دیدن گزینهها به عنوان «فرصت» به جای «رقیب»، استرس تصمیمگیری را کاهش میدهد
یک مطالعه جدید در روانشناسی شناختی نشان میدهد که نگاه کردن به گزینهها به عنوان رقبای انحصاری، یک کشمکش ذهنی ایجاد میکند. بازتعریف آنها به عنوان فرصتهای مستقل، سرعت تصمیمگیری را به طور قابل توجهی افزایش داده و اضطراب را کاهش میدهد.
به قلم آرش علوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- روانشناسان شناختی
- بر مکانیک ذهنی انتخاب و نحوه پردازش گزینههای انحصاری متقابل توسط مغز به عنوان یک کشمکش طاقتفرسا تمرکز دارد.
- اقتصاددانان رفتاری
- بررسی میکند که چگونه میتوان از معماری انتخاب و چارچوببندی برای بهینهسازی کارایی تصمیمگیری مصرفکنندگان و متخصصان استفاده کرد.
- متخصصان سلامت روان
- بر پیامدهای خستگی تصمیمگیری و اینکه چگونه ارزیابی مجدد شناختی اضطراب روزانه و فرسودگی را کاهش میدهد، تأکید میکند.
چرا مهم است
خستگی ناشی از تصمیمگیری، انرژی روزانه و عملکرد اجرایی ما را تحلیل میبرد و اغلب به فرسودگی شغلی یا انتخابهای ضعیف منجر میشود. با کمی تغییر در نحوه صحبت کردن با خودمان در مورد گزینههای پیش رو، میتوانیم ساعتها از پهنای باند ذهنی از دست رفته را بازیابی کنیم و با آسودگی بیشتری به استقبال روزهایمان برویم.
ما تمایل داریم باور کنیم که داشتن انتخابهای بیشتر، آزادی بیشتری به ما میدهد. چه به یک منوی رستوران شلوغ خیره شده باشید، چه در حال پیمایش عناوین بیپایان پخش آنلاین باشید، یا در حال سنجش دو مسیر شغلی به یک اندازه جذاب، دنیای مدرن بر این فرض عمل میکند که فراوانی یک تجمل است. با این حال، در عمل، این فراوانی اغلب ما را فلج میکند. جلوی کمد لباس یا صندوق ورودی ایمیلهایمان میایستیم و احساس خستگی عجیب و سنگینی میکنیم. بیشتر ما تصور میکنیم این خستگی به این دلیل رخ میدهد که خود تصمیم بیش از حد پیچیده است، یا اینکه ما به سادگی اراده کافی برای تصمیمگیری نداریم.[1]
شواهد چیز کاملاً متفاوتی را نشان میدهند. خستگی نه از تعداد گزینهها، بلکه از نحوه چارچوببندی مغز ما در مورد رابطه بین آنها ناشی میشود. ما به طور طبیعی انتخابهایمان را به عنوان رقبای انحصاری متقابل میبینیم. در این چارچوببندی، انتخاب یک گزینه مانند کشتن فعالانه گزینههای دیگر است. این امر یک ترجیح ساده را به یک فداکاری پرمخاطره تبدیل میکند و یک کشمکش شناختی را آغاز میکند که عملکرد اجرایی ما را قبل از اینکه روز تازه شروع شده باشد، تحلیل میبرد.[2]
یک مطالعه برجسته که در نشریه «رفتار انسانی طبیعت» (Nature Human Behaviour) منتشر شده است، نشان میدهد که میتوانیم با یک تغییر شناختی فوقالعاده ساده، این بنبست ذهنی را دور بزنیم. محققان، شیامین لِنگ (Xiamin Leng) و آمیتا شنهو (Amitai Shenhav)، کشف کردند که وقتی افراد گزینههای خود را به جای رقبای مستقیم، به عنوان فرصتهای مستقل بازتعریف میکنند، استرس انتخاب به شدت کاهش مییابد. با اتخاذ یک طرز فکر «فراگیر» – یادآوری به خودتان که انتخاب یک مسیر امروز لزوماً مسیرهای دیگر را برای همیشه از بین نمیبرد – میتوانید تصمیمات را به طور قابل توجهی سریعتر و با اضطراب بسیار کمتری بگیرید.[2]
برای درک اینکه چرا این روش کار میکند، بهتر است به مکانیسمهای بار اضافی انتخاب نگاه کنیم. وقتی مغز تحت بار اضافی قرار میگیرد، هر انتخاب اضافی سنگینتر از قبلی به نظر میرسد. سیستم عصبی شروع به تفسیر تصمیمات به عنوان تهدیدی برای ذخایر انرژی محدود خود میکند، نه وظایف خنثی. به همین دلیل است که یک سؤال ساده مانند «برای شام چه میخواهی؟» میتواند تا ساعت ۶:۰۰ عصر طاقتفرسا باشد. مغز در حال شکست نیست؛ بلکه فعالانه تلاش میکند تا با خاموش کردن خود، پهنای باند را حفظ کند.
