گزارش سازمان ملل: ۴۵ کشور ۱۸ ماه پس از ضربالاجل، برنامههای اقلیمی بهروزرسانیشده خود را ارائه نکردهاند
یک چهارم از امضاکنندگان توافقنامه پاریس، مهلت حیاتی برای پایبندی به تعهدات را از دست دادهاند، که این امر ضعفهای ساختاری در سازوکارهای اجرایی این پیمان را آشکار میسازد.
به قلم آریا کاویانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- دیپلماتهای اقلیمی و سازمان ملل
- تمرکز بر حفظ چارچوب پیمان و اصرار بر تبعیت فوری.
- کشورهای در حال توسعه
- برجسته کردن شکاف مالی ساختاری و کمبود منابع فنی.
- حامیان صنایع
- استدلال میکنند که تبعیت داوطلبانه، اقتصادهای پایبند را مجازات میکند.
نکات کلیدی
- ممیزی سازمان ملل نشان میدهد که ۴۵ کشور ۱۸ ماه پس از ضربالاجل، در ارائه برنامههای اقلیمی بهروزرسانیشده خود کوتاهی کردهاند.
- این برنامههای مفقود شده یک چهارم کل امضاکنندگان توافقنامه پاریس، از جمله چندین اقتصاد بزرگ، را شامل میشوند.
- کشورهای در حال توسعه، عدم دریافت کمک مالی اقلیمی بینالمللی وعده داده شده را دلیل اصلی این تأخیر ذکر میکنند.
- این عدم تبعیت گسترده، محدودیتهای اتکای پیمان به فشار همتایان داوطلبانه را آشکار میسازد.
تصور رایج در مورد دیپلماسی بینالمللی اقلیمی این است که مانع اصلی، متقاعد کردن کشورها برای توافق بر سر یک هدف مشخص است. اما شواهد منتشر شده در این هفته واقعیت متفاوتی را نشان میدهد: گلوگاه واقعی، وادار کردن آنها به ارائه اسناد و مدارکی است که جزئیات چگونگی دستیابی به آن هدف را مشخص میکند. یک ممیزی جدید انطباق که توسط سازمان ملل منتشر شده، نشان میدهد که ۴۵ کشور – که تقریباً یک چهارم کل امضاکنندگان توافقنامه پاریس را تشکیل میدهند – ۱۸ ماه پس از ضربالاجل مقرر، در ارائه سهمهای تعیینشده ملی بهروزرسانیشده (NDCs) خود کوتاهی کردهاند. این سکوت اداری یک آسیبپذیری حیاتی در چارچوب جهانی اقلیمی را آشکار میسازد و نشان میدهد که تعهدات داوطلبانه به طور فزایندهای در مرحله اجرا متوقف میشوند.[6]
کنوانسیون چارچوب سازمان ملل در مورد تغییرات اقلیمی (UNFCCC) دادههای انطباق را روز چهارشنبه به آرامی منتشر کرد و آنچه تحلیلگران اقلیمی ماهها حدس میزدند را تأیید نمود. بر اساس «سازوکار جغجغهای» که در سال ۲۰۱۵ طراحی شد، کشورها موظفند هر پنج سال یک بار، برنامههای کاهش انتشار گازهای گلخانهای با جاهطلبی فزاینده ارائه دهند. آخرین چرخه رسماً در اوایل سال ۲۰۲۵ به پایان رسید، اما مهلت تمدید شده سازمان ملل اکنون منقضی شده و دهها پایتخت همچنان کاملاً سکوت کردهاند. حجم بالای برنامههای مفقود شده نشاندهنده یک فروپاشی سیستمی در سازوکار عملیاتی اصلی این پیمان است و روایت را از چند کشور عقبمانده منفرد به یک شکست نهادی گسترده تغییر میدهد.[1][6]
