رفتن به محتوای اصلی
بررسی عمیق کوهستانمالیات دیجیتالنظارت بر منافع۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۲۶· 7 دقیقه مطالعه· در دیدگاه

آیا گسترش جهانی مالیات بر خدمات دیجیتال، پایان خاموش اقتدار مالیاتی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) است؟

در حالی که اجماع مالیاتی چندجانبه سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) متوقف شده است، کشورها به طور یکجانبه مالیات بر خدمات دیجیتال (DST) مبتنی بر درآمد ناخالص را اجرا می‌کنند و بار مالیاتی جهانی را به زنجیره‌های تأمین دیجیتال و مصرف‌کنندگان محلی منتقل می‌سازند.

به قلم یاسمن قربانی

حامیان حاکمیت قضایی بازار 45%هماهنگ‌کنندگان چندجانبه 35%حامیان کارایی شرکت‌ها 20%
حامیان حاکمیت قضایی بازار
استدلال می‌کنند که کشورها حق دارند ارزش استخراج شده از داده‌ها و توجه شهروندان خود را فوراً و بدون انتظار برای اجماع جهانی، مشمول مالیات کنند.
هماهنگ‌کنندگان چندجانبه
از چارچوب یکپارچه و مبتنی بر سود OECD برای جلوگیری از مالیات مضاعف، جنگ‌های تجاری و گسستگی اقتصاد دیجیتال حمایت می‌کنند.
حامیان کارایی شرکت‌ها
هشدار می‌دهند که DSTهای مبتنی بر درآمد ناخالص باعث انباشت مالیاتی می‌شوند، کسب‌وکارهای با حاشیه سود پایین را جریمه می‌کنند و در نهایت هزینه‌ها را به مصرف‌کنندگان منتقل می‌سازند.

چرا مهم است

اگر تبلیغات دیجیتال خریداری می‌کنید، از پلتفرم‌های رزرو استفاده می‌کنید، یا از طریق بازارهای آنلاین فروش دارید، هزینه تجارت فرامرزی در حال افزایش است. گسست در سیستم مالیاتی جهانی به این معناست که مالیات‌های ملی همپوشان به طور فزاینده‌ای از طریق زنجیره تأمین به مصرف‌کنندگان نهایی منتقل خواهند شد.

اگر کسب‌وکار کوچکی دارید که به تبلیغات دیجیتال متکی است، یا اگر مصرف‌کننده‌ای هستید که خدماتی را از طریق یک بازار آنلاین خریداری می‌کنید، هزینه زیربنایی وجود دیجیتال شما به آرامی در حال قیمت‌گذاری مجدد است. برای دهه‌ها، سیستم مالیاتی بین‌المللی بر اساس یک فرض ساده عمل می‌کرد: شرکت‌ها مالیات سود خود را در کشورهایی می‌پردازند که محصولات خود را طراحی، تولید و مدیریت می‌کنند. اما اقتصاد دیجیتال پیوند بین حضور فیزیکی و خلق ارزش را قطع کرد. اکنون، چشم‌انداز گسسته‌ای از مالیات‌های خدمات دیجیتال (DST) یکجانبه جایگزین نظم جهانی یکپارچه شده است که تهدید می‌کند هزینه‌های فزاینده را مستقیماً از طریق زنجیره تأمین دیجیتال به کاربران نهایی منتقل کند.[7]

در مرکز این تغییر، اقتدار رو به زوال سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) قرار دارد. برای سال‌ها، OECD به عنوان معمار بلامنازع هنجارهای مالیاتی جهانی خدمت کرده است. چارچوب بلندپروازانه «ستون اول» آن طراحی شده بود تا راه‌حل قطعی چندجانبه برای اقتصاد دیجیتال باشد و پیشنهاد می‌کرد که حق مالیات‌ستانی بر سود بزرگترین و سودآورترین شرکت‌های چندملیتی جهان به کشورهایی که کاربرانشان در آنجا ساکن هستند، تخصیص یابد. در ازای آن، کشورهای شرکت‌کننده با یک «توقف» (standstill) موافقت کردند و اجرای مالیات‌های دیجیتال یکجانبه خود را به حالت تعلیق درآوردند.[3]

