نورونهای مهندسیشده انسانی با موفقیت مدارهای آسیبدیده نخاع را در یک مطالعه مهم بازسازی کردند
دانشمندان با موفقیت سلولهای بنیادی انسانی را به نورونهای تخصصی نخاع تبدیل کردهاند که میتوانند در شبکههای عصبی آسیبدیده ادغام شده و عملکرد تنفسی را در مدلهای حیوانی بازیابی کنند. این پیشرفت مسیر جدید و امیدبخشی را برای درمان آسیبهای شدید نخاعی که قبلاً غیرقابل برگشت تلقی میشدند، ارائه میدهد.
به قلم آرش رضایی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان پزشکی ترمیمی
- دانشمندانی که بر مکانیسمهای بیولوژیکی، مهندسی سلولی و اثبات مفهوم اینکه اینترنورونهای انسانی میتوانند در مدارهای آسیبدیده ادغام شوند، تمرکز دارند.
- متخصصان مغز و اعصاب بالینی
- متخصصان پزشکی که بر تبدیل پیشرفتهای آزمایشگاهی به درمانهای ایمن انسانی تمرکز دارند و بر جدول زمانی طولانی تا آزمایشهای بالینی تأکید میکنند.
- گروههای حمایت از بیماران
- سازمانهایی که نماینده افراد دارای آسیبهای نخاعی هستند و تأکید میکنند که حتی بهبودی جزئی نیز کیفیت زندگی را به شدت بهبود میبخشد.
پرسشهای متداول
دانشمندان دقیقاً در این مطالعه به چه چیزی دست یافتند؟
محققان سلولهای بنیادی انسانی را به نورونهای نخاعی خاص (اینترنورونهای V2a) مهندسی کردند و آنها را به موشهایی با آسیبهای شدید نخاعی پیوند زدند. این سلولها زنده ماندند، در شبکه عصبی ادغام شدند و عملکرد تنفسی موشها را بهبود بخشیدند.
چرا آنها به جای راه رفتن بر روی تنفس تمرکز کردند؟
آسیبها در ناحیه گردنی نخاع، اعصابی را که دیافراگم را کنترل میکنند، مختل میکنند. بازیابی تنفس مستقل یک اولویت حیاتی و نجاتبخش برای بیماران دارای این آسیبهای شدید است.
آیا این درمانها در حال حاضر برای بیماران انسانی در دسترس هستند؟
خیر. این تحقیق در حال حاضر در مرحله آزمایش حیوانی است. احتمالاً چندین سال آزمایش ایمنی و اثربخشی در حیوانات بزرگتر طول میکشد تا FDA آزمایشهای بالینی فاز ۱ را در انسان تأیید کند.
خطرات اصلی این نوع درمان با سلولهای بنیادی چیست؟
خطرات اصلی شامل پس زدن سلولهای پیوند زده شده توسط سیستم ایمنی و پتانسیل تشکیل تومور (تراتوما) توسط سلولهای بنیادی که به درستی توسعه نیافتهاند، در داخل نخاع است.
نکات کلیدی
- دانشمندان موسسات گلدستون با موفقیت سلولهای بنیادی انسانی را به سلولهای رله نخاعی تخصصی به نام اینترنورونهای V2a مهندسی کردند.
- هنگامی که این سلولهای انسانی به موشهایی با آسیبهای شدید نخاع گردنی پیوند زده شدند، زنده ماندند و در مدارهای عصبی موجود ادغام شدند.
- پیوندهای سلولی اتصالات سیناپسی جدیدی را تشکیل دادند و به طور مؤثری مسیرهای عصبی آسیبدیده را پلسازی کردند.
- موشهایی که با نورونهای مهندسیشده درمان شدند، بهبودهای قابل توجهی در عملکرد حرکتی مرتبط با تنفس در طول تستهای استرس نشان دادند.
