مقایسه روشهای اصلی تاریخگذاری باستانشناسی: رادیوکربن، درختگاهشماری و ترمولومینسانس
برای بازسازی تاریخ بشر، باستانشناسان به سهگانه روشهای تاریخگذاری مطلق متکی هستند که شامل اندازهگیری واپاشی رادیواکتیو، رشد حلقههای درخت و انرژی الکترونهای به دام افتاده است. درک چگونگی همپوشانی و تصحیح متقابل این روشها، نشان میدهد که ما چگونه به سن واقعی آثار باستانی پی میبریم.
به قلم ندا وزیری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- دانشمندان فیزیک
- اولویت را به اصلاح فناوریهای اندازهگیری و کالیبراسیون آماری برای کاهش حاشیههای خطای مطلق میدهند.
- باستانشناسان زمینهای
- تأکید میکنند که تاریخهای آزمایشگاهی باید از طریق لنز چینهشناسی محوطه و رفتار انسانی تفسیر شوند.
هر بار که در موزهای قدم میزنید یا درباره یک شهر باستانی تازه کشف شده میخوانید، از شما خواسته میشود به یک عدد اعتماد کنید: سن آثار به نمایش درآمده. اما واقعاً چگونه میدانیم که یک قطعه سفال در ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد پخته شده یا یک تیر چوبی در دوران امپراتوری روم بریده شده است؟ پاسخ نه در یک ساعت جادویی واحد، بلکه در شبکهای از اندازهگیریهای فیزیکی و بیولوژیکی همپوشان نهفته است. با درک مکانیسمهای پشت این روشهای تاریخگذاری، میتوانیم دقیقاً ببینیم که چگونه جدول زمانی تاریخ بشر به هم دوخته شده است.[4]
مشهورترین این ابزارها، تاریخگذاری رادیوکربن است. این روش متکی بر بمباران مداوم جو زمین توسط پرتوهای کیهانی است که ایزوتوپ رادیواکتیوی به نام کربن-۱۴ را ایجاد میکند. گیاهان این کربن را طی فتوسنتز جذب میکنند و حیوانات با خوردن گیاهان آن را دریافت میکنند. تا زمانی که یک موجود زنده است، نسبت کربن-۱۲ معمولی به کربن-۱۴ رادیواکتیو آن با جو مطابقت دارد. اما به محض مرگ، جذب کربن جدید متوقف میشود و کربن-۱۴ ناپایدار با نرخی قابل پیشبینی شروع به واپاشی میکند.[3]
از آنجایی که کربن-۱۴ دارای نیمهعمری تقریباً ۵,۷۳۰ سال است، دانشمندان میتوانند ایزوتوپ باقیمانده در استخوان، دانه یا پارچه را اندازهگیری کنند تا محاسبه کنند که آن موجود زنده چه مدت پیش مرده است. با این حال، این روش محدودیتهای سختی دارد. فقط روی مواد آلی کار میکند و پس از حدود ۵۰,۰۰۰ سال، کربن-۱۴ باقیمانده به سطوحی میرسد که اندازهگیری قابل اعتماد آن بسیار ناچیز است. علاوه بر این، سطح کربن جوی در طول تاریخ کاملاً ثابت نبوده است، به این معنی که تاریخهای خام رادیوکربن باید در برابر سوابق دیگر کالیبره شوند تا سالهای تقویمی واقعی را به دست آورند.[2][3]
اینجاست که درختگاهشماری (Dendrochronology) یا تاریخگذاری حلقههای درخت، یک لنگر حیاتی فراهم میکند. برخلاف تخمینهای آماری رادیوکربن، درختگاهشماری میتواند دقت مطلق را تا حد یک سال تقویمی واحد ارائه دهد. درختان در آب و هوای معتدل، هر سال یک حلقه رشد اضافه میکنند که عرض حلقه توسط آب و هوای آن سال تعیین میشود—در سالهای مرطوب پهنتر و در خشکسالیها باریکتر.[2]
دانشمندان با همپوشانی الگوهای حلقههای درختان زنده با چوبهای قدیمیتر از ساختمانهای تاریخی، و سپس با چوبهای باستانی باتلاقی، گاهشماریهای اصلی پیوستهای را ایجاد کردهاند که در برخی مناطق به بیش از ۱۲,۰۰۰ سال میرسد. اگر باستانشناسی یک تیر بلوط را در یک سازه باستانی با پوست دستنخورده پیدا کند، تطبیق توالی حلقههای آن با گاهشماری اصلی، سال دقیق قطع شدن درخت را آشکار میکند. این روش همچنین منحنی کالیبراسیون ضروری را برای تاریخگذاری رادیوکربن فراهم میکند و نوسانات جوی گذشته را تصحیح مینماید.[2][3]
اگر باستانشناسی یک تیر بلوط را در یک سازه باستانی با پوست دستنخورده پیدا کند، تطبیق توالی حلقههای آن با گاهشماری اصلی، سال دقیق قطع شدن درخت را آشکار میکند.
