محاسبه شاخص ترس: چگونه VIX نوسانات مورد انتظار ۳۰ روزه را از آپشنهای S&P 500 استخراج میکند
تحلیلگران بازار معمولاً از VIX به عنوان فشارسنج اضطراب سرمایهگذاران یاد میکنند، اما این شاخص در واقع یک استخراج دقیق ریاضی از حق بیمه آپشنهاست. این فرمول با تجمیع قیمتهای آپشنهای خرید و فروش خارج از پول (out-of-the-money) در S&P 500، قیمتگذاری دقیق بازار را برای یک سواپ واریانس ۳۰ روزه محاسبه میکند.
به قلم غزل بختیاری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تحلیلگران کمی
- VIX را به عنوان یک تقریب ریاضی ظریف اما ناقص از یک سواپ واریانس ۳۰ روزه میبینند که درگیر محدودیتهای گسسته قیمت اعمال است.
- معاملهگران مشتقات
- VIX را در درجه اول به عنوان معیاری از صرف ریسک واریانس — هزینه بیمه سبد سرمایهگذاری — در نظر میگیرند تا یک پیشبینی خالص از حرکات آینده.
- رسانههای مالی
- اغلب این شاخص را به عنوان یک «شاخص ترس» روانی چارچوببندی میکنند که احساسات و وحشت سرمایهگذاران را میسنجد.
چرا مهم است
وقتی رسانههای مالی تیتر میزنند که «ترس در بازار اوج گرفته»، در واقع دارند میگویند که سرمایهگذاران نهادی برای پوشش ریسک نوسانات بزرگ بازار، حق بیمه بیشتری میپردازند. درک ریاضیات نهفته در این شاخص، موقعیتگیری واقعی بازار را از روایتهای احساسی و هیجانی جدا میکند.
در صبح روز ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۳، معاملهگران در تالار بورس آپشن شیکاگو (Cboe) به صفحات نمایش خود نگاه کردند و با یک معیار کاملاً تغییریافته روبرو شدند. این صرافی به تازگی شاخص نوسانات اولیه خود در سال ۱۹۹۳ را — که بر طیف محدودی از آپشنهای در پول (at-the-money) روی S&P 100 متکی بود — با یک فرمول دقیق ریاضی که با همکاری گلدمن ساکس (Goldman Sachs) توسعه یافته بود، جایگزین کرد. شاخص VIX جدید قرار بود S&P 500 (SPX) گستردهتر را ردیابی کند و طیف وسیعی از آپشنهای خارج از پول را در بر بگیرد؛ تغییری که این شاخص را از یک معیار نظری به یک سبد قابل تکرار از سواپهای واریانس تبدیل کرد. این تحول، پایه و اساس اکوسیستم مدرن معاملات نوسانات را بنا نهاد.[5]
شبکههای تلویزیونی مالی، VIX را به عنوان «شاخص ترس» وال استریت بازاریابی میکنند و آن را به عنوان یک دماسنج روانی برای سنجش وحشت سرمایهگذاران به تصویر میکشند. اما واقعیت در تالار معاملات کاملاً مکانیکی است. VIX نه احساسات را اندازه میگیرد و نه نوسانات تاریخی را. این شاخص دقیقاً همان حق بیمهای را میسنجد که فعالان بازار در حال حاضر برای حق خرید یا فروش S&P 500 در قیمتهای اعمال (strike prices) مختلف طی ۳۰ روز آینده میپردازند. صرافی Cboe صراحتاً این شاخص را به عنوان ابزاری «طراحیشده برای ارائه معیاری از نوسانات مورد انتظار و ثابت ۳۰ روزه بازار سهام ایالات متحده» تعریف میکند و روایتهای احساسی را به نفع مکانیک دقیق قیمتگذاری کنار میزند.[1][5]
قابلیت اصلی فرمول VIX، استخراج یک عدد نوسان سالانه واحد از یک ماتریس وسیع و چندبعدی از قیمتهای آپشن است. وقتی یک نهاد مالی برای محافظت در برابر سقوط بازار یک آپشن فروش (put option) میخرد، معاملهگری که آن آپشن را میفروشد، در صورت انتظار برای حرکات قیمتی متلاطم، قیمت بالاتری طلب میکند. VIX با تجمیع قیمت تمام آپشنهای خرید و فروش فعال SPX که نزدیک به مرز ۳۰ روزه منقضی میشوند، انتظار جمعی بازار از واریانس آینده را مهندسی معکوس کرده و هزینه کل بیمه سبد سهام در سراسر سیستم مالی را ثبت میکند.[3]
