عربستان سعودی برای مقابله با تهدیدات دریایی، ائتلاف دفاعی ۱۴ کشوری دریای سرخ را تشکیل داد
عربستان سعودی یک ائتلاف دفاعی دریایی ۱۴ کشوری را برای تأمین امنیت دریای سرخ و تنگه بابالمندب راهاندازی کرده است، که نشاندهنده یک چرخش استراتژیک به سمت مالکیت منطقهای بر مسیرهای تجارت جهانی است. این ائتلاف که شامل ترکیه، پاکستان و مصر میشود، با هدف جلوگیری از تهدیدات نامتقارن بدون اتکا به نیروهای دریایی غربی تشکیل شده است.
به قلم الهام قاسمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان امنیت منطقهای
- استدلال میکنند که یک ائتلاف تحت رهبری سعودی و با اکثریت مسلمان، مشروعیت دیپلماتیک لازم را برای تأمین امنیت دریای سرخ بدون مداخله غرب فراهم میکند.
- واقعگرایان ژئوپلیتیک
- بر حذفیات استراتژیک در ائتلاف، مانند امارات متحده عربی و اتیوپی، تأکید میکنند و توانایی آن برای اعمال قدرت سخت را زیر سوال میبرند.
- تحلیلگران جنگ نامتقارن
- معتقدند که ائتلافهای دریایی متعارف نمیتوانند به طور مؤثر تاکتیکهای نامتقارن کمهزینه و پربازدهای را که حوثیها به کار میبرند، مهار کنند.
چرا مهم است
حدود ۱۲ درصد از تجارت دریایی جهانی از دریای سرخ عبور میکند و اختلالات مداوم کشتیها را مجبور به انتخاب مسیرهای پرهزینهتر کرده است که باعث افزایش تورم جهانی و قیمت انرژی میشود. اگر این ائتلاف منطقهای بتواند با موفقیت این کریدور را امن کند، میتواند زنجیرههای تأمین را تثبیت کرده و با کاهش وابستگی به ارتش آمریکا، معماری ژئوپلیتیک خاورمیانه را به طور اساسی تغییر دهد.
نکات کلیدی
- عربستان سعودی تشکیل یک ائتلاف دفاعی دریایی چندملیتی ۱۴ کشوری را برای تأمین امنیت دریای سرخ و خلیج عدن اعلام کرد.
- این ائتلاف شامل قدرتهای بزرگ با اکثریت مسلمان مانند ترکیه و پاکستان، به همراه پنج کشور ساحلی آفریقایی است.
- این ابتکار پس از محاصره دریایی اعلام شده توسط جنبش حوثیهای یمن علیه پادشاهی در ۲۰ ژوئیه صورت میگیرد.
- این ائتلاف یک مقر دائمی و فرماندهی مشترک در ریاض ایجاد میکند که نشاندهنده دوری از نیروهای ضربت تحت رهبری غرب است.
- امارات متحده عربی و اتیوپی به طور قابل توجهی مستثنی شدهاند که اصطکاک ژئوپلیتیک منطقهای جاری را برجسته میکند.
- بازارهای تانکر محتاط باقی میمانند و منتظر شواهد تجربی کاهش تنشها قبل از از سرگیری حجم عادی ترانزیت هستند.