لِنگ و شنهو در آزمایشهای خود با بیش از ۵۰۰ شرکتکننده، بررسی کردند که آیا میتوانند این تنش را کاهش دهند. آنها از شرکتکنندگان خواستند تا اقلام مورد علاقه خود را از مجموعههای مختلف محصولات مصرفی انتخاب کنند. در گروه کنترل، انتخاب به صورت انحصاری چارچوببندی شد: یکی را انتخاب کن، بقیه را از دست بده. در گروه آزمایشی، انتخاب به صورت فراگیر چارچوببندی شد: به شرکتکنندگان گفته شد که میتوانند مورد علاقه خود را اکنون انتخاب کنند، اما فرصت خواهند داشت که بعداً اقلام دیگر مجموعه را نیز انتخاب کنند.[2]
لِنگ و شنهو در آزمایشهای خود با بیش از ۵۰۰ شرکتکننده، بررسی کردند که آیا میتوانند این تنش را کاهش دهند.
نتایج خیرهکننده بود. هنگامی که شرط انحصار متقابل برداشته شد، شرکتکنندگان انتخابهای خود را بسیار کارآمدتر انجام دادند. چارچوببندی فراگیر باعث شد افراد به همان سرعتی که تحت فشار زمانی شدید تصمیم میگرفتند، انتخاب کنند، اما بدون هیچ یک از وحشتهای مرتبط. علاوه بر این، شرکتکنندگان گزارش دادند که در طول فرآیند، تعارض درونی بسیار کمتری را تجربه کردهاند. صرف آگاهی از اینکه گزینههای دیگر برای همیشه از دست نرفتهاند، لبه رقابتی تصمیم را هموار کرد.[2]
این «طرز فکر سلف سرویس» واقعیت بیولوژیکی تصمیمگیری را تغییر میدهد. تحت استرس مزمن، واکنشپذیری کورتیزول بدن میتواند کنترل شناختی را مختل کرده و ما را به سمت رفتارهای تکانشی، ریسکگریز یا اجتنابی سوق دهد. با پایین آوردن مخاطرات درک شده یک انتخاب، چارچوببندی فراگیر از فعال شدن کامل پاسخ استرس جلوگیری میکند. شما دیگر در حال دفاع در برابر یک باخت نیستید؛ بلکه صرفاً در حال انتخاب یک دستاورد هستید. این ارزیابی مجدد ظریف به مراکز اجرایی مغز اجازه میدهد تا به آرامی عمل کنند و اطلاعات را بدون دخالت اضطراب ارزیابی نمایند.[1][3]
به کار بردن این موضوع در زندگی روزمره نیازمند یک تغییر آگاهانه در گفتگوی درونی ماست. وقتی بین دو گزینه خوب گیر کردهاید – چه نحوه ساختاردهی یک ارائه باشد، چه نوع ورزشی که باید انجام دهید، یا چه لباسی بپوشید – به خودتان یادآوری کنید که در را برای همیشه نمیبندید. میتوانید پیشنویس مقاله دیگر را هفته آینده بنویسید. میتوانید لباس دیگر را فردا بپوشید. میتوانید در صورت شکست استراتژی اول، استراتژی جایگزین را دوباره بررسی کنید. با صراحت به مغزتان میگویید که گزینهها فرصتهای مستقلی هستند، و به این ترتیب دریچه فشار را آزاد میکنید.[1]
البته، همه تصمیمات در زندگی قابل برگشت نیستند. خرید خانه، پذیرش شغل در یک شهر جدید، یا گرفتن تصمیمات مهم پزشکی اغلب نیازمند مصالحههای واقعی و دائمی هستند. در آن موارد، کشمکش واقعی و ضروری است. با این حال، اکثریت قریب به اتفاق انتخابهایی که انرژی روزانه ما را تحلیل میبرند، کماهمیت و بسیار قابل برگشت هستند. ما از روی عادت، نه ضرورت، با آنها مانند فداکاریهای دائمی رفتار میکنیم.[1]