اکنون آن توقف عملاً منقضی شده است و اجماع چندجانبه در حال فروپاشی است. دولت‌ها که از روند کند مذاکرات و بن‌بست سیاسی پیرامون کنوانسیون چندجانبه OECD ناامید شده‌اند، خودشان دست به کار شده‌اند. از اروپا تا آسیا، کشورها به طور تهاجمی DSTهای خود را راه‌اندازی می‌کنند. این‌ها مالیات بر سود شرکت‌ها نیستند، بلکه عوارضی بر درآمدهای ناخالص حاصل از کاربران محلی هستند – یک انحراف اساسی از سابقه یک قرن مالیات بین‌المللی.[4]

برای درک اهمیت این موضوع، باید به مکانیسم مالیات بر درآمد ناخالص نگاه کرد. برخلاف مالیات بر درآمد سنتی شرکت‌ها که تنها بر سودی که پس از کسر هزینه‌ها باقی می‌ماند وضع می‌شود، DST در لحظه معامله بر هر دلار درآمد اعمال می‌شود. اگر یک پلتفرم دیجیتال یک فروش را تسهیل کند، مالیات باید پرداخت شود، صرف نظر از اینکه آیا پلتفرم واقعاً از آن معامله خاص سودی کسب کرده است یا خیر، یا حتی آیا شرکت به طور کلی سودآور است یا نه.[1]

DSTهای یکجانبه شبکه‌ی انطباق (compliance) بسیار گسترده‌تری نسبت به چارچوب هدفمند OECD ایجاد می‌کنند.

این طراحی مبتنی بر درآمد ناخالص، یک اعوجاج اقتصادی شدید به نام انباشت مالیاتی (tax pyramiding) ایجاد می‌کند. از آنجایی که زنجیره‌های تأمین دیجیتال بسیار تخصصی هستند، یک تراکنش آنلاین واحد ممکن است شامل یک پلتفرم بازار، یک پردازشگر پرداخت و یک شبکه تبلیغاتی هدفمند باشد. اگر کشوری ۳ درصد DST وضع کند، این مالیات می‌تواند چندین بار اعمال شود، زیرا پرداخت‌ها از یک شرکت تخصصی به شرکت دیگر منتقل می‌شوند و نرخ مالیات مؤثر بر درآمد ترکیبی قبل از مالیات شرکت‌های درگیر را افزایش می‌دهد.[6]

بار این انباشت به طور نامتناسبی بر دوش کسب‌وکارهای با حاشیه سود پایین می‌افتد. یک موتور جستجوی بسیار سودآور با ۳۰ درصد حاشیه سود ممکن است به راحتی یک مالیات ۳ درصدی بر درآمد ناخالص خود را جذب کند. با این حال، برای یک واسطه دیجیتال که با حاشیه سود بسیار کم ۱۵ درصد کار می‌کند، مالیات ۳ درصدی بر درآمد ناخالص، ۲۰ درصد از کل سود آن را مصرف می‌کند. این پویایی عملاً تخصصی‌سازی و تقسیم کاری را که اقتصاد دیجیتال مدرن را بسیار کارآمد کرده است، جریمه می‌کند و شرکت‌ها را مجبور می‌کند یا عملیات خود را ادغام کنند یا هزینه‌های فزاینده را به مصرف‌کنندگان منتقل سازند.[1]

بار این انباشت به طور نامتناسبی بر دوش کسب‌وکارهای با حاشیه سود پایین می‌افتد.

با وجود این نقص‌های ساختاری، جذابیت سیاسی و مالی DSTها برای حوزه‌های قضایی بازار غیرقابل انکار است. برای کشورهایی با جمعیت زیاد اما تعداد نسبتاً کمی از غول‌های فناوری با دفتر مرکزی داخلی، DSTها یک جریان درآمدی فوری و سودآور را نشان می‌دهند که به راحتی قابل انتقال به خارج نیست. در دورانی که منابع مالی عمومی تحت فشار است، وعده مالیات‌ستانی از شرکت‌های فناوری خارجی صرفاً بر اساس تعامل کاربران محلی، یک سیاست داخلی بسیار محبوب است، صرف نظر از اصطکاک اقتصادی پایین‌دستی که ایجاد می‌کند.[7]

مالیات‌های مبتنی بر درآمد ناخالص به طور نامتناسبی واسطه‌های دیجیتال با حاشیه سود پایین را جریمه می‌کنند.

