مکانیسم پول دیجیتال: چرا مناقشه ارز دیجیتال بانک مرکزی و استیبلکوین، نبرد بر سر کنترل است نه فناوری
در حالی که بانکهای مرکزی و شرکتهای خصوصی برای دیجیتالی کردن ارزهای فیات در رقابت هستند، فناوری زیربنایی تا حد زیادی یکسان است. میدان نبرد واقعی بر سر این است که چه کسی مسئولیت نهایی پول شما را بر عهده دارد و چه کسی لایه تسویه اقتصاد جهانی را کنترل میکند.
به قلم بابک ناصری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران اقتدار حاکمیتی
- استدلال میکنند که پول اساساً یک ابزار عمومی است و بانکهای مرکزی باید کنترل لایه تسویه دیجیتال را برای تضمین ثبات کلان اقتصادی حفظ کنند.
- طرفداران بازار خصوصی
- معتقدند که شرکتهای خصوصی نوآوری فنی را سریعتر از دولتها پیش میبرند و دفاتر کل تحت کنترل دولت خطرات جدی برای حریم خصوصی فردی ایجاد میکنند.
- عملگرایان نظارتی
- بر ایجاد چارچوبهای قانونی جدیدی تمرکز میکنند که با ارزهای دیجیتال به عنوان اسناد حامل رفتار کند و هدفشان ادغام نوآوری خصوصی با تضمینهای بانکداری سنتی است.
شاید نحوه پرداخت هزینه یک قهوه در سال ۲۰۳۰ روی صفحه گوشی هوشمند شما یکسان به نظر برسد، اما معماری پشتیبان که آن تراکنش را پردازش میکند، تعیین خواهد کرد که چه کسی میتواند وجوه شما را مسدود کند، هزینههای شما را ردیابی کند و از سپردههای شما سود ببرد. گذار به پول دیجیتال دیگر یک آینده فرضی نیست؛ بلکه یک زیرساخت فعال و چند تریلیون دلاری در حال ساخت است. با این حال، بحث عمومی کاملاً به بیراهه رفته است. ما در مورد بلاکچینها، هشهای رمزنگاری و کیف پولهای دیجیتال بحث میکنیم، در حالی که رقابت واقعی بر سر چیزی بسیار قدیمیتر است: حق حاکمیتی برای انتشار پول در مقابل تمایل شرکتی برای خصوصیسازی آن.
برای درک مکانیسم این تغییر، ابتدا باید اصطلاحات فنی را کنار بگذاریم. هم ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) و هم یک استیبلکوین خصوصی میتوانند بر روی دفتر کل توزیعشده اجرا شوند. هر دو میتوانند فوراً تسویه شوند. هر دو میتوانند با قراردادهای هوشمند برنامهریزی شوند. فناوری یک کالای عمومی است. تفاوت واقعی در ساختار تعهدات نهفته است: وقتی یک دلار دیجیتال در دست دارید، چه کسی آن دلار را به شما بدهکار است؟ آیا دولت ایالات متحده است، یا یک شرکت فناوری خصوصی که در منطقه خاکستری نظارتی فعالیت میکند؟[3]
استیبلکوین اساساً یک توکن دیجیتال است که توسط یک شرکت خصوصی منتشر میشود و به ارزش یک ارز فیات مانند دلار آمریکا متصل است. ناشر دلار واقعی شما را میگیرد، یک دارایی امن مانند اوراق قرضه خزانهداری خریداری میکند و در ازای آن یک توکن دیجیتال به شما میدهد. در ظاهر، این شبیه یک ارتقاء فنی ساده برای پول نقد است. اما از نظر ساختاری، این یک تغییر عمیق در مکانیسم بانکداری است. ناشر سود حاصل از اوراق خزانهداری را به دست میآورد در حالی که هیچ سودی به دارنده توکن پرداخت نمیکند، و عملاً حق ضرب سکه (سود حاصل از انتشار ارز) را که به طور سنتی متعلق به دولت است، خصوصی میکند.[2][5]
بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) قاطعانه استدلال کرده است که این مدل، خطرات کلان مالی غیرقابل قبولی را به همراه دارد. اگر ذخایر یک ناشر خصوصی به درستی مدیریت نشود، یا اگر یک وحشت عمومی باعث بازخرید گسترده توکنها شود، استیبلکوین میتواند «پگ خود را بشکند» و یک هجوم بانکی دیجیتال را آغاز کند. از آنجایی که این نهادها خارج از محدوده بانکداری سنتی فعالیت میکنند، فاقد پشتوانه «وامدهنده نهایی» هستند که از فروپاشی بانکهای تجاری و سقوط اقتصاد گستردهتر جلوگیری میکند.[1]
