پیشنهاد بازنویسی بزرگ برای شجرهنامه انسانی: طبقهبندی استرالوپیتکوس و پارانتروپوس در جنس هومو
یک پیشنهاد جدید طبقهبندی (تاکسونومیک) استدلال میکند که تقسیمبندیهای سنتی بین اجداد اولیه انسان از نظر زیستشناختی بیمعنی هستند و فسیلهای مشهوری مانند «لوسی» باید در جنس گسترشیافتهی هومو (Homo) قرار گیرند.
به قلم آرش رضایی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اصلاحطلبان طبقهبندی
- استدلال میکنند که انسانتباران باید صرفاً بر اساس نیای مشترک (کلادها) گروهبندی شوند، نه صفات فیزیکی.
- دیرینهانسانشناسان سنتی
- تأکید میکنند که تمایزات ریختشناختی و غذایی، وضعیت جنس جداگانه را توجیه میکند.
- مروجان علم
- بر چگونگی تغییر درک عمومی از تکامل انسان به عنوان یک بوته پیچیده به جای یک نردبان خطی، توسط طبقهبندی تمرکز دارند.
شجرهنامه انسانی مجموعهای درهمریخته از شاخههای همپوشان است و یک پیشنهاد جدید میخواهد با ادغام سه گروه مشهور در یک گروه، آن را مرتب کند. دهههاست که کتابهای درسی خویشاوندان باستانی ما را به سه جنس متمایز تقسیم کردهاند: استرالوپیتکوس که در اوایل راستقامت راه میرفت، پارانتروپوس که فکهای قوی برای جویدن داشت، و جنس خود ما یعنی هومو که مغز بزرگی دارد.[1][2]
اکنون، یک ارزیابی مجدد رادیکال که در «مجله آمریکایی دیرینهانسانشناسی زیستی» منتشر شده، استدلال میکند که این تقسیمبندیها از نظر زیستشناختی بیمعنی هستند. دکتر ایان تاول، پژوهشگر مؤسسه کشف زیستپزشکی موناش، پیشنهاد میکند که هر سه گروه—به همراه کنیانتروپوس—در یک جنس واحد و گسترشیافتهی هومو ادغام شوند.[3][4]
در صورت پذیرش، این پیشنهاد طلوع جنس انسان را تقریباً ۴ تا ۵ میلیون سال به عقب میبرد. همچنین به این معنی است که برخی از مشهورترین فسیلهای دیرینهانسانشناسی، از جمله «لوسی» (استرالوپیتکوس آفرنسیس) با قدمت ۳.۲ میلیون سال، رسماً به عنوان هومو آفرنسیس طبقهبندی مجدد خواهند شد.[1][5]
این استدلال بر یک تضاد اساسی بین نحوه نامگذاری فسیلها توسط دیرینهانسانشناسان و نحوه طبقهبندی حیات توسط بقیه زیستشناسی مدرن استوار است. طبقهبندی مدرن (تاکسونومی) بر «کلادها» تکیه دارد—گروههایی که شامل یک نیای مشترک واحد و مطلقاً تمام نوادگان تکاملی آن هستند.[3]
استرالوپیتکوس در این آزمون مردود میشود. هر تحلیل تبارزایی اخیر نشان میدهد که این جنس «پارا فایلتیک» (چندتباری) است. این بدان معناست که برخی از گونههایی که در حال حاضر استرالوپیتکوس نامیده میشوند، در واقع نسبت به سایر اعضای جنس خود، با هومو یا پارانتروپوس خویشاوندی نزدیکتری دارند.[3][4]
تقریباً در هر شاخه دیگری از زیستشناسی مهرهداران، جنسی با چنین سوابقی دههها پیش منحل یا تقسیم میشد. با این حال، دیرینهانسانشناسی به برچسبهای قدیمی چسبیده است، عمدتاً به دلیل عادت تاریخی و تمایل به حفظ دستهبندیهای آشنا برای ارتباطات عمومی.[3]
