آهنربای دائم در برابر القایی: سبکسنگین کردن موتورهای خودروی الکتریکی از نظر بازدهی و هزینه
اگرچه موتورهای القایی از خطرات ژئوپلیتیکی عناصر خاکی کمیاب در امان هستند، اما موتورهای سنکرون آهنربای دائم به دلیل بازدهی و چگالی گشتاور بالاتر، همچنان استاندارد اصلی این صنعت به شمار میروند. این انتخاب، میزان پیمایش خودروی الکتریکی، اندازه باتری و آسیبپذیری زنجیره تامین آن را تعیین میکند.
به قلم بهروز ستاری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران مسافت پیمایش و پکیجینگ
- استدلال میکنند که بازدهی و چگالی توان برتر موتورهای آهنربای دائم برای به حداکثر رساندن مسافت پیمایش خودروی الکتریکی و به حداقل رساندن اندازه باتری ضروری است.
- مدافعان امنیت زنجیره تامین
- موتورهای القایی و با تحریک خارجی را در اولویت قرار میدهند تا اتکا به عناصر خاکی کمیاب را از بین برده و خطرات ژئوپلیتیکی را کاهش دهند.
- اپراتورهای ناوگان تجاری
- برای دوام بالا و پایداری حرارتی موتورهای القایی پیشرفته در کاربردهای حملونقل با چرخه کاری سنگین ارزش قائل هستند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- جوامع محلی درگیر استخراج عناصر خاکی کمیاب
- تولیدکنندگان سلولهای باتری
نکات کلیدی
- موتورهای سنکرون آهنربای دائم (PMSM) به دلیل بازدهی اوج ۹۴ تا ۹۷ درصدی، بر صنعت خودروهای الکتریکی تسلط دارند.
- موتورهای القایی AC از عناصر خاکی کمیاب استفاده نمیکنند، اما به دلیل تلفات هسته روتور، با افت بازدهی ۵ تا ۸ درصدی مواجه هستند.
- شکاف بازدهی موتورهای القایی نیازمند یک بسته باتری بزرگتر و سنگینتر برای دستیابی به همان مسافت پیمایش خودرو است.
- چین تقریباً ۹۰ درصد از تولید جهانی آهنربای دائم را کنترل میکند که یک آسیبپذیری شدید در زنجیره تامین برای خودروسازان ایجاد میکند.
چرا مهم است
معماری موتوری که یک خودروساز انتخاب میکند، مستقیماً بر مسافتی که یک خودروی الکتریکی با یک بار شارژ طی میکند و همچنین میزان آسیبپذیری خط تولید آن در برابر مناقشات تجاری بینالمللی تأثیر میگذارد. برای مصرفکنندگان و ناوگانهای حملونقل، این سبکسنگین کردن مهندسی، هم قیمت خرید اولیه و هم دوام بلندمدت خودرو را رقم میزند.
وقتی تسلا در سال ۲۰۱۷ محور عقب مدل ۳ را به موتور سنکرون آهنربای دائم تغییر داد، بیسروصدا به دوران موتورهای القایی جریان متناوب (AC) که نام شرکت از آن گرفته شده بود، پایان داد. این تصمیم کاملاً حسابشده و ریاضی بود: آهنرباهای دائم بازدهی در نقطه اوج بالاتری داشتند و به خودرو اجازه میدادند تا از یک باتری کوچکتر و سبکتر، مسافت پیمایش بیشتری بیرون بکشد. امروزه، در شرایطی که خودروسازان با محدودیتهای صادراتی سختگیرانهتری برای عناصر خاکی کمیابِ مورد نیاز این آهنرباها روبهرو هستند، صنعت خودرو در حال ارزیابی مجدد مزایا و معایب این دو معماری غالب موتور است. برای کسی که قصد خرید یک خودروی الکتریکی را دارد یا سازمان حملونقلی که میخواهد ناوگانی از اتوبوسهای برقی بخرد، انتخاب موتور نه تنها بازدهی خودرو، بلکه آسیبپذیری بلندمدت زنجیره تامین آن را نیز تعیین میکند.[2]
شرکت Power Electric در ارزیابی فنی خود از توپولوژیهای موتور خاطرنشان میکند: «موتورهای AC آهنربای دائم و القایی AC اکثریت موتورهای الکتریکی فروختهشده در سراسر جهان را تشکیل میدهند و در سال ۲۰۲۰ بیش از ۷۰ درصد از فروش موتورهای الکتریکی را به خود اختصاص دادهاند.» در بخش خودرو، این تسلط تقریباً مطلق است. تفاوت مکانیکی بین این دو سیستم به نحوه تولید میدان مغناطیسی برای چرخاندن روتور برمیگردد؛ تفاوتی که پروفایل عملکرد و هزینههای تولید آنها را از اساس تغییر میدهد.[1]
در یک موتور القایی AC، جریان متناوبی که به سیمپیچهای استاتور اعمال میشود، یک میدان مغناطیسی دوار ایجاد میکند که به نوبه خود جریان الکتریکی را در روتور القا میکند. این جریان القایی یک میدان مغناطیسی ثانویه میسازد و تعامل بین این دو، گشتاور تولید میکند. از آنجا که روتور باید کمی کندتر از میدان استاتور بچرخد - تفاوتی که به عنوان لغزش (slip) شناخته میشود - موتور ذاتاً بخشی از انرژی خود را به دلیل گرما و مقاومت الکتریکی از دست میدهد.[1]