این محاسبه با انتخاب دو سررسید مشخص از آپشنهای SPX آغاز میشود: یکی درست قبل از هدف ۳۰ روزه و دیگری درست بعد از آن. این الگوریتم به طور سیستماتیک آپشنهایی با قیمت پیشنهادی (bid) صفر را کنار میگذارد تا قراردادهای غیرنقدشونده را فیلتر کند و تنها بر آپشنهای خرید و فروش خارج از پول که حول سطح شاخص آتی متمرکز هستند، تمرکز میکند. این فرآیند فیلترینگ تضمین میکند که شاخص به جای قیمتهای نظری یا قدیمی، منعکسکننده قیمتهای واقعی و قابل اجرای بازار است و محاسبه را در واقعیت دفتر سفارشات، جایی که سرمایه واقعی درگیر است، لنگر میاندازد.[1]
هر آپشن انتخابشده، نسبت معکوس با مجذور قیمت اعمال خود وزندهی میشود. این مکانیسم وزندهی، قلب ریاضی بازنگری سال ۲۰۰۳ است. این امر تضمین میکند که آپشنهایی با قیمت اعمال پایینتر — یعنی آپشنهای فروش بسیار خارج از پول که نهادها برای محافظت در برابر ریسکهای شدید (tail-risk) میخرند — تأثیر نامتناسب و سنگینی بر ارزش نهایی شاخص بگذارند. با تقویت تأثیر این قیمتهای اعمال دورتر، فرمول به دقت پروفایل بازدهی یک سواپ واریانس را بازتولید میکند؛ یک قرارداد مشتقه که بر اساس نوسانات تحققیافته پرداخت میشود، نه حرکت جهتدار قیمت.[2][3]
این وزندهی ریاضی دقیقاً همان جایی است که برچسب بازاریابی «ترس» توجیه فنی خود را پیدا میکند. از آنجا که بازارهای سهام معمولاً در طول ریزشهای شدید نوسانات شدیدی را تجربه میکنند تا در طول صعودهای پیوسته، تقاضای نهادی برای محافظت در برابر نزول بازار بسیار بیشتر از تقاضا برای سفتهبازی صعودی است. وزندهی مجذور معکوس این عدم تقارن را به خوبی ثبت میکند؛ به این معنی که VIX ذاتاً در طول فروشهای گسترده بازار سریعتر و بالاتر از افت آن در بازارهای صعودی جهش میکند و ماهیت نامتقارن ریسک سهام و حق بیمهای که معاملهگران برای جذب آن میگیرند را منعکس میکند.[2][4]
این وزندهی ریاضی دقیقاً همان جایی است که برچسب بازاریابی «ترس» توجیه فنی خود را پیدا میکند.
پس از جمعبندی قیمتهای وزندار این آپشنهای منتخب، فرمول واریانس مورد انتظار را برای سررسیدهای کوتاهمدت و دوره بعدی به دست میآورد. سپس الگوریتم بین این دو واریانس درونیابی میکند تا یک انتظار سررسید ثابت و دقیق ۳۰ روزه (یا ۴۳,۲۰۰ دقیقهای) را استخراج کند. این درونیابی ضروری است زیرا آپشنها در تاریخهای خاصی منقضی میشوند، به این معنی که به ندرت قراردادی وجود دارد که دقیقاً ۳۰ روز تا انقضای آن باقی مانده باشد. میانگین وزندار زمانی، یک افق ۳۰ روزه مصنوعی ایجاد میکند که روز به روز کاملاً ثابت میماند.[1]
مرحله نهایی، این واریانس خام را به عدد شناختهشده VIX که در شبکههای مالی پخش میشود، ترجمه میکند. فرمول جذر واریانس ۳۰ روزه را میگیرد تا آن را به انحراف معیار تبدیل کند و سپس با ضرب در جذر زمان، آن را سالانه میکند. به طور خاص، از جذر ۳۶۵ روز تقسیم بر ۳۰ روز استفاده میکند، اگرچه فرمول منتشرشده نتیجه نهایی را با ضرب در ۱۰۰ مقیاسبندی میکند تا آن را به جای یک عدد اعشاری، به عنوان یک درصد عدد صحیح ارائه دهد.[1][2]
در نتیجه، خوانش ۲۰٫۰ برای VIX به این معنا نیست که «ترس روی عدد ۲۰ است». از نظر ریاضی، این بدان معناست که بازار آپشن در حال قیمتگذاری یک انحراف معیار سالانه ۲۰ درصدی برای S&P 500 طی ۳۰ روز آینده است. برای یافتن حرکت روزانه مورد انتظار، یک معاملهگر آن عدد ۲۰ را بر جذر تعداد روزهای معاملاتی در یک سال (که تقریباً ۱۶ است) تقسیم میکند. بنابراین، VIX برابر با ۲۰ نشان میدهد که بازار انتظار دارد شاخص روزانه حدود ۱٫۲۵ درصد در هر دو جهت نوسان داشته باشد.[5]