جایگزین پیشنهادی، ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) است که نشاندهنده تعهد مستقیم بانک مرکزی است. اگر شما یک دلار دیجیتال منتشر شده توسط فدرال رزرو را در اختیار داشته باشید، هیچ دارایی ذخیرهای برای سوء مدیریت وجود ندارد، زیرا آن توکن خود پول است و توسط اعتبار کامل و تضمین حاکمیت پشتیبانی میشود. BIS یک «دفتر کل یکپارچه» را متصور است که در آن پول بانک مرکزی، سپردههای بانکهای تجاری و داراییهای توکنیزه شده همگی بر روی یک پلتفرم قابل برنامهریزی واحد تعامل دارند و نیاز به استیبلکوینهای خصوصی را به طور کامل از بین میبرند.[1][6]
با این حال، قویترین استدلال متقابل علیه مدل CBDC، فنی نیست، بلکه سیاسی است. یک دفتر کل یکپارچه که توسط بانک مرکزی اداره میشود، یک نقطه واحد برای نظارت و کنترل ایجاد میکند. اگر دولت مستقیماً سند حامل دیجیتال را منتشر کند، از نظر تئوری این ظرفیت را دارد که هر تراکنش را زیر نظر بگیرد، تاریخ انقضا برای وجوه حمایتی تعیین کند، یا کیف پول مخالفان سیاسی را مسدود سازد. این همان معمای حاکمیتی است: معماریای که ثبات مالی مطلق را تضمین میکند، همان معماریای است که نظارت مالی مطلق را ممکن میسازد.[3]
این تنش منجر به واگرایی شدید ژئوپلیتیکی شده است. اروپا و چین به طور تهاجمی ارزهای دیجیتال حاکمیتی خود را پیش میبرند و کنترل دولتی و ثبات سیستمی را بر نوآوری بازار خصوصی اولویت میدهند. پروژه یوروی دیجیتال بانک مرکزی اروپا به صراحت برای جلوگیری از تسلط شرکتهای فناوری خارجی بر مسیرهای پرداخت قاره طراحی شده است. یوان دیجیتال چین (e-CNY) نیز در حال حاضر مستقر شده و دید بیسابقهای نسبت به اقتصاد داخلی در اختیار بانک مرکزی خلق چین قرار میدهد.[4]
اروپا و چین به طور تهاجمی ارزهای دیجیتال حاکمیتی خود را پیش میبرند و کنترل دولتی و ثبات سیستمی را بر نوآوری بازار خصوصی اولویت میدهند.
در مقابل، ایالات متحده در مورد دلار دیجیتال تعلل کرده و اجازه داده است که بازار استیبلکوین خصوصی پر جنب و جوش – هرچند آشفته – شکوفا شود. این تردید ریشه در ترجیح ایدئولوژیک اساسی برای راهحلهای بخش خصوصی دارد، که با لابیگری شدید بانکهای تجاری فعلی همراه شده است؛ بانکهایی که یک CBDC خردهفروشی را تهدیدی وجودی برای پایگاه سپردههای خود میدانند. اگر شهروندان بتوانند مستقیماً با فدرال رزرو بانکداری کنند، بانکهای تجاری ارزانترین منبع تأمین مالی خود را از دست میدهند.[5]
کارشناسان حقوقی اشاره میکنند که تنظیم مقررات این ارزهای دیجیتال جدید نیازمند یک چارچوب تحلیلی کاملاً جدید است. مقررات مالی سنتی مبتنی بر نظارت نهادی است – یعنی تنظیم مقررات بانک. اما ارزهای دیجیتال، اسناد حامل هستند؛ مقررات باید بر خود دارایی و شبکهای که از آن عبور میکند، تمرکز کند. تلاش برای گنجاندن استیبلکوینها در قالب نظارتی صندوقهای بازار پول سنتی یا بانکهای تجاری، خطرات سیستمی منحصربهفرد ناشی از تسویه دیجیتال فوری و بدون مرز را نادیده میگیرد.[8]
صندوق بینالمللی پول (IMF) هشدار میدهد که بدون یک چارچوب نظارتی جهانی هماهنگ، استیبلکوینها میتوانند حاکمیت پولی کشورهای در حال توسعه را تضعیف کنند. اگر شهروندان در بازارهای نوظهور بتوانند به راحتی ارز محلی بیثبات خود را با یک استیبلکوین با پشتوانه دلار آمریکا مبادله کنند، بانک مرکزی محلی توانایی خود را برای اجرای سیاست پولی از دست میدهد. این «کریپتو-دلاری شدن» عملاً سیاست پولی فدرال رزرو را به بقیه جهان صادر میکند و دولتهای محلی را به طور کامل دور میزند.[7]