اما چه اتفاقی میافتد وقتی یک محوطه فاقد مواد آلی و چوب باشد؟ برای آثار غیرآلی مانند سفال، آجر و سنگ چخماق پخته شده، باستانشناسان به ترمولومینسانس (TL) روی میآورند. مواد معدنی مانند کوارتز و فلدسپات که در خاک رس رایج هستند، به عنوان تلههای تابشی میکروسکوپی عمل میکنند. با گذشت زمان، آنها تابش پسزمینه را از خاک اطراف جذب میکنند و الکترونها را در ساختارهای بلوری خود به دام میاندازند.[1][2]
هنگامی که یک سفالگر ظرف گلی را در کوره میپزد، گرمای شدید این تلهها را خالی میکند و ساعت را به صفر بازنشانی میکند. همانطور که سفال دفن شده قرنها در زمین میماند، دوباره به آرامی شروع به انباشت الکترونهای به دام افتاده میکند. در آزمایشگاه، دانشمندان نمونهای از سفال را دوباره گرم میکنند و نور ضعیفی را که به عنوان ترمولومینسانس ساطع میشود، هنگام آزاد شدن الکترونهای به دام افتاده، اندازهگیری میکنند. هرچه نور روشنتر باشد، قدمت اثر باستانی بیشتر است.[1]
در حالی که تاریخگذاری TL میتواند تا صدها هزار سال قدمت را تعیین کند—بسیار فراتر از محدودیت رادیوکربن—به طور کلی دقت کمتری دارد و اغلب دارای حاشیه خطایی بین ۵ تا ۱۰ درصد از سن نمونه است. این روش به شدت وابسته به اندازهگیری دقیق تابش پسزمینه گودال خاصی است که اثر باستانی در آن یافت شده است. اگر شیمی خاک در طول زمان به طور قابل توجهی تغییر کرده باشد، یا اگر اثر باستانی در معرض گرمای شدید مانند آتشسوزی بعدی قرار گرفته باشد، نتایج میتواند منحرف شود.[1][3]
قدرت واقعی باستانشناسی مدرن زمانی آشکار میشود که این روشها به صورت هماهنگ استفاده شوند، عملی که به عنوان تاریخگذاری متقاطع (Cross-dating) شناخته میشود. ممکن است یک محوطه واحد، یک تیر چوبی تاریخگذاری شده با درختگاهشماری، یک اجاق حاوی زغال تاریخگذاری شده با رادیوکربن، و آجرهای سفالی پخته شده تاریخگذاری شده با ترمولومینسانس را ارائه دهد.[1]
در عمل، تاریخگذاری متقاطع به محققان اجازه میدهد تا ناهنجاریها را شناسایی کرده و گاهشماریها را با اطمینان بالا تأیید کنند. به عنوان مثال، اگر تاریخهای آرکئومغناطیسی و ترمولومینسانس یک کوره با تاریخهای رادیوکربن زغال یافت شده در داخل آن همخوانی نزدیکی داشته باشند، جدول زمانی حاصل بسیار قوی تلقی میشود. هنگامی که روشها با هم اختلاف دارند، اغلب به تاریخچههای پیچیده محوطه اشاره میکند، مانند استفاده مجدد از مواد قدیمیتر در ساخت و سازهای جدیدتر.[1][4]
با وجود این ابزارهای پیشرفته، عدم قطعیتهای قابل توجهی در این زمینه باقی میماند. آلودگی یک تهدید دائمی است؛ مقدار کمی کربن مدرن که توسط آبهای زیرزمینی یا دستکاری نامناسب وارد شود، میتواند باعث شود یک نمونه باستانی قرنها جوانتر به نظر برسد. علاوه بر این، مشکل چوب قدیمی زمانی رخ میدهد که یک درخت مدتها قبل از استفاده توسط انسان میمیرد، به این معنی که تاریخ رادیوکربن یا حلقه درخت، مرگ درخت را نشان میدهد، نه ساخت و ساز ساختمان را.[2][3]
با بهبود تکنیکهای تحلیلی، حاشیههای خطا برای هر سه روش همچنان در حال کاهش است. ادغام آمار بیزی اکنون به باستانشناسان اجازه میدهد تا این روشهای تاریخگذاری متفاوت را با لایههای چینهشناسی ترکیب کنند و مدلهای احتمالی ایجاد کنند که جدولهای زمانی تاریخی را با دقتی بیسابقه اصلاح میکنند. گذشته دیگر یک فضای تاریک از حدس و گمان نیست، بلکه یک چشمانداز قابل اندازهگیری است که توسط فیزیک واپاشی، رشد و انرژی به دام افتاده روشن شده است.[2][4]
نکات کلیدی
- تاریخگذاری رادیوکربن واپاشی کربن-۱۴ را در مواد آلی اندازهگیری میکند اما تقریباً به ۵۰,۰۰۰ سال گذشته محدود است.