- این پیشرفت تمرکز را از مدیریت علائم فلج به بازسازی فعال سیستم عصبی مرکزی تغییر میدهد.
- موانع قابل توجهی، از جمله پس زدن ایمنی و مقیاسبندی برای آناتومی انسانی، قبل از شروع آزمایشهای بالینی باقی مانده است.
برای دههها، اجماع پزشکی در مورد آسیبهای شدید نخاعی ناامیدکننده بوده است: به محض اینکه کابلهای ظریف عصبی قطع شوند، آسیب دائمی است. اما یک مطالعه مهم که در مجله Science Translational Medicine منتشر شده، نشان داده است که بازسازی این اتصالات از دست رفته با استفاده از سلولهای مهندسیشده انسانی امکانپذیر است [1]. دانشمندان در موسسات گلدستون (Gladstone Institutes) با موفقیت یک رده خاص از نورونهای مشتقشده از سلولهای بنیادی انسانی را تولید کرده و آنها را به موشهای آسیبدیده پیوند زدند، جایی که این سلولها در شبکههای عصبی آسیبدیده حیوانات ادغام شدند [2]. این پیشرفت یک اثبات مفهوم حیاتی را فراهم میکند که سیستم عصبی مرکزی میتواند برای پذیرش سختافزار بیولوژیکی جدید ترغیب شود و مسیر بالقوهای را برای معکوس کردن فلج در آینده ارائه میدهد [3].[1][2][3]
اهمیت این تحقیق بسیار زیاد است. تخمین زده میشود که ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر در سراسر جهان در حال حاضر با آسیبهای نخاعی زندگی میکنند، که اغلب باعث از دست دادن دائمی حرکت، حس و استقلال فیزیکی میشود [4]. آسیبها در ناحیه گردنی (سرویکال) – یعنی گردن – به ویژه ویرانگر هستند زیرا مسیرهای عصبی حیاتی که دیافراگم، عضله اصلی مسئول تنفس، را هماهنگ میکنند، قطع میکنند [5]. بیمارانی که دچار آسیبهای شدید گردنی هستند، اغلب به تهویه مکانیکی مادامالعمر نیاز دارند. در حالی که پیشرفتها در پزشکی اورژانس و توانبخشی فیزیکی به طور گستردهای نرخ بقا و کیفیت زندگی را بهبود بخشیدهاند، در حال حاضر هیچ درمان تأیید شدهای وجود ندارد که قادر به بازسازی نورونها و اتصالات سیناپسی تخریب شده توسط ضربه اولیه باشد [6].[4]
تیم تحقیقاتی موسسات گلدستون تلاشهای خود را بر روی گروه بسیار تخصصی از سلولها معروف به اینترنورونهای V2a متمرکز کردند [2]. در مدارهای پیچیده نخاع، اینترنورونها مانند کابلهای اتصال بیولوژیکی عمل میکنند و سیگنالها را بین ساقه مغز و نورونهای حرکتی که مستقیماً فعالیت عضلانی را کنترل میکنند، منتقل میکنند [5]. مطالعات قبلی توسط این تیم تحقیقاتی و سایر آزمایشگاههای جهانی، اینترنورونهای V2a را به عنوان بازیگران حیاتی در فرآیندهای بازیابی طبیعی پس از آسیبهای تروماتیک نخاعی، به ویژه در مدارهای عصبی که عملکردهای ریتمیک و حیاتی مانند تنفس و راه رفتن را تنظیم میکنند، شناسایی کرده بودند [1].[1][2]
