رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستاناقتصاد انرژیمکانیسم بازار· 4 دقیقه مطالعه· در کسب‌وکار

مکانیسم قیمت‌گذاری نفت: تنش‌های ژئوپلیتیک چگونه بر درآمدهای ارزی و اقتصاد ایران اثر می‌گذارند؟

در حالی که تنگه هرمز مسیر عبور یک‌پنجم نفت خام جهان است، هرگونه ریسک ژئوپلیتیک با ایجاد «صرف ریسک» قیمت جهانی را افزایش می‌دهد. این مقاله به بررسی چگونگی انتقال این شوک‌های قیمتی به درآمدهای ارزی، تورم و تراز تجاری ایران می‌پردازد.

به قلم وحید مهرابی

این خبر را به اشتراک بگذارید

به‌طور خلاصه

  1. تنگه هرمز مسیر عبور ۲۱ درصد از کل مصرف نفت خام جهان است.
  2. شوک‌های ژئوپلیتیک می‌توانند پیش از اختلال فیزیکی، ۵ تا ۱۵ دلار صرف ریسک به قیمت هر بشکه بیفزایند.
  3. عدم دسترسی فیزیکی به دلارهای نفتی، موجب انبساط پایه پولی و ایجاد تورم در اقتصاد داخلی می‌شود.

روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت خام — معادل ۲۱ درصد از کل مصرف جهانی — از آبراهی عبور می‌کند که عرض بخش قابل کشتیرانی آن تنها ۳ کیلومتر است. این گلوگاه استراتژیک، یعنی تنگه هرمز، تنها یک مسیر ترانزیت فیزیکی نیست، بلکه دماسنج ریسک اقتصاد کلان جهان محسوب می‌شود. زمانی که تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه افزایش می‌یابد، بازارهای جهانی منتظر اختلال واقعی در عرضه نمی‌مانند؛ آن‌ها بلافاصله مفهومی به نام «صرف ریسک ژئوپلیتیک» را در قیمت‌ها لحاظ می‌کنند.[1]

بانک جهانی در گزارش چشم‌انداز بازارهای کالایی خود می‌نویسد: «شوک‌های ژئوپلیتیک می‌توانند پیش از بروز هرگونه اختلال فیزیکی در عرضه، یک صرف ریسک ۵ تا ۱۵ دلاری را به ازای هر بشکه به بازارهای انرژی تحمیل کنند.» این واکنش سریع به دلیل کشش‌ناپذیری تقاضای نفت در کوتاه‌مدت است؛ به این معنا که پالایشگاه‌ها و صنایع بزرگ نمی‌توانند به سرعت منبع جایگزینی برای انرژی خود پیدا کنند و مجبورند قیمت‌های بالاتر را بپذیرند.[2]

اما این مکانیسم جهانی چگونه به اقتصاد ایران منتقل می‌شود؟ در نگاه اول، معادله ساده به نظر می‌رسد: قیمت بالاتر نفت برنت برابر است با درآمدهای ارزی بیشتر برای دولت. آژانس بین‌المللی انرژی در تحلیل‌های خود نشان می‌دهد که حتی با وجود ساختارهای تحریمی، نوسانات قیمت پایه برنت مستقیماً بر ارزش اسمی محموله‌های صادراتی کشورهای تحت تحریم تأثیر می‌گذارد.[3]

با این حال، واقعیت ترازنامه‌های اقتصادی پیچیده‌تر است. نفت ایران در بازارهای غیررسمی با تخفیفی ثابت نسبت به قیمت جهانی به فروش می‌رسد. در سال ۲۰۲۳، میانگین این تخفیف برای هر بشکه نفت تحریمی حدود ۱۲ تا ۱۵ دلار برآورد شد. اگر قیمت برنت از ۷۰ دلار به ۸۰ دلار برسد، درآمد ناخالص افزایش می‌یابد، اما هزینه‌های دور زدن تحریم‌ها، بیمه نفتکش‌های ناوگان تاریک و کارمزدهای انتقال ارز به داخل کشور، همچنان بخش قابل توجهی از این حاشیه سود را می‌بلعد.[4]

ورود این ارزها به چرخه اقتصاد داخلی، مرحله حیاتی این مکانیسم است. سهم درآمدهای نفتی از بودجه عمومی دولت در سال‌های اخیر بین ۲۵ تا ۳۵ درصد در نوسان بوده است. بر اساس قوانین مالی، بانک مرکزی ایران دلارهای نفتی را از دولت دریافت کرده و معادل ریالی آن را با نرخ تسعیر مشخص به حساب خزانه واریز می‌کند تا دولت بتواند حقوق کارمندان و هزینه‌های عمرانی را پرداخت کند.

