آیا توافقنامه دفاع مشترک مکه، تولد آرام یک نظم امنیتی غیرمتعهد در غرب آسیا است؟
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان یک پیمان دفاع متقابل را امضا کردهاند که از ماده ۵ ناتو الگوبرداری شده است. تحلیلگران در این باره که آیا توافقنامه مکه نشاندهنده یک تغییر واقعی به سمت استقلال استراتژیک است یا یک شراکت صنعتی نمادین که همچنان به چتر امنیتی آمریکا وابسته است، اختلاف نظر دارند.
به قلم الناز احمدی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- عملگرایان صنعتی
- این توافق را چارچوبی برای تولید مشترک دفاعی و ثبات مالی میبینند تا یک تله نظامی.
- حامیان استقلال استراتژیک
- این پیمان را گامی ضروری به سوی خوداتکایی منطقهای و پوشش ریسک در برابر خروج آمریکا میدانند.
- شکاکان منطقهای
- در مورد قابلیت عملیاتی پیمان تردید دارند و به شکستهای تاریخی ائتلافهای دفاعی خاورمیانه اشاره میکنند.
نکات کلیدی
- عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان توافقنامه دفاع مشترک مکه را در ۷ اوت ۲۰۲۶ امضا کردند و یک چارچوب دفاع جمعی به سبک ناتو ایجاد کردند.
- این پیمان سرمایه مالی سعودی، فناوری دفاعی-صنعتی ترکیه و نیروی انسانی نظامی پاکستان را ادغام میکند.
- این توافق بر اساس پیمان دفاعی دوجانبه سپتامبر ۲۰۲۵ بین ریاض و اسلامآباد بنا شده که با جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ تسریع شد.
- اگرچه شامل بند «حمله به یکی، حمله به همه است» میباشد، اما در حال حاضر فاقد فرماندهی نظامی مشترک یا مکانیسمهای ماشهای خودکار است.
- این ائتلاف به سه قدرت میانی اجازه میدهد تا بدون قطع روابط موجود خود با واشنگتن، در برابر غیرقابل پیشبینی بودن آمریکا پوشش ریسک ایجاد کنند.
چرا مهم است
توافقنامه مکه، سرمایه خلیج فارس، فناوری نظامی ترکیه و نیروی انسانی پاکستان را در یک چارچوب امنیتی واحد پیوند میدهد. چه این توافق به عنوان یک پیمان دفاع متقابل واقعی عمل کند و چه به عنوان یک استراتژی پوشش ریسک دیپلماتیک، اساساً موازنه قدرت در خاورمیانه را تغییر میدهد و محاسبات استراتژیک آمریکا در منطقه را پیچیده میکند.
در ۷ اوت ۲۰۲۶ (۱۶ مرداد ۱۴۰۵)، معماری ژئوپلیتیک خاورمیانه با امضای توافقنامه دفاع مشترک مکه تغییر کرد. این پیمان که در شهر مقدس سعودی توسط محمد بن سلمان، ولیعهد، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، رسمیت یافت، یک چارچوب امنیتی جمعی را بین سه قدرت نظامی مهم جهان اسلام ایجاد میکند. مفاد اصلی آن صریح و دارای طنین تاریخی است: حمله مسلحانه علیه هر یک از امضاکنندگان، حمله علیه هر سه تلقی خواهد شد. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، صراحتاً این تعهد را با ماده ۵ ناتو مقایسه کرد و نشاندهنده عصر جدیدی از همکاری دفاعی نهادینه شده در منطقهای است که به طور سنتی به تضمینهای امنیتی خارجی وابسته بود.[1][6]
