مطالعه ژنتیکی مهم، فیبرومیالژیا را به عنوان اختلال عصبی تعریف میکند و مسیرهای درمانی جدیدی میگشاید
بزرگترین مطالعه ژنتیکی فیبرومیالژیا تاکنون، ۲۶ ناحیه ژنومی مرتبط با این اختلال را شناسایی کرده است. این یافته ثابت میکند که فیبرومیالژیا ناشی از اختلال عملکرد سیستم عصبی مرکزی است، نه عوامل روانشناختی. این دستاورد، میلیونها بیمار را تأیید میکند و ارتباط ژنتیکی شگفتانگیزی با بیماری هانتینگتون (Huntington's disease) را آشکار میسازد که مسیرهای جدیدی را برای کشف داروهای هدفمند باز میکند.
به قلم زهرا رحیمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان ژنومیک
- دانشمندانی که بر ساختار ژنتیکی و مکانیسمهای بیولوژیکی این اختلال تمرکز دارند.
- حامیان بیماران
- سازمانها و افرادی که برای به رسمیت شناختن و درمان مناسب بیماریهای نامرئی مبارزه میکنند.
- متخصصان بالینی
- روماتولوژیستها و متخصصان مغز و اعصاب که خود را با درک جدید از حساسیتزایی مرکزی تطبیق میدهند.
چرا مهم است
برای دههها، میلیونها بیمار مبتلا به فیبرومیالژیا توسط جامعه پزشکی که درد مزمن آنها را صرفاً روانشناختی میدانست، نادیده گرفته شدهاند. این پیشرفت عظیم ژنتیکی، شواهد بیولوژیکی غیرقابل انکاری ارائه میدهد که این وضعیت یک اختلال عصبی متمایز است. این امر ضمن تأیید تجربیات بیماران، اولین اهداف ژنتیکی مشخص را در اختیار شرکتهای دارویی قرار میدهد تا درمانهای بسیار دقیق و ریشهای را توسعه دهند.
نکات کلیدی
- یک مطالعه بینالمللی بر روی ۲.۵ میلیون بزرگسال، ۲۶ ناحیه ژنومی خاص مرتبط با خطر ابتلا به فیبرومیالژیا را شناسایی کرده است.
- ژنهای درگیر عمدتاً در مغز و سیستم عصبی فعال هستند و نظریههایی مبنی بر اینکه این وضعیت صرفاً روانشناختی یا یک بیماری خودایمنی است را رد میکنند.
- محققان یک ارتباط ژنتیکی شگفتانگیز با ژن HTT، که با بیماری هانتینگتون نیز مرتبط است، کشف کردند که هدف جدیدی را برای توسعه دارو فراهم میکند.
- این یافتهها یک توضیح بیولوژیکی ارائه میدهند که چرا فیبرومیالژیا اغلب با سایر شرایط مزمن مانند IBS، کمردرد مزمن و PTSD همزمان رخ میدهد.