اقتصاد جهانی به یک کریدور دریایی متکی است که ذینفعان اصلی آن قادر به تأمین امنیتش نیستند. دریای سرخ و تنگه بابالمندب حدود ۱۲ درصد از تجارت دریایی جهانی را جابجا میکنند و به عنوان یک مسیر حیاتی برای نفت، گاز طبیعی مایع و محمولههای کانتینری بین اروپا، آسیا و آفریقا عمل میکنند. با این حال، بار حفاظت از این شریان عمدتاً بر دوش نیروهای دریایی غربی بوده است. این عملیاتها که تحت رهبری ایالات متحده و بریتانیا انجام میشوند، از برتری تکنولوژیکی بالایی برخوردارند، اما حضور آنها از نظر سیاسی در خاورمیانه مسموم و از نظر مالی در برابر جنگ پهپادی نامتقارن و ارزان، ناپایدار است. تنش در قلب امنیت دریای سرخ، ناشی از عدم تطابق انگیزهها است: کشورهایی که بیشترین آسیب را از اختلالات حمل و نقل میبینند، فاقد ساختار نظامی یکپارچه برای متوقف کردن آنها هستند، در حالی که کشورهایی که ساختار نظامی را دارند، فاقد مشروعیت منطقهای برای عملیات بدون دامن زدن به مقاومت بیشتر هستند.[2]
در ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶، عربستان سعودی برای رفع این کمبود ساختاری اقدام کرد. این پادشاهی تشکیل «ائتلاف دفاعی دریایی چندملیتی» را اعلام کرد، یک ائتلاف ۱۴ کشوری که برای بومیسازی امنیت دریای سرخ، خلیج عدن و تنگه بابالمندب طراحی شده است. این ابتکار که در ریاض میزبانی شد، امضای یک بلوک جغرافیایی و سیاسی گسترده را تضمین کرد: عربستان سعودی، مصر، ترکیه، پاکستان، اردن، قطر، کویت، بحرین، بنگلادش، نیجریه، سودان، جیبوتی، سومالی و دولت به رسمیت شناخته شده یمن. ریاض با گردآوری این فهرست خاص از ۴۳ کشوری که در نشست اولیه شرکت کردند، تلاش میکند تا یک معماری امنیتی بسازد که به جای حملات جنبشی غربی، بر مالکیت منطقهای و گستره دیپلماتیک تکیه کند.[1][6]
کاتالیزور فوری این ائتلاف، تشدید شدید تهدیدات نامتقارن بود که به طور خاص متوجه دولت سعودی بود. در ۲۰ ژوئیه، جنبش حوثیهای یمن محاصره دریایی علیه این پادشاهی را اعلام کرد، اقدامی که با موفقیت حمل و نقل نفت را مختل کرد و باعث انحراف مسیرها از دریای سرخ شد. این چالش مستقیم برای حاکمیت سعودی، تلاشهای دیپلماتیکی را که ماهها به صورت پنهانی در جریان بود، تسریع کرد. اعلامیه ۳۰ ژوئیه فراتر از تلاشهای منطقهای قبلی است، زیرا بلافاصله زیرساختهای نهادی مورد نیاز برای هماهنگی نظامی را ایجاد میکند: یک مقر دائمی، یک فرماندهی مشترک، یک مرکز فرماندهی و کنترل، و یک مرکز عملیات دریایی ترکیبی، که همگی در خاک عربستان سعودی مستقر هستند.[3][4]
ترکیب ائتلاف نشاندهنده یک محاسبه استراتژیک عمدی توسط ریاض برای محاصره تهدید است. عربستان سعودی با وارد کردن قدرتهای نظامی بزرگ با اکثریت مسلمان مانند ترکیه و پاکستان، وزن متعارف و اعتبار دیپلماتیک بینالمللی را اضافه میکند. مشارکت ترکیه، که توسط وزارت دفاع ملی این کشور تأیید شد، نشاندهنده اولین استقرار عملیاتی یک پیمان دفاعی سهجانبه جدید است که تنها چند هفته قبل بین آنکارا، ریاض و اسلامآباد در مکه امضا شده بود. برای پاکستان، پیوستن به ائتلاف نیازمند یک اقدام متعادلکننده ظریف است؛ اسلامآباد اخیراً بین ایالات متحده و ایران میانجیگری کرده است و اکنون باید در یک نیروی تحت رهبری سعودی شرکت کند بدون اینکه تهران را که از نیروهای حوثی حمایت میکند، از خود برنجاند.[3]
به همان اندازه حیاتی، گنجاندن پنج کشور آفریقایی است که جناح غربی کریدور دریایی را امن میکند. جیبوتی، سودان و سومالی در امتداد حیاتیترین گلوگاههای استراتژیک این قاره قرار دارند. گنجاندن سومالی به ویژه قابل توجه است زیرا نشاندهنده یک همسویی مجدد منطقهای است، به طوری که موگادیشو پس از قطع روابط کلیدی نظامی و بندری با امارات متحده عربی، به سمت ریاض متمایل شده است. مشارکت مصر ناشی از یک ضرورت اقتصادی آشکار است؛ انحراف کشتیرانی جهانی به دور دماغه امید نیک، درآمدهای ترانزیتی کانال سوئز را به شدت کاهش داده و قاهره را مجبور کرده است تا از اکراه سنتی خود برای پیوستن به چارچوبهای نظامی تحت رهبری سعودی دست بکشد تا از به حاشیه رانده شدن استراتژیک خود جلوگیری کند.[2]
به همان اندازه حیاتی، گنجاندن پنج کشور آفریقایی است که جناح غربی کریدور دریایی را امن میکند.
