حد نصاب ۵۵ درصد اعضا و ۶۵ درصد جمعیت: اتحادیه اروپا چگونه قانون تصویب میکند؟
اتحادیه اروپا برای تصویب بیشتر قوانین خود به موافقت دستکم ۱۵ کشور از ۲۷ کشور عضو نیاز دارد، به شرطی که این کشورها نماینده نزدیک به دو سوم کل جمعیت این اتحادیه باشند. این سیستم دوگانه، برابری حاکمیتی کشورهای کوچکتر را با وزن جمعیتی کشورهای بزرگتر متوازن میکند.
به قلم حسین زارعی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران همگرایی
- استدلال میکنند که گسترش رأیگیری با اکثریت واجد شرایط به تمام حوزههای سیاستی ضروری است تا از فلج شدن اتحادیه توسط وتوی یک کشور جلوگیری شود.
- مدافعان حاکمیت ملی
- تأکید دارند که اتفاق آرا در سیاست خارجی و مالیات برای محافظت از منافع حیاتی ملی کشورهای عضو کوچکتر ضروری است.
- عملگرایان طالب اجماع
- حد نصابهای فعلی اکثریت واجد شرایط را ابزاری مؤثر برای وادار کردن به سازش میدانند و ترجیح میدهند به جای غلبه بر اقلیتها با رأیگیری، بر سر توافقهای گسترده مذاکره کنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- شرکای تجاری غیر عضو اتحادیه اروپا که تحت تأثیر این مقررات قرار میگیرند
- احزاب سیاسی بدبین به اروپا که مدافع خروج از اتحادیه هستند
چرا مهم است
این فرمول ریاضی تعیین میکند که مقررات زیستمحیطی، سیاستهای تجاری و قوانین فناوری که بر ۴۵۰ میلیون نفر تأثیر میگذارند و اغلب استانداردهای جهانی را تعیین میکنند، چگونه به تصویب برسند. این سازوکار از تسلط چند کشور بزرگ بر قاره جلوگیری میکند و در عین حال مانع از آن میشود که ائتلافی از کشورهای کوچک، اکثریت جمعیت را نادیده بگیرند.
برخلاف کنگره ایالات متحده که برابری ایالتها و اندازه جمعیت را در دو مجلس قانونگذاری مجزا متوازن میکند، شورای وزیران اتحادیه اروپا این تعادل را در یک سازوکار رأیگیری واحد به دست میآورد. هنگامی که وزیران ملی برای تصویب قوانین در بروکسل گرد هم میآیند، صرفاً دستها را نمیشمارند. در عوض، آنها از یک فرمول دوگانه استفاده میکنند که به عنوان رأیگیری با اکثریت واجد شرایط (QMV) شناخته میشود.[1][5]
برای تصویب یک قانون استاندارد، شورا به رأی مثبت ۵۵ درصد از کشورهای عضو نیاز دارد که در حال حاضر به معنای ۱۵ کشور از ۲۷ کشور است. با این حال، این ۱۵ کشور باید نماینده دستکم ۶۵ درصد از کل جمعیت اتحادیه اروپا نیز باشند؛ رقمی که تقریباً ۴۵۰ میلیون ساکن را در بر میگیرد.[1]
این سیستم اکثریت مضاعف که توسط پیمان لیسبون ایجاد شد و در سال ۲۰۱۴ به اجرا درآمد، جایگزین سیستم بسیار پیچیدهای از آرای وزندار شد که از زمان پیمان نیس بر این اتحادیه حاکم بود. شورای اروپا خاطرنشان میکند که «روش استاندارد رأیگیری در شورا اکثریت واجد شرایط است» که در مورد حدود ۸۰ درصد از کل قوانین اتحادیه اروپا اعمال میشود.[1]
الزام جمعیتی مانع از آن میشود که ائتلافی از کشورهای عضو کوچکتر، قوانینی را بر اکثریت مردم اروپا تحمیل کنند. در مقابل، حد نصاب ۵۵ درصدی کشورها تضمین میکند که پرجمعیتترین کشورها - یعنی آلمان، فرانسه و ایتالیا - نمیتوانند بدون حمایت گسترده جغرافیایی، سیاستهای خود را به بقیه قاره دیکته کنند.[5]
این سیستم همچنین دارای سازوکار خاصی برای محافظت از منافع اقلیت است که به عنوان اقلیت مسدودکننده شناخته میشود. برای جلوگیری از تصویب یک اقدام، کشورهای مخالف باید نماینده دستکم ۳۵ درصد از جمعیت اتحادیه اروپا به علاوه یک کشور عضو دیگر باشند.[1][2]
این سیستم همچنین دارای سازوکار خاصی برای محافظت از منافع اقلیت است که به عنوان اقلیت مسدودکننده شناخته میشود.