محققان به جای تکیه بر مکانیسمهای ترمیم طبیعی محدود بدن، فرض کردند که میتوانند این سلولهای رله خاص را در آزمایشگاه تولید کرده و به صورت جراحی پیوند بزنند تا شکاف ایجاد شده توسط آسیب را پر کنند [2]. برای دستیابی به این هدف، دانشمندان یک فرآیند تمایز پیچیده را توسعه دادند که سلولهای بنیادی پرتوان القایی انسانی (iPSCs) – سلولهای بالغی که از نظر ژنتیکی به حالت جنینی بازبرنامهریزی شدهاند – را به اینترنورونهای V2a عملکردی تبدیل میکند [4]. این شاهکار مهندسی به تیم اجازه داد تا جمعیتی تعریفشده و بسیار خالص از نورونهای انسانی را تولید کنند که به طور خاص برای ترمیم مدار حرکتی طراحی شدهاند [5].[2]

آزمایش حیاتی این سلولهای مهندسیشده در یک مدل حیوانی از آسیب شدید نخاع گردنی انجام شد. محققان اینترنورونهای V2a انسانی را به موشهای بالغی پیوند زدند که دچار آسیب به مسیرهای عصبی کنترلکننده دیافراگم خود شده بودند [3]. اولین مانع بزرگ در هر پیوند سلولی، بقا است؛ محیط خصمانه و التهابی نخاع آسیبدیده اغلب سلولهای پیوندی را قبل از اینکه بتوانند ریشه بدوانند، از بین میبرد. با این حال، تیم گلدستون دریافت که نورونهای مهندسیشده انسانی نه تنها در بافت آسیبدیده زنده ماندند، بلکه فعالانه شروع به بلوغ و گسترش رشتههای عصبی کردند [5].[3]
بقای صرف برای بازیابی عملکردی کافی نیست؛ سلولهای جدید باید خود را به درستی در مدارهای بیولوژیکی موجود میزبان سیمکشی کنند. به طرز شگفتانگیزی، اینترنورونهای انسانی پیوند زده شده با موفقیت با شبکههای عصبی بومی موشها ادغام شدند [1]. آنها اتصالات سیناپسی جدیدی را تشکیل دادند و عملاً یک پل بیولوژیکی در سراسر ناحیه آسیبدیده نخاع ایجاد کردند [2]. این ادغام یک دستاورد عظیم است، زیرا نشان میدهد که سلولهای انسانی میتوانند نشانههای هدایتی شیمیایی پیچیده موجود در یک نخاع زنده و آسیبدیده را تفسیر کرده و به آنها پاسخ دهند [6].[1][2][4]
برای تعیین اینکه آیا این ادغام آناتومیک به بهبود فیزیکی واقعی تبدیل شده است یا خیر، محققان موشها را تحت آزمایشهای استرس تنفسی قرار دادند. حیوانات در محیطهایی با اکسیژن کم یا دیاکسید کربن بالا قرار گرفتند، که به طور طبیعی یک نیاز فیزیولوژیکی برای تنفس عمیقتر و سریعتر را تحریک میکند [3]. نتایج خیرهکننده بود: سه چهارم موشهایی که با نورونهای مهندسیشده انسانی درمان شده بودند، تستهای استرس را بدون مشکل پشت سر گذاشتند و عملکرد حرکتی مرتبط با تنفس بهبود یافتهای را نشان دادند [5]. در مقابل، اکثریت قریب به اتفاق حیوانات کنترل درمان نشده برای سازگاری با استرس تنفسی دچار مشکل شدند، که تأثیر عملکردی پیوند سلولی را برجسته میکند [6].[3][4]

برای تعیین اینکه آیا این ادغام آناتومیک به بهبود فیزیکی واقعی تبدیل شده است یا خیر، محققان موشها را تحت آزمایشهای استرس تنفسی قرار دادند.
