رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانمهندسی هخامنشیکالبدشکافی ساختاری۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱:۰۵· 5 دقیقه مطالعه· در علم

معماری بدون ملات تخت جمشید: هخامنشیان چگونه سنگ‌های غول‌پیکر را به هم پیوند دادند؟

تخت جمشید بدون استفاده از حتی یک قطره ملات و با تکیه بر تکنیک‌های پیشرفته تراش سنگ و بست‌های فلزی سربی-آهنی ساخته شده است. بررسی این ساختارها نشان می‌دهد که مهندسان هخامنشی چگونه سیستمی هوشمند برای دفع ارتعاشات زلزله طراحی کرده بودند.

به قلم فرشید جمشیدی

باستان‌شناسان ساختاری 35%متخصصان متالورژی باستانی 35%مرمت‌گران و حافظان میراث 30%
باستان‌شناسان ساختاری
تمرکز بر چگونگی استفاده هخامنشیان از هندسه و تکنیک‌های تراش سنگ (مانند آناتیروزیس) برای ایجاد پایداری بدون ملات.
متخصصان متالورژی باستانی
بررسی ترکیب شیمیایی بست‌های فلزی و استفاده از تحلیل ایزوتوپ سرب برای ردیابی معادن باستانی و تاریخ‌گذاری بنا.
مرمت‌گران و حافظان میراث
هشدار درباره آسیب‌های بیولوژیکی و محیطی مدرن مانند گلسنگ‌ها که ساختار شیمیایی سنگ‌های باستانی را تهدید می‌کنند.

اصطلاحات کلیدی

آناتیروزیس (Anathyrosis)
تکنیکی در سنگ‌تراشی باستانی که در آن تنها حاشیه‌های بیرونی دو بلوک سنگی صیقل داده می‌شود و بخش میانی زبر باقی می‌ماند تا اتصال محکم‌تری ایجاد شود.
بست دم‌چلچله‌ای (Swallowtail Clamp)
نوعی اتصال فلزی پروانه‌ای شکل که برای قفل کردن دو بلوک سنگی مجاور به یکدیگر استفاده می‌شد.
تحلیل ایزوتوپ سرب (Lead Isotope Analysis)
روشی علمی برای تعیین منشأ جغرافیایی مصنوعات سربی باستانی با بررسی نسبت ایزوتوپ‌های مختلف سرب در آن‌ها.
گلسنگ (Lichen)
ارگانیسمی متشکل از همزیستی قارچ و جلبک که می‌تواند روی سطوح سنگی رشد کرده و باعث فرسایش شیمیایی آن‌ها شود.

نکات کلیدی

  • تخت جمشید بدون استفاده از ملات و با تکیه بر تکنیک‌های پیشرفته تراش سنگ ساخته شده است.
  • تکنیک آناتیروزیس باعث ایجاد اتصالی خلاء‌مانند و بسیار محکم بین بلوک‌های سنگی می‌شد.
  • بست‌های آهنی غوطه‌ور در سرب، به عنوان یک سیستم میراگر لرزه‌ای (کمک‌فنر) در برابر زلزله عمل می‌کردند.
  • تحلیل ایزوتوپی سرب نشان می‌دهد که فلزات استفاده شده از معادنی در مرکز ایران استخراج شده‌اند.
  • رشد گلسنگ‌ها و فرسایش شیمیایی، تهدیدی جدی‌تر از زلزله برای بقای این میراث جهانی محسوب می‌شود.