برای دههها، میلیونها نفر که با فیبرومیالژیا زندگی میکنند، با یک بار مضاعف طاقتفرسا روبرو بودهاند: واقعیت روزمره ناتوانکننده درد مزمن و گسترده عضلانی-اسکلتی، و جامعه پزشکی که اغلب علائم آنها را صرفاً روانشناختی میدانست. بدون آزمایش خون قطعی، نشانگر زیستی واضح یا آسیب بافتی قابل مشاهده در اسکنهای تصویربرداری استاندارد، این وضعیت مدتهاست که در هالهای از تردید بالینی قرار داشته است. به طور معمول به بیماران گفته میشد که خستگی شدید، مه مغزی (cognitive fog) و درد منتشر آنها، تجلی اضطراب، افسردگی یا استرس است، نه یک بیماری جسمی متمایز. این نادیده گرفتن مداوم پزشکی (medical gaslighting) نه تنها مدیریت مؤثر علائم را به تأخیر انداخت، بلکه آسیب روانی عمیقی به مبتلایان به این بیماری نامرئی وارد کرد و آنها را مجبور ساخت تا در سیستمی درمانی حرکت کنند که اساساً واقعیت تجربه زیسته آنها را زیر سؤال میبرد.[2][8]
اکنون، آن دوران عدم قطعیت بالینی و انگ اجتماعی به پایان قطعی خود نزدیک میشود. یک مطالعه بینالمللی مهم که این هفته در مجله معتبر Nature Medicine منتشر شد، جامعترین و از نظر آماری قویترین شواهد را ارائه داده است که فیبرومیالژیا یک وضعیت بیولوژیکی متمایز است که عمیقاً در سیستم عصبی مرکزی ریشه دارد. محققان با انجام بزرگترین مطالعه ارتباطی سراسر ژنوم (GWAS) که تاکنون بر روی این اختلال انجام شده است، درک جامعه پزشکی از این سندرم را اساساً بازتعریف کردهاند. این یافتههای پیشگامانه، اجماع جهانی پزشکی را از توضیحات روانشناختی منسوخ و نظریههای خودایمنی مورد بحث، دور کرده و فیبرومیالژیا را قاطعانه به عنوان یک اختلال عصبی پیچیده که ناشی از پردازش تغییریافته درد و آسیبپذیریهای ژنتیکی است، طبقهبندی میکند.[4][9]
دکتر مایکل واینبرگ (Michael Wainberg)، یکی از نویسندگان ارشد این مطالعه و محقق برجسته در مؤسسه تحقیقاتی لوننفلد-تاننبام (Lunenfeld-Tanenbaum) در سینای هلث (Sinai Health) و دانشگاه تورنتو، توضیح داد: «این کار نحوه تفکر ما در مورد فیبرومیالژیا را در سطح بنیادی تغییر میدهد. برای دههها، بیماران نادیده گرفته شدهاند یا به آنها گفته شده که دردشان صرفاً روانشناختی است. یافتههای ما تأیید میکند که این وضعیت یک مبنای بیولوژیکی واضح دارد.» مقیاس عظیم این تلاش تحقیقاتی در مطالعه سندرمهای درد مزمن بیسابقه است. یک ائتلاف جهانی بزرگ متشکل از ۵۳ محقق در هفت کشور – از جمله تیمهای برجسته از مرکز سرطان فرد هاچ (Fred Hutch Cancer Center) در سیاتل، کینگز کالج لندن (King's College London) و دانشگاه هلسینکی (University of Helsinki) – دادههای ژنتیکی ۱۱ گروه بزرگ بهداشتی را که آمریکای شمالی و اروپا را در بر میگرفتند، جمعآوری و هماهنگ کردند.[1][3][8]
در داخل این مجموعه داده عظیم و چند قومیتی، کنسرسیوم تحقیقاتی ۵۵,۰۰۰ فردی را که به طور رسمی مبتلا به فیبرومیالژیا تشخیص داده شده بودند، شناسایی کرد. محققان با مقایسه دقیق توالیهای DNA آنها با یک گروه کنترل متشکل از بیش از ۲.۵ میلیون بزرگسال سالم، توانستند میلیونها تفاوت ژنتیکی را بررسی کنند تا تغییرات خاصی را بیابند که به طور قابل توجهی در افراد مبتلا به این بیماری شایعتر بودند. این تجزیه و تحلیل مقایسهای دقیق به تیم اجازه داد تا ۲۶ ناحیه متمایز از ژنوم انسان را که مستقیماً بر خطر ابتلای فرد به این سندرم تأثیر میگذارند، مشخص کنند. کشف این ۲۶ جایگاه ژنومی، اولین نقشه بیولوژیکی مشخص از این اختلال را ارائه میدهد و فیبرومیالژیا را از یک تشخیص بالینی ذهنی به یک وضعیت عصبی قابل اندازهگیری ژنتیکی تبدیل میکند.[4][9]
