
این مدل که در سال ۲۰۰۱ توسط پژوهشگرانی به نامهای ترنس میچل (Terence Mitchell) و توماس لی (Thomas Lee) توسعه یافت، پرسش کلیدی حفظ و نگهداشت را از «چرا افراد سازمان را ترک میکنند؟» به «چرا افراد میمانند؟» تغییر میدهد. کار بنیادین آنها در ژورنال Academy of Management Journal ثابت کرد که پیوندهای ساختاری با دقتی بهمراتب بیشتر از رضایت شغلی یا تعهد سازمانی، خروج داوطلبانه را پیشبینی میکنند.[1]
این چارچوب، ماندگاری را از طریق سه بُعد مشخص کمّیسازی میکند: پیوندها (links)، تناسب (fit) و فداکاری (sacrifice). پیوندها، حجم خالص ارتباطات یک کارمند با افراد یا پروژههای دیگر را میسنجند. تناسب، میزان همسویی شغل با ارزشهای شخصی و سبک زندگی اجتماعی کارمند را ارزیابی میکند. فداکاری نیز هزینه مادی و روانی درکشده ناشی از گسستن این پیوندها را محاسبه میکند؛ مانند از دست دادن ساعات کاری منعطف یا سهامهای واگذارنشده.
یک مطالعه در سال ۲۰۱۶ بر روی کارکنان دانشگاههای استرالیا که در National Library of Medicine منتشر شد، این اعتبار فزاینده را در عمل نشان داد. پژوهشگران دریافتند که حتی پس از کنترل نمرات سنتی رضایت شغلی، مدل درگیری شغلی بخش قابلتوجهی از واریانسِ تمایل به ترک شغل را توجیه میکند.[4]
یک مطالعه در سال ۲۰۱۶ بر روی کارکنان دانشگاههای استرالیا که در National Library of Medicine منتشر شد، این اعتبار فزاینده را در عمل نشان داد.
تحلیل نگهداشت ERE در سال ۲۰۱۸ خاطرنشان میکند: «درگیری شغلی مانند یک تار عنکبوت عمل میکند. هرچه رشتههای بیشتری یک کارمند را به سازمان و جامعه متصل کند، ترک آن برایش دشوارتر میشود.» این موضوع توضیح میدهد که چرا کارمندی که کمی ناراضی اما بهشدت درگیر است - شاید به این دلیل که همسرش در همان نزدیکی کار میکند و خودش رهبری یک کمیته داخلی مهم را بر عهده دارد - معمولاً میماند، در حالی که یک کارمند کاملاً راضی اما بدون هیچ پیوند ساختاری، با پیشنهاد تنها ۵ درصد افزایش حقوق، سازمان را ترک خواهد کرد.[3][5]
وزندهی این مدل بسته به ترکیب جمعیتی نیروی کار تغییر میکند. یک تحلیل در سال ۲۰۲۰ در European Journal of Management and Business Economics که کارگران نسل Y را ردیابی میکرد، نشان داد که ابعاد تناسب و فداکاری برای گروههای جوانتر وزن نامتناسب و بیشتری دارند. اگر فرهنگ سازمانی با ارزشهای آنها همسو نباشد، حجم پیوندها برای جلوگیری از استعفای آنها کافی نخواهد بود.[6]
علاوه بر این، درگیری شغلی فراتر از دیوارهای دفتر کار گسترش مییابد. بررسی Emerald Insight در سال ۲۰۱۱ تأکید کرد که درگیری اجتماعی - اینکه یک کارمند چقدر به شهر، مدارس محلی و محله خود وابسته است - میتواند به اندازه ارتباطات کاری او در پیشبینی ماندگاری مؤثر باشد.[2]
در نتیجه، دپارتمانهای منابع انسانی در حال بازسازی بودجههای نگهداشت خود هستند. به جای تأمین مالی طرحهای عمومی مشارکت، سرمایهها به سمت پیوندهای ساختاری هدایت میشوند: تخصیص یارانه برای مسکن محلی، ساختاردهی به پرداختهای تشویقی مبتنی بر تیم، و طراحی نقشهایی که نیازمند همکاری بینبخشی هستند. معیاری که اکنون اهمیت دارد این نیست که آیا کارمند امروز شغلش را دوست دارد یا خیر، بلکه این است که فردا چقدر اصطکاک بین او و درِ خروج وجود خواهد داشت.[1][5]
نکات کلیدی
- درگیری شغلی به جای نگرش عاطفی روزانه، پیوندهای ساختاری را که یک کارمند را در نقش خود نگه میدارد، اندازهگیری میکند.
- این مدل بر سه بُعد استوار است: پیوندها (ارتباطات)، تناسب (همسویی) و فداکاری (هزینههای جابهجایی).
- درگیری شغلی، خروج داوطلبانه را با دقتی بیشتر از نظرسنجیهای سنتی رضایت شغلی پیشبینی میکند.
- پیوندهای اجتماعی در خارج از محیط کار، اغلب به اندازه ارتباطات درونسازمانی در پیشبینی ماندگاری مؤثرند.
- نسلهای جوانتر به ابعاد «تناسب» و «فداکاری» وزن بسیار بیشتری نسبت به حجم خالص پیوندها میدهند.
منابع
[1]Academy of Management Journalمدافعان نگهداشت ساختاریWhy People Stay: Using Job Embeddedness to Predict Voluntary Turnover
مطالعه در Academy of Management Journal →
[2]Emerald Insightتحلیلگران جمعیتشناختیJob embeddedness: a new perspective to predict voluntary turnover
مطالعه در Emerald Insight →
[3]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[4]PMCتحلیلگران جمعیتشناختیJob Embeddedness Demonstrates Incremental Validity When Predicting Turnover Intentions for Australian University Employees
مطالعه در PMC →
[5]UNT Digital Libraryمدافعان نگهداشت ساختاریJob embeddedness versus traditional models of voluntary turnover
مطالعه در UNT Digital Library →
[6]European Journal of Management and Business Economicsتحلیلگران جمعیتشناختیLinks, fit or sacrifice: job embeddedness and intention to quit among Generation Y
مطالعه در European Journal of Management and Business Economics →
[7]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت کسبوکار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


