مقایسه قیمتگذاری کربن: سازوکارها و پیامدهای اقتصادی مالیات کربن در برابر طرح محدودسازی و تجارت
در حالی که اجماع جهانی بر قیمتگذاری کربن به عنوان ابزاری اصلی برای کاهش انتشار آلایندهها تأکید دارد، انتخاب بین مالیات کربن و طرح محدودسازی و تجارت تعیین میکند که آیا بازار ثبات قیمت را در اولویت قرار میدهد یا دستیابی تضمینشده به اهداف زیستمحیطی را.
به قلم پروین لشکری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران سازوکار بازار
- از طرح محدودسازی و تجارت حمایت میکنند زیرا با تعیین یک سقف سخت برای انتشار، نتیجه زیستمحیطی را تضمین میکند، در حالی که انعطافپذیری سیاسی را از طریق تخصیص مجوزها ارائه میدهد.
- حامیان کارایی اقتصادی
- استدلال میکنند که مالیات کربن از نظر اداری سادهتر است، کمتر مستعد دستکاری بازار است و قطعیت قیمتی را فراهم میکند که کسبوکارها برای برنامهریزی بلندمدت به آن نیاز دارند.
- تحلیلگران سیستمها
- بر اثرات موجی کلان اقتصادی هر دو سیاست تمرکز میکنند و از مدلهای محاسباتی برای ردیابی چگونگی تغییر جریانهای تجارت جهانی و تولید ناخالص داخلی (GDP) توسط سازوکارهای قیمتگذاری استفاده مینمایند.
چرا مهم است
درک این سازوکارها حیاتی است، زیرا سیاست انتخابی دولت مستقیماً تعیین میکند که هزینههای انرژی برای مصرفکنندگان چگونه تغییر کند، کسبوکارها چگونه سرمایهگذاریهای بلندمدت خود را برنامهریزی کنند و آیا اهداف ملی اقلیمی واقعاً محقق خواهند شد یا خیر.
تنش اساسی در اقتصاد اقلیمی این نیست که آیا باید برای انتشار گازهای گلخانهای قیمت تعیین کرد، بلکه این است که چگونه میتوان آنها را بدون برهم زدن ثبات اقتصادهای صنعتی کنترل نمود. سیاستگذاران در مرحله طراحی با یک انتخاب دوگانه سخت مواجه هستند: آنها یا میتوانند قیمت دقیق انتشار هر تن کربن را دیکته کنند، یا میتوانند مقدار دقیق کربنی را که مجاز به انتشار است، دیکته کنند. از نظر ریاضی، امکان انجام همزمان هر دو وجود ندارد. این بدهبستان ساختاری، خط فاصل بین دو سازوکار غالب قیمتگذاری کربن در جهان را تشکیل میدهد: مالیات کربن و طرح محدودسازی و تجارت.[1][3]
حل این تنش مستلزم درک این نکته است که هر دو سیستم در نهایت ابزارهایی مبتنی بر بازار هستند که برای اصلاح یک شکست بزرگ بازار طراحی شدهاند—یعنی هزینه اجتماعی آلودگی که قیمتگذاری نشده است. با اعمال یک جریمه مالی بر دیاکسید کربن، هر دو چارچوب، تولیدکنندگان انرژی، تولیدکنندگان صنعتی و در نهایت مصرفکنندگان را مجبور میکنند تا تأثیرات اقلیمی را در تصمیمات اقتصادی روزمره خود لحاظ کنند. با این حال، پیامدهای پاییندستی نحوه اعمال این قیمت، به طور متفاوتی در زنجیرههای تأمین، نهادهای نظارتی و جوامع محلی منعکس میشود.[4][8]
مالیات کربن بر اساس اصل قطعیت قیمت عمل میکند. یک نهاد نظارتی، هزینه ثابتی را برای هر تن گاز گلخانهای منتشر شده تعیین میکند که معمولاً در بالادست، در نقطه استخراج یا واردات سوخت فسیلی، دریافت میشود. از آنجا که قیمت ثابت و از پیش مشخص است، کسبوکارها میتوانند هزینههای انطباق آتی خود را به دقت پیشبینی کنند. اگر یک تولیدکننده فولاد بداند که مالیات سالانه برای دهه آینده به میزان مشخصی افزایش مییابد، میتواند دقیقاً محاسبه کند که چه زمانی ارتقا به کوره قوس الکتریکی سودآورتر از پرداخت جریمه خواهد بود.[1][5]
