مکانیسم هزینه یکنواخت شده انرژی (LCOE) و اینکه چرا تصویر کاملی ارائه نمیدهد
در حالی که LCOE همچنان معیار استاندارد برای مقایسه هزینههای تولید برق است، ناتوانی آن در لحاظ کردن ادغام شبکه و قابلیت اعزام، سیاستگذاران را مجبور به پذیرش مدلهای ارزشگذاری جدیدی کرده است.
به قلم کتایون کردی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اپراتورهای شبکه و برنامهریزان اطمینانپذیری
- طرفدار معیارهای ارزش سیستمی هستند که برای تضمین پایداری شبکه، قابلیت اعزام و هزینههای ادغام را در نظر میگیرند.
- اقتصاددانان سنتی انرژی
- طرفدار LCOE استاندارد شده به دلیل سادگی و سازگاری تاریخی آن در ردیابی هزینههای تولید فناوری هستند.
هنگامی که یک مشترک برق قبض ماهانه خود را باز میکند، اعداد منعکسکننده یک سیستم گسترده و بههمپیوسته از سرمایهگذاریهای کلان، هزینههای سوخت و نگهداری شبکه هستند. برای دهها سال، تصمیماتی که این قبوض را شکل دادهاند—اینکه کدام نیروگاهها ساخته و کدام بازنشسته شوند—توسط یک معیار واحد و غالب هدایت شده است: هزینه یکنواخت شده انرژی (LCOE).[6]
در اصل، LCOE یک نسبت مالی است. این معیار کل هزینه چرخه عمر ساخت، بهرهبرداری و سوخترسانی یک نیروگاه را بر کل انرژیای که انتظار میرود نیروگاه در طول عمر عملیاتی خود تولید کند، تقسیم میکند. نتیجه، یک رقم استاندارد شده دلار در هر مگاوات ساعت است که به برنامهریزان اجازه میدهد اقتصاد خام داراییهای مختلف تولید برق را ارزیابی کنند.[5]
جذابیت پایدار LCOE در سادگی آن نهفته است. این معیار به یک سیاستگذار یا سرمایهگذار اجازه میدهد تا یک نیروگاه سیکل ترکیبی گاز طبیعی را با یک مزرعه خورشیدی در مقیاس بزرگ یا یک راکتور هستهای در یک زمین بازی به ظاهر برابر مقایسه کند. با تقلیل متغیرهای مهندسی پیچیده و پیشبینیهای سوخت چند دههای به یک عدد واحد، LCOE به زبان جهانی اقتصاد انرژی تبدیل شد.[1][5]
با این حال، با تغییر سریع ترکیب انرژی جهانی به سمت منابع تجدیدپذیر متناوب، محدودیتهای ساختاری این معیار در حال تبدیل شدن به یک نقص سیستمی است. LCOE هزینه تولید یک مگاوات ساعت برق را اندازهگیری میکند، اما بر اساس یک فرض معیوب عمل میکند: اینکه تمام مگاوات ساعتها برای شبکه ارزش یکسانی دارند.[2]
در واقعیت، تقاضای برق در طول روز به شدت نوسان میکند و برق زمانی ارزشمندتر است که تقاضا به اوج خود میرسد. یک مگاوات ساعت تولید شده توسط پنل خورشیدی در ظهر یک روز معتدل بهاری—زمانی که تقاضا کم و عرضه فراوان است—ارزش اقتصادی اساساً متفاوتی نسبت به یک مگاوات ساعت تولید شده توسط توربین گازی در یک شب سرد زمستانی دارد که سیستم تحت فشار است.[3]
در واقعیت، تقاضای برق در طول روز به شدت نوسان میکند و برق زمانی ارزشمندتر است که تقاضا به اوج خود میرسد.