دکتر لانا ژولودوا (Lana Zholudeva)، محقق گلدستون و نویسنده اول این مطالعه، خاطرنشان کرد: «آسیبهای نخاعی مدتهاست که ترمیم آنها دشوار تلقی میشود، زیرا بدن به طور طبیعی اتصالات عصبی از دست رفته را بازسازی نمیکند» [5]. او تأکید کرد که این تحقیق ثابت میکند که یک نوع خاص از اینترنورون نخاعی انسانی میتواند مهندسی و پیوند زده شود تا مسیرهای جدیدی را تشکیل دهد و شبکههای آسیبدیده را به جای صرفاً جبران از دست دادن آنها، به طور اساسی ترمیم کند [2]. این نشاندهنده یک تغییر پارادایم از توانبخشی سنتی، که بر به حداکثر رساندن عملکرد اعصاب باقیمانده تمرکز دارد، به سمت پزشکی ترمیمی واقعی است [4].[2]
این پیشرفت در میان موجی از پیشرفتهای سریع در تحقیقات نخاعی در طول سال ۲۰۲۶ رخ میدهد. پیش از این در سال جاری، محققان در دانشگاه تگزاس A&M یافتههایی را در Nature Communications منتشر کردند که جزئیات چگونگی ادغام زیرمجموعه نادری از سلولهای بنیادی عصبی پیوند زده شده در شبکههای حرکتی نخاع برای تحریک فعالیت عضلات پا را نشان میداد [8]. آن مطالعه به طور مشابه بر اهمیت شناسایی و جداسازی زیرگونههای دقیق اینترنورونی که قادر به بازسازی مسیرهای خاص هستند، تأکید کرد و رویکرد هدفمند مورد استفاده توسط تیم گلدستون را تقویت نمود [8].
به طور همزمان، دانشمندان در دانشگاه نورثوسترن و دانشگاه کمبریج پیشرفتهای قابل توجهی در درک موانع محیطی برای بازسازی عصب داشتهاند. محققان با استفاده از ارگانوئیدهای نخاعی انسانی رشد یافته در آزمایشگاه، برنامههای ژنتیکی را که رشد مجدد عصب را در طول رشد انسانی متوقف میکنند، ترسیم کردهاند، و همچنین درمانهایی را برای پاکسازی بافت متراکم اسکار گلیال که به طور فیزیکی مانع از بازسازی اعصاب میشود، آزمایش کردهاند [7]. همگرایی این اکتشافات – مهندسی سلولهای مناسب، درک نحوه اتصال آنها، و پاکسازی مسیر برای رشد آنها – نشان میدهد که این حوزه به سرعت در حال جمعآوری ابزارهای لازم برای ترمیم جامع نخاع است [7].[5]
با وجود امیدهای فراوان مطالعه گلدستون، عدم قطعیتهای قابل توجه و موانع بیولوژیکی باقی مانده است تا این فناوری بتواند به بیماران انسانی برسد. فوریترین چالش، جهش از مدلهای جوندگان به فیزیولوژی انسانی است. نخاع انسان بسیار بزرگتر و پیچیدهتر از موش است و نیاز دارد که سلولهای پیوند زده شده رشتههای عصبی خود را در فواصل بسیار بیشتری گسترش دهند تا اتصالات عملکردی را تشکیل دهند [1]. هنوز مشخص نیست که آیا اینترنورونهای V2a مهندسیشده میتوانند رشد قوی مورد نیاز برای پر کردن آسیبهای در مقیاس انسانی را حفظ کنند یا خیر [2].[1][2]

علاوه بر این، سیستم ایمنی یک مانع جدی ایجاد میکند. در مطالعه موشها، حیوانات احتمالاً سرکوب ایمنی شده بودند تا بدنشان سلولهای انسانی را پس نزند [3]. در کاربردهای انسانی آینده، مگر اینکه سلولهای بنیادی مستقیماً از بدن خود بیمار گرفته شوند – فرآیندی که در حال حاضر زمانبر و بسیار گران است – بیماران به داروهای سرکوبکننده ایمنی طولانیمدت نیاز خواهند داشت، که خطرات قابل توجهی از عفونت و سایر عوارض را به همراه دارند [4]. محققان فعالانه در حال بررسی خطوط سلولی اهداکننده جهانی هستند که میتوانند از شناسایی ایمنی فرار کنند، اما این فناوری هنوز در مراحل اولیه خود است [6].[3][4]