وقتی به ویرانه‌های عظیم باستانی نگاه می‌کنیم، معمولاً تصور بر این است که ملات — یک خمیر چسبنده — چسب جهانی تمدن‌ها بوده است. رومی‌ها بتن مخصوص خود را داشتند و بابلی‌ها از قیر استفاده می‌کردند. با این حال، هنگامی که به صفه عظیم تخت جمشید در دشت مرودشت نگاه می‌کنیم، با یک پارادوکس مهندسی روبرو می‌شویم: چگونه یک ساختار سنگی عظیم در یکی از لرزه‌خیزترین مناطق جهان، بدون استفاده از حتی یک قطره ملات، ۲۵۰۰ سال پابرجا مانده است؟[3]

تنش میان شکنندگی ظاهری سنگ‌های روی هم چیده شده و واقعیت ماندگاری تخت جمشید، ریشه در رویکرد رادیکال مهندسان هخامنشی دارد. آن‌ها که ساخت این مجموعه را در حدود سال ۵۱۸ پیش از میلاد به دستور داریوش اول آغاز کردند، به جای تکیه بر چسبندگی شیمیایی ملات، تماماً بر فیزیک، اصطکاک و متالورژی تکیه کردند.[3][5]

پایه و اساس این سیستم، یک تکنیک پیشرفته تراش سنگ است که در میان باستان‌شناسان با نام یونانی «آناتیروزیس» (Anathyrosis) شناخته می‌شود. اگرچه نام این تکنیک یونانی است، اما اجرای آن در پاسارگاد و تخت جمشید نشان‌دهنده یکی از بی‌نقص‌ترین و عظیم‌ترین کاربردهای آن در دنیای باستان است.[2]

مکانیسم آناتیروزیس به شکلی درخشان و خلاف直覺 (counter-intuitive) عمل می‌کند. سنگ‌تراشان به جای صیقل دادن کل سطح دو بلوک سنگی عظیم برای اینکه کاملاً مماس بر یکدیگر قرار گیرند، تنها یک نوار باریک در اطراف لبه‌های بیرونی سطوح اتصال را با دقتی میلی‌متری صیقل می‌دادند.[2][7]

بخش مرکزی سطح سنگ، زبر و کمی گود باقی می‌ماند. هنگامی که دو بلوک سنگی به هم فشرده می‌شدند، تنها حاشیه‌های کاملاً صاف بیرونی با یکدیگر تماس پیدا می‌کردند. این کار وزن عظیم سنگ را روی یک سطح مقطع کوچکتر متمرکز می‌کرد و اتصالی چنان محکم به وجود می‌آورد که حتی یک تیغ هم نمی‌توانست از میان آن‌ها عبور کند.[2][7]

این تکنیک نه تنها باعث صرفه‌جویی در هزاران ساعت کار طاقت‌فرسا برای صیقل دادن سنگ آهک سخت می‌شد، بلکه یک اتصال خلاء‌مانند ایجاد می‌کرد که برای قفل شدن افقی بلوک‌ها، تنها به جرم عظیم خود سنگ‌ها و اصطکاک حاصل از آن متکی بود.[7]

با این وجود، جاذبه و اصطکاک به تنهایی نمی‌توانند در برابر یک زلزله بزرگ مقاومت کنند. دشت مرودشت از نظر لرزه‌خیزی فعال است و هنگامی که زمین می‌لرزد، نیروهای برشی می‌توانند به راحتی سنگین‌ترین بلوک‌های بدون ملات را از هم جدا کنند. برای حل این مشکل، هخامنشیان به علم متالورژی روی آوردند.[7]

با این وجود، جاذبه و اصطکاک به تنهایی نمی‌توانند در برابر یک زلزله بزرگ مقاومت کنند.

درون سنگ‌های تخت جمشید، هزاران برش پروانه‌ای یا دم‌چلچله‌ای پنهان شده است. مهندسان در این حفره‌های تراشیده شده، بست‌های آهنی ضخیمی را قرار می‌دادند که برای پل زدن روی درز بین دو بلوک مجاور طراحی شده بودند.[3]

آهن مقاومت کششی لازم را برای جلوگیری از جدا شدن سنگ‌ها فراهم می‌کرد. اما آهن در معرض رطوبت زنگ می‌زند و زنگ‌زدگی باعث انبساط می‌شود که می‌توانست سنگ را از درون متلاشی کند. علاوه بر این، آهن صلب است؛ در هنگام زلزله، یک اتصال کاملاً صلب باعث خرد شدن سنگ آهک شکننده می‌شود.[7]