کاتالیزور این همسویی بیسابقه، بیثباتی شدید منطقهای بود که در اثر جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ ایجاد شد. از آنجا که این درگیری آسیبپذیری زیرساختهای انرژی خلیج فارس و مراکز شهری در برابر حملات موشکی و پهپادی را آشکار کرد، جدول زمانی برای ادغام امنیتی منطقهای به سرعت تسریع شد. توافقنامه مکه در خلأ به وجود نیامد؛ بلکه مستقیماً بر اساس توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک که بین عربستان سعودی و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ امضا شد، بنا گردید. با وارد کردن ترکیه – عضوی از ناتو با یک پایگاه صنعتی-دفاعی پیشرفته – به این مجموعه، ترتیبات دوجانبه به یک محور سهجانبه قدرتمند تبدیل شد که برای نمایش بازدارندگی جمعی در سراسر مدیترانه شرقی، خلیج فارس و جنوب آسیا طراحی شده است.[1][7]
روی کاغذ، این ائتلاف داراییهای استراتژیک بسیار مکمل را ترکیب میکند و آسیبپذیریهای فردی هر کشور عضو را برطرف میسازد. ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو و یک صنعت پهپادی آزمودهشده در نبرد را در اختیار دارد که فعالانه به دنبال بازارهای صادراتی و سرمایهگذاری جدید است. عربستان سعودی عمیقترین ذخایر ثروت دولتی در منطقه را در اختیار دارد، اما از نظر تاریخی فاقد عمق جمعیتی و ظرفیت نظامی داخلی برای دفاع مستقل از مرزهای گسترده خود بوده است. پاکستان یک نیروی نظامی بزرگ و با تجربه رزمی و ابهام استراتژیک تنها کشور مسلح به سلاح هستهای در جهان اسلام را به همراه میآورد. این سه کشور در مجموع، بودجه دفاعی ترکیبی بیش از ۱۲٠ میلیارد دلار و نیروی فعال نزدیک به ۱.۴ میلیون پرسنل را نمایندگی میکنند.[2][5]
این توافق قبلاً فراتر از اعلامیههای نمادین به سمت ادغام نظامی ملموس حرکت کرده است. قبل از امضای رسمی در مکه، گزارش شده بود که پاکستان تقریباً ۸٠٠٠ سرباز، در کنار هواپیماهای جنگنده، وسایل نقلیه هوایی بدون سرنشین و یک سیستم دفاع هوایی، در عربستان سعودی مستقر کرده است. این استقرار پیشرو، یک سپر نظامی با قابلیت استقرار سریع برای محافظت از حساسترین مناطق استراتژیک پادشاهی در طول دوره آسیبپذیری بالا فراهم میکند. برای اسلامآباد، این تعهد امنیتی سود اقتصادی فوری به همراه داشت، به ویژه تزریق نقدی ۳ میلیارد دلاری از ریاض در آوریل ۲۰۲۶ که برای تثبیت ذخایر ارزی پاکستان حیاتی بود.[1][4]
این توافق قبلاً فراتر از اعلامیههای نمادین به سمت ادغام نظامی ملموس حرکت کرده است.
فراتر از جابجایی نیروها، توافقنامه مکه به عنوان یک کاتالیزور عظیم صنعتی-دفاعی عمل میکند. این پیمان ترتیبات تولید مشترک موجود، مانند تولید مشترک پهپاد رزمی بدون سرنشین آکینجی (Akinci) بین شرکت بایکار (Baykar) ترکیه و صنایع نظامی عربستان سعودی (SAMI) را که در سال ۲۰۲۳ آغاز شد، تعمیق میبخشد. مهمتر از آن، این توافق مذاکرات پیشرفتهای را برای مشارکت مالی عربستان سعودی در برنامه جت جنگنده نسل پنجم «کاآن» (Kaan) ترکیه تسهیل میکند. با تجمیع سرمایه و فناوری، امضاکنندگان فعالانه وابستگی خود به تأمینکنندگان تسلیحات غربی را کاهش میدهند و یک اکوسیستم دفاعی حلقه بسته ایجاد میکنند که آنها را از مشروطیتهای سیاسی که اغلب به فروش تسلیحات آمریکایی و اروپایی ضمیمه میشوند، مصون میدارد.[4][7]