فهرست کشورهای غیرمنطبق محدود به اقتصادهای کوچک در حال توسعه که فاقد ظرفیت اداری برای مدلسازی گذارهای پیچیده انرژی هستند، نمیشود. این فهرست به طور برجسته شامل چندین عضو گروه ۲۰ (G20)، کشورهای با درآمد متوسط که به سرعت در حال صنعتی شدن هستند و صادرکنندگان بزرگ سوختهای فسیلی است. این ترکیب، محاسبات مربوط به پیشبینیهای گرمایش جهانی تا پایان قرن را به طور اساسی تغییر میدهد، زیرا این برنامههای مفقود شده درصد قابل توجهی از انتشار گازهای گلخانهای آتی پیشبینیشده را تشکیل میدهند. بدون این نقشههای راه بهروزرسانیشده، ناظران بینالمللی اقلیمی کورکورانه عمل میکنند و قادر نیستند به درستی ارزیابی کنند که آیا جهان به آستانه گرمایش ۱.۵ درجه سانتیگراد نزدیک میشود یا از آن دورتر میگردد.[2][4]

تحلیلگران بازار و سرمایهگذاران نهادی خاطرنشان میکنند که این شکست اداری پیامدهای مالی فوری و ملموسی به همراه دارد. صندوقهای ثروت دولتی، بانکهای توسعه چندجانبه و مدیران دارایی خصوصی برای تخصیص سرمایه به زیرساختهای سبز، به اندیسیها (NDCs) به عنوان نقشههای راه نظارتی تکیه میکنند. بدون برنامههای ملی بهروزرسانیشده، سرمایهگذاران فاقد اطمینان لازم برای تأمین مالی پروژههای بزرگ انرژی تجدیدپذیر، مدرنسازی شبکه یا زنجیرههای تأمین خودروهای الکتریکی در آن حوزههای قضایی هستند. سرمایه ذاتاً ریسکگریز است و فقدان یک سیاست اقلیمی رسمی، نشاندهنده بیثباتی نظارتی است و عملاً میلیاردها دلار سرمایهگذاری مستقیم خارجی بالقوه را برای کشورهای غیرمنطبق مسدود میکند.[2][7]
تحلیلگران بازار و سرمایهگذاران نهادی خاطرنشان میکنند که این شکست اداری پیامدهای مالی فوری و ملموسی به همراه دارد.
کشورهای در حال توسعه در این فهرست، به شدت در برابر چارچوببندی این گزارش مقاومت کرده و به شکاف مالی ساختاری شدید و مداوم اشاره میکنند. نمایندگان کشورهای جنوب جهانی استدلال میکنند که عدم ارائه برنامههای بهروزرسانیشده، نتیجه مستقیم کوتاهی کشورهای ثروتمند در ارائه ۱۰۰ میلیارد دلار کمک مالی اقلیمی سالانه وعده داده شده است. آنها معتقدند که این ریاکارانه است که سازمان ملل مدلهای پیچیده و فنی کربنزدایی در سطح اقتصاد ملی را مطالبه کند، در حالی که سرمایه لازم برای استخدام کارشناسان، انجام مدلسازی و اجرای سیاستهای حاصله محقق نشده است. از نظر این کشورها، اندیسیهای مفقود شده نه نشانه فقدان اراده سیاسی، بلکه نشانه فقدان منابع هستند.[3][4]
در مقابل، سیاستگذاران محافظهکار و حامیان صنایع در کشورهای غربی، گزارش سازمان ملل را تأییدی بر تردید دیرینه خود نسبت به چارچوب پاریس میدانند. آنها استدلال میکنند که اتکای این پیمان به تبعیت داوطلبانه، اساساً زمین بازی نابرابری ایجاد میکند. از نظر آنها، کشورهای پایبند، صنایع داخلی خود را با مقررات سختگیرانه و قیمتگذاری کربن مجازات میکنند، در حالی که یک چهارم جهان بدون مواجهه با هیچگونه پیامد اقتصادی یا دیپلماتیکی، این دستورالعمل را نادیده میگیرند. آنها هشدار میدهند که این پویایی، مشوق «نشت کربن» است، جایی که صنایع سنگین به سادگی به حوزههای قضایی غیرمنطبق منتقل میشوند و در نتیجه، خودزنی اقتصادی بدون کاهش خالص در انتشار جهانی گازهای گلخانهای رخ میدهد.[5]