سیستم سنتی بر اساس «درجهها» ساخته شده بود—گروهبندی حیوانات بر اساس ظاهر یا رفتارشان، نه بر اساس تبار ژنتیکی دقیق. هنگامی که فسیلهای هادار، از جمله لوسی، در دهه ۱۹۸۰ به استرالوپیتکوس اختصاص داده شدند، استدلال ساده بود: آنها راستقامت راه میرفتند اما فاقد مغزهای بزرگ مرتبط با هومو بودند.[3]
اما سوابق فسیلی از همکاری با آن تعاریف دقیق سر باز زده است. صفاتی که زمانی تصور میشد منحصراً جنس ما را تعریف میکنند—مغزهای بزرگ، استفاده از ابزار، و سبک زندگی کاملاً زمینی—به طور سیستماتیک توسط اکتشافات جدید در طول دو دهه گذشته تضعیف شدهاند.[1][4]
کشف هومو فلورسیئنسیس کوچکمغز («هابیت») و هومو نالدی ثابت کرد که مغز بزرگ پیششرط عضویت در جنس ما نیست. برعکس، شواهد باستانشناسی اکنون نشان میدهد که استرالوپیتکوس و پارانتروپوس احتمالاً مدتها قبل از ظهور اولین انسانهای «واقعی»، قادر به رفتارهای پیچیده و استفاده از ابزار بودهاند.[3][4]
کشف هومو فلورسیئنسیس کوچکمغز («هابیت») و هومو نالدی ثابت کرد که مغز بزرگ پیششرط عضویت در جنس ما نیست.
تاول استدلال میکند که چون صفات تعریفکننده مبهم شدهاند، مرزهای بین جنسها دیگر قابل دفاع نیستند. با عقب راندن مرز هومو به نقطه واگرایی استرالوپیتکوس آنامنسیس، این حوزه به یک نقطه اجماع نادر میرسد: گرهی که واقعاً به عنوان خواهر برای تمام دودمانهای انسانتبار بعدی عمل میکند.[3][5]
شواهد این تغییر ریشه در واقعیت درهم و برهم گونهزایی دارد. جنسهایی که اخیراً—در طول دو یا سه میلیون سال گذشته—واگرا شدهاند، تمایل به ناپایداری دارند زیرا جمعیتهای عضو آنها اغلب مدتها پس از جدایی اولیه خود به تبادل مواد ژنتیکی ادامه دادهاند.[3]
این پدیده در نخستیهای مدرن به خوبی مستند شده است؛ به عنوان مثال، بونوبوها و شامپانزهها مدتها پس از واگرایی دودمانهایشان به تبادل ژن ادامه دادند. سوابق فسیلی انسان نیز الگوهای مشابهی را نشان میدهد، با دودمانهای متعدد انسانتبار که در مناظر مشابهی در شرق و جنوب آفریقا زندگی میکردند و احتمالاً با هم آمیزش کرده و منابع را تقسیم میکردند.[3]
با این حال، پیشنهاد ادغام جنسها با مقاومت قابل توجهی روبرو است و شواهد حمایتکننده از یک هوموی یکپارچه بدون نقاط ضعف نیست. بحثبرانگیزترین جنبه این پیشنهاد، گنجاندن پارانتروپوس است.[2][5]
گونههای پارانتروپوس با فکهای عظیم، دندانهای آسیاب بزرگ، و ستیغهای ساژیتال (تاجهای استخوانی) که ماهیچههای قدرتمند جویدن را نگه میداشتند، مشخص میشدند. آنها مسیر تکاملی و غذایی کاملاً متفاوتی نسبت به هوموی اولیه دنبال کردند و برای فرآوری پوشش گیاهی سخت و فیبری سازگار شدند.[5]
ادغام پارانتروپوس در هومو، تمایز ریختشناختی را که بسیاری از محققان آن را بسیار مهم میدانند، از بین میبرد. برخی منتقدان استدلال میکنند که در حالی که استرالوپیتکوس ممکن است یک طبقهبندی «سبد زباله» پارافایلتیک باشد، پارانتروپوس احتمالاً یک شاخه تکاملی واقعی و متمایز را نشان میدهد که شایسته جنس خاص خود است.[2][5]
همچنین عدم اطمینان وجود دارد که آیا خود پارانتروپوس یک کلاد واقعی است یا خیر. برخی تحلیلها نشان میدهند که ممکن است در واقع نماینده دو گروه منطقهای مستقل—یکی در شرق آفریقا و دیگری در جنوب آفریقا—باشد که در پاسخ به فشارهای محیطی مشابه، به طور همگرا دندانها و فکهای بزرگتری را تکامل دادهاند.[3]