با این حال، نقطه ضعف مالیات کربن، عدم قطعیت زیستمحیطی آن است. از آنجا که دولت تنها قیمت را کنترل میکند، تعیین حجم کل انتشار را به بازار واگذار مینماید. اگر مالیات بسیار پایین تعیین شود، یا اگر رونق اقتصادی تقاضا برای انرژی را صرف نظر از هزینه اضافی افزایش دهد، کل انتشار همچنان بالا خواهد رفت. سیاستگذاران باید نرخ مالیات را به طور مداوم تنظیم کنند تا به اهداف کاهش خاصی دست یابند، فرآیندی که اغلب مستلزم عبور از موانع دشوار قانونی و غلبه بر لابیگری مداوم صنایع است.[3][6]
طرح محدودسازی و تجارت این پویایی را با اولویت دادن به قطعیت زیستمحیطی معکوس میکند. تحت این سیستم، دولت یک سقف سخت و کاهنده—یا همان «محدودیت»—برای کل انتشار مجاز در یک بخش خاص یا کل اقتصاد تعیین میکند. سپس به تعداد متناسب با این سقف، مجوزهایی صادر میشود که هر کدام به دارنده حق انتشار یک تن کربن را میدهد. این مجوزها میتوانند در یک بازار آزاد خرید، فروش یا معامله شوند و یک طبقه کالایی جدید از حق آلودگی ایجاد کنند.[4][7]
از آنجا که عرضه مجوزها ثابت است و به مرور زمان کاهش مییابد، قیمت آنها بر اساس تقاضای بازار نوسان میکند. تأسیساتی که میتوانند انتشار خود را با هزینه کم کاهش دهند، این کار را انجام داده و مجوزهای مازاد خود را برای کسب سود میفروشند. تأسیساتی که کاهش انتشار در آنها از نظر فنی دشوار یا بسیار پرهزینه است، آن مجوزها را خریداری میکنند تا با مقررات مطابقت داشته باشند. این سازوکار معاملاتی از لحاظ نظری تضمین میکند که سقف کلی انتشار با کمترین هزینه ممکن برای اقتصاد گستردهتر محقق شود، زیرا بازار به طور طبیعی سرمایه را به سمت کارآمدترین استراتژیهای کاهش هدایت میکند.[2][7]
از آنجا که عرضه مجوزها ثابت است و به مرور زمان کاهش مییابد، قیمت آنها بر اساس تقاضای بازار نوسان میکند.
پیامد اصلی طرح محدودسازی و تجارت، نوسان قیمت است. در سالهای اولیه سیستم تجارت انتشار اتحادیه اروپا (EU ETS)، تخصیص بیش از حد مجوزهای اولیه باعث شد قیمت کربن تقریباً به صفر سقوط کند و انگیزه مالی شرکتها برای کربنزدایی به کلی از بین برود. برعکس، در دورههای رشد سریع اقتصادی یا کمبود انرژی، قیمت مجوزها میتواند به طور غیرقابل پیشبینی افزایش یابد و شوکهای هزینهای شدیدی را برای تولیدکنندگان صنعتی و مصرفکنندگان ایجاد کند که میتواند منجر به واکنشهای سیاسی شود.[7]
مدلهای تعادل عمومی محاسباتی (CGE) که اقتصاددانان برای شبیهسازی اثرات موجی تغییرات سیاستی در کل اقتصادها استفاده میکنند، مکرراً کارایی اداری مالیات کربن را برجسته میسازند. مالیات اغلب میتواند با استفاده از زیرساختهای موجود جمعآوری درآمد اجرا شود و سربار بوروکراتیک را به حداقل برساند. در مقابل، سیستمهای محدودسازی و تجارت نیازمند ایجاد بازارهای کالایی کاملاً جدید، سامانههای ثبت ردیابی انتشار و سازوکارهای نظارتی پیچیده برای جلوگیری از دستکاری و تقلب در بازار هستند.[2][8]