در حالی که Cboe شاخص VIX را به عنوان یک فشارسنج بینقص از انتظارات بازار تبلیغ میکند، این روششناسی دارای محدودیتهای ساختاری است که در طول بحرانها آشکار میشود. این فرمول فرض را بر معاملات پیوسته و در دسترس بودن بینهایت قیمتهای اعمال میگذارد. در واقعیت، قیمتهای اعمال آپشنها گسسته هستند و نقدینگی میتواند در طول استرس شدید بازار تبخیر شود. وقتی دفاتر سفارشات خالی میشوند، الگوریتم مجبور است به اسپرد (اختلاف) گستردهتر قیمت پیشنهادی و درخواستی (bid-ask) تکیه کند، که میتواند به طور مصنوعی محاسبه شاخص را متورم کرده و سطح واقعی نوسانات مورد انتظار را بیش از حد برآورد کند، صرفاً به این دلیل که بازارسازان قیمتهای خود را تدافعیتر کردهاند.[2][3]
علاوه بر این، این شاخص کاملاً آیندهنگر است و فرض میکند که حق بیمه فعلی آپشنها، پیشبینی دقیقی از نوسانات تحققیافته آینده است. بررسیهای آکادمیک از قدرت پیشبینی VIX یک صرف ریسک واریانس (variance risk premium) ثابت را نشان میدهد: نوسانات ضمنی محاسبهشده توسط VIX تقریباً همیشه بالاتر از نوسانات واقعی است که S&P 500 متعاقباً تجربه میکند. این اختلاف، تفاوت بین واریانس ریاضی مورد انتظار و هزینه بیمه مالی را در بازاری برجسته میکند که در آن رویدادهای شدید (tail events) میتوانند سبدهای دارای اهرم بالا را نابود کنند.[3][4]
این حق بیمه به این دلیل وجود دارد که فروش آپشنها ذاتاً پرخطر است و بازارسازان برای پذیرش آن ریسک شدید، یک حاشیه سود بیمهای دریافت میکنند. بنابراین، VIX یک پیشبینی خالص از میزان حرکت بازار نیست، بلکه معیاری است از اینکه سرمایهگذاران چقدر حاضرند برای بیمه شدن در برابر این حرکات، پول اضافی بپردازند. وقتی VIX جهش میکند، نشان میدهد که هزینه این بیمه به دلیل عدم تعادل ناگهانی بین خریداران و فروشندگانِ محافظت نزولی، به شدت گران شده است.[4][5]
تغییر روششناسی در سال ۲۰۰۳ از S&P 100 به S&P 500، و از آپشنهای در پول به کل انحراف نوسانات (volatility skew)، باعث شد VIX با استفاده از یک سبد ثابت از آپشنها قابل تکرار باشد. این تغییر حیاتی به Cboe اجازه داد تا قراردادهای آتی VIX را در سال ۲۰۰۴ و آپشنهای VIX را در سال ۲۰۰۶ راهاندازی کند و یک انتزاع ریاضی را به یک کلاس دارایی قابل معامله تبدیل کند. امروزه، روزانه میلیونها قرارداد از این محصولات مشتقه دست به دست میشود و به صندوقها اجازه میدهد تا نوسانات را مستقیماً پوشش دهند، بدون اینکه مجبور باشند یک سبد پیچیده از آپشنهای سهام پایه را دلتا-هج (delta-hedge) کنند.[5]
شاخص VIX به عنوان پیروزی مهندسی مالی بر روانشناسی بازار ایستاده است. Cboe با استانداردسازی قیمتگذاری سواپهای واریانس در قالب یک نماد واحد که به طور مداوم بهروز میشود، مکانیزمی ایجاد کرد که ماتریس آشفته و چندبعدی دفاتر سفارش آپشن را به یک عدد واحد و قابل خواندن ترجمه میکند. اگرچه عموم مردم اغلب آن را به اشتباه به عنوان یک شاخص احساسی تفسیر میکنند، اما ارزش واقعی آن در ترجمه دقیق و مکانیکی حق بیمه آپشنها به یک معیار جهانی است که استراتژیهای پوشش ریسک جهانی را دیکته میکند.[6]
بررسی عمیق دیدگاهها
تحلیلگران کمی
تمرکز بر معماری ریاضی و محدودیتهای ساختاری تقریب قیمت اعمال گسسته.