نقطه بحرانی زمانی شکل می‌گیرد که ارزهای حاصل از صادرات به دلیل محدودیت‌های بانکی بین‌المللی در حساب‌های خارجی مسدود بمانند یا با تأخیر وارد کشور شوند. در این حالت، بانک مرکزی ریال را به دولت داده است اما ارزی برای عرضه در بازار داخلی در اختیار ندارد. این فرآیند عملاً به معنای چاپ پول بدون پشتوانه نقدشونده است که مستقیماً پایه پولی را منبسط می‌کند.[4]

این انبساط پولی، موتور محرک تورم ساختاری است. تفاوت میان «درآمد ارزی ثبت‌شده در دفاتر» و «ارز فیزیکی قابل دسترس»، یکی از ریشه‌های اصلی ناترازی‌های پولی در اقتصادهای تحت تحریم به شمار می‌رود. زمانی که دولت ریالِ حاصل از نفتِ گران را در جامعه خرج می‌کند، اما ارز متناظر آن برای واردات کالا وارد بازار نمی‌شود، تقاضا برای ارز بالا رفته و نرخ برابری ریال در برابر دلار تحت فشار مضاعف قرار می‌گیرد.

تفاوت میان «درآمد ارزی ثبت‌شده در دفاتر» و «ارز فیزیکی قابل دسترس»، یکی از ریشه‌های اصلی ناترازی‌های پولی در اقتصادهای تحت تحریم به شمار می‌رود.

از سوی دیگر، نفت گران در بازارهای جهانی یک شمشیر دولبه برای اقتصادهای واردکننده کالا است. افزایش قیمت انرژی، هزینه تولید، بسته‌بندی و حمل‌ونقل دریایی کالاهای اساسی و واسطه‌ای را در سراسر جهان بالا می‌برد. ایران به عنوان واردکننده عمده نهاده‌های دامی، دارو، گندم و ماشین‌آلات صنعتی، باید بهای ارزی بیشتری برای واردات همان حجم از کالا بپردازد؛ پدیده‌ای که در اقتصاد کلان به آن «تورم وارداتی» می‌گویند.[2]

اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در تحلیل مسیرهای ترانزیتی تأکید می‌کند که وابستگی متقابل بازارهای انرژی به این معناست که هیچ کشوری، حتی تولیدکنندگان بزرگ، از تبعات ثانویه شوک‌های قیمتی در امان نیستند. برای ایران، این بدان معناست که بخشی از سود حاصل از فروش نفت گران‌تر، بلافاصله در آن سوی مرزها صرف خرید کالاهای وارداتی گران‌تر می‌شود و اثر رفاهی آن خنثی می‌گردد.[1]

در نهایت، کالبدشکافی این مکانیسم نشان می‌دهد که چرا متغیرهای اقتصاد کلان ایران به شدت به اخبار ژئوپلیتیک حساس هستند. هر سیگنالی از افزایش تنش در خلیج فارس، نه تنها تابلوی بورس‌های لندن و نیویورک را تغییر می‌دهد، بلکه از طریق زنجیره‌ای از انتقال‌های مالی — از پایه پولی گرفته تا تورم وارداتی — مستقیماً بر ترازنامه بانک مرکزی و قدرت خرید شهروندان تأثیر می‌گذارد.[4]

اصطلاحات کلیدی

پایه پولی (Monetary Base)
کل پول نقد منتشر شده توسط بانک مرکزی به علاوه ذخایر بانک‌های تجاری نزد بانک مرکزی؛ افزایش بدون پشتوانه آن عامل اصلی تورم است.
کشش قیمتی تقاضا (Price Elasticity of Demand)
میزان حساسیت خریداران به تغییرات قیمت؛ در بازار نفت این کشش پایین است، یعنی با گران شدن نفت، مصرف به سرعت کاهش نمی‌یابد.
نرخ تسعیر ارز (Exchange Rate Translation)
نرخی که بر اساس آن، درآمدهای ارزی دولت در دفاتر بانک مرکزی به ریال تبدیل شده و به حساب خزانه واریز می‌شود.
تورم وارداتی (Imported Inflation)
افزایش سطح عمومی قیمت‌ها در داخل کشور که ناشی از گران شدن کالاهای وارداتی در بازارهای جهانی است.

پرسش‌های متداول

صرف ریسک ژئوپلیتیک چیست؟

مبلغ اضافه‌ای است که خریداران نفت در زمان افزایش تنش‌های سیاسی، از ترس کمبود عرضه در آینده، حاضرند برای تضمین دریافت محموله‌های خود بپردازند.

چرا نفت گران لزوماً به معنای کاهش تورم در ایران نیست؟

زیرا اگر ارز حاصل از فروش نفت به دلیل تحریم‌ها وارد کشور نشود، بانک مرکزی برای تأمین ریالِ دولت مجبور به چاپ پول می‌شود که خود عامل اصلی تورم است.