با وجود سادگی اداری مالیات، طرح محدودسازی و تجارت از لحاظ تاریخی در بسیاری از حوزههای قضایی از نظر سیاسی عملیتر بوده است. کلمه «مالیات» اصطکاک سیاسی زیادی ایجاد میکند، در حالی که «محدودسازی و تجارت» این سیاست را به عنوان یک تضمین زیستمحیطی مبتنی بر بازار معرفی میکند. علاوه بر این، سیستمهای محدودسازی و تجارت به سیاستگذاران اجازه میدهند تا مجوزهای اولیه را به صورت رایگان به صنایع با نفوذ سیاسی یا صنایعی که در معرض تجارت بینالمللی هستند، توزیع کنند، که این امر ضربه اقتصادی اولیه را کاهش داده و حمایت قانونی لازم برای راهاندازی برنامه را تضمین میکند.[3][7]
هر دو سیستم درآمد قابل توجهی برای دولت ایجاد میکنند و سؤال سیاستی ثانویه «بازتوزیع درآمد» را مطرح میسازند. تأثیر اقتصادی هر یک از این سازوکارها به شدت به نحوه بهکارگیری این سرمایه بستگی دارد. دولتها میتوانند از این وجوه برای کاهش سایر مالیاتها، مانند مالیات بر درآمد یا حقوق و دستمزد، سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی پاک، یا توزیع چکهای سود سهام مستقیم به شهروندان استفاده کنند تا ماهیت قهقرایی هزینههای بالاتر انرژی را جبران نمایند، زیرا این هزینهها به طور نامتناسبی بر خانوارهای کمدرآمد تأثیر میگذارند.[1][5]
یک واگرایی حیاتی بین این دو سیستم در سطح محلی پدیدار میشود. حامیان عدالت زیستمحیطی اغلب از سیستمهای محدودسازی و تجارت به دلیل ایجاد «نقاط داغ» آلودگی محلی انتقاد میکنند. از آنجا که یک تأسیسات میتواند به جای کاهش خروجی خود، به سادگی مجوز خریداری کند، کارخانههای صنعتی واقع در جوامع محروم تاریخی ممکن است به انتشار آلایندههای همراه—مانند ذرات معلق و اکسیدهای نیتروژن—ادامه دهند، حتی اگر سقف کربن منطقهای گستردهتر رعایت شود. مالیات کربن فشار یکنواختی را بر همه تأسیسات اعمال میکند، اگرچه همچنان کاهش محلی را تضمین نمیکند.[4][8]
در سالهای اخیر، مرز سخت بین این دو سیستم شروع به محو شدن کرده است، زیرا حوزههای قضایی مدلهای ترکیبی را اجرا میکنند. بسیاری از برنامههای مدرن محدودسازی و تجارت اکنون دارای «کف قیمت»—حداقل قیمت حراج برای مجوزها—و «سقف قیمت» هستند، که حداکثر قیمتی است که دولت در آن مجوزهای ذخیره را منتشر میکند. این سازوکارها، قطعیت قیمت مالیات را به قطعیت زیستمحیطی سقف تزریق میکنند و عملاً یک کریدور ایجاد میکنند که بازار در داخل آن فعالیت میکند تا از نوسانات شدید جلوگیری شود.[3][8]
با بلوغ قیمتگذاری کربن، تمرکز به سمت هماهنگسازی بینالمللی در حال تغییر است. سازوکارهایی مانند مکانیسم تنظیم مرزی کربن اتحادیه اروپا (CBAM) قیمت کربن را بر کالاهای وارداتی اعمال میکنند و از «نشت انتشار»—انتقال تولید به کشورهایی با مقررات زیستمحیطی ضعیفتر—جلوگیری میکنند. چه یک کشور از مالیات استفاده کند و چه از طرح تجاری، ایجاد یک قیمت کربن داخلی قابل تأیید به سرعت در حال تبدیل شدن به پیششرطی برای مشارکت در شبکه تجارت جهانی در حال کربنزدایی است.[5][8]
نکات کلیدی
- مالیات کربن قطعیت دقیق قیمت را برای کسبوکارها فراهم میکند، اما حجم نهایی انتشار را به تقاضای بازار واگذار مینماید.
