رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانشورای امنیت سازمان مللتوضیح و تحلیل۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۲۲· 5 دقیقه مطالعه· در اخبار و سیاست

سازوکار حق وتوی شورای امنیت سازمان ملل: مبانی حقوقی، کاربرد تاریخی و تأثیر آن بر حل مناقشات

حق وتوی شورای امنیت سازمان ملل به هر یک از پنج عضو دائم آن اجازه می‌دهد تا به طور یکجانبه قطعنامه‌های ماهوی را مسدود کند، که این امر اساساً شکل‌دهنده حل مناقشات جهانی است. این سازوکار ساختاری، که ریشه در ماده ۲۷ منشور سازمان ملل دارد، اجماع قدرت‌های بزرگ را در برابر فلج شدن مداخله بین‌المللی موازنه می‌کند.

به قلم امیر رحیمی

واقع‌گرایان ساختاری 40%اصلاح‌طلبان جنوب جهانی 35%مدافعان حقوق بشر 25%
واقع‌گرایان ساختاری
استدلال می‌کنند که وتو یک شر ضروری است که با تضمین عدم ترک سازمان ملل توسط قدرت‌های بزرگ، از فروپاشی آن جلوگیری می‌کند.
اصلاح‌طلبان جنوب جهانی
وتو را ابزاری منسوخ و امپریالیستی می‌دانند که اکثریت جمعیت جهان را از حقوق خود محروم می‌کند.
مدافعان حقوق بشر
معتقدند که وتو باید در موارد جنایات گسترده به طور قانونی محدود شود تا قوانین اساسی بین‌المللی رعایت شوند.

رایج‌ترین تصور غلط در مورد شورای امنیت سازمان ملل این است که این شورا به عنوان یک پارلمان دموکراتیک برای ملت‌ها طراحی شده است. چنین نیست. منشور سازمان ملل به صراحت مهندسی شده بود تا اطمینان حاصل شود که هیچ اقدام اجرایی عمده‌ای هرگز نمی‌تواند برخلاف میل قدرتمندترین دولت‌های نظامی جهان انجام شود.[6]

این طراحی از طریق یک سازوکار واحد و صریح عملیاتی می‌شود: حق وتو. وتو که در ماده ۲۷ منشور سازمان ملل گنجانده شده است، به پنج عضو دائم (P5) – چین، فرانسه، روسیه، بریتانیا و ایالات متحده – توانایی یکجانبه می‌دهد تا هر قطعنامه ماهوی را مسدود کنند.[2]

سازوکار رأی‌گیری شورای امنیت ساده اما از نظر ساختاری سنگین است. شورا از ۱۵ عضو تشکیل شده است: پنج عضو دائم و ده عضو غیردائم که برای دوره‌های دو ساله انتخاب می‌شوند. تصویب یک قطعنامه ماهوی به ۹ رأی موافق نیاز دارد. با این حال، ماده ۲۷ تصریح می‌کند که این ۹ رأی باید شامل «آرای موافق اعضای دائم» باشد. اگر حتی یک عضو P5 رأی «منفی» دهد، قطعنامه شکست می‌خورد، صرف نظر از اینکه چقدر حمایت بین‌المللی دارد.[1][2]

نکته مهم این است که رأی ممتنع یا غیبت یک عضو دائم به منزله وتو نیست. این ظرافت رویه‌ای، که در روزهای اولیه سازمان ملل به صورت عرفی ایجاد شد و بعداً با رویه مدون گشت، به یک عضو P5 اجازه می‌دهد تا مخالفت سیاسی خود را بدون فلج کردن فعالانه‌ی قطعنامه‌ای که نمی‌خواهد رسماً مسدود کند، ابراز نماید.[1]

روسیه (شامل اتحاد جماهیر شوروی) و ایالات متحده مسئول اکثریت قریب به اتفاق وتوهای اعمال شده از سال ۱۹۴۶ هستند.

حق وتو بهای غیرقابل مذاکره برای پیوستن قدرت‌های بزرگ به سازمان ملل در سال ۱۹۴۵ بود. معماران نظم پس از جنگ جهانی دوم، به ویژه ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، از تسلیم کردن منافع نظامی و ژئوپلیتیکی حاکمیتی خود به رأی اکثریت ملت‌های کوچک‌تر خودداری کردند. بدون وتو، احتمالاً سازمان ملل وجود خارجی نداشت.[2][3]

کاربرد وتو همگام با پویایی‌های قدرت جهانی به طور چشمگیری تغییر کرده است. بر اساس داده‌های تاریخی، اتحاد جماهیر شوروی در دهه‌های اول سازمان ملل اکثریت قاطع وتوها را اعمال کرد. در این دوره، مسکو مکرراً از این سازوکار برای مسدود کردن پذیرش کشورهای عضو جدیدی که با غرب همسو بودند، استفاده می‌کرد و همین امر باعث شد آندری گرومیکو، سفیر شوروی، لقب «آقای نه» را به دست آورد.[4]

کاربرد وتو همگام با پویایی‌های قدرت جهانی به طور چشمگیری تغییر کرده است.

