سازوکار معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای: تعهدات، پادمانها و فرآیند بازنگری
معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) بر معماری سه ستونی استوار است که خلع سلاح، عدم گسترش و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را متعادل میکند. با این حال، اجرای آن به شدت متکی بر پادمانهای فنی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) است و این امر نابرابری ساختاری بین کشورهای هستهای و غیرهستهای ایجاد میکند.
به قلم الهام قاسمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- کشورهای فاقد سلاح هستهای
- استدلال میکنند که معاهده از نظر ساختاری نامتوازن است و کشورهای دارای سلاح هستهای در انجام تعهدات خلع سلاح خود طبق ماده ششم کوتاهی میکنند.
- کشورهای دارای سلاح هستهای
- بر موفقیت ستون عدم گسترش تأکید میکنند و استدلال میکنند که خلع سلاح باید تدریجی و مرتبط با شرایط امنیتی جهانی باشد.
- کارشناسان عدم گسترش
- بر ضرورت فنی جهانیسازی پروتکل الحاقی و حفظ بودجه قوی برای پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی تمرکز دارند.
چرا مهم است
معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای تنها تعهد الزامآور در یک پیمان چندجانبه است که هدف خلع سلاح توسط کشورهای دارای سلاح هستهای را دنبال میکند. درک سازوکار اجرایی آن—و نقاط ضعف این اجرا—برای فهم این موضوع که چرا نوسازی هستهای جهانی با وجود دههها توافق دیپلماتیک در حال شتاب گرفتن است، حیاتی است.
نکات کلیدی
- NPT جهان را به پنج کشور به رسمیت شناخته شده دارای سلاح هستهای و کشورهای فاقد سلاح هستهای تقسیم میکند.
- این معاهده بر سه ستون استوار است: عدم گسترش، خلع سلاح، و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای.
- آژانس بینالمللی انرژی اتمی عدم گسترش را از طریق توافقنامههای جامع پادمان و پروتکل الحاقی اجرا میکند.
- معاهده فاقد سازوکار اجرایی نهادی برای تعهدات خلع سلاح کشورهای دارای سلاح هستهای است.
- اجرای معاهده هر پنج سال یکبار در کنفرانسهای بازنگری ارزیابی میشود که برای تصویب اسناد نهایی نیاز به اجماع کامل دارد.
در ۱ ژوئیه ۱۹۶۸، نمایندگان ۶۲ کشور در لندن، واشنگتن و مسکو گرد هم آمدند تا سندی را امضا کنند که اساساً جهان را به دو دسته دائمی تقسیم کرد: پنج کشور به رسمیت شناخته شده دارای سلاح هستهای و بقیه کشورها. این سند، یعنی معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، همچنان سنگ بنای امنیت هستهای جهانی و گستردهترین توافق کنترل تسلیحات در تاریخ است.[4]
این معاهده بر اساس یک توافق ساختاری بزرگ عمل میکند که برای جلوگیری از گسترش تسلیحات اتمی در عین حفظ دسترسی به فناوری هستهای غیرنظامی طراحی شده است. این معاهده جهان را به «کشورهای دارای سلاح هستهای» (NWS)—که به طور دقیق به عنوان کشورهایی تعریف میشوند که قبل از ۱ ژانویه ۱۹۶۷ سلاح هستهای تولید و آزمایش کردهاند—و «کشورهای فاقد سلاح هستهای» (NNWS) تقسیم میکند.[4]
برای حفظ این تقسیمبندی بدون جلوگیری از توسعه اقتصادی، معاهده منع گسترش بر سه ستون به هم پیوسته استوار است: عدم گسترش، خلع سلاح، و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای. کشورهای غیرهستهای موافقت میکنند که هرگز سلاح هستهای به دست نیاورند؛ در عوض، کشورهای هستهای موافقت میکنند که مزایای فناوری هستهای صلحآمیز را به اشتراک بگذارند و خلع سلاح هستهای را با حسن نیت دنبال کنند.[4]
اجرای ستون اول—عدم گسترش—به طور کامل به آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) واگذار شده است. آژانس به عنوان حسابرس مستقل معاهده عمل میکند و وظیفه دارد تأیید کند که کشورهای فاقد سلاح هستهای به طور مخفیانه مواد هستهای غیرنظامی را به سمت برنامههای تسلیحاتی منحرف نمیکنند.[1]
این راستیآزمایی از طریق «توافقنامههای جامع پادمان» (CSAs) تدوین شده است. طبق NPT، هر کشور فاقد سلاح هستهای باید یک CSA با آژانس منعقد کند که به آژانس اختیار قانونی میدهد تا تمام مواد هستهای اعلام شده در داخل مرزهای آن کشور را نظارت کند.[1]
چارچوب قانونی این پادمانها سختگیرانه و بسیار فنی است. این چارچوب مستلزم آن است که مقامات دولتی گزارشهای حسابداری دقیقی از موجودیهای هستهای خود ارائه دهند، که بازرسان آژانس سپس از طریق بازرسیهای فیزیکی در محل، اقدامات مهارکننده مانند مهر و مومهای ضد دستکاری، و دوربینهای نظارتی نصب شده در تأسیسات هستهای، آنها را تأیید میکنند.[2]
با این حال، کشف برنامههای هستهای مخفی در اوایل دهه ۱۹۹۰ یک آسیبپذیری حیاتی را در چارچوب اصلی CSA آشکار کرد: آژانس فقط اختیار بازرسی تأسیساتی را داشت که یک کشور صراحتاً اعلام کرده بود. اگر کشوری یک کارخانه غنیسازی مخفی میساخت، توافقنامه پادمان استاندارد هیچ سازوکاری برای کشف آن فراهم نمیکرد.[2]
اگر کشوری یک کارخانه غنیسازی مخفی میساخت، توافقنامه پادمان استاندارد هیچ سازوکاری برای کشف آن فراهم نمیکرد.