موتورهای سنکرون آهنربای دائم (PMSM) این هدررفت القایی را از بین میبرند. در این موتورها به جای تکیه بر جریان القایی، آهنرباهای ثابتی در روتور تعبیه شده است - که معمولاً از آلیاژ نئودیمیوم، آهن و بور ساخته میشوند و مقادیری دیسپروزیوم برای جلوگیری از از دست رفتن خاصیت مغناطیسی در دماهای بالا دارند. از آنجا که میدان مغناطیسی روتور دائمی است و در هماهنگی کامل با استاتور میچرخد، موتور به طور کامل از تلفات هسته روتور جلوگیری میکند.[1]
نتیجه این امر، یک مزیت قابل اندازهگیری در چگالی توان و حفظ انرژی است. موتورهای آهنربای دائم به طور معمول به بازدهی اوج ۹۴ تا ۹۷ درصد میرسند، در حالی که این رقم برای یک موتور القایی معمولاً ۸۵ تا ۹۱ درصد است. این شکاف بازدهی، اقتصاد کل خودرو را دیکته میکند. موتوری که ۶ درصد بازدهی کمتری دارد، برای رسیدن به همان مسافت پیمایش، به یک بسته باتری نیاز دارد که ۶ درصد بزرگتر باشد.[3]
نتیجه این امر، یک مزیت قابل اندازهگیری در چگالی توان و حفظ انرژی است.
با قیمتهای فعلی سلولهای لیتیوم-یون، اضافه کردن چند کیلووات-ساعت ظرفیت باتری، هزینه بسیار بیشتری نسبت به آهنرباهای خاکی کمیاب داخل یک موتور PMSM دارد که معمولاً بین ۱٫۰ تا ۲٫۰ کیلوگرم در هر موتور وزن دارند. برای خودروسازانی که به دنبال بهینهسازی مسافت پیمایش و هزینه هستند، موتور آهنربای دائم همچنان استاندارد بیچونوچرای پیشرانه اصلی است و به آنها اجازه میدهد قدرت بیشتری را در پکیجی کوچکتر و سبکتر ارائه دهند.[1][3]
با این حال، اتکا به آهنرباهای دائم یک آسیبپذیری شدید در زنجیره تامین ایجاد میکند. چین تقریباً ۹۰ درصد از تولید جهانی آهنربای دائم و بخش اعظم ظرفیت پالایش عناصر خاکی کمیاب را در کنترل خود دارد. در سالهای اخیر، پکن با اعمال کنترلهای صادراتی بر عناصر خاکی کمیاب سنگین، از این تسلط بهرهبرداری کرده و خودروسازان غربی را مجبور کرده تا برای یافتن منابع جایگزین دستوپا بزنند و طرحهای بازیافت داخلی را سرعت ببخشند.[3]
این قرار گرفتن در معرض خطرات ژئوپلیتیکی، باعث علاقه دوباره به موتورهای القایی شده است، به ویژه برای محورهای ثانویه در خودروهای تمامچرخ محرک. از آنجا که موتور القایی فاقد آهنربای ثابت است، زمانی که برقی دریافت نمیکند، میتواند بدون هیچگونه کشش مغناطیسی هرزگردی کند. خودروسازان اغلب یک موتور آهنربای دائم با بازدهی بالا را در محور اصلی با یک موتور القایی در محور ثانویه جفت میکنند و دومی را تنها زمانی درگیر میکنند که به حداکثر شتاب یا کشش نیاز باشد.[1][3]
برای سازمانهای حملونقل عمومی و اپراتورهای ناوگان تجاری، این محاسبات کمی متفاوت است. اتوبوسهای برقی در چرخههای کاری قابل پیشبینی و سنگین کار میکنند، جایی که بازدهی مستقیماً به معنای کاهش هزینههای شارژ در طول یک عمر ۱۲ ساله است. اگرچه موتورهای آهنربای دائم بالاترین بازدهی را ارائه میدهند، اما آهنرباهای خاکی کمیاب آنها در زیر بارهای سنگین مداوم و دماهای بالا مستعد افت کیفیت هستند. در نتیجه، برخی از کاربردهای سنگین همچنان از موتورهای القایی پیشرفته استفاده میکنند و دوام بالا و استقلال زنجیره تامین را بر بازدهی مطلق در نقطه اوج ترجیح میدهند.[3]
اکنون صنعت در حال رقابت برای توسعه راه سومی است: موتورهایی که بدون اتکا به عناصر خاکی کمیاب، با بازدهی موتورهای PMSM برابری کنند. استارتاپها و تامینکنندگان معتبر رده اول در حال آزمایش موتورهای سنکرون با تحریک خارجی هستند که از یک ترانسفورماتور دوار برای تامین نیروی الکترومغناطیسی روتور استفاده میکنند، و همچنین میدانهای مغناطیسی پیشرفته مبتنی بر نرمافزار. تا زمانی که این فناوریها به تولید انبوه برسند، خودروسازان در یک بازی حفظ تعادل گرفتارند: یا خطرات زنجیره تامین آهنرباهای خاکی کمیاب را بپذیرند، یا به جریمه بزرگتر شدن اندازه باتری در موتورهای القایی تن دهند.[3]
بررسی عمیق دیدگاهها
طرفداران مسافت پیمایش و پکیجینگ
مهندسانی که مسافت پیمایش خودرو را در اولویت قرار میدهند، استدلال میکنند که بازدهی آهنرباهای دائم غیرقابل جایگزین است.
