سرگرمیهای خلاقانه میتوانند پیری شناختی مغز را تا پنج سال معکوس کنند
یک جمعبندی جامع از تحقیقات اخیر علوم اعصاب نشان میدهد که درگیر شدن در سرگرمیهای خلاقانه و حل مسئله میتواند به طور فعال سیمکشی مغز در حال پیر شدن را بازسازی کند و ذخایر شناختی ایجاد نماید که شروع زوال عقل (دمانس) را به تأخیر میاندازد.
به قلم ساناز فخری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان علوم اعصاب
- بر مکانیسمهای بیولوژیکی انعطافپذیری عصبی و ذخیره شناختی تمرکز دارند.
- درمانگران هنر بالینی
- مزایای عاطفی و ارتباطی مداخلات خلاقانه را برای کسانی که از قبل دچار زوال شدهاند، برجسته میکنند.
- مدافعان سلامت عمومی
- بر دسترسی و مقرون به صرفه بودن مداخلات سبک زندگی برای جمعیت مسن تأکید میکنند.
نکات کلیدی
- درگیر شدن در سرگرمیهای خلاقانه و محرک ذهنی میتواند به طور مؤثری علائم پیری شناختی را معکوس کرده و ذخایر عصبی حیاتی ایجاد کند.
- فعالیتهایی که نیاز به حل مسئله فعال دارند، مانند صنایع دستی و استفاده از کامپیوتر، خطر اختلال شناختی خفیف را تا ۳۰ درصد کاهش میدهند.
- شروع سرگرمیها در میانسالی، محافظت طولانیمدتی در برابر دمانسهای ناتوانکننده و غیرعروقی فراهم میکند.
- هنر درمانی بصری به عنوان یک مداخله غیردارویی قدرتمند عمل میکند و خلق و خو و توجه را در بیمارانی که از قبل دچار زوال شناختی شدهاند، بهبود میبخشد.
- مزایای شناختی ناشی از تلاش برای یادگیری و خلق کردن است، به این معنی که مبتدیان به اندازه متخصصان از محافظت عصبی بهرهمند میشوند.
برای دههها، روایت غالب در مورد پیری، زوال اجتنابناپذیر—کاهش آهسته و برگشتناپذیر حافظه، سرعت پردازش و تیزی شناختی—بوده است. اما مجموعه رو به رشدی از تحقیقات علوم اعصاب در حال از بین بردن این فرض هستند و نشان میدهند که مغز پیر شده همچنان به طرز شگفتآوری انعطافپذیر است. کلید باز کردن این انعطافپذیری لزوماً در داروخانه پیدا نمیشود، بلکه در کارگاه، استودیو یا باغچه خانه شما نهفته است.[3]
یک جمعبندی مهم از تحقیقات اخیر نشان میدهد که درگیر شدن در سرگرمیهای خلاقانه و محرک ذهنی میتواند به طور مؤثری پیری شناختی را معکوس کند، به طوری که برخی مطالعات حاکی از آن است که درگیری خلاقانه مداوم میتواند باعث شود مغز شما تا پنج سال جوانتر عمل کند. این تغییر از پیری منفعل به حفاظت عصبی فعال، نحوه برخورد متخصصان پزشکی با مراقبتهای شناختی در اواخر زندگی را بازتعریف میکند.[4]
مکانیسم پشت این پدیده ریشه در انعطافپذیری عصبی (نوروپلاستیستی) دارد—توانایی مغز برای تشکیل ارتباطات عصبی جدید و سازماندهی مجدد ارتباطات موجود. وقتی شما یک آکورد جدید روی پیانو یاد میگیرید، رنگها را برای نقاشی ترکیب میکنید، یا استدلال فضایی لازم برای نجاری را به کار میبرید، مغز خود را وادار میکنید که به طور همزمان در چندین شبکه فعال شود.[3]