ایمنی یکی دیگر از نگرانیهای اصلی در هر درمان مشتق از سلولهای بنیادی است. سلولهای بنیادی پرتوان دارای توانایی ذاتی برای تقسیم نامحدود و تشکیل هر بافتی در بدن هستند. اگر حتی بخش کوچکی از سلولهای پیوند زده شده نتوانند به طور کامل به اینترنورونهای بالغ تمایز یابند، به طور بالقوه میتوانند تومورهایی به نام تراتوما را در محدودههای ظریف نخاع تشکیل دهند [5]. مطالعات ایمنی دقیق و طولانیمدت در مدلهای حیوانی بزرگ به شدت توسط آژانسهای نظارتی مانند FDA مورد نیاز خواهد بود تا اطمینان حاصل شود که جمعیت سلولهای مهندسیشده کاملاً پایدار هستند و هیچ خطر سرطانزایی ندارند [1].[1]
بنابراین، جدول زمانی برای ترجمه بالینی با سالها اندازهگیری میشود، نه ماهها. مراحل حیاتی بعدی شامل تکرار این بهبودهای عملکردی در پستانداران بزرگتر، مانند خوکها یا نخستیهای غیرانسانی است که آناتومی نخاع و پاسخهای ایمنی آنها شباهت بیشتری به انسان دارد [2]. محققان همچنین باید فرآیند تولید را برای تولید میلیاردها سلول با درجه بالینی به طور قابل اعتماد و ایمن بهینه کنند، که یک چالش عظیم لجستیکی و مهندسی زیستی است [4]. تنها پس از دستیابی به این نقاط عطف، میتوان آزمایشهای ایمنی فاز ۱ انسانی را آغاز کرد.[2]

با این حال، برای میلیونها فردی که با آسیبهای نخاعی زندگی میکنند، تعریف «درمان» لزوماً به معنای بازیابی کامل توانایی راه رفتن نیست. متخصصان مغز و اعصاب بالینی و گروههای حمایت از بیماران اغلب تأکید میکنند که حتی دستاوردهای عملکردی متوسط نیز میتوانند کیفیت زندگی بیمار را به شدت تغییر دهند [6]. برای بیماری با آسیب شدید گردنی، بازیابی توانایی تنفس مستقل بدون دستگاه تهویه مکانیکی، یا بازیابی عملکرد دست کافی برای کار با ویلچر یا غذا خوردن، یک پیروزی بزرگ محسوب میشود [5].[4]
مهندسی و ادغام موفقیتآمیز اینترنورونهای V2a انسانی توسط موسسات گلدستون، یک پایه بیولوژیکی ملموس برای این پیروزیهای تدریجی اما تغییردهنده زندگی فراهم میکند [2]. با اثبات اینکه مدارهای شکسته سیستم عصبی مرکزی میتوانند با سلولهای انسانی تولید شده پلسازی شوند، این تحقیق اساساً مسیر نورولوژی ترمیمی را تغییر میدهد [1]. دوران تلقی فلج نخاعی به عنوان یک وضعیت غیرقابل برگشت، به آرامی در حال پایان است و جای خود را به یک جستجوی دقیق و مهندسیمحور برای بازسازی سیستم عصبی انسان، یک اتصال در یک زمان، میدهد [3].[1][2][3]
چرا مهم است
برای دههها، آسیبهای شدید نخاعی به عنوان عامل فلج دائمی در نظر گرفته میشدند. این دستاورد اولین اثبات عینی را فراهم میکند که ما میتوانیم سلولهای عصبی انسانی را در آزمایشگاه تولید کنیم، آنها را به محل آسیب پیوند بزنیم و مدارهای شکسته که عملکردهای حیاتی مانند تنفس را کنترل میکنند، با موفقیت بازسازی کنیم.