اگر پارانتروپوس یک کلاد واقعی نباشد، استدلال تاول مبنی بر اینکه کل چارچوب سهجنسی اساساً معیوب است و باید به نفع یک دودمان هوموی واحد و بسیار متغیر کنار گذاشته شود، تقویت میشود.[3][4]
در نهایت، این بحث یک تغییر گستردهتر در نحوه درک دانشمندان از خاستگاه انسان را برجسته میکند. تصویر سنتی یک نردبان خطی پیشرفت—از نیای میمونمانند، به استرالوپیتکوس، به هوموی اولیه، تا ما—به طور کامل توسط سوابق فسیلی از هم پاشیده شده است.[1][4]
در عوض، شجرهنامه انسانی شبیه یک بوته متراکم و در حال جوانه زدن است که شاخههای آن تقسیم میشوند، همپوشانی دارند و اغلب بدون نوادگان به پایان میرسند. گسترش جنس هومو به طور رسمی این پیچیدگی را به رسمیت میشناسد و تصدیق میکند که اجداد ما مجموعهای متنوع از گونههای نزدیک به هم بودهاند، نه یک توالی منظم از ارتقاءها.[1][2]
- 4 to 5 million years
- محدوده سنی پیشنهادی برای جنس گسترشیافتهی هومو
- 3.2 million years
- سن فسیل مشهور «لوسی»
- 3
- تعداد جنسهای شناختهشده کنونی که ادغام خواهند شد
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا جامعه گستردهتر دیرینهانسانشناسی این طبقهبندی مجدد رادیکال را خواهد پذیرفت یا خیر.
- اینکه آیا پارانتروپوس یک شاخه تکاملی واقعی واحد را نشان میدهد یا دو گروه منطقهای مستقل که ویژگیهای قوی مشابهی را تکامل دادهاند.
- دقیقاً چه میزان آمیزش بین این دودمانهای انسانتبار همپوشان قبل از انقراض آنها رخ داده است.
منابع
[1]ScienceDailyمروجان علمRedrawing the Human Family Tree
مطالعه در ScienceDaily →
[2]Earth.comدیرینهانسانشناسان سنتیFamous names in human evolution may be due for retirement
مطالعه در Earth.com →
[3]Anthropology.netاصلاحطلبان طبقهبندیThe Case for Folding Australopithecus and Paranthropus Into Homo
مطالعه در Anthropology.net →
[4]Monash Universityاصلاحطلبان طبقهبندیNew Monash University research argues our Paranthropus and Australopithecus ancestors should be included under the Homo group
مطالعه در Monash University →
[5]Sci.Newsدیرینهانسانشناسان سنتیAnthropologist Proposes Folding Australopithecus and Paranthropus into Genus Homo
مطالعه در Sci.News →
[6]Wikipediaمروجان علمHomo
مطالعه در Wikipedia →
نظرات
بیشتر در علم
مشاهده همه →حالت ماده
کشف نوع جدیدی از ماده: بلور بافت سهبعدی قابل بازنویسی در دمای اتاق
3 منبع
تاریخ علم
مکانیسم آسمان پارسی: تقویم جلالی و جفت طوسی چگونه نجوم جهان را دگرگون کردند؟
3 منبع
فناوری کوانتوم
آیبیام معماری ماژولار سرمایش عمیق را برای مقیاسدهی کامپیوترهای کوانتومی نمایش میدهد
5 منبع
هیدرولوژی خزر
موتور تبخیر و تکامل در خزر: خلیج قرهبغاز و شیب شوری چگونه زیستبوم بزرگترین دریاچه جهان را کنترل میکنند؟
6 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