- طرح محدودسازی و تجارت با تعیین سقف برای کل انتشار، یک نتیجه زیستمحیطی مشخص را تضمین میکند، اما کسبوکارها را در معرض نوسانات قیمت مجوزها قرار میدهد.
- طرح محدودسازی و تجارت از لحاظ تاریخی از نظر سیاسی عملیتر بوده است، زیرا سیاستگذاران میتوانند برای تسهیل گذار صنایع سنگین، مجوزهای رایگان توزیع کنند.
- بازارهای کربن مدرن به طور فزایندهای هر دو سیستم را با هم ترکیب میکنند و از کف و سقف قیمت برای تثبیت نوسانات طرح محدودسازی و تجارت استفاده مینمایند.
آنچه نمیدانیم
- سیستمهای قیمتگذاری کربن ملی مختلف تا چه حد به طور یکپارچه با هم ادغام خواهند شد، در حالی که شبکههای تجارت جهانی تعرفههای تنظیم مرزی را اجرا میکنند.
- آیا سیستمهای ترکیبی دارای سقف قیمت، در نهایت اهداف زیستمحیطی بلندمدت را به خطر خواهند انداخت، اگر سقفها بیش از حد فعال شوند.
پرسشهای متداول
کدام سیستم انتشار را سریعتر کاهش میدهد؟
هیچکدام ذاتاً سریعتر نیستند؛ سرعت کاهش کاملاً به میزان سختگیری در طراحی سیاست بستگی دارد. یک مالیات کربن بالا، انتشار را سریعتر از یک سیستم محدودسازی و تجارت با سقف آزاد کاهش میدهد، و بالعکس.
آیا سیستمهای قیمتگذاری کربن صورتحسابهای انرژی را افزایش میدهند؟
بله، هر دو سیستم طراحی شدهاند تا انرژی سوخت فسیلی را گرانتر کنند تا هزینه زیستمحیطی آن منعکس شود. با این حال، بسیاری از دولتها این افزایش را با بازگرداندن درآمد به شهروندان از طریق کاهش مالیات یا چکهای سود سهام مستقیم جبران میکنند.
آیا یک کشور میتواند هم سیستم مالیات و هم محدودسازی و تجارت داشته باشد؟
بله. برخی حوزههای قضایی طرح محدودسازی و تجارت را برای صنایع سنگین و تولید برق اعمال میکنند، در حالی که مالیات کربن را برای سوختهای حمل و نقل و گرمایش مسکونی وضع مینمایند.
منابع
[1]World Resources Instituteحامیان کارایی اقتصادیCarbon Tax vs. Cap-and-Trade: What's a Better Policy to Cut Emissions?
مطالعه در World Resources Institute →
[2]Computational Economicsتحلیلگران سیستمهاCap and Trade Versus Carbon Tax: An Analysis Based on a CGE Model
مطالعه در Computational Economics →
[3]Center for Climate and Energy Solutions (C2ES)طرفداران سازوکار بازارCap and Trade vs. Taxes
مطالعه در Center for Climate and Energy Solutions (C2ES) →
[4]Earth.Orgطرفداران سازوکار بازارExplainer: Cap and Trade vs Carbon Tax
مطالعه در Earth.Org →
[5]Grantham Research Institute on climate change and the environment - LSEحامیان کارایی اقتصادیWhich is better: carbon tax or cap-and-trade?
مطالعه در Grantham Research Institute on climate change and the environment - LSE →
[6]Scioto Analysisحامیان کارایی اقتصادیWhat's the difference between a carbon tax and cap-and-trade programs?
مطالعه در Scioto Analysis →
[7]Harvard Project on Climate Agreements, Belfer Centerطرفداران سازوکار بازارLessons Learned from Three Decades of Experience with Cap-and-Trade
مطالعه در Harvard Project on Climate Agreements, Belfer Center →
[8]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران سیستمهاتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