با نادیده گرفتن زمان تولید، LCOE سنتی به طور سیستماتیک منابع متناوب را بیش از حد ارزشگذاری کرده و منابع قابل اعزام (کنترل) را دستکم میگیرد. نیروگاههای قابل اعزام، که میتوانند بنا به تقاضا برای پاسخگویی به اوج مصرف روشن یا خاموش شوند، مزیت اطمینانپذیری را فراهم میکنند که محاسبه LCOE به تنهایی قادر به ثبت آن نیست.[1][3]
علاوه بر این، محاسبات استاندارد LCOE هزینههای گستردهتر ادغام سیستمی مورد نیاز برای حفظ پایداری شبکه را مستثنی میکنند. هنگامی که یک شرکت برق حجم زیادی از انرژی بادی یا خورشیدی را به سبد خود اضافه میکند، باید سرمایهگذاری سنگینی نیز در ذخیرهسازی باتری، ارتقاء خطوط انتقال و تولید پشتیبان انجام دهد تا اطمینان حاصل شود که هنگام قطع باد یا غروب خورشید، چراغها روشن میمانند.[2][4]
این هزینههای ادغام در LCOE مستقل یک پروژه بادی یا خورشیدی خاص لحاظ نمیشوند. در عوض، آنها در کل شبکه اجتماعی میشوند و اغلب به جای هزینههای تولید، به عنوان هزینههای انتقال و توزیع در قبوض مصرفکنندگان ظاهر میشوند و تأثیر اقتصادی واقعی آن دارایی را پنهان میکنند.[4]
با افزایش نفوذ منابع متناوب، این هزینههای پنهان به صورت غیرخطی افزایش مییابند. شبکهای با ۱۰ درصد نفوذ خورشیدی به تنظیمات حداقلی نیاز دارد، اما شبکهای که از ۵۰ درصد عبور میکند، نیازمند استقرار سرمایه عظیمی برای زیرساختهای متعادلسازی است. در سطوح نفوذ بالا، LCOE پایه پنلهای خورشیدی به طور فزایندهای با کل هزینه سیستم نامرتبط میشود.[2]
با درک این شکاف، اقتصاددانان انرژی و اپراتورهای شبکه در حال روی آوردن به معیارهای «ارزش سیستمی» هستند. این چارچوبهای پیشرفته تلاش میکنند تا نه تنها هزینه تولید، بلکه ارزش خاصی را که یک منبع در لحظه دقیق تولید برق برای شبکه به ارمغان میآورد، با در نظر گرفتن موقعیت مکانی و قابلیت اعزام آن، کمیسازی کنند.[2][3]
معیارهایی مانند هزینه اجتناب شده یکنواخت شده انرژی (LACE) یا LCOE سیستمی (sLCOE) هزینه ظرفیت پشتیبان لازم و جریمه اقتصادی کاهش تولید (curtailment)—پدیدهای که در آن تولید تجدیدپذیر از تقاضا فراتر رفته و باید متوقف شود و به طور مؤثر پتانسیل دارایی را هدر میدهد—را در بر میگیرند.[1]
چرا مهم است
هنگامی که تنظیمکنندگان و شرکتهای برق صرفاً بر LCOE برای برنامهریزی شبکههای آینده تکیه میکنند، خطر دستکم گرفتن هزینه واقعی برق مطمئن را میپذیرند و به طور بالقوه میلیاردها دلار هزینه ارتقاء زیرساختهای پنهان را به قبوض مصرفکنندگان منتقل میکنند.
نکات کلیدی
- LCOE هزینه خام تولید برق را اندازهگیری میکند اما فرض میکند که تمام مگاوات ساعتها ارزش یکسانی برای شبکه دارند.
- این معیار به طور سیستماتیک نیروگاههای قابل اعزام را که میتوانند در طول اوج تقاضا افزایش تولید داشته باشند، دستکم میگیرد.
- هزینههای پنهان سیستمی، مانند ارتقاء انتقال و ذخیرهسازی باتری، از محاسبات استاندارد LCOE حذف میشوند.