برای کاهش این خطرات، صندوق بینالمللی پول پیشنهاد میکند که استیبلکوینها باید تحت مقرراتی شبیه به بانک قرار گیرند و ملزم به نگهداری ذخایر سرمایهای و ارائه گزارشهای حسابرسی دقیق باشند. اما اگر یک ناشر استیبلکوین دقیقاً مانند یک بانک تنظیم شود، منطق اقتصادی وجود آن شروع به محو شدن میکند. سودهای بالایی که در حال حاضر عملیات استیبلکوین را تأمین مالی میکنند، عمدتاً محصولی از «آربیتراژ نظارتی» هستند – یعنی فعالیت بدون بار هزینهبر انطباق با مقررات مالی سنتی.[2]
ممکن است نتیجه نهایی این بحث، سناریوی «برنده همه چیز را میبرد» نباشد، بلکه یک معماری چند لایه باشد. بانکهای مرکزی میتوانند لایه تسویه عمدهفروشی را فراهم کنند – یک پول پایه دیجیتال که منحصراً توسط مؤسسات مالی استفاده میشود – در حالی که شرکتهای خصوصی توکنهای خردهفروشی را منتشر میکنند که به صورت یک به یک توسط آن CBDC عمدهفروشی پشتیبانی میشوند. این مدل ترکیبی تلاش میکند تا ضمن حفظ کنترل حاکمیتی بر پایه پولی، رابط کاربری و نوآوری فنی را به بخش خصوصی واگذار کند.[6]
با این حال، حتی در یک مدل ترکیبی، مسئله اساسی کنترل حل نشده باقی میماند. اگر یک استیبلکوین خصوصی از نظر سیستمی مهم شود، دولت ناگزیر مجبور خواهد شد در طول بحران از آن حمایت کند، و به این ترتیب سودها خصوصی و زیانها اجتماعی میشوند. این دقیقاً همان پویایی است که منجر به بحران مالی ۲۰۰۸ شد و اکنون بر روی یک بلاکچین بازسازی شده است.[7]
تحلیل تیم تحریریه فکتلن از این چارچوبهای رقیب، یک واقعیت تلخ را آشکار میکند: فناوری صرفاً یک سازوکار برای اجرای سیاست است. اینکه یک ارز دیجیتال از پایگاه داده متمرکز استفاده کند یا دفتر کل توزیعشده، یک انتخاب مهندسی ثانویه است. انتخاب اصلی این است که آیا آینده پول توسط نهادهای دموکراتیک پاسخگو در برابر مردم اداره خواهد شد، یا توسط هیئت مدیرههای شرکتی که در برابر سهامداران پاسخگو هستند.[9]
در حالی که سیستم پول نقد فیزیکی به آرامی رو به زوال میرود، پنجره فرصت برای این انتخاب در حال بسته شدن است. معماریای که ما طی دهه آینده مستقر خواهیم کرد، توازن قدرت بین دولت، شرکت و فرد را برای همیشه در تار و پود اقتصاد جهانی حک خواهد کرد. بحث بر سر پول دیجیتال، بحث بر سر نحوه پرداخت ما نیست؛ بلکه بحث بر سر این است که به چه کسی اعتماد کنیم.
آنچه نمیدانیم
- آیا بانکهای تجاری با موفقیت لابی خواهند کرد تا اجرای CBDCهای خردهفروشی در دموکراسیهای غربی را مسدود کنند.
- آیا شکست یک استیبلکوین بزرگ منجر به ممنوعیت فوری انتشار خصوصی یا نجات مالی دولتی خواهد شد.
- اگر ایالات متحده به استیبلکوینها متکی باشد در حالی که اروپا و آسیا CBDCهای حاکمیتی را الزامی میکنند، قابلیت همکاری فرامرزی چگونه عمل خواهد کرد.
نکات کلیدی
- مناقشه بین CBDC و استیبلکوین اساساً در مورد تعهد و کنترل است، نه فناوری بلاکچین زیربنایی.
- استیبلکوینها سودی را که از داراییهای ذخیره تولید میشود، خصوصی میکنند، در حالی که خارج از پشتوانه سنتی «وامدهنده نهایی» بانکداری فعالیت میکنند.
- بانکهای مرکزی برای حفظ کنترل حاکمیتی بر تسویه دیجیتال و تضمین ثبات کلان اقتصادی، «دفاتر کل یکپارچه» را پیشنهاد میکنند.
- منتقدان هشدار میدهند که CBDCهای حاکمیتی فرصتهای بیسابقهای را برای نظارت دولتی و کنترل برنامهریزیشده بر هزینههای شهروندان ایجاد میکنند.