تا دهه ۱۹۷۰، این الگو معکوس شد. با رشد مجمع عمومی با حضور ملت‌های تازه استعمارزدایی شده، ایالات متحده به مکررترین استفاده‌کننده از وتو تبدیل شد و عمدتاً از آن برای محافظت از اسرائیل در برابر قطعنامه‌های انتقادی و حفظ منافع خود در آفریقای جنوبی استفاده کرد. در قرن ۲۱، روسیه دوباره به یک وتوکننده غالب تبدیل شده است و از این سازوکار برای مسدود کردن مداخلات در سوریه و محکومیت اقدامات خود در اوکراین بهره می‌برد.[4][6]

پیامد ساختاری وتو این است که شورای امنیت هرگاه مناقشه‌ای مستقیماً یکی از اعضای P5 یا یکی از متحدان اصلی آن را درگیر کند، به طور سیستماتیک فلج می‌شود. این فلج‌شدگی پیامدهای بلندمدت عمیقی دارد و اغلب دولت‌ها را مجبور می‌کند تا سازمان ملل را به طور کامل دور بزنند و ائتلاف‌های یکجانبه تشکیل دهند، که این امر نظم چندجانبه پس از جنگ جهانی دوم را تضعیف می‌کند.[3]

استفاده از وتو در دهه ۱۹۷۰ به طور چشمگیری تغییر کرد، زیرا ایالات متحده شروع به استفاده مکرر از این سازوکار کرد.

یک بحث حقوقی مداوم در مورد اینکه آیا حق وتو محدودیت‌های مطلقی دارد یا خیر، وجود دارد. حقوقدانان و مدافعان حقوق بشر استدلال می‌کنند که وتو نباید در مواجهه با جنایات فجیع – به ویژه نسل‌کشی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت – اعمال شود.[5]

این استدلال متکی بر مفهوم «قواعد آمره» (jus cogens) یا هنجارهای قطعی قانون بین‌الملل است که از لحاظ نظری بر تمام معاهدات دیگر، از جمله منشور سازمان ملل، برتری دارند. با این حال، این موضوع همچنان یک بحث آکادمیک و اخلاقی باقی مانده است؛ در عمل، هیچ سازوکار قانونی برای لغو وتوی P5 وجود ندارد، حتی زمانی که جنایات گسترده در حال وقوع هستند.[5]

علاوه بر این، شمارش رسمی وتوها تنها بخشی از ماجرا را بیان می‌کند. پدیده «وتوی پنهان» یا «وتوی جیبی» به همان اندازه مهم است. از آنجایی که پیش‌نویس قطعنامه‌ها در مشاوره‌های خصوصی مورد مذاکره قرار می‌گیرند، صرف تهدید به وتو توسط یک عضو P5 اغلب برای از بین بردن یک متن یا به شدت تضعیف کردن آن، پیش از رسیدن به صحن شورا برای رأی‌گیری عمومی، کافی است.[1]

تلاش‌ها برای اصلاح حق وتو به قدمت خود سازمان ملل است. پیشنهادات از گسترش P5 برای شامل شدن کشورهایی مانند هند، برزیل یا ژاپن، تا محدود کردن استفاده از وتو در موارد جنایات گسترده، و تا لغو کامل این سازوکار برای دموکراتیزه کردن حکمرانی جهانی متغیر است.[2][3]

تنها یک رأی منفی از سوی یکی از اعضای دائم، فوراً هرگونه اقدام پیشنهادی شورای امنیت را متوقف می‌کند.

تله ساختاری اصلاح سازمان ملل، خود فرآیند اصلاح منشور است. هرگونه تغییر در منشور سازمان ملل مستلزم رأی دو سوم مجمع عمومی و تصویب هر پنج عضو دائم است. به عبارت دیگر، P5 بر هر تلاشی برای تضعیف حق وتوی خودشان، حق وتو دارند.[2]

در حالی که نظم جهانی به سمت چندقطبی شدن در حال گذار است، مشروعیت سازوکاری که به طور دائمی به فاتحان سال ۱۹۴۵ امتیاز می‌دهد، به طور فزاینده‌ای زیر سؤال می‌رود. با این حال، وتو همچنان ستون اصلی سیستم سازمان ملل باقی مانده است – سازوکاری که قدرت‌های بزرگ را پای میز مذاکره نگه می‌دارد، دقیقاً به این دلیل که تضمین می‌کند هرگز مجبور به اقدام برخلاف میل خود نخواهند شد.[3][6]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

واقع‌گرایان ساختاری

وتو لنگری است که قدرتمندترین ارتش‌های جهان را در سیستم سازمان ملل درگیر نگه می‌دارد.