نکته حیاتی این است که وقتی محققان عملکرد خاص ژنهای واقع در این ۲۶ ناحیه تازه شناسایی شده را بررسی کردند، یک کشف تغییردهنده الگو انجام دادند. ژنهای درگیر عمدتاً با سیستم ایمنی یا پاسخهای التهابی مرتبط نیستند، که مستقیماً فرضیه دیرینه و بسیار مورد بحث را که فیبرومیالژیا ممکن است یک بیماری خودایمنی باشد که در آن بدن به اشتباه به بافتهای خود حمله میکند، به چالش میکشد. در عوض، دادهها نشان داد که این ژنهای خاص به طور غالب در مغز، نخاع و سلولهای عصبی محیطی فعال هستند. تیم با ادغام یافتههای ژنتیکی خود با یک مجموعه داده ثانویه عظیم حاوی ۲۰ میلیون سلول از بافتهای مختلف انسانی، تأیید کرد که وراثتپذیری فیبرومیالژیا به شدت در انواع سلولهای عصبی غنی شده است و به طور قطعی به منشأ سیستم عصبی اشاره دارد.[1][6][9]
این ساختار ژنتیکی خاص به شدت از مدل «حساسیتزایی مرکزی» (central sensitization) فیبرومیالژیا حمایت میکند، نظریهای که در سالهای اخیر در میان متخصصان درد مورد توجه قرار گرفته اما قبلاً فاقد شواهد ژنتیکی قطعی بود. در مدل حساسیتزایی مرکزی، سیستم عصبی مرکزی یک پاسخدهی بالا و بیش از حد حساس نسبت به محرکهای حسی ایجاد میکند. اساساً، مسیرهای پردازش درد مغز و نخاع در حالت آمادهباش بالا قرار میگیرند و ورودیهای حسی عادی را به سیگنالهای درد شدید در سراسر بدن تقویت میکنند. کشف اینکه عوامل خطر ژنتیکی فیبرومیالژیا عملکرد مغز و عصب را کنترل میکنند، مکانیسم بیولوژیکی این بیشحساسیتی را فراهم میکند و توضیح میدهد که چرا بیماران درد شدیدی را از محرکهایی تجربه میکنند که به طور معمول در افراد سالم پاسخ دردناکی را تحریک نمیکنند.[7][8]
در مدل حساسیتزایی مرکزی، سیستم عصبی مرکزی یک پاسخدهی بالا و بیش از حد حساس نسبت به محرکهای حسی ایجاد میکند.
در میان ۲۶ نوع ژنتیکی شناسایی شده توسط کنسرسیوم بینالمللی، شگفتانگیزترین و بالقوه مهمترین کشف، محل قویترین سیگنال ژنتیکی منفرد بود: ژن HTT. در حوزه مغز و اعصاب، ژن HTT بسیار مشهور است؛ این دقیقاً همان ژنی است که هنگام حمل یک جهش خاص و نادر تکرار-گسترش (repeat-expansion)، باعث بیماری هانتینگتون (Huntington's disease) میشود، یک اختلال عصبی-تباهی شدید، پیشرونده و در نهایت کشنده. با این حال، نوع مرتبط با فیبرومیالژیا، بسیار دور از ناحیه تکرار-گسترش خاصی است که هانتینگتون را تحریک میکند، و محققان تأکید میکنند که داشتن نوع مرتبط با فیبرومیالژیا باعث ایجاد یا افزایش خطر ابتلا به بیماری عصبی-تباهی کشنده نمیشود.[5][9]