در پاسخ، آژانس «پروتکل الحاقی» را در سال ۱۹۹۷ معرفی کرد. این چارچوب قانونی مکمل، حقوق دسترسی گستردهای را به بازرسان برای کسب اطلاعات و مکانها، از جمله بازرسیهای با اطلاع قبلی کوتاه و نمونهبرداری محیطی در سایتهای اعلام نشده، اعطا میکند.[2]
هنگامی که یک کشور هم CSA و هم پروتکل الحاقی را امضا میکند، آژانس میتواند به یک «نتیجهگیری گستردهتر» دست یابد که نه تنها عدم انحراف مواد اعلام شده، بلکه عدم وجود مواد و فعالیتهای هستهای اعلام نشده را نیز تضمین میکند.[1]
در حالی که ستون عدم گسترش توسط دستگاه فنی آژانس اجرا میشود، ستون خلع سلاح (ماده ششم) فاقد هرگونه اجرای نهادی معادل است. این معاهده کشورهای دارای سلاح هستهای را ملزم میکند که مذاکرات مربوط به اقدامات مؤثر در زمینه خلع سلاح هستهای را دنبال کنند، اما هیچ جدول زمانی، هیچ معیار و هیچ نهاد مستقلی برای تأیید انطباق تعیین نمیکند.[4]
این نابرابری ساختاری—که در آن کشورهای غیرهستهای با بازرسیهای سختگیرانه و قابل راستیآزمایی مواجه هستند، در حالی که کشورهای هستهای تنها با انتظارات دیپلماتیک روبرو هستند—تنش اصلی NPT را ایجاد میکند. سازوکار اصلی برای رسیدگی به این تنش، «کنفرانس بازنگری NPT» (RevCon) است که هر پنج سال یکبار برای ارزیابی اجرای معاهده برگزار میشود.[3]
کنفرانسهای بازنگری به میدان نبرد سیاسی NPT تبدیل میشوند. هیئتهای نمایندگی از همه کشورهای عضو گرد هم میآیند تا در مورد انطباق بحث کنند، تعهدات جدید را مذاکره کنند، و تلاش کنند تا یک سند نهایی اجماعی را تدوین کنند که مسیر پیش روی سه ستون معاهده را مشخص کند.[3]
از آنجا که RevCon بر اساس قانون اجماع سختگیرانه عمل میکند، عملاً هر کشور شرکتکننده حق وتو بر سند نهایی دارد. این امر دستیابی به نتایج موفقیتآمیز را بسیار دشوار میکند، زیرا هر اختلاف ژئوپلیتیکی میتواند مذاکرات هفتهها را به شکست بکشاند.[3]
در چرخههای اخیر، سازوکار اجماع بارها دچار تفرقه شده است. کنفرانس بازنگری ۲۰۱۵ به دلیل اختلاف نظر بر سر منطقه عاری از سلاحهای کشتار جمعی در خاورمیانه نتوانست سند نهایی را تصویب کند، و کنفرانس بازنگری ۲۰۲۰ که به تعویق افتاد (و در ۲۰۲۲ برگزار شد) نیز زمانی که اجماع بر سر ادبیات مربوط به تأسیسات هستهای اوکراین مسدود شد، به همین ترتیب شکست خورد.[3]
این شکستهای متوالی نشاندهنده یک بحران مشروعیت فزاینده برای NPT است. کشورهای فاقد سلاح هستهای به طور فزایندهای استدلال میکنند که کشورهای دارای سلاح هستهای انحصار موقت خود را به عنوان یک حق دائمی تلقی میکنند و به سرمایهگذاریهای عظیم در برنامههای نوسازی هستهای به عنوان شاهدی بر نادیده گرفتن تعهدات ماده ششم اشاره میکنند.[4]
با وجود این نقصهای ساختاری عمیق و بنبستهای سیاسی، NPT همچنان گستردهترین توافق کنترل تسلیحات در تاریخ باقی مانده است. چارچوب مکانیکی آن از پادمانها و بازنگریها، اگرچه ناقص است، اما همچنان تنها معیار جهانی برای شفافیت هستهای در یک نظم جهانی فزاینده متفرق را فراهم میکند.[4]
منابع
[1]International Atomic Energy Agencyکارشناسان عدم گسترشThe NPT and IAEA safeguards
مطالعه در International Atomic Energy Agency →
[2]International Atomic Energy Agencyکارشناسان عدم گسترشSafeguards legal framework
مطالعه در International Atomic Energy Agency →
[3]International Atomic Energy Agencyکارشناسان عدم گسترشNPT Review Conferences
مطالعه در International Atomic Energy Agency →
[4]تیم سردبیری کوهستانکشورهای دارای سلاح هستهایتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