ناتوانی OECD در اجرای تعلیق خود، بحران گسترده‌تری در اقتدار نهادی را برجسته می‌کند. مدل مبتنی بر اجماع این سازمان نیازمند توافق یکپارچه در میان بیش از ۱۴۰ کشور در چارچوب فراگیر است. در دنیایی چندقطبی که با ملی‌گرایی اقتصادی فزاینده مشخص می‌شود، دستیابی به این یکپارچگی تقریباً غیرممکن ثابت شده است. ایالات متحده، که اکثریت شرکت‌های فناوری هدف قرار گرفته در آنجا مستقر هستند، اکراه عمیقی در تصویب پیمانی نشان داده است که حق مالیات‌ستانی را به پایتخت‌های خارجی واگذار می‌کند، در حالی که کشورهای در حال توسعه استدلال می‌کنند که چارچوب OECD به اندازه کافی برای تخصیص مجدد درآمدها پیش نمی‌رود.[3]

برای شرکت‌های چندملیتی، فروپاشی اجماع OECD به معنای یک کابوس انطباق (compliance) است. بخش‌های مالیاتی شرکت‌ها دیگر برای یک استاندارد جهانی واحد و یکپارچه آماده نمی‌شوند. در عوض، آنها مجبورند سیستم‌های داده‌ای سفارشی برای ردیابی مکان‌های کاربران، آدرس‌های IP و معیارهای تعامل دیجیتال در ده‌ها حوزه قضایی مختلف بسازند که هر کدام آستانه‌ها، تعاریف خدمات مشمول مالیات و الزامات گزارش‌دهی منحصر به فرد خود را دارند. جای تعجب نیست که نظرسنجی‌های اخیر صنعتی، گسترش DSTها را به عنوان بزرگترین منبع ریسک مالیاتی آینده برای کسب‌وکارهای جهانی رتبه‌بندی می‌کنند.[4]

ماهیت یکجانبه این مالیات‌ها همچنین شبح جنگ‌های تجاری بین‌المللی را احیا می‌کند. از آنجایی که DSTها عمدتاً شرکت‌های فناوری آمریکایی را هدف قرار می‌دهند، دولت ایالات متحده از لحاظ تاریخی آنها را به عنوان تعرفه‌های تبعیض‌آمیز که در لباس سیاست مالیاتی پنهان شده‌اند، تلقی کرده است. دولت‌های قبلی تهدید به تعرفه‌های تلافی‌جویانه علیه کشورهایی که DSTها را اجرا می‌کنند، کرده‌اند و انقضای توقف OECD سپر دیپلماتیکی را که این تنش‌های تجاری را مهار کرده بود، از بین می‌برد. مسلح کردن سیاست مالیاتی تهدید می‌کند که اقتصاد دیجیتال را در امتداد مرزهای ملی تکه‌تکه کند.[5]

فراتر از هزینه‌های مالی و انطباق فوری، ظهور DSTها نشان‌دهنده یک تغییر فلسفی عمیق در نحوه تعریف ارزش اقتصادی در جهان است. دولت‌ها با تأکید بر اینکه صرف حضور کاربران – که داده تولید می‌کنند و تبلیغات مشاهده می‌کنند – یک پیوند مالیاتی قابل وصول را تشکیل می‌دهد، اعلام می‌کنند که دسترسی به بازار خود یک دارایی حاکمیتی است که می‌توان از آن درآمد کسب کرد. این امر اقتصاد جهانی را از اصل مالیات‌ستانی از خالقان مالکیت فکری دور کرده و به سمت سیستمی سوق می‌دهد که از مصرف‌کنندگان خدمات دیجیتال مالیات می‌گیرد.[7]

انقضای توافق توقف OECD منجر به ایجاد چشم‌اندازی گسسته از مالیات‌های دیجیتال مستقل شده است.