با وجود متمایز بودن از جهش هانتینگتون، کشف یک نوع خطر فیبرومیالژیا در ژن HTT، یک مسیر عصبی مشترک عمیق و ناشناخته قبلی را برجسته میکند. دادهها نشان میدهند که حاملان این نوع ژنتیکی خاص HTT، در مقایسه با جمعیت عمومی، تقریباً ۹ درصد افزایش خطر ابتلا به فیبرومیالژیا را دارند. علاوه بر این، محققان یک نوع ژنتیکی مهم دیگر مرتبط با GPR52 را شناسایی کردند، یک گیرنده سلولی که به طور فعال سطوح پروتئین HTT را در سیستم عصبی تنظیم میکند. از آنجایی که GPR52 در حال حاضر به شدت توسط شرکتهای دارویی به عنوان یک هدف دارویی بسیار امیدوارکننده برای درمان بیماری هانتینگتون مورد بررسی قرار گرفته است، این همپوشانی ژنتیکی غیرمنتظره بلافاصله مسیرهای کاملاً جدید و تسریع شدهای را برای کشف داروی فیبرومیالژیا باز میکند.[4][7][8]
شناسایی مسیرهای HTT و GPR52 به این معنی است که تحقیقات دارویی موجود و ترکیبات آزمایشی که این مکانیسمهای عصبی خاص را هدف قرار میدهند، میتوانند به طور بالقوه برای فیبرومیالژیا مورد استفاده مجدد قرار گیرند. محققان به جای شروع از صفر، میتوانند از دههها تحقیق در مورد بیماری هانتینگتون استفاده کنند تا درمانهای هدفمندی را توسعه دهند که علل ریشهای عصبی فیبرومیالژیا را برطرف کنند، نه اینکه صرفاً به داروهای ضد افسردگی با طیف گسترده، داروهای ضد تشنج یا مداخلات سبک زندگی برای پوشاندن علائم تکیه کنند. این یک جهش عظیم رو به جلو در تلاش برای پزشکی دقیق در مدیریت درد مزمن است و امید به درمانهایی را میدهد که واقعاً میتوانند ساختار معیوب پردازش درد سیستم عصبی مرکزی را تعدیل کنند.[5][7]
فراتر از ارتباط شگفتانگیز با ژن HTT، تجزیه و تحلیل جامع ژنتیکی، همپوشانی ژنتیکی قابل توجه و بسیار مهمی را بین فیبرومیالژیا و چندین وضعیت مزمن رایج دیگر که درمان آنها به طور بدنامی دشوار است، نشان داد. دادهها همبستگیهای ژنتیکی قوی بین فیبرومیالژیا و کمردرد مزمن، سندرم روده تحریکپذیر (IBS) و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را نشان دادند. روماتولوژیستهای بالینی و پزشکان مراقبتهای اولیه مدتهاست مشاهده کردهاند که این شرایط خاص اغلب در بیماران یکسان با هم جمع میشوند، پدیدهای که قبلاً جامعه پزشکی را گیج کرده بود و اغلب منجر به برچسبگذاری روانشناختی بیشتر بیماران با سندرمهای همپوشان متعدد میشد.[4][9]
دادههای ژنتیکی جدید، یک توضیح بیولوژیکی واضح و یکپارچه برای این خوشهبندی بالینی ارائه میدهند. این امر نشان میدهد که یک آسیبپذیری ژنتیکی مشترک و زمینهای در سیستم عصبی مرکزی، افراد خاصی را به طور گستردهای مستعد طیف وسیعی از درد مزمن و اختلالات جسمی میکند. پروفسور فرانسیس ویلیامز (Frances Williams)، روماتولوژیست برجسته در TwinsUK در کینگز کالج لندن و یکی از نویسندگان این مطالعه مهم، خاطرنشان کرد: «ما میدانیم که سندرمهای درد مزمن در افراد و خانوادهها با هم خوشهبندی میشوند و از نظر ژنتیکی مشابه هستند. هدف قرار دادن مکانیسمهای مشترک زمینهای آنها میتواند به طور بالقوه به کل خوشهای از اختلالات کمک کند و اساساً نحوه برخورد ما با درد مزمن در کلینیک را تغییر دهد.»[5][8]
در حالی که کشف این ۲۶ ناحیه ژنومی یک نقطه عطف تاریخی است، محققان هشدار میدهند که این امر بلافاصله منجر به یک آزمایش خون تشخیصی ژنتیکی ساده برای کلینیک نمیشود. فیبرومیالژیا همچنان یک وضعیت بسیار پیچیده و چندژنی است که تحت تأثیر ترکیبی از عوامل ژنتیکی متعدد و محرکهای محیطی قرار دارد، به این معنی که تشخیص آن در آینده قابل پیشبینی همچنان بر ارزیابی بالینی علائم متکی خواهد بود. با این حال، این مطالعه برای اولین بار اهداف بیولوژیکی مشخص و تأیید شدهای را در اختیار صنعت داروسازی جهانی قرار میدهد و تمرکز تحقیقات آینده را از اثبات وجود بیماری به توسعه فعال درمانهایی برای بهبود آن تغییر میدهد.[4][8]