این درگیری چندحسی چیزی را میسازد که متخصصان مغز و اعصاب آن را «ذخیره شناختی» مینامند. آن را مانند یک حساب پسانداز عصبی در نظر بگیرید؛ هرچه فعالیت پیچیدهتر و جدیدتر باشد، این ذخیره بزرگتر است. هنگامی که آسیب سلولی مرتبط با سن رخ میدهد، مغزی با ذخیره شناختی قوی میتواند سیگنالها را از مسیرهای جایگزین اطراف مناطق آسیبدیده هدایت کند و عملکرد طبیعی را مدتها پس از آنکه یک مغز کمتر درگیر علائم اختلال شناختی خفیف را نشان میداد، حفظ کند.[1]
دادههای پشتیبان این موضوع قوی و بلندمدت هستند. یک مطالعه جامع در کلینیک مایو که تقریباً ۲۰۰۰ فرد مسن با وضعیت شناختی طبیعی را در طول چهار سال ردیابی کرد، مزایای حفاظتی چشمگیری را از سرگرمیهای روزمره یافت. محققان پس از تعدیل عوامل سن، جنسیت و تحصیلات، کشف کردند که درگیر شدن در فعالیتهای هنری و صنایع دستی، خطر ابتلا به اختلال شناختی خفیف جدید را تا ۲۸ درصد کاهش میدهد.[1]
یک مطالعه جامع در کلینیک مایو که تقریباً ۲۰۰۰ فرد مسن با وضعیت شناختی طبیعی را در طول چهار سال ردیابی کرد، مزایای حفاظتی چشمگیری را از سرگرمیهای روزمره یافت.
جالب اینجاست که اثرات محافظتی این فعالیتها بر اساس نیازهای شناختی آنها متفاوت است. در حالی که فعالیتهای اجتماعی ۲۳ درصد کاهش قوی در خطر اختلال ایجاد کردند، وظایف انفرادی و حل مسئله مانند استفاده از کامپیوتر و صنایع دستی، محافظت بیشتری ارائه دادند. این نشان میدهد که اگرچه ارتباط انسانی برای رفاه عاطفی حیاتی است، اما حل مسئله فعال و متمرکزی که برای تکمیل یک پروژه لازم است، محرکی منحصر به فرد و قدرتمند برای عملکردهای اجرایی مغز فراهم میکند.[1][4]
مزایای این فعالیتها فراتر از به تأخیر انداختن اختلالات اولیه است؛ آنها همچنین نقش حیاتی در پیشگیری از اشکال شدیدتر زوال شناختی دارند. یک مطالعه پیگیری ۱۱ ساله گسترده که در مجله اپیدمیولوژی منتشر شد، بیش از ۲۲,۰۰۰ نفر را از میانسالی تا سالهای پایانی عمرشان ردیابی کرد. یافتهها بدون ابهام بودند: افرادی که به طور مداوم به سرگرمیها مشغول بودند، در مقایسه با کسانی که هیچ سرگرمی نداشتند، خطر بسیار کمتری برای ابتلا به دمانس ناتوانکننده داشتند.[2]
نکته مهم این است که این مطالعه کوهورت ژاپنی نشان داد که اثر محافظتی برای انواع غیرعروقی دمانس، مانند بیماری آلزایمر، بارزتر بود. محققان با ارزیابی شرکتکنندگان از سنین ۴۰ و ۵۰ سالگی، خطر علیت معکوس—این احتمال که افراد به دلیل تجربه زوال شناختی اولیه، سرگرمیها را کنار میگذارند—را به حداقل رساندند و ثابت کردند که خود سرگرمیها به عنوان سپر محافظ عمل میکنند.[2]
برای کسانی که از قبل تغییرات شناختی را تجربه میکنند، هنرها نوع دیگری از قدرت درمانی را ارائه میدهند. هنر درمانی بصری به عنوان یک مداخله غیردارویی بسیار مؤثر برای افراد مبتلا به دمانس خفیف تا متوسط ظهور کرده است. از آنجایی که خلق هنری به مسیرهای مغزی متفاوتی نسبت به ارتباط کلامی متکی است، بسیاری از بیمارانی که برای یافتن کلمات مشکل دارند، همچنان میتوانند احساسات و ایدههای پیچیده را از طریق نقاشی یا مجسمهسازی بیان کنند.[3]
این شکل از درمان فقط خلق و خو را بهبود نمیبخشد؛ بلکه به طور فعال سیستمهای حسی را تحریک میکند و اتصال عملکردی را در شبکه حالت پیشفرض مغز افزایش میدهد. بیمارانی که در هنر درمانی بصری شرکت میکنند، اغلب بهبودهایی در توجه پایدار، حافظه اپیزودیک و کیفیت کلی زندگی نشان میدهند و ابزاری حیاتی برای خانوادهها و مراقبانی فراهم میکند که با چالشهای بیماریهای تخریبکننده عصبی دست و پنجه نرم میکنند.[3]