علیرغم فهرست دیپلماتیک چشمگیر، اعتبار ائتلاف بلافاصله با شکافهای ساختاری در اعضای آن مورد آزمایش قرار میگیرد. امارات متحده عربی، رقیب اصلی ژئوپلیتیک عربستان سعودی در خلیج فارس و یک بازیگر دریایی بسیار توانمند، به طور قابل توجهی غایب است. این حذف نشاندهنده اصطکاک مداوم بین ریاض و ابوظبی بر سر برتری منطقهای و نفوذ در شاخ آفریقا است. علاوه بر این، اتیوپی – یک قدرت بزرگ محصور در خشکی با جمعیتی ۱۲۰ میلیونی که به شدت به دنبال دسترسی دریایی خود از طریق یک توافق بحثبرانگیز با سومالیلند است – به طور ساختاری کنار گذاشته شده است. این غیبتها تضمین میکند که ائتلاف انحصار ترتیبات امنیتی منطقهای را نخواهد داشت.[4]
چالش امنیتی اصلی پیش روی ائتلاف جدید، یک رویارویی متعارف دریایی نیست، بلکه یک تهدید نامتقارن ریشهدار است که از سواحل یمن نشأت میگیرد. جنبش حوثیها کنترل بخشهای تعیینکننده غربی خط ساحلی دریای سرخ یمن، از جمله بندر حیاتی حدیده و مسیرهای دریایی منتهی به تنگه بابالمندب را در دست دارد. این گروه بارها توانایی خود را در حمله به کشتیهای تجاری و نظامی با استفاده از زرادخانه پیچیدهای از موشکهای بالستیک ضد کشتی، قایقهای پهپادی مملو از مواد منفجره و پهپادهای هوایی نشان داده است. هر ساختار امنیتی که نتواند به طور معناداری این قابلیت خاص را تضعیف یا از آن جلوگیری کند، در معرض خطر تبدیل شدن به یک ساختار صرفاً تزئینی است.[4][5]
ارزیابیهای اطلاعاتی نشان میدهد که ماتریس تهدید از آزار و اذیت پراکنده به اخاذی نهادینه شده در حال تحول است. گزارشها حاکی از آن است که حوثیها در حال آمادهسازی برای رسمی کردن اهرم جغرافیایی خود با اعمال عوارض ترانزیتی بر کشتیهایی هستند که از تنگه بابالمندب عبور میکنند. این الگو به صراحت از اقدامات ایران در تنگه هرمز الگوبرداری میکند و بنا بر گزارشها از حمایت مشاورهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهره میبرد. اگر حوثیها با موفقیت یک سیستم عوارض را اجرا کنند، این امر نشاندهنده انتقال عظیم ثروت و مشروعیت به یک بازیگر غیردولتی خواهد بود که عملاً بخش قابل توجهی از تجارت جهانی را مشمول مالیات میکند.[4]
حضور دولت به رسمیت شناخته شده یمن در ائتلاف تحت رهبری سعودی، پوشش دیپلماتیک حیاتی و تداوم نمادین حاکمیت دولتی را فراهم میکند. با این حال، سهم واقعی آن در امنیت دریایی در جایی که بیشترین اهمیت را دارد، بسیار محدود است. دولت به رسمیت شناخته شده کنترل خط ساحلی غربی را در دست ندارد و فاقد ظرفیت دریایی برای به چالش کشیدن فیزیکی تسلط حوثیها بر آبهای ساحلی است. گنجاندن آن تضمین میکند که اقدامات ائتلاف به طور قانونی به عنوان حمایت از دولت مشروع یمن چارچوببندی شود، اما تعادل تاکتیکی قدرت در آب را تغییر نمیدهد.[4]