برای تخمین ۲ تا ۴ درصد از جمعیت جهانی که با فیبرومیالژیا زندگی میکنند – که اکثریت قریب به اتفاق آنها زنان هستند – تأثیر فوری مطالعه Nature Medicine در سطح شخصی و اجتماعی بسیار تأییدکننده است. اثبات تجربی و غیرقابل انکار منشأ عصبی، بیماران و گروههای حمایتگر را به دادههای علمی محکمی مجهز میکند که برای مطالبه مراقبت بهتر و تخصصیتر مورد نیاز است. این یافته به عنوان ابزاری قدرتمند برای از بین بردن انگ اجتماعی سمی و طولانیمدت بیماریهای نامرئی عمل میکند و تضمین میکند که نسلهای آینده بیماران مجبور نخواهند بود برای اثبات واقعی بودن درد ناتوانکننده خود بجنگند.[1][5]
کنسرسیوم تحقیقاتی بینالمللی این پیشرفت ژنتیکی را نه به عنوان یک نتیجهگیری، بلکه به عنوان پایهای برای عصر جدیدی از تحقیقات درد مزمن میبیند. این تیم، به رهبری دانشمندان پیشگام در مرکز سرطان فرد هاچ (Fred Hutch Cancer Center) و دانشگاه تورنتو، قصد دارد این رویکرد ژنومی عظیم چند میلیون نفری را به سرعت در مورد سایر شرایط درد مزمن که کمتر شناخته شدهاند، از جمله درد مزمن لگنی، به کار گیرد. با نقشهبرداری سیستماتیک از ساختار ژنتیکی این بیماریهای نامرئی، جامعه علمی بالاخره در موقعیتی قرار میگیرد که نحوه درک، تأیید و در نهایت درمان چشمانداز پیچیده رنج انسان توسط پزشکی مدرن را متحول کند.[3][6]
روند رویداد
۱۹۹۰
کالج روماتولوژی آمریکا اولین معیارهای رسمی تشخیصی فیبرومیالژیا را تعیین میکند، اگرچه تردید در مورد مبنای بیولوژیکی آن همچنان گسترده است.
۲۰۱۰
معیارهای تشخیصی بهروزرسانی میشوند تا تمرکز کمتری بر «نقاط حساس» خاص و تمرکز بیشتری بر درد گسترده و شدت علائم داشته باشند و درگیری سیستم عصبی مرکزی را تأیید کنند.
۲۰۲۱
یک مطالعه بریتانیایی نشان میدهد که فیبرومیالژیا ممکن است یک بیماری خودایمنی باشد که توسط آنتیبادیهایی ایجاد میشود که فعالیت عصبی حسکننده درد را افزایش میدهند و بحث بالینی شدیدی را برمیانگیزد.
۲۸ جولای ۲۰۲۶
یک کنسرسیوم تحقیقاتی بینالمللی یک مطالعه ژنتیکی مهم را در Nature Medicine منتشر میکند که به طور قطعی فیبرومیالژیا را به ۲۶ ناحیه ژنومی و اختلال عملکرد سیستم عصبی مرتبط میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
محققان ژنومیک
دانشمندانی که بر ساختار ژنتیکی و مکانیسمهای بیولوژیکی این اختلال تمرکز دارند.
برای متخصصان ژنتیک و زیستشناسان مولکولی، اهمیت مطالعه Nature Medicine در قدرت آماری محض گروه ۲.۵ میلیون نفری نهفته است. محققان با شناسایی ۲۶ ناحیه ژنومی متمایز، برای اولین بار مختصات بیولوژیکی فیبرومیالژیا را به طور مؤثری نقشهبرداری کردهاند. آنها تأکید میکنند که سیگنال قوی در ژن HTT و غنیسازی وراثتپذیری در انواع سلولهای عصبی – به جای سلولهای ایمنی – به طور قطعی پارادایم تحقیقاتی را از فرضیههای خودایمنی به سمت اختلال عملکرد سیستم عصبی مرکزی تغییر میدهد.