نتیجهگیری عملی برای عموم مردم هم توانمندساز و هم در دسترس است. شما لازم نیست یک هنرمند چیره دست یا یک پیانیست کنسرت باشید تا از مزایای شناختی بهرهمند شوید. مغز از فرآیند یادگیری و تلاش برای خلق کردن سود میبرد، نه از کمال محصول نهایی.[4]
چه شروع به بافندگی کنید، چه به یک گروه کر محلی بپیوندید، یا بالاخره یاد بگیرید که از یک برنامه طراحی دیجیتال جدید استفاده کنید، نسخه تجویزی برای داشتن یک مغز پیر سالمتر، درگیری فعال و شادمانه است. با در نظر گرفتن خلاقیت نه به عنوان یک تجمل، بلکه به عنوان یک جزء اساسی در نگهداری عصبی، افراد مسن میتوانند به طور فعال مسیر شناختی خود را شکل دهند و تیزی ذهنی خود را برای سالهای آینده حفظ کنند.[4]
پرسشهای متداول
آیا برای بهرهمندی از مزایای مغزی، باید در هنر مهارت داشته باشم؟
خیر. مزایای شناختی از فرآیند یادگیری، حل مسئله و درگیر کردن حواس شما ناشی میشود، نه کیفیت محصول نهایی. مبتدیان اغلب بیشترین تغییرات عصبی را مشاهده میکنند زیرا مغز سخت کار میکند تا مسیرهای عصبی کاملاً جدیدی بسازد.
برای دیدن تفاوت، چند وقت یکبار باید به یک سرگرمی بپردازم؟
تحقیقات کلینیک مایو نشان میدهد که درگیر شدن در فعالیتهای محرک ذهنی حداقل یک تا دو بار در هفته برای کاهش قابل توجه خطر زوال شناختی در مقایسه با کسانی که به ندرت شرکت میکنند، کافی است.
آیا فعالیتهای اجتماعی به اندازه صنایع دستی خلاقانه مؤثر هستند؟
هر دو بسیار مفید هستند، اما مغز را به روشهای متفاوتی درگیر میکنند. در حالی که معاشرت خطر اختلال شناختی خفیف را حدود ۲۳ درصد کاهش میدهد، وظایف انفرادی و حل مسئله مانند صنایع دستی و استفاده از کامپیوتر به دلیل نیازهای شدید عملکرد اجرایی، محافظت کمی بالاتر (۲۸ تا ۳۰ درصد) ارائه میدهند.
آیا سرگرمیها میتوانند به کسی که از قبل دمانس دارد کمک کنند؟
بله. هنر درمانی بصری یک مداخله غیردارویی اثبات شده است که میتواند توجه پایدار را بهبود بخشد، علائم افسردگی را کاهش دهد و یک خروجی غیرکلامی حیاتی برای بیان عاطفی در بیماران مبتلا به دمانس خفیف تا متوسط فراهم کند.
منابع
[1]Mayo Clinicمحققان علوم اعصابMayo Clinic researchers find mental activities may protect against mild cognitive impairment
مطالعه در Mayo Clinic →
[2]Journal of Epidemiologyمحققان علوم اعصابHobby Engagement and Risk of Disabling Dementia
مطالعه در Journal of Epidemiology →
[3]Journal of Alzheimer's Disease Reportsدرمانگران هنر بالینیVisual art therapy for cognitive and emotional enhancement in aging and dementia: A structured narrative review
مطالعه در Journal of Alzheimer's Disease Reports →
[4]تیم سردبیری کوهستانمدافعان سلامت عمومیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت سبک زندگی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