بررسی عمیق دیدگاهها
محققان پزشکی ترمیمی
دانشمندانی که بر مکانیک سلولی بازسازی سیستم عصبی تمرکز دارند.
برای مهندسان زیستی و محققان سلولهای بنیادی، مطالعه گلدستون یک پیروزی در تولید سلولی است. پیروزی اصلی فقط این نیست که موشها بهتر نفس کشیدند، بلکه این است که سلولهای انسانی با موفقیت نشانههای هدایتی شیمیایی یک نخاع خارجی و آسیبدیده را تفسیر کردند تا اتصالات سیناپسی دقیقی را تشکیل دهند. این گروه سیستم عصبی مرکزی را نه به عنوان یک ماشین غیرقابل تعمیر، بلکه به عنوان یک برد مدار بیولوژیکی میبینند که در صورت تأمین سختافزار سلولی صحیح، قابل وصله زدن است. تمرکز فوری آنها بر روی اصلاح پروتکلهای تمایز برای اطمینان از خلوص مطلق اینترنورونهای V2a، حذف خطر تشکیل تومور توسط سلولهای سرکش، و افزایش تولید برای مدلهای حیوانی بزرگتر است.
متخصصان مغز و اعصاب بالینی
متخصصان پزشکی که بر تبدیل پیشرفتهای آزمایشگاهی به درمانهای ایمن انسانی تمرکز دارند.
در حالی که متخصصان مغز و اعصاب بالینی خوشبین هستند، بر شکاف بیولوژیکی عظیم بین مدل جوندگان و بیمار انسانی تأکید میکنند. نخاع انسان نیاز دارد که رشتههای عصبی بازسازیشونده مسافتهای بسیار طولانیتری را برای پلسازی یک آسیب طی کنند. علاوه بر این، پزشکان به شدت بر چالشهای ایمونولوژیکی پیوند سلولی متمرکز هستند. مگر اینکه سلولها اتولوگ (مشتق شده از بدن خود بیمار) باشند، گیرندگان به سرکوب ایمنی سنگین نیاز خواهند داشت که خطرات شدیدی را به همراه دارد. این گروه از دادههای ایمنی دقیق و طولانیمدت در پستانداران بزرگ قبل از شروع آزمایشهای انسانی حمایت میکنند و در مورد هیجانزدگی زودهنگام که میتواند از جمعیتهای آسیبپذیر بیمار سوء استفاده کند، هشدار میدهند.
گروههای حمایت از بیماران
سازمانهایی که نماینده افراد دارای آسیبهای نخاعی و فلج هستند.
برای جامعه آسیبهای نخاعی، تعریف یک پیشرفت بسیار عملگرایانه است. در حالی که هدف نهایی تحرک کامل است، گروههای حمایتی تأکید میکنند که بهبودی عملکردی جزئی نیز زندگی را تغییر میدهد. بازیابی توانایی تنفس بدون دستگاه تهویه، بازیابی کنترل روده و مثانه، یا بازیابی عملکرد دست کافی برای کار با ویلچر موتوری میتواند استقلال بیمار را به طور کامل متحول کند و بار اقتصادی عظیم مراقبت ۲۴/۷ را کاهش دهد. این گروه تحقیق گلدستون را به عنوان چراغ امیدی میبینند و از افزایش بودجه برای تسریع جدول زمانی از میز آزمایشگاه تا در دسترس بودن بالینی حمایت میکنند.
- 15–20 million
- افراد در سراسر جهان که با آسیبهای نخاعی زندگی میکنند
- 75%
- موشهای تحت درمان که تستهای استرس تنفسی را بدون مشکل پشت سر گذاشتند
روند رویداد
2021
محققان اولین ارگانوئیدهای مینیاتوری مغز و نخاع انسان را توسعه دادند که به دانشمندان اجازه میدهد رشد عصب و آسیب را در محیط آزمایشگاهی مطالعه کنند.