راه‌حل این معما، سرب بود. پس از قرار دادن بست آهنی در برش، سرب مذاب روی آن ریخته می‌شد تا حفره پروانه‌ای شکل را کاملاً پر کند. سرب دو عملکرد مکانیکی حیاتی داشت که این معماری را به یک سیستم دفاعی فعال در برابر زلزله تبدیل می‌کرد.[1]

نخست، سرب آهن را در برابر اکسیژن و آب به صورت هرمتیک (هوا‌بند) مهر و موم می‌کرد و مانع از خوردگی آن می‌شد. به همین دلیل است که بسیاری از این بست‌ها برای هزاران سال دست‌نخورده باقی ماندند، تا اینکه در قرون بعدی توسط غارتگران برای استخراج فلزشان تخریب شدند.[7]

دوم، و از همه مهم‌تر، سرب یک فلز بسیار چکش‌خوار است. در طول زلزله، پوشش سربی به عنوان یک کمک‌فنر ابتدایی — یک میراگر جداساز لرزه‌ای — عمل می‌کرد. این پوشش به بست آهنی اجازه می‌داد تا در داخل سنگ جابجایی‌های میکروسکوپی داشته باشد و انرژی جنبشی امواج لرزه‌ای را بدون انتقال نیروی مخرب به سنگ آهک، جذب کند.[7]

امروزه، این بست‌های فلزی تنها شاهکارهای مهندسی نیستند؛ آن‌ها کپسول‌های زمان هستند. متخصصان متالورژی باستانی از تجزیه و تحلیل ایزوتوپ سرب برای ردیابی منشأ سربی که در تخت جمشید استفاده شده است، بهره می‌برند. دانشمندان با بررسی امضای ایزوتوپی منحصربه‌فرد فلز، می‌توانند آن را با معادن باستانی خاصی مطابقت دهند.[1][7]

تحقیقات نشان می‌دهد که بخش زیادی از این سرب از معدن نخلک در مرکز ایران تامین شده است. با تاریخ‌گذاری بقایای آلی یافت شده در این گالری‌های استخراج باستانی و تطبیق آن‌ها با امضاهای ایزوتوپی در بست‌های تخت جمشید، محققان می‌توانند جدول زمانی ساخت و ساز ثبت شده در الواح گلی بایگانی باروی تخت جمشید را به طور مستقل تأیید کنند.[1][6]

با وجود تمام این کشفیات، شاهکارهای بدون ملات تخت جمشید امروزه با تهدیدی مدرن روبرو هستند که فیزیک و متالورژی قادر به دفع آن نیستند. مرمت‌گران در حال حاضر با گونه‌های مهاجم گلسنگ‌ها — ارگانیسم‌های همزیست جلبک و قارچ — مبارزه می‌کنند که روی سنگ‌ها رشد کرده و با ترشح اسید، سنگ آهک باستانی را به آرامی حل می‌کنند؛ تهدیدی که می‌رود در عرض چند دهه، آنچه را که زلزله‌ها در طول هزاره‌ها نتوانستند نابود کنند، از بین ببرد.[4]

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

باستان‌شناسان ساختاری 35%متخصصان متالورژی باستانی 35%مرمت‌گران و حافظان میراث 30%
  1. [1]GeoscienceWorldمتخصصان متالورژی باستانی

    History of the Earth Sciences in Iran

    مطالعه در GeoscienceWorld
  2. [2]Surfiranباستان‌شناسان ساختاری

    All You Need to Know About Pasargadae and Achaemenid Architecture

    مطالعه در Surfiran
  3. [3]Encyclopaedia Iranicaباستان‌شناسان ساختاری

    PERSEPOLIS

    مطالعه در Encyclopaedia Iranica
  4. [4]Al-Monitorمرمت‌گران و حافظان میراث

    The stone-eaters that threaten Iran's ancient Persepolis

    مطالعه در Al-Monitor
  5. [5]Oriental Institute

    Persepolis and Ancient Iran - Oriental Institute

    مطالعه در Oriental Institute
  6. [6]Wikipedia

    Persepolis Administrative Archives

    مطالعه در Wikipedia
  7. [7]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.