- ایالات متحده عمدتاً به بازارهای استیبلکوین خصوصی واگذار کرده است، در حالی که اروپا و چین به طور تهاجمی در حال ساخت مسیرهای پرداخت دیجیتال تحت کنترل دولت هستند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه حاکمیتی
بانکهای مرکزی استدلال میکنند که پول یک کالای عمومی است که برای جلوگیری از فروپاشی مالی سیستمی، نیازمند پشتوانه دولتی است.
نهادهایی مانند BIS و IMF تکثیر استیبلکوینهای خصوصی را بازگشتی به دوران آشفته «بانکداری غیرقانونی» قرن نوزدهم میدانند. آنها استدلال میکنند که بدون ترازنامه حاکمیتی برای عمل به عنوان وامدهنده نهایی، ارزهای دیجیتال خصوصی ذاتاً شکننده هستند و مستعد پویایی هجوم بانکی. از نظر این نهادها، تنها راه برای دیجیتالی کردن ایمن پول، از طریق ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) یا یک دفتر کل یکپارچه است، که تضمین میکند مرجع نهایی تسویه در برابر نهادهای عمومی پاسخگو باقی میماند نه سهامداران شرکتی.
دیدگاه بازار خصوصی
طرفداران استیبلکوین استدلال میکنند که رقابت خصوصی نوآوری را پیش میبرد و شهروندان را از نظارت مالی دولتی محافظت میکند.
طرفداران مدل استیبلکوین معتقدند که بانکهای مرکزی برای ساخت فناوریهای رو به مصرفکننده مجهز نیستند. مهمتر از آن، آنها هشدار میدهند که یک CBDC خردهفروشی، دید مطلق را در مورد هر تراکنشی که یک شهروند انجام میدهد، به دولت میدهد و یک دستگاه نظارتی آماده به کار ایجاد میکند. این گروه استدلال میکند که با نگه داشتن انتشار دلارهای دیجیتال در بخش خصوصی، بازار میتواند پرداختهای فرامرزی سریعتر و ارزانتری ارائه دهد، در حالی که یک حائل ضروری بین کیف پول فرد و دسترسی نظارتی دولت حفظ میشود.
دیدگاه نظارتی
کارشناسان حقوقی تأکید میکنند که قوانین مالی موجود اساساً با اسناد حامل دیجیتال ناسازگار هستند.
تحلیلگران نظارتی اشاره میکنند که بحث کنونی در پارادایمهای منسوخ گرفتار شده است. از آنجایی که ارزهای دیجیتال به عنوان اسناد حامل عمل میکنند – جایی که مالکیت برابر با در اختیار داشتن است – نمیتوان آنها را صرفاً با حسابرسی نهادهایی که آنها را منتشر میکنند، تنظیم کرد. چارچوب نظارتی باید به نظارت بر خود شبکه تغییر یابد. این گروه استدلال میکند که تلاش برای گنجاندن استیبلکوینها در تعریف قانونی یک بانک یا صندوق بازار پول شکست خواهد خورد و یک معماری قانونی سفارشی برای مدیریت خطرات منحصربهفرد تسویه جهانی فوری مورد نیاز است.
چرا مهم است
نتیجه این بحث معماری تعیین میکند که آیا آینده پول یک ابزار عمومی با حفاظت از حریم خصوصی حاکمیتی خواهد بود، یا یک شبکه خصوصیشده که در آن ناشران شرکتی دادههای تراکنش را جمعآوری کرده و سود سپردههای جهانی را به دست میآورند.
منابع
[1]BISطرفداران اقتدار حاکمیتیIII. Anchoring trust in money: innovation beyond stablecoins
مطالعه در BIS →
[2]International Monetary Fundطرفداران اقتدار حاکمیتیMaking Stablecoins Stable
مطالعه در International Monetary Fund →
[3]Forbesطرفداران بازار خصوصیThe Sovereign Dilemma: Who Should Control Digital Money?
مطالعه در Forbes →
[4]Forbesطرفداران بازار خصوصیEurope And China Diverge From The U.S. On The Future Of Money
مطالعه در Forbes →
[5]Forbesطرفداران بازار خصوصیBanks Versus Stablecoins, And The Competition To Control The Digital Dollar
مطالعه در Forbes →
[6]BISطرفداران اقتدار حاکمیتیIII. The next-generation monetary and financial system
مطالعه در BIS →
[7]International Monetary Fundطرفداران اقتدار حاکمیتیSTABLECOINS AND THE FUTURE OF FINANCE
مطالعه در International Monetary Fund →
[8]Duke Law Scholarship Repositoryعملگرایان نظارتیRegulating Digital Currencies: Towards an Analytical Framework
مطالعه در Duke Law Scholarship Repository →
[9]تیم سردبیری کوهستانعملگرایان نظارتیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاهها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