آگوست 2025
تیم دانشگاه مینه سوتا فرآیندی را نشان داد که چاپ سهبعدی و سلولهای بنیادی را برای ایجاد بافتهای رشد یافته در آزمایشگاه برای ترمیم نخاع ترکیب میکند.
فوریه 2026
دانشمندان دانشگاه نورثوسترن با موفقیت از «مولکولهای رقصنده» برای معکوس کردن اسکار گلیال و ترویج رشد عصب در ارگانوئیدهای نخاعی انسانی استفاده کردند.
مارس 2026
محققان تگزاس A&M شناسایی کردند که تنها یک زیرمجموعه نادر و خاص از سلولهای بنیادی پیوند زده شده واقعاً در مدارهای راه رفتن بدن سیمکشی میشوند.
آگوست 2026
موسسات گلدستون مطالعه مهمی را منتشر کردند که نشان میدهد اینترنورونهای V2a انسانی مهندسیشده میتوانند در نخاع آسیبدیده موشها ادغام شده و عملکرد تنفسی را بازیابی کنند.
اصطلاحات کلیدی
- اینترنورونهای V2a
- سلولهای رله تخصصی در نخاع که مانند کابلهای اتصال بیولوژیکی عمل میکنند و ساقه مغز را به نورونهای حرکتی که فعالیت عضلانی را کنترل میکنند، متصل میکنند.
- سلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPSCs)
- سلولهای بالغ (مانند سلولهای پوست یا خون) که از نظر ژنتیکی به حالت جنینی بازبرنامهریزی شدهاند، و به آنها اجازه میدهد تا به هر نوع سلولی در بدن مهندسی شوند.
- اسکار گلیال
- تجمع متراکم بافت اسکار که پس از آسیب نخاعی تشکیل میشود و یک مانع فیزیکی و شیمیایی ایجاد میکند که مانع از رشد مجدد اعصاب قطع شده میشود.
- نخاع گردنی (سرویکال)
- بخش بالایی نخاع که در گردن قرار دارد؛ آسیبها در این ناحیه اغلب منجر به فلج هر چهار اندام و عضلات مورد استفاده برای تنفس میشود.
- اتصالات سیناپسی
- پیوندهای میکروسکوپی که در آن نورونها با انتقال سیگنالهای شیمیایی یا الکتریکی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا نورونهای مهندسیشده انسانی میتوانند رشد قوی مورد نیاز برای پلسازی فواصل بسیار بزرگتر در نخاع انسان را حفظ کنند یا خیر.
- اینکه سلولهای پیوند زده شده چقدر میتوانند در یک ارگانیسم زنده در طول سالها یا دههها زنده بمانند و عملکرد داشته باشند.
- اینکه آیا سلولها میتوانند با خیال راحت پیوند زده شوند بدون اینکه بیماران مجبور به مصرف داروهای سرکوبکننده ایمنی خطرناک و مادامالعمر باشند.
منابع
[1]Science Translational Medicineمحققان پزشکی ترمیمی
Human stem cell–derived V2a interneurons integrate and improve respiratory function after spinal cord injury
مطالعه در Science Translational Medicine →[2]Gladstone Institutesمحققان پزشکی ترمیمی
Engineered Human Neurons Rebuild Damaged Spinal Cord Circuits
مطالعه در Gladstone Institutes →[3]Medical Xpressمتخصصان مغز و اعصاب بالینی
Engineered human neurons rebuild damaged spinal cord circuits
مطالعه در Medical Xpress →[4]Lifeboat Newsگروههای حمایت از بیماران
Engineered human neurons rebuild damaged spinal cord circuits
مطالعه در Lifeboat News →[5]ScienceDailyمتخصصان مغز و اعصاب بالینی
Lab Grown Human Spinal Cord Heals After Injury in Major Breakthrough
مطالعه در ScienceDaily →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.