در عمل، این بدان معناست که برای تشکیل یک اقلیت مسدودکننده به حداقل چهار کشور عضو نیاز است. اگر حد نصاب صرفاً جمعیتی بود، آلمان (با حدود ۱۹ درصد از جمعیت اتحادیه اروپا)، فرانسه (۱۵ درصد) و ایتالیا (۱۳ درصد) از نظر تئوری میتوانستند به تنهایی قوانین را مسدود کنند. قانون چهار کشور، کشورهای بزرگ را مجبور میکند تا برای متوقف کردن یک پیشنهاد، دستکم یک متحد کوچکتر پیدا کنند.[1][5]
رأیگیری با اکثریت واجد شرایط به صورت مجزا عمل نمیکند. بر اساس آنچه پایگاه حقوقی «یور-لکس» (EUR-Lex) به عنوان «رویه قانونگذاری عادی» تعریف میکند، شورا قدرت قانونگذاری خود را با پارلمان اروپا که مستقیماً انتخاب میشود، به اشتراک میگذارد. این پایگاه داده حقوقی بیان میکند: «تحت رویه قانونگذاری عادی، شورا با اکثریت واجد شرایط عمل میکند»، به این معنی که هر دو نهاد باید بر سر متن نهایی توافق کنند تا یک دستورالعمل یا مقررات به قانون تبدیل شود.[2][3]
در حالی که اکثریت واجد شرایط یک استاندارد است، اتفاق آرا همچنان برای حساسترین حوزههای حاکمیت ملی الزامی است. تصمیمگیری در مورد مالیات، الحاق اعضای جدید به اتحادیه اروپا و سیاست خارجی و امنیتی مشترک، همچنان نیازمند موافقت هر ۲۷ کشور عضو است.[1][3]
این الزام به اتفاق آرا به طور فزایندهای به یک نقطه اصطکاک ساختاری تبدیل شده است. در سالهای اخیر، تکتک کشورهای عضو از حق وتوی خود برای گرفتن امتیاز در موضوعات نامرتبط استفاده کردهاند؛ بارزترین نمونه آن زمانی بود که مجارستان بسته کمک مالی ۵۰ میلیارد یورویی به اوکراین را در اواخر سال ۲۰۲۳ به تأخیر انداخت.[4][5]
در نتیجه، فشار مستمری در میان طرفداران همگرایی و چندین کشور بزرگ عضو برای گسترش اکثریت واجد شرایط به سیاست خارجی وجود دارد. مرکز مطالعات سیاست اروپا تأکید میکند که حرکت به سمت اکثریت واجد شرایط در امور خارجی «از گروگان گرفته شدن اقدام خارجی اتحادیه اروپا توسط تکتک کشورهای عضو جلوگیری میکند»، اگرچه کشورهای کوچکتر از از دست دادن اهرم دیپلماتیک نهایی خود بیم دارند.[4]
ریاضیات این حد نصاب پس از خروج بریتانیا از این اتحادیه در سال ۲۰۲۰ به طور قابل توجهی تغییر کرد. حذف کشوری که نماینده نزدیک به ۱۳ درصد از جمعیت اتحادیه اروپا بود، تعداد مطلق شهروندان مورد نیاز برای رسیدن به مرز ۶۵ درصد را کاهش داد و به طور ناخواسته وزن نسبی آرای کشورهای بزرگ باقیمانده، به ویژه آلمان و فرانسه را افزایش داد.[5]
با وجود حد نصابهای دقیق ریاضی، شورا به ندرت رأیگیری رسمی را تحمیل میکند. این نهاد بر اساس فرهنگ اجماع عمل میکند، جایی که صرف حضور الزامات ۵۵ و ۶۵ درصدی به عنوان مبنایی برای مذاکرات عمل میکند. وزیران معمولاً پیشنهادها را تا رسیدن به یک اجماع گسترده اصلاح میکنند و از سایه اکثریت واجد شرایط برای پیشبرد سازش استفاده میکنند تا ثبت اختلافات.[1][5]
بررسی عمیق دیدگاهها
طرفداران همگرایی
حامیان همگرایی عمیقتر اتحادیه اروپا استدلال میکنند که قوانین اتفاق آرا این اتحادیه را فلج میکند و باید به طور کامل با اکثریت واجد شرایط جایگزین شود.
مدافعان گسترش اکثریت واجد شرایط، از جمله چندین کشور بزرگ عضو و پارلمان اروپا، استدلال میکنند که الزام فعلی به اتفاق آرا در سیاست خارجی و مالیات به تکتک کشورها اجازه میدهد کل اتحادیه را به گروگان بگیرند. آنها به مواردی اشاره میکنند که در آن کشورهای منفرد، اقدام دستهجمعی را برای گرفتن امتیازات مالی نامرتبط وتو کردهاند. آنها استدلال میکنند که با گسترش اکثریت واجد شرایط به تمام حوزههای سیاستی، اتحادیه اروپا میتواند با سرعت بیشتری به بحرانهای ژئوپلیتیکی واکنش نشان دهد و دموکراتیکتر عمل کند و به جای اعتراضات یک کشور استثنا، اراده اکثریت قاطع را بازتاب دهد.