- درختگاهشماری از الگوهای حلقههای درخت برای ارائه دقت مطلق و تکساله استفاده میکند و برای کالیبره کردن تاریخهای رادیوکربن ضروری است.
- ترمولومینسانس مواد غیرآلی پخته شده، مانند سفال، را با اندازهگیری الکترونهای به دام افتادهای که از آخرین گرم شدن شیء انباشته شدهاند، تاریخگذاری میکند.
- تاریخگذاری متقاطع این روشها را ترکیب میکند تا جدولهای زمانی را تأیید کند، ناهنجاریها را تصحیح کند و گاهشماریهای باستانشناسی قوی بسازد.
آنچه نمیدانیم
- اینکه نوسانات آینده در میدان مغناطیسی زمین و کربن جوی (ناشی از سوختهای فسیلی) چگونه بر منحنیهای کالیبراسیون برای باستانشناسان آینده تأثیر خواهد گذاشت.
- تاریخچه دقیق نهشته شدن بسیاری از آثار باستانی، زیرا سن فیزیکی ماده (مثلاً یک درخت قدیمی) ممکن است قرنها قبل از استفاده انسانی از آن باشد.
- 50,000 years
- حداکثر حد قابل اعتماد برای تاریخگذاری رادیوکربن
- 5,730 years
- نیمهعمر تقریبی کربن-۱۴
- 1 year
- قابلیت دقت درختگاهشماری
- 5-10%
- حاشیه خطای معمول برای تاریخگذاری ترمولومینسانس
اصطلاحات کلیدی
- نیمهعمر
- زمانی که برای واپاشی نیمی از اتمهای رادیواکتیو در یک نمونه لازم است.
- گاهشماری اصلی
- توالی پیوسته عرض حلقههای درخت برای یک منطقه خاص، که با همپوشانی درختان زنده با چوبهای باستانی ساخته شده است.
- چینهشناسی
- مطالعه لایههای سنگ یا خاک (چینهها) برای تعیین توالی زمانی نسبی رویدادها.
- تاریخگذاری متقاطع
- عملی برای استفاده از چندین روش تاریخگذاری مستقل در یک محوطه برای تأیید دقت.
منابع
[1]MDPIباستانشناسان زمینهایCross-Dating in Archaeology: A Comparative Archaeomagnetic, Thermoluminescence and Radiocarbon Dating of an Ancient Kiln, Ceva, Northern Italy
مطالعه در MDPI →
[2]Historic Englandدانشمندان فیزیکScientific Dating Techniques for Archaeology and Historic Buildings: Radiocarbon, Dendrochronology and Luminesence Dating
مطالعه در Historic England →
[3]Human Relations Area Filesباستانشناسان زمینهایRelative and Absolute Dating Methods in Archaeology
مطالعه در Human Relations Area Files →
[4]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در علم
مشاهده همه →هیدرولوژی دریاچههای نمک
ترمودینامیک پوستههای نمکی و زیستشناسی آرتمیا: چرا احیای دریاچه ارومیه از نظر فیزیکی پیچیده است؟
4 منبع
مکانیسمهای عصبی
مکانیسمهای اصلی ارتباط عصبی: چگونه پتانسیلهای عمل و سیناپسها اطلاعات را منتقل میکنند
10 منبع
مهندسی باستان
فیزیک و علم مواد در تخت جمشید: مهندسان هخامنشی چگونه از بستهای سربی و شکافت سنگ بهره بردند؟
3 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.