- برنامهریزان انرژی به طور فزایندهای به سمت معیارهای «ارزش سیستمی» مانند LACE روی میآورند تا اطمینانپذیری شبکه را تضمین کنند.
بررسی عمیق دیدگاهها
ارزشگذاری در سطح پروژه (LCOE سنتی)
داراییهای تولید برق را به صورت مجزا ارزیابی میکند تا هزینه خام تولید یک واحد برق را تعیین کند.
مزایا: یک مبنای استاندارد و جهانی قابل درک برای مقایسه بلوغ بنیادی فناوری و منحنیهای هزینه تولید انواع مختلف تولید برق فراهم میکند. معایب: زمان تولید، قابلیت اعزام و زیرساختهای خارجی مورد نیاز برای ادغام برق در یک شبکه مطمئن را نادیده میگیرد. شواهد: کاهشهای تاریخی LCOE به طور دقیق، افزایش مقیاس تولید سلولهای فتوولتائیک خورشیدی و توربینهای بادی خشکی را در دهه گذشته ردیابی کرده است. کاربرد مناسب: هنگام ارزیابی مسیرهای هزینه فناوری در مراحل اولیه یا ارزیابی پروژهها در شبکههایی با نفوذ متناوب پایین که هزینههای متعادلسازی ناچیز است. کاربرد نامناسب: هنگام برنامهریزی ظرفیت در سطح سیستم برای شبکههای با کربنزدایی بالا که اطمینانپذیری و قابلیت اعزام محدودیتهای اصلی هستند.
ارزشگذاری در سطح سیستم (sLCOE / LACE)
داراییهای تولید برق را بر اساس ارزش اقتصادی خالص آنها برای کل سیستم شبکه، شامل هزینههای ادغام و پشتیبان، ارزیابی میکند.
مزایا: هزینه واقعی حفظ یک منبع برق مطمئن را ثبت میکند، منابع متناوب را به دلیل نیازهای متعادلسازی جریمه میکند و منابع قابل اعزام را به دلیل انعطافپذیری آنها پاداش میدهد. معایب: محاسبه آن بسیار پیچیده است، به شدت به توپولوژی شبکه منطقهای وابسته است و استانداردسازی آن در بازارهای انرژی مختلف دشوار است. شواهد: اپراتورهای شبکه در بازارهای با تجدیدپذیر بالا به طور فزایندهای به مدلهای ارزش سیستمی تکیه میکنند تا پرداختهای بازار ظرفیت و ارتقاء انتقال را توجیه کنند. کاربرد مناسب: هنگام طراحی برنامههای بلندمدت منابع یکپارچه، تأمین ظرفیت برای دورههای اوج تقاضا و تضمین اطمینانپذیری شبکه در شرایط آب و هوایی شدید. کاربرد نامناسب: هنگام تلاش برای مقایسه هزینههای خام تولید یا نصب سختافزارهای رقیب در خلأ.
- 15-30%
- حق بیمه تخمینی ادغام سیستمی برای منابع تجدیدپذیر متناوب با نفوذ بالا
- $0/MWh
- ارزش اقتصادی تولید تجدیدپذیر کاهشیافته در دورههای عرضه مازاد
- 100%
- نیاز به قابلیت اعزام برای اطمینانپذیری بار پایه شبکه
منابع
[1]Energy for Growth Hubاقتصاددانان سنتی انرژیLCOE and its Limitations
مطالعه در Energy for Growth Hub →
[2]Grantham Research Institute on climate change and the environment - LSEاپراتورهای شبکه و برنامهریزان اطمینانپذیریBeyond the Levelised Cost of Electricity: why policymakers need better metrics for the energy transition
مطالعه در Grantham Research Institute on climate change and the environment - LSE →
[3]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[4]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[5]IBMاقتصاددانان سنتی انرژیWhat Is the Levelized Cost of Energy (LCOE)?
مطالعه در IBM →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت انرژی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