در نهایت، این ادعا که DSTها توسط مدیران ثروتمند فناوری خارجی پرداخت می‌شوند، یک توهم اقتصادی است. تحقیقات دانشگاهی به طور مداوم نشان می‌دهد که بار این مالیات‌های مبتنی بر درآمد ناخالص عمدتاً به اقتصاد محلی منتقل می‌شود. هنگامی که کشوری DST بر تبلیغات دیجیتال وضع می‌کند، پلتفرم‌ها به سادگی هزینه موجودی تبلیغات را برای کسب‌وکارهای کوچک محلی افزایش می‌دهند. آن کسب‌وکارها نیز به نوبه خود قیمت کالاها و خدمات خود را افزایش می‌دهند. مالیات در نهایت توسط همان شهروندانی تحمل می‌شود که ظاهراً این سیاست برای منفعت آنها طراحی شده بود.[2]

اقتصاد جهانی اکنون در چهارراهی بین هماهنگی چندجانبه و گسستگی یکجانبه ایستاده است. «ستون اول» OECD همچنان پیچیده‌ترین تلاش فنی برای مدرن‌سازی قانون مالیات بین‌المللی است، اما دوام سیاسی آن در حال کم‌رنگ شدن است. هرچه کشورهای بیشتری متوجه شوند که می‌توانند DSTها را با موفقیت اجرا و جمع‌آوری کنند بدون اینکه منتظر اجازه جهانی بمانند، انگیزه برای مصالحه کاهش می‌یابد. دوران دیکته کردن یک قانون مالیاتی واحد و یکپارچه توسط OECD برای جهان ممکن است به آرامی به پایان خود نزدیک شود.[7]

کسب‌وکارها و مصرف‌کنندگان اکنون باید با یک چشم‌انداز دیجیتال که به طور دائمی پیچیده‌تر و گران‌تر است، سازگار شوند. اصطکاک تجارت دیجیتال فرامرزی افزایش خواهد یافت و هزینه دسترسی به پلتفرم‌های جهانی بالا خواهد رفت. گسترش مالیات بر خدمات دیجیتال دیگر یک تاکتیک مذاکراتی موقت نیست؛ بلکه به سرعت در حال تبدیل شدن به معماری دائمی اقتصاد دیجیتال جدید است و اساساً این موضوع را که چه کسی از اینترنت سود می‌برد و چه کسی هزینه آن را می‌پردازد، بازتعریف می‌کند.[7]

نکات کلیدی

  • اجماع چندجانبه OECD در مورد مالیات دیجیتال با انقضای توافق توقف مالیات‌های یکجانبه، در حال از هم پاشیدن است.
  • کشورها به طور فزاینده‌ای مالیات بر خدمات دیجیتال (DST) خود را بر اساس درآمد ناخالص و نه سود شرکت‌ها اجرا می‌کنند.
  • مالیات‌های مبتنی بر درآمد ناخالص باعث انباشت مالیاتی (tax pyramiding) شده و به طور نامتناسبی به واسطه‌های دیجیتال با حاشیه سود پایین و زنجیره‌های تأمین آسیب می‌رساند.
  • تحقیقات دانشگاهی نشان می‌دهد که هزینه DSTها عمدتاً به مصرف‌کنندگان محلی و کسب‌وکارهای کوچک منتقل می‌شود.
20%
مالیات مؤثر بر سود ناشی از ۳٪ DST برای شرکتی با ۱۵٪ حاشیه سود
3%
نرخ قانونی معمول DST بر درآمد ناخالص
140+
کشورهای عضو چارچوب فراگیر OECD

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

حامیان حاکمیت قضایی بازار 45%هماهنگ‌کنندگان چندجانبه 35%حامیان کارایی شرکت‌ها 20%
  1. [1]Tax Foundationحامیان کارایی شرکت‌ها

    Digital Services Taxes in Europe

    مطالعه در Tax Foundation
  2. [2]SSRNحامیان کارایی شرکت‌ها

    Navigating the Amazon: The Incidence of Digital Service Taxes

    مطالعه در SSRN
  3. [3]OECDهماهنگ‌کنندگان چندجانبه

    Statement by the OECD/G20 Inclusive Framework on BEPS

    مطالعه در OECD
  4. [4]Ernst & Youngحامیان کارایی شرکت‌ها

    US issues executive order on BEPS 2.0

    مطالعه در Ernst & Young
  5. [5]Internal Revenue Service

    Notice 2023-55

    مطالعه در Internal Revenue Service
  6. [6]PwCحامیان کارایی شرکت‌ها

    Digital Services Tax

    مطالعه در PwC
  7. [7]تیم سردبیری کوهستانهماهنگ‌کنندگان چندجانبه

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.