از منظر واقع‌گرایانه، سازمان ملل یک دولت جهانی نیست؛ بلکه یک مجمع برای مدیریت رقابت قدرت‌های بزرگ است. واقع‌گرایان استدلال می‌کنند که بدون وتو، سازمان ملل به سرعت از هم می‌پاشد. اگر اکثریت ملت‌های کوچک‌تر بتوانند به طور قانونی نیروی نظامی یا تحریم‌های خردکننده را علیه ایالات متحده، روسیه یا چین مجاز سازند، این قدرت‌ها به سادگی سازمان را ترک خواهند کرد و آن را مانند جامعه ملل بی‌اهمیت خواهند ساخت. وتو تضمین می‌کند که سازمان ملل تنها زمانی اقدام می‌کند که اجماعی بین دولت‌هایی که توانایی اجرای آن اقدام را دارند، وجود داشته باشد.

مدافعان اصلاحات

ساختار فعلی P5 منعکس‌کننده جهان سال ۱۹۴۵ است، نه واقعیت چندقطبی امروز.

اصلاح‌طلبان به عدم توازن‌های جغرافیایی و جمعیتی آشکار در حق وتو اشاره می‌کنند. قاره‌های کامل – آفریقا و آمریکای جنوبی – هیچ نماینده دائمی ندارند، در حالی که اروپا دو وتو (فرانسه و بریتانیا) دارد. مدافعان استدلال می‌کنند که این ساختار، مشروعیت شورای امنیت را در نظر جنوب جهانی زیر سؤال می‌برد. آن‌ها مدل‌های مختلفی برای اصلاح پیشنهاد می‌کنند، از جمله افزودن اعضای دائم جدید بدون حق وتو، یا الزام دو عضو P5 برای اعمال رأی منفی جهت مسدود کردن یک قطعنامه.

حقوقدانان بین‌المللی

وتو نمی‌تواند به طور قانونی از عاملان نقض قواعد آمره (jus cogens) مانند نسل‌کشی محافظت کند.

مجموعه فزاینده‌ای از پژوهش‌های حقوقی بین‌المللی استدلال می‌کنند که منشور سازمان ملل در خلاء وجود ندارد. از آنجایی که ممنوعیت نسل‌کشی و جنایات جنگی به عنوان قواعد آمره (jus cogens) در نظر گرفته می‌شوند که هیچ تخطی از آن‌ها مجاز نیست، حقوقدانان استدلال می‌کنند که یک عضو P5 نمی‌تواند به طور قانونی از وتو برای امکان‌پذیر ساختن یا محافظت از چنین جنایاتی استفاده کند. اگرچه این استدلال از نظر اخلاقی مورد توجه قرار گرفته است، اما در حال حاضر فاقد سازوکار اجرایی است، زیرا دیوان بین‌المللی دادگستری صلاحیت محدودی برای لغو تصمیمات شورای امنیت دارد.

چرا مهم است

حق وتو تعیین می‌کند که آیا جامعه جهانی می‌تواند به طور قانونی در جنگ‌ها مداخله کند، تحریم‌ها را مجاز سازد یا نیروهای حافظ صلح اعزام کند. درک سازوکار آن نشان می‌دهد که چرا سازمان ملل اغلب در طول بحران‌های بزرگ ژئوپلیتیکی فلج به نظر می‌رسد و چگونه اعضای دائم، خود و متحدانشان را از قانون بین‌الملل محافظت می‌کنند.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

واقع‌گرایان ساختاری 40%اصلاح‌طلبان جنوب جهانی 35%مدافعان حقوق بشر 25%
  1. [1]Security Council Reportواقع‌گرایان ساختاری

    The Veto : UN Security Council Working Methods

    مطالعه در Security Council Report
  2. [2]Wikipedia

    United Nations Security Council veto power

    مطالعه در Wikipedia
  3. [3]IRPJ: EUCLID's Intergovernmental Research and Policy Journalاصلاح‌طلبان جنوب جهانی

    Long-Term Consequences of the Use of Veto Power by UNSC Permanent Members: Towards a Post-World War II Multipolar Global Order

    مطالعه در IRPJ: EUCLID's Intergovernmental Research and Policy Journal
  4. [4]Glostat

    United Nations Security Council Use of Veto

    مطالعه در Glostat
  5. [5]International Center for Transitional Justiceمدافعان حقوق بشر

    Legal Limits to the Veto Power in the Face of Atrocity Crimes

    مطالعه در International Center for Transitional Justice
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.