کارشناسان سیاستهای زیستمحیطی هشدار میدهند که فقدان سازوکارهای اجرایی سازمان ملل اکنون آسیبپذیرترین نقطه این پیمان است. توافقنامه پاریس عمداً بدون مجازاتهای الزامآور طراحی شد و کاملاً بر دیپلماسی «نام بردن و شرمسار کردن» برای تضمین انطباق تکیه داشت. با این حال، هنگامی که ۴۵ کشور به طور همزمان یک ضربالاجل را از دست میدهند، خطر اعتباری عدم تبعیت به شدت کاهش مییابد. در کثرت، امنیت وجود دارد و مقیاس گسترده تخلف فعلی، فشار آوردن و منزوی کردن دولتهای منفرد توسط سازمان ملل یا کشورهای پایبند را از نظر سیاسی دشوار میسازد. سازوکار فشار همتایان تنها زمانی کار میکند که عدم انطباق یک استثنا باشد، نه یک قاعده.[1][7]
با نگاه به آینده، دبیرخانه UNFCCC تلاش میکند تا چرخه انطباق فعلی را قبل از نشست آتی COP31 در ماه نوامبر نجات دهد. دیپلماتها در حال کار از طریق کانالهای پشت پرده هستند تا حداقل چند مورد از برنامههای برجسته را برای رفع انسداد تضمین کنند. با این حال، کارشناسان اذعان دارند که تأخیر ۱۸ ماهه، جدول زمانی اجرای سیاستهای لازم برای رسیدن به اوج انتشار جهانی قبل از پایان دهه را فشرده کرده است. هر ماه که صرف انتظار برای اسناد اداری میشود، ماهی است که صرف ساخت زیرساختها نشده است و جامعه بینالمللی را با پنجرهای که به سرعت در حال کوچک شدن است، برای جلوگیری از شدیدترین پیامدهای ساختاری گرمایش سیاره، مواجه میسازد.[6][7]
محیط ژئوپلیتیک گستردهتر، تلاشها برای اجرای ضربالاجل را پیچیدهتر کرده است. با وجود اختلافات تجاری، درگیریهای منطقهای و تغییر اولویتهای سیاسی داخلی که توجه رهبران جهان را به خود جلب کرده، دیپلماسی اقلیمی در سلسله مراتب روابط بینالملل به پایین سقوط کرده است. UNFCCC خود را در حال رقابت برای پهنای باند دیپلماتیک در پایتختهایی میبیند که در حال حاضر بر امنیت اقتصادی فوری و انعطافپذیری زنجیره تأمین متمرکز هستند. تا زمانی که انطباق اقلیمی مستقیماً به توافقنامههای تجاری یا بازسازی بدهیهای حاکمیتی مرتبط نشود، سازمان ملل احتمالاً همچنان با اجرای ضربالاجلهای اداری در یک نظم جهانی متشتت دست و پنجه نرم خواهد کرد.[1][3]
چرا مهم است
توافقنامه پاریس کاملاً متکی بر فشار همتایان است تا مجازاتهای الزامآور. این عدم تبعیت گسترده، یکپارچگی ساختاری اهداف جهانی اقلیمی را تهدید میکند و به بازارها سیگنال میدهد که تعهدات ملی ممکن است به سیاستهای واقعی تبدیل نشوند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیپلماتهای اقلیمی و سازمان ملل
تمرکز بر حفظ چارچوب پیمان و اصرار بر تبعیت فوری.
مقامات بینالمللی اقلیمی تأکید میکنند که توافقنامه پاریس تنها چارچوب عملی برای هماهنگی یک پاسخ جهانی به افزایش دما باقی میماند. آنها استدلال میکنند که اگرچه تأخیر در ارائه برنامهها یک عقبگرد جدی است، اما ماهیت تکراری این پیمان برای جذب دورههای حواسپرتی ژئوپلیتیکی طراحی شده است. هدف اصلی آنها جلوگیری از تبدیل شکست اداری فعلی به فروپاشی گستردهتر مشروعیت پیمان است و تلاشهای دیپلماتیک را بر تضمین ارائه برنامهها از سوی بزرگترین منتشرکنندگان گازهای گلخانهای در میان ۴۵ کشور متخلف، قبل از نشست بزرگ بعدی، متمرکز میکنند.