بازارهای کشتیرانی تجاری با شک و تردید محتاطانه به ابتکار ریاض واکنش نشان دادهاند. بازارهای تانکر و ارائهدهندگان بیمه دریایی، این اعلامیه را به عنوان یک تحول دیپلماتیک مثبت میبینند، اما انتظار دارند که تأثیر فوری بر نرخ حمل و نقل و حق بیمههای ریسک جنگ ناچیز باشد. مالکان کشتی قبل از اینکه مسیر طولانیتر، پرهزینهتر، اما ایمنتر را در اطراف نوک جنوبی آفریقا رها کنند، به شواهد واضح و تجربی از کاهش تنشهای منطقهای و بهبود پایدار در شرایط امنیت فیزیکی نیاز دارند. تا زمانی که ائتلاف ثابت کند میتواند موشکها را رهگیری کند یا از پرتابها جلوگیری نماید، ترافیک تجاری همچنان کاهش خواهد یافت.[1]
سابقه تاریخی ائتلافهای دریایی منطقهای در دریای سرخ، آرامش چندانی نمیدهد. در طول دهه ۱۹۷۰، کشورهای ساحلی تلاش کردند تا توافقنامههای امنیت جمعی را ایجاد کنند که در نهایت در میان جنگ سرد و درگیریهای منطقهای شکست خوردند. اخیراً، شورای کشورهای عربی و آفریقایی هممرز با دریای سرخ و خلیج عدن، که در سال ۲۰۲۰ تأسیس شد، عمدتاً روی کاغذ وجود داشت و فاقد بازوی اجرایی یا ترتیبات فرماندهی و کنترل بود. ائتلاف دفاعی دریایی چندملیتی جدید با ایجاد فوری ساختارهای فرماندهی مشترک از این امر درس گرفته است، اما زیرساختهای نهادی به طور خودکار به اثربخشی عملیاتی در برابر یک دشمن نامتقارن و سرسخت تبدیل نمیشود.[6]
در نهایت، ائتلاف تحت رهبری سعودی نشاندهنده یک آزمون عمیق برای توانایی منطقه در مدیریت امنیت خود بدون مداخله غرب است. اگر ائتلاف بتواند با موفقیت اطلاعات را به اشتراک بگذارد، اسکورتها را هماهنگ کند و از روابط دیپلماتیک خود با تهران برای مهار تجاوز حوثیها استفاده نماید، معماری ژئوپلیتیک خاورمیانه را به طور اساسی تغییر خواهد داد. اگر شکست بخورد، تأیید خواهد کرد که بازیگران منطقهای فاقد قدرت سخت لازم برای تأمین امنیت مسیرهای تجارت جهانی هستند و دریای سرخ را به طور دائمی در برابر هوسهای بازیگران غیردولتی و حفاظت پرهزینه و پرمخاطره سیاسی نیروهای دریایی غربی آسیبپذیر میسازد.[1][4]
بررسی عمیق دیدگاهها
مدل ائتلاف منطقهای (ابتکار ریاض)
یک ائتلاف ۱۴ کشوری تحت رهبری سعودی که بر مالکیت منطقهای و گستره دیپلماتیک به جای قدرت آتش غالب تأکید دارد.
مزایا: مشروعیت منطقهای را با گنجاندن کشورهای ساحلی کلیدی دریای سرخ در کنار قدرتهای بزرگ با اکثریت مسلمان به حداکثر میرساند. از مسمومیت سیاسی مداخله غرب اجتناب میکند و چارچوبی برای اشتراک اطلاعات بدون تحریک تشدید خودکار ایجاد میکند. معایب: فاقد داراییهای دریایی سنگین و قابلیتهای پیشرفته ضد موشک بالستیک نیروهای دریایی غربی است. به طور قابل توجهی امارات متحده عربی و اتیوپی را حذف میکند و شکافهای استراتژیک ایجاد مینماید. شواهد: ائتلاف ۱۴ امضا را تضمین کرد و یک مقر دائمی در ریاض تأسیس نمود، اگرچه تلاشهای منطقهای گذشته نتوانستند عملیاتی شوند. مناسب است زمانی که: هدف، همسویی دیپلماتیک بلندمدت و چارچوببندی امنیت دریایی به عنوان یک اولویت منطقهای واحد است. مناسب نیست زمانی که: با جنگ نامتقارن فوری و با شدت بالا مواجه هستیم که نیاز به ناوشکنهای مجهز به سامانه ایجیس برای رهگیری دارد.