علیرغم زبان پیمان به سبک ناتو، مکانیسمهای عملیاتی آن عمداً مبهم باقی ماندهاند. متن عمومی، فرماندهی نظامی مشترک، نیروهای یکپارچه دائمی، یا مکانیسم ماشه مشخصی برای پاسخ مسلحانه جمعی تعیین نمیکند. این ابهام استراتژیک دو هدف را دنبال میکند: حداکثر کردن اثر بازدارندگی در برابر دشمنان منطقهای مانند ایران، در عین حفظ انعطافپذیری حاکمیتی هر کشور عضو. تحلیلگران خاطرنشان میکنند که این توافق بیشتر به عنوان یک تله سیاسی و چارچوبی برای همافزایی صنعتی عمل میکند تا یک ائتلاف نظامی سخت که به طور خودکار هر سه کشور را به یک درگیری محلی بکشاند.[2][4]
مهمترین مخاطب توافقنامه مکه در واشنگتن نشسته است. در حالی که این پیمان نشاندهنده تلاشی آشکار برای پوشش ریسک در برابر عدم اطمینان در تضمینهای امنیتی آمریکا است، سیگنالی برای انحراف کامل از مدار ایالات متحده نیست. در نوامبر ۲۰۲۵، ریاض و واشنگتن توافقنامه دفاعی استراتژیک خود را امضا کردند که به عربستان سعودی وضعیت متحد اصلی غیرناتو اعطا کرد و راه را برای تحویل آتی جنگندههای اف-۳۵ (F-35) هموار ساخت. رهبری ایالات متحده علناً از پیمان مکه استقبال کرده و آن را به عنوان مکانیسم تقسیم بار تلقی میکند که به شرکای منطقهای اجازه میدهد مسئولیت بیشتری برای دفاع خود به عهده بگیرند. امضاکنندگان چتر آمریکا را رها نمیکنند؛ آنها صرفاً از اتکای انحصاری به آن خودداری میکنند.[4][5]
در نهایت، توافقنامه دفاع مشترک مکه نقشه استراتژیک لبه غربی اقیانوس هند و اقیانوس آرام را بازنویسی میکند. این پیمان با فروپاشی فاصله جغرافیایی و سیاسی بین آنکارا، ریاض و اسلامآباد، یک مرکز ثقل جدید در ژئوپلیتیک جهانی ایجاد میکند. این امر محاسبات استراتژیک چین را که روابط نزدیکی با هر سه کشور دارد و برای طرح کمربند و جاده خود به ثبات منطقهای متکی است، پیچیده میکند و هند و اسرائیل را مجبور میسازد تا با یک بلوک سنی منسجمتر و قاطعتر سازگار شوند. چه این توافق به یک ائتلاف نظامی کاملاً عملیاتی تبدیل شود و چه به عنوان یک شراکت صنعتی پیچیده باقی بماند، پایان قطعی عصری را رقم میزند که در آن قدرتهای خارجی به تنهایی معماری امنیتی خاورمیانه را دیکته میکردند.[2][3]
منابع
[1]WikipediaMecca Joint Defence Agreement
مطالعه در Wikipedia →
[2]Lowy Instituteحامیان استقلال استراتژیکThe Mecca Pact redraws the Indo-Pacific's western edge
مطالعه در Lowy Institute →
[3]Chatham Houseحامیان استقلال استراتژیکWhat to expect from the new Saudi-Turkey-Pakistan deal
مطالعه در Chatham House →
[4]Arab Center Washington DCعملگرایان صنعتیThe Mecca Joint Defense Agreement
مطالعه در Arab Center Washington DC →
[5]ThinkChinaحامیان استقلال استراتژیکIslamic Nato taking shape? What the Saudi-Pakistan-Turkey Mecca pact means for Iran, India & Israel
مطالعه در ThinkChina →
[6]International Institute for Strategic Studiesعملگرایان صنعتیThe Makkah Joint Defence Agreement
مطالعه در International Institute for Strategic Studies →
[7]Middle East Political and Economic Instituteشکاکان منطقهایMecca Joint Defence Agreement
مطالعه در Middle East Political and Economic Institute →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