حامیان بیماران
سازمانها و افرادی که برای به رسمیت شناختن و درمان مناسب بیماریهای نامرئی مبارزه میکنند.
گروههای حمایت از بیماران از این یافتهها به عنوان یک پیروزی بزرگ در برابر نادیده گرفتن پزشکی (medical gaslighting) حمایت کردهاند. برای دههها، به افراد مبتلا به فیبرومیالژیا – که عمدتاً زنان هستند – اغلب گفته شده است که درد گسترده آنها روانتنی (psychosomatic) یا تجلی اضطراب است. حامیان استدلال میکنند که این شواهد بیولوژیکی غیرقابل انکار نه تنها نحوه تشخیص و تعامل پزشکان با بیماران را تغییر خواهد داد، بلکه شرکتهای بیمه و سیستمهای بهداشتی را مجبور میکند تا منابع مناسب و تسهیلات ناتوانی را برای این وضعیت اختصاص دهند.
روماتولوژیستهای بالینی
متخصصانی که به طور تاریخی فیبرومیالژیا را در کنار اختلالات خودایمنی و مفصلی مدیریت کردهاند.
روماتولوژیستها، که به طور سنتی متخصصان اصلی درمان فیبرومیالژیا بودهاند، رویکرد بالینی خود را در پرتو دادههای جدید بازنگری میکنند. بسیاری از پزشکان با اذعان به همپوشانی ژنتیکی قوی با شرایطی مانند IBS و PTSD، از یک مدل درمانی یکپارچه و چند رشتهای حمایت میکنند. آنها تأکید میکنند که در حالی که یافتههای ژنتیکی به سمت اهداف دارویی عصبی اشاره دارند، مراقبت فعلی از بیمار باید به سمت درمانهایی تغییر یابد که به طور خاص حساسیتزایی مرکزی درد را هدف قرار دهند، نه اینکه به داروهای ضد التهابی استاندارد تکیه کنند.
آنچه نمیدانیم
- در حالی که ۲۶ ناحیه ژنومی شناسایی شدهاند، محققان هنوز محرکهای محیطی دقیقی را که با این ژنها تعامل دارند تا شروع فیبرومیالژیا را آغاز کنند، نمیدانند.
- هنوز مشخص نیست که چرا فیبرومیالژیا به طور نامتناسبی زنان را تحت تأثیر قرار میدهد، زیرا این مطالعه ساختار ژنتیکی عمدتاً مشابهی را بین بیماران مرد و زن پیدا کرد.
- دانشمندان هنوز نمیدانند چقدر طول میکشد تا داروهای عصبی موجود با موفقیت مورد استفاده مجدد قرار گیرند یا درمانهای هدفمند جدیدی بر اساس این یافتههای ژنتیکی توسعه یابند.
اصطلاحات کلیدی
- فیبرومیالژیا
- یک اختلال مزمن که با درد گسترده عضلانی-اسکلتی، خستگی، اختلالات خواب و مشکلات شناختی مشخص میشود.
- مطالعه ارتباطی سراسر ژنوم (GWAS)
- یک رویکرد تحقیقاتی که DNA جمعیتهای بزرگ را برای یافتن تغییرات ژنتیکی مرتبط با یک بیماری خاص اسکن میکند.
- حساسیتزایی مرکزی
- وضعیتی که در آن سیستم عصبی مرکزی بسیار واکنشپذیر و بیش از حد حساس میشود و سیگنالهای درد را در سراسر بدن تقویت میکند.
- ژن HTT
- ژنی که دستورالعمل ساخت پروتئین هانتینگتین را فراهم میکند؛ جهشهای خاص در این ژن عامل بیماری هانتینگتون شناخته شدهاند.
- درد نوسیپلاستیک
- دردی که ناشی از پردازش تغییریافته درد در سیستم عصبی است، حتی زمانی که شواهد واضحی از آسیب بافتی وجود ندارد.