با اختصاص دادن کار سنگین شناختی خود به انتخابهایی که واقعاً اهمیت دارند، و اعمال چارچوب فراگیر «فرصت» برای هر چیز دیگری، میتوانیم از پهنای باند ذهنی خود محافظت کنیم. دفعه بعد که خود را درگیر یک انتخاب پیش پا افتاده و فلجکننده دیدید، یک قدم به عقب برگردید و چارچوب را تغییر دهید. شما در حال قربانی کردن یک رقیب نیستید؛ شما فقط در حال انتخاب این هستید که از کدام فرصت زودتر لذت ببرید.[1]
نکات کلیدی
- نگاه کردن به انتخابها به عنوان رقبای انحصاری، یک «کشمکش» ذهنی ایجاد میکند که عامل استرس است.
- بازتعریف گزینهها به عنوان فرصتهای مستقل، فرآیند تصمیمگیری را به شکل چشمگیری سرعت میبخشد.
- این طرز فکر «فراگیر» (Inclusive) احساس ذهنی تعارض را کاهش میدهد، بدون اینکه نیاز باشد تعداد گزینهها را کم کنیم.
- به کار بردن این تغییر شناختی در انتخابهای روزمره و قابل برگشت، میتواند از پهنای باند ذهنی محافظت کرده و از خستگی ناشی از تصمیمگیری جلوگیری کند.
پرسشهای متداول
بار اضافی انتخاب چیست؟
بار اضافی انتخاب یک پدیده روانشناختی است که در آن داشتن گزینههای بیش از حد، تصمیمگیری را دشوارتر میکند و منجر به اضطراب، فلج شدن و کاهش رضایت از انتخاب نهایی میشود.
چارچوببندی گزینهها به عنوان «فرصت» چگونه کمک میکند؟
این کار احساس قربانی کردن دائمی را از بین میبرد. وقتی به یاد میآورید که انتخاب یک گزینه لزوماً به این معنی نیست که هرگز نمیتوانید گزینههای دیگر را داشته باشید، مغز شما دیگر با آن انتخاب مانند یک رقابت پرمخاطره رفتار نمیکند.
آیا این روش برای تصمیمات مهم زندگی کار میکند؟
این تکنیک برای تصمیمات کماهمیت و قابل برگشت (مانند کارهای روزمره، خریدها یا برنامهریزی) مؤثرتر است. انتخابهای بزرگ زندگی اغلب نیازمند مصالحههای واقعی و دائمی هستند که در آنها مقداری تعارض شناختی ضروری است.
خستگی تصمیمگیری چیست؟
خستگی تصمیمگیری تحلیل رفتن انرژی ذهنی است که پس از گرفتن تصمیمات متعدد رخ میدهد. با گذشت روز، عملکرد اجرایی مغز خسته میشود و منجر به انتخابهای تکانشی یا اجتناب میشود.
منابع
[1]تیم سردبیری کوهستانمتخصصان سلامت روانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[2]Nature Human Behaviourروانشناسان شناختیMutual inclusivity improves decision-making by smoothing out choice's competitive edge
مطالعه در Nature Human Behaviour →
[3]Frontiers in Behavioral Neuroscienceمتخصصان سلامت روانStress and decision-making in humans: performance is related to cortisol reactivity
مطالعه در Frontiers in Behavioral Neuroscience →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت سبک زندگی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