مدل نیروی ضربت تحت رهبری غرب (عملیات نگهبان رفاه)
یک ائتلاف دریایی تحت رهبری آمریکا و بریتانیا که بر رهگیریهای تکنولوژیکی پیشرفته و حملات مستقیم به سایتهای پرتاب حوثیها متکی است.
مزایا: برتری تکنولوژیکی بینظیری را به ارمغان میآورد، از جمله گروههای ضربتی ناو هواپیمابر و توانایی رهگیری حملات پیچیده موشکهای بالستیک و پهپادهای گروهی. بازدارندگی فوری و سختافزاری را فراهم میکند. معایب: از نظر سیاسی برای دولتهای منطقهای بسیار حساس است که به آن بپیوندند. عمدتاً به عنوان یک سپر دفاعی عمل میکند که هزینههای مالی هنگفتی را متحمل میشود – استفاده از موشکهای رهگیر ۲ میلیون دلاری در برابر پهپادهای ۲۰ هزار دلاری – بدون تغییر واقعیت استراتژیک. شواهد: از زمان آغاز به کار، ائتلاف تحت رهبری آمریکا صدها پرتابه را رهگیری کرده است، با این حال حملات حوثیها با موفقیت بخش قابل توجهی از ترافیک ترانزیتی از طریق تنگه بابالمندب را فلج کرده است. مناسب است زمانی که: کشتیهای تجاری به حفاظت جنبشی فوری و سطح بالا در برابر تهدیدات موشکی پیشرفته نیاز دارند. مناسب نیست زمانی که: به دنبال یک راهحل سیاسی پایدار و بلندمدت هستیم، زیرا حضور ارتشهای غربی اغلب مقاومت نامتقارن را تقویت میکند.
مدل بازدارندگی نامتقارن (استراتژی حوثیها)
یک استراتژی کمهزینه و پربازده با استفاده از کنترل ساحلی و سلاحهای نامتقارن برای ایجاد اختلال در تجارت جهانی.
مزایا: بسیار مقرون به صرفه است. با کنترل بخشهای تعیینکننده غربی خط ساحلی دریای سرخ یمن، دشمنان را مجبور میکند تا به طور تصاعدی برای دفاع و حق بیمه هزینه بیشتری بپردازند. معایب: حملات هوایی تلافیجویانه ویرانگر به زیرساختهای داخلی را به دنبال دارد و انزوای بینالمللی را عمیقتر میکند. خطر بیگانهسازی قدرتهای منطقهای را که برای بقای اقتصادی به دریای سرخ متکی هستند، در پی دارد. شواهد: حوثیها محاصره دریایی را در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کردند که حمل و نقل نفت را مختل کرد، و اطلاعات نشان میدهد که آنها در حال آمادهسازی برای اعمال عوارض ترانزیتی مشابه تاکتیکهای ایران هستند. مناسب است زمانی که: یک بازیگر غیردولتی به دنبال به حداکثر رساندن اهرم فشار در برابر نیروهای متعارف بسیار برتر با بهرهبرداری از گلوگاههای جغرافیایی است. مناسب نیست زمانی که: بازیگر نیاز به حفظ خطوط دریایی باز و امن برای تجارت بینالمللی خود دارد.
منابع
[1]Argus Mediaحامیان امنیت منطقهای
Saudi Arabia unveils maritime defence alliance
مطالعه در Argus Media →[2]Business Insiderواقعگرایان ژئوپلیتیک
Saudi Arabia forms Red Sea security bloc with five African countries amid rising maritime tensions
مطالعه در Business Insider →[3]Middle East Eyeواقعگرایان ژئوپلیتیک
Turkey backs Saudi-led maritime defence coalition in Red Sea
مطالعه در Middle East Eye →[4]Horn Reviewتحلیلگران جنگ نامتقارن
The announcement of a Saudi led multinational maritime defence alliance
مطالعه در Horn Review →[5]Democracy Now!تحلیلگران جنگ نامتقارن
Saudi Arabia is forming a new military alliance with 13 other countries to protect shipping in the Red Sea
مطالعه در Democracy Now! →[6]Majallaحامیان امنیت منطقهای
On 30 July 2026, the declaration establishing the Multinational Maritime Defence Alliance was signed in Riyadh
مطالعه در Majalla →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.