مدافعان حاکمیت ملی
کشورهای عضو کوچکتر و دولتهای ملیگرا، وتو را به عنوان سپری حیاتی در برابر تسلط کشورهای بزرگتر میدانند.
برای کشورهای عضو کوچکتر، قانون اتفاق آرا در حوزههای حساس یک تضمین غیرقابل مذاکره برای حاکمیت ملی است. آنها استدلال میکنند که بدون حق وتو، کشورهای بزرگی مانند آلمان و فرانسه میتوانند از وزن جمعیتی خود برای تحمیل سیاستهای خارجی یا هماهنگسازیهای مالیاتی استفاده کنند که به شدت به منافع اقتصادی یا امنیتی کشورهای کوچکتر آسیب میرساند. از این منظر، الزام به اجماع تضمین میکند که اتحادیه اروپا به جای یک ابرقدرت فدرال که میتواند اعضای خود را در مسائل مربوط به منافع حیاتی ملی نادیده بگیرد، همچنان ائتلافی از کشورهای برابر و دارای حاکمیت باقی بماند.
عملگرایان طالب اجماع
رهبران نهادی، حد نصابهای اکثریت واجد شرایط را در درجه اول به عنوان سازوکاری برای وادار کردن به سازش میدانند تا ابزاری برای غلبه بر اقلیتها با رأیگیری.
در درون خود شورا، حد نصابهای ریاضی اکثریت واجد شرایط اغلب به عنوان یک پسزمینه در نظر گرفته میشوند تا یک سلاح. عملگرایان نهادی استدلال میکنند که ارزش واقعی قانون ۵۵/۶۵ این است که تشکیل یک اقلیت مسدودکننده را دشوار میکند، که به نوبه خود کشورهای مخالف را ترغیب میکند تا به جای گفتن یک «نه» ساده، بر سر اصلاحات مذاکره کنند. از آنجا که غلبه بر یک کشور عضو با رأیگیری میتواند باعث ایجاد نارضایتی سیاسی پایدار شود، شورا معمولاً به مذاکره ادامه میدهد تا به یک اجماع گسترده دست یابد و از تهدید رأیگیری با اکثریت واجد شرایط برای نگه داشتن همه طرفها در پای میز مذاکره استفاده میکند.
آنچه نمیدانیم
- آیا کشورهای عضو با تغییرات در پیمان که اکثریت واجد شرایط را به سیاست خارجی و مالیات گسترش میدهد، موافقت خواهند کرد یا خیر.
- چگونه گسترشهای آینده اتحادیه اروپا، که احتمالاً شامل اوکراین نیز میشود، تعادل جمعیتی حد نصاب ۶۵ درصدی را تغییر خواهد داد.
نکات کلیدی
- بیشتر قوانین اتحادیه اروپا نیازمند تأیید ۵۵ درصد از کشورهای عضو (۱۵ کشور از ۲۷ کشور) است.
- این کشورهای تأییدکننده باید نماینده دستکم ۶۵ درصد از کل جمعیت اتحادیه اروپا باشند.
- یک اقلیت مسدودکننده نیازمند حداقل چهار کشور عضو است که نماینده بیش از ۳۵ درصد از جمعیت باشند.
- این سیستم قدرت رأیگیری کشورهای کوچک را با وزن جمعیتی کشورهای بزرگ متوازن میکند.
- حوزههای حساسی مانند سیاست خارجی و مالیات همچنان نیازمند رأی متفقالقول هر ۲۷ کشور است.
منابع
[1]European Councilعملگرایان طالب اجماعQualified majority
مطالعه در European Council →
[2]EUR-LexQualified majority voting and the ordinary legislative procedure
مطالعه در EUR-Lex →
[3]European Parliamentطرفداران همگراییThe ordinary legislative procedure
مطالعه در European Parliament →
[4]Centre for European Policy Studiesطرفداران همگراییQualified Majority Voting in EU Foreign Policy
مطالعه در Centre for European Policy Studies →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در اخبار و سیاست
مشاهده همه →حقوق بینالملل
اصل صلاحیت تکمیلی: دیوان کیفری بینالمللی چگونه به حوزههای قضایی ملی ارجاع میدهد
6 منبع
حقوق بینالملل
پنج عمل ممنوعه و شرط سوءنیت خاص: کنوانسیون ۱۹۴۸ چگونه «جنایتِ جنایات» را تعریف میکند؟
6 منبع
Cyber Espionage
هشدار مشترک آمریکا، بریتانیا و هلند درباره عملیات سایبری و جاسوسافزار مرتبط با ایران
4 منبع
خروج از طبقهبندی اطلاعات
بررسی واقعیت: آیا اسناد جدید تأیید میکنند که دولت اوباما ادعای دخالت روسیه را جعل کرده بود؟
6 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