تورم وارداتی چگونه اثر نفت گران را خنثی می‌کند؟

افزایش قیمت جهانی انرژی باعث گران شدن هزینه تولید و حمل‌ونقل کالاهای اساسی در جهان می‌شود، بنابراین ایران باید ارز بیشتری برای واردات همان میزان کالا بپردازد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دیدگاه اقتصاددانان کلان

تمرکز بر مکانیسم تبدیل درآمدهای ارزی مسدود شده به پایه پولی و تورم.

اقتصاددانان کلان استدلال می‌کنند که در یک اقتصاد تحت تحریم، قیمت بالای نفت لزوماً یک موهبت نیست. زمانی که دولت ریال معادل دلارهای نفتی را از بانک مرکزی دریافت کرده و خرج می‌کند، اما بانک مرکزی به دلیل تحریم‌ها نمی‌تواند آن دلارها را برای واردات به بازار عرضه کند، تعادل پولی به هم می‌خورد. این فرآیند که به معنای چاپ پول بدون پشتوانه ارزی در دسترس است، مستقیماً به تورم ساختاری منجر می‌شود و اثرات مثبت افزایش درآمدهای اسمی را خنثی می‌کند.

دیدگاه تحلیل‌گران بازار انرژی

تأکید بر رفتار پیش‌نگر بازارها و قیمت‌گذاری ریسک پیش از وقوع بحران.

تحلیل‌گران انرژی بر این باورند که بازار نفت به شدت بر اساس انتظارات عمل می‌کند. به دلیل کشش‌پذیری پایین تقاضا در کوتاه‌مدت، خریداران عمده حاضرند برای تضمین امنیت انرژی خود، مبالغ بالاتری بپردازند. این «صرف ریسک ژئوپلیتیک» باعث می‌شود که حتی تهدیدهای کلامی پیرامون آبراه‌های استراتژیک مانند تنگه هرمز، بلافاصله در قیمت قراردادهای آتی برنت منعکس شود، مستقل از اینکه آیا قطره‌ای از جریان فیزیکی نفت کاهش یافته است یا خیر.

دیدگاه سیاست‌گذاران مالی

نگاه به درآمدهای نفتی به عنوان ابزاری برای تراز کردن بودجه عمومی.

برای طراحان بودجه، افزایش قیمت جهانی نفت در وهله اول به معنای کاهش کسری تراز عملیاتی است. سیاست‌گذاران مالی استدلال می‌کنند که حتی با وجود تخفیف‌های تحریمی و هزینه‌های انتقال، افزایش قیمت پایه برنت حاشیه سود خالص دولت را بالا می‌برد و امکان تأمین مالی یارانه‌های پنهان و پروژه‌های عمرانی را فراهم می‌کند. با این حال، آن‌ها نیز اذعان دارند که این درآمدها به دلیل نوسانات شدید، منبع پایداری برای برنامه‌ریزی بلندمدت اقتصادی نیستند.

اقتصاددانان کلان 40%تحلیل‌گران بازار انرژی 35%نهادهای توسعه‌ای جهانی 25%
اقتصاددانان کلان
تمرکز بر اثرات پولی درآمدهای نفتی و هشدار درباره انبساط پایه پولی ناشی از عدم دسترسی به ارزهای فیزیکی.
تحلیل‌گران بازار انرژی
تأکید بر کشش‌ناپذیری تقاضای نفت و نقش صرف ریسک ژئوپلیتیک در تعیین قیمت‌های جهانی پیش از وقوع بحران.
نهادهای توسعه‌ای جهانی
بررسی تبعات ثانویه شوک‌های انرژی بر تورم جهانی و افزایش هزینه واردات برای کشورهای در حال توسعه.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • تولیدکنندگان صنعتی داخلی که از تورم وارداتی آسیب می‌بینند
  • شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی که هزینه بیمه ناوگان آن‌ها افزایش می‌یابد

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

اقتصاددانان کلان 40%تحلیل‌گران بازار انرژی 35%نهادهای توسعه‌ای جهانی 25%
  1. [1]U.S. Energy Information Administrationتحلیل‌گران بازار انرژی

    World Oil Transit Chokepoints: Strait of Hormuz

    مطالعه در U.S. Energy Information Administration →
  2. [2]World Bankنهادهای توسعه‌ای جهانی

    Commodity Markets Outlook: The Impact of Geopolitical Shocks

    مطالعه در World Bank →
  3. [3]International Energy Agencyتحلیل‌گران بازار انرژی

    Oil Market Report: Geopolitical Premiums and Supply

    مطالعه در International Energy Agency →
  4. [4]تیم سردبیری کوهستاناقتصاددانان کلان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار کسب‌وکار با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.