کشورهای در حال توسعه
برجسته کردن شکاف مالی ساختاری و کمبود منابع فنی.
نمایندگان کشورهای جنوب جهانی استدلال میکنند که ممیزی انطباق سازمان ملل واقعیتهای اقتصادی اساسی گذار انرژی را نادیده میگیرد. آنها اشاره میکنند که کشورهای ثروتمند به طور مداوم در ارائه ۱۰۰ میلیارد دلار کمک مالی اقلیمی سالانه وعده داده شده کوتاهی کردهاند و اقتصادهای در حال توسعه را بدون سرمایه لازم برای مدلسازی مسیرهای پیچیده کربنزدایی یا اجرای سیاستهای حاصله رها کردهاند. از این منظر، ضربالاجلهای از دست رفته نه رد توافقنامه پاریس، بلکه نتیجه مستقیم عدم پایبندی جهان توسعهیافته به تعهدات مالی خود است.
حامیان صنایع و شکاکان
استدلال میکنند که تبعیت داوطلبانه، اقتصادهای پایبند را مجازات میکند.
سیاستگذاران محافظهکار و گروههای صنایع سنگین، عدم تبعیت گسترده را دلیلی بر نقص ساختاری چارچوب پاریس میدانند. آنها استدلال میکنند که اتکا به تعهدات داوطلبانه سیستمی را ایجاد میکند که در آن کشورهای پایبند، اقتصادهای خود را با مقررات سختگیرانه و مالیات کربن تحت فشار قرار میدهند، در حالی که یک چهارم جهان قوانین را بدون مواجهه با تعرفه یا تحریم نادیده میگیرند. این گروه طرفدار فاصله گرفتن از اهداف داوطلبانه با واسطه سازمان ملل و حرکت به سمت توافقنامههای تجاری دوجانبه الزامآور هستند که شامل تعدیلهای صریح مرزی کربن برای جلوگیری از خودزنی اقتصادی باشد.
روند رویداد
دسامبر ۲۰۱۵
توافقنامه پاریس تصویب شد و یک چرخه پنج ساله برای تعهدات اقلیمی با جاهطلبی فزاینده ایجاد کرد.
فوریه ۲۰۲۵
ضربالاجل رسمی برای کشورها جهت ارائه سهمهای تعیینشده ملی بهروزرسانیشده (NDCs) سپری شد.
آگوست ۲۰۲۶
سازمان ملل ممیزی انطباق را منتشر کرد که نشان میدهد ۴۵ کشور هنوز برنامههای خود را ارائه نکردهاند.
منابع
[1]Reutersدیپلماتهای اقلیمی و سازمان ملل
UN audit reveals 45 nations missed critical climate plan deadline
مطالعه در Reuters →[2]Bloombergحامیان صنایع
Missing NDCs threaten green investment pipelines across emerging markets
مطالعه در Bloomberg →[3]Al Jazeeraکشورهای در حال توسعه
Developing nations cite funding gap as UN climate deadline passes
مطالعه در Al Jazeera →[4]The Guardianدیپلماتهای اقلیمی و سازمان ملل
A quarter of Paris Agreement signatories fail to update emission targets
مطالعه در The Guardian →[5]Fox Newsحامیان صنایع
UN climate treaty faces widespread noncompliance as 45 countries ignore mandate
مطالعه در Fox News →[6]UNFCCC Officialدیپلماتهای اقلیمی و سازمان ملل
Status of Nationally Determined Contributions (NDCs) Submissions
مطالعه در UNFCCC Official →[7]Politicoکشورهای در حال توسعه
Diplomats scramble to salvage climate compliance cycle ahead of COP31
مطالعه در Politico →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.