برای تحلیلگران کمی، VIX کمتر یک شاخص بازار و بیشتر یک فرمول قیمتگذاری برای یک مشتقه خاص است: سواپ واریانس. آنها بر ظرافت روششناسی سال ۲۰۰۳ تمرکز میکنند که از یک سبد ثابت از آپشنهای خارج از پول برای بازتولید واریانس سررسید ثابت استفاده میکند. با این حال، تحلیلگران کمی اولین کسانی هستند که به نقصهای این فرمول اشاره میکنند. از آنجا که VIX فرض را بر یک پیوستار بینهایت از قیمتهای اعمال میگذارد، واقعیت قیمتهای اعمال گسسته و فاصلهدار خطاهای برش (truncation errors) را معرفی میکند. در طول استرس شدید بازار، زمانی که نقدینگی خشک میشود و اسپرد قیمت پیشنهادی-درخواستی به شدت گسترش مییابد، این محدودیتهای ساختاری میتوانند باعث شوند ارزش محاسبهشده شاخص کمی از واریانس نظری واقعی فاصله بگیرد.
معاملهگران مشتقات
تمرکز بر صرف ریسک واریانس و هزینه پوشش ریسک رویدادهای شدید.
معاملهگران مشتقات VIX را از دریچه عرضه و تقاضا برای بیمه سبد سرمایهگذاری میبینند. آنها تأکید میکنند که این شاخص به طور مداوم نوسانات واقعی را که S&P 500 تجربه خواهد کرد، بیش از حد برآورد میکند. این شکاف که به عنوان صرف ریسک واریانس شناخته میشود، به این دلیل وجود دارد که فروش آپشنها ذاتاً خطرناک است. بازارسازان برای پذیرش ریسک سقوط ناگهانی بازار، حق بیمه طلب میکنند. بنابراین، وقتی معاملهگران جهش VIX را میبینند، فقط «ترس» را نمیبینند؛ آنها بازارسازانی را میبینند که به شدت قیمت آپشنهای فروش را بالا میبرند تا ریسک نامتقارن یک رویداد شدید (tail event) را جبران کنند.
سرمایهگذاران خرد
تمرکز بر روایت «شاخص ترس» و احساسات جهتدار بازار.
در رسانههای مالی جریان اصلی و میان سرمایهگذاران خرد، VIX تقریباً به طور انحصاری به عنوان یک فشارسنج روانی مورد بحث قرار میگیرد. ظرافت سواپهای واریانس و وزندهی مجذور معکوس به نفع یک روایت سادهتر کنار گذاشته میشود: افزایش VIX به معنای وحشت سرمایهگذاران است و کاهش VIX به معنای خوشخیالی آنهاست. در حالی که این قانون سرانگشتی عموماً صادق است (زیرا تقاضا برای آپشنهای فروش در طول ریزش بازار افزایش مییابد)، اما اغلب منجر به سوءتفاهمهایی در مورد این میشود که یک سطح خاص از VIX در واقع چه معنایی برای حرکت روزانه قیمت دارد.
آنچه نمیدانیم
- چگونه گسترش آپشنهای با سررسید صفر روزه (0DTE) که در محاسبه استاندارد ۳۰ روزه VIX گنجانده نشدهاند، قدرت پیشبینی این شاخص سنتی را به طور اساسی تغییر میدهد.
- میزان دقیق تأثیر سیستمهای معاملاتی الگوریتمی که به طور خودکار سهام را بر اساس آستانههای VIX خرید و فروش میکنند، در ایجاد چرخههای نوسان خودکامبخش در طول شوکهای بازار.
منابع
[1]Macroptionتحلیلگران کمیVIX Calculation Explained
مطالعه در Macroption →
[2]The Journal of Tradingتحلیلگران کمیVIX Calculation Methodology: Mystifying or Mathematically Convoluted?
مطالعه در The Journal of Trading →
[3]SSRNمعاملهگران مشتقاتThe VIX volatility index - A very thorough look at it
مطالعه در SSRN →
[4]Digital Commons@ETSUمعاملهگران مشتقاتFORECASTS AND IMPLICATIONS USING VIX OPTIONS
مطالعه در Digital Commons@ETSU →
[5]تیم سردبیری کوهستانرسانههای مالیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]تیم سردبیری کوهستانرسانههای مالیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