پرسشهای متداول
مطالعه ژنتیکی جدید در مورد فیبرومیالژیا چه چیزی را کشف کرد؟
محققان DNA ۲.۵ میلیون نفر را تجزیه و تحلیل کردند و ۲۶ ناحیه ژنومی خاص مرتبط با فیبرومیالژیا را شناسایی کردند و ثابت کردند که این بیماری مبنای بیولوژیکی واضحی دارد.
آیا فیبرومیالژیا یک بیماری خودایمنی است؟
خیر. این مطالعه نشان داد که ژنهای مرتبط با فیبرومیالژیا عمدتاً در سلولهای مغز و عصب فعال هستند، که نشان میدهد این یک اختلال عصبی است، نه یک وضعیت خودایمنی.
ژن HTT چه ارتباطی با فیبرومیالژیا دارد؟
این مطالعه یک ارتباط ژنتیکی قوی بین خطر فیبرومیالژیا و یک نوع از ژن HTT پیدا کرد. در حالی که جهش متفاوتی در همین ژن باعث بیماری هانتینگتون میشود، نوع مرتبط با فیبرومیالژیا باعث هانتینگتون نمیشود.
آیا این امر منجر به درمان فیبرومیالژیا خواهد شد؟
اگرچه این یک درمان فوری نیست، اما این کشف اهداف بیولوژیکی مشخصی (مانند گیرنده GPR52) را در اختیار شرکتهای دارویی قرار میدهد تا داروهای جدیدی را توسعه دهند که علت ریشهای این اختلال را برطرف کنند.
آیا اکنون یک آزمایش ژنتیکی برای فیبرومیالژیا وجود دارد؟
هنوز نه. فیبرومیالژیا یک وضعیت پیچیده است که تحت تأثیر ژنهای متعدد و عوامل محیطی قرار دارد، بنابراین تشخیص همچنان بر اساس علائم بالینی است تا آزمایش DNA.
منابع
[1]Sinai Healthمحققان ژنومیک
A study co-led by Sinai Health researchers breaks new ground in understanding fibromyalgia
مطالعه در Sinai Health →[2]University of Torontoمحققان ژنومیک
A study co-led by Toronto researchers breaks new ground in understanding fibromyalgia
مطالعه در University of Toronto →[3]Fred Hutch Cancer Centerمحققان ژنومیک
Largest-ever genetic study of fibromyalgia points to a neurological origin of the disorder
مطالعه در Fred Hutch Cancer Center →[4]Drug Target Reviewمتخصصان بالینی
Published in Nature Medicine, the largest genetic study of fibromyalgia to date has identified 26 disease-associated genomic loci
مطالعه در Drug Target Review →[5]NR Timesحامیان بیماران
Researchers find genetic link between fibromyalgia and Huntington's
مطالعه در NR Times →[6]Science Canadaحامیان بیماران
Fibromyalgia linked to nervous system
مطالعه در Science Canada →[7]Connect Scienceمتخصصان بالینی
Analysis of genetic data from more than 2.5 million adults has identified new genetic risk factors
مطالعه در Connect Science →[8]King's College Londonمتخصصان بالینی
Genetic risk factors of fibromyalgia identified in largest study of its kind
مطالعه در King's College London →[9]Practical Neurologyمتخصصان بالینی
Genetic Study Suggests Central Nervous System Role in Fibromyalgia
مطالعه در Practical Neurology →
بیشتر در سلامت
مشاهده همه 5 خبر →دیابت نوع ۱
تأیید اولین دارو توسط FDA برای حفظ تولید انسولین پس از تشخیص دیابت نوع ۱
7 منبع
ایمنی دارو
مطالعه تاریخی: ابزارهای دیجیتال خطاهای دارویی پزشکان را ۴۶ درصد و آسیب به بیمار را ۱۷ درصد کاهش میدهند
7 منبع
پزشکی ژنتیک
اولین درمان CRISPR درونتنی با موفقیت فاز ۳، آنژیوادم ارثی را در ۶۲٪ بیماران درمان کرد
8 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت سلامت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.