برای خودروسازانی که تمرکزشان بر به حداکثر رساندن مسافت پیمایش و به حداقل رساندن وزن خودرو است، موتور سنکرون آهنربای دائم به عنوان یک جزء غیرقابل مذاکره در نظر گرفته میشود. از آنجا که موتورهای PMSM تلفات هسته روتور را از بین میبرند، به طور مداوم بازدهی اوج بالای ۹۴ درصد را ارائه میدهند. این بازدهی در کل معماری خودرو اثر مرکب دارد: یک موتور کارآمدتر به بسته باتری کوچکتری نیاز دارد که وزن کلی خودرو را کاهش میدهد و این به نوبه خود بازدهی را بیشتر بهبود میبخشد. مدافعان این دیدگاه استدلال میکنند که بازگشت به موتورهای القایی نیازمند افزودن صدها پوند سلول لیتیوم-یون برای حفظ استانداردهای فعلی مسافت پیمایش است که عملاً هرگونه صرفهجویی در هزینه ناشی از حذف آهنرباهای خاکی کمیاب را از بین میبرد.
مدافعان امنیت زنجیره تامین
استراتژیستهای زنجیره تامین هشدار میدهند که اتکا به عناصر خاکی کمیاب یک تهدید موجودیتی برای تولید به شمار میرود.
کسانی که بر خطرات ژئوپلیتیکی تمرکز دارند، استدلال میکنند که وابستگی صنعت خودرو به نئودیمیوم و دیسپروزیوم یک آسیبپذیری حیاتی است. با توجه به اینکه چین تقریباً ۹۰ درصد از تولید جهانی آهنربای دائم و بخش اعظم پالایش عناصر خاکی کمیاب را کنترل میکند، خودروسازان غربی در معرض سهمیهبندیها یا تعرفههای ناگهانی صادرات قرار دارند. این گروه مدافع بازگشت سریع به موتورهای القایی AC پیشرفته یا توسعه موتورهای سنکرون با تحریک خارجی هستند. آنها استدلال میکنند که افت جزئی در بازدهی اوج، یک سبکسنگین کردن ضروری برای تضمین یک زنجیره تامین مقاوم و بومیسازیشده است که با مناقشات تجاری بینالمللی مختل نشود.
اپراتورهای ناوگان تجاری
سازمانهای حملونقل، دوام بالا و پایداری حرارتی را بر بازدهی مطلق در نقطه اوج ترجیح میدهند.
در بخش خودروهای سنگین، از جمله اتوبوسهای برقی شهری و حملونقل تجاری بار، پارامترهای عملیاتی به طور قابل توجهی با خودروهای سواری متفاوت است. موتورهای تجاری ساعتها تحت بارهای سنگین مداوم کار میکنند و گرمای عظیمی تولید میکنند. آهنرباهای خاکی کمیاب در دماهای شدید مستعد از دست دادن خاصیت مغناطیسی خود هستند و برای پایدار ماندن به سیستمهای خنککننده پیچیده یا افزودن عناصر خاکی کمیاب سنگین و گرانقیمت مانند دیسپروزیوم نیاز دارند. در نتیجه، بسیاری از اپراتورهای ناوگان و تولیدکنندگان خودروهای سنگین همچنان موتورهای القایی پیشرفته را ترجیح میدهند. برای این خریداران، دوام بالا و بدون آهنربای یک روتور القایی، عملکرد قابل اعتماد را در طول یک عمر ۱۲ ساله تضمین میکند که ارزش آن از صرفهجویی حاشیهای در هزینههای شارژ که یک موتور آهنربای دائم ممکن است فراهم کند، بیشتر است.
آنچه نمیدانیم
- آیا موتورهای سنکرون با تحریک خارجی میتوانند آنقدر ارزان تولید شوند که در مقیاس وسیع جایگزین موتورهای آهنربای دائم گردند.
- چگونه پیشرفتهای آینده در باتریهای حالت جامد ممکن است محاسبات نسبت وزن به بازدهی را که در حال حاضر به نفع آهنرباهای دائم است، تغییر دهد.
منابع
[1]Power Electricطرفداران مسافت پیمایش و پکیجینگAdvantages of Permanent Magnet AC Motors Over AC Induction Motors
مطالعه در Power Electric →
[2]WikipediaTesla, Inc.
مطالعه در Wikipedia →
[3]تیم سردبیری کوهستانمدافعان امنیت زنجیره تامینتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت خودرو اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

