سهم دلار از ذخایر جهانی به زیر ۵۸ درصد سقوط کرد؛ بانکهای مرکزی برای مقابله با خطر «تسلیح مالی» تغییر موضع میدهند
سهم دلار آمریکا از ذخایر ارزی جهانی به ۵۷.۱۳ درصد کاهش یافته است، زیرا بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور برای محافظت در برابر خطرات ژئوپلیتیکی، ذخایر خود را به سمت طلا و ارزهای غیرسنتی متنوع میکنند.
به قلم دلناز نورانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور
- اولویت دادن به حاکمیت ملی و محافظت در برابر تحریمهای ژئوپلیتیکی.
- نهادهای مالی آمریکا
- تأکید بر مزایای ساختاری پایدار دلار و فقدان جایگزینهای مناسب.
- تحلیلگران اقتصاد کلان
- مشاهده دلارزدایی به عنوان یک تکامل طبیعی به سوی سیستم مالی چندقطبی.
نکات کلیدی
- سهم دلار آمریکا از ذخایر ارزی جهانی به ۵۷.۱۳ درصد کاهش یافته است که نسبت به ۷۱ درصد در سال ۱۹۹۹ کمتر است.
- بانکهای مرکزی برای کاهش «ریسک طرف مقابل» و تهدید تسلیح مالی، در حال متنوعسازی ذخایر خود به دور از دلار هستند.
- بانکهای مرکزی جهانی برای سه سال متوالی سالانه بیش از ۱۰۰۰ تن طلای فیزیکی خریداری کردهاند.
- ارزهای غیرسنتی مانند دلار استرالیا و کانادا سریعتر از یورو یا رنمینبی سهم ذخایر را به دست میآورند.
- با وجود کاهش سهم ذخایر، دلار آمریکا همچنان بر صورتحسابدهی تجارت جهانی و معاملات ارز خارجی تسلط دارد.
برای دههها، دلار آمریکا به عنوان ستون فقرات بلامنازع سیستم مالی جهانی عمل کرده است. از زمان توافق برتون وودز در سال ۱۹۴۵، بانکهای مرکزی در سراسر جهان به طور گستردهای ترجیح دادهاند که پساندازهای ملی خود را به صورت اوراق قرضه خزانهداری آمریکا و سپردههای دلاری نگهداری کنند، با اعتماد به نقدینگی بینظیر این ارز و ثبات نهادهای آمریکایی. اما در اعماق خزانههای بانکهای مرکزی جهان، یک تحول ساختاری و آرام در حال وقوع است. دوران انحصار مطلق دلار به تدریج جای خود را به یک ساختار مالی متنوعتر و چندقطبی میدهد.[4][5]
آخرین دادههای ترکیب ارزی ذخایر رسمی ارز خارجی (COFER) صندوق بینالمللی پول، ابعاد این تغییر را آشکار میکند. تا پایان سهماهه اول سال ۲۰۲۶، سهم دلار آمریکا از ذخایر ارزی تخصیصیافته جهانی به ۵۷.۱۳ درصد رسیده است. اگرچه دلار همچنان با اختلاف زیاد ارز ذخیره پیشرو در جهان است، اما این رقم نشاندهنده کاهش قابل توجهی نسبت به اوایل قرن است، زمانی که دلار ۷۱ درصد از ذخایر جهانی را در اختیار داشت.[1][3]
برای درک این گذار، ضروری است که نقش واقعی یک ارز ذخیره را بشناسیم. بانکهای مرکزی ذخایر ارزی را برای مدیریت نرخ ارز داخلی، تسویه عدم توازنهای تجاری بینالمللی، بازپرداخت بدهیهای خارجی و ایجاد یک پشتوانه در برابر شوکهای ناگهانی اقتصادی نگهداری میکنند. از لحاظ تاریخی، نگهداری دلار امنترین و کارآمدترین راه برای دستیابی به همه این اهداف بود. با این حال، محاسبات برای اقتصادهای بازارهای نوظهور طی چند سال گذشته به طور اساسی تغییر کرده است.[4]

کاتالیزور اصلی که این تنوعبخشی را تسریع کرده، مفهومی است که اقتصاددانان و سیاستگذاران آن را «تسلیح مالی» (Financial Weaponization) مینامند. نقطه عطف در سال ۲۰۲۲ فرا رسید، زمانی که ایالات متحده و متحدانش پس از حمله به اوکراین، حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از ذخایر بانک مرکزی روسیه را مسدود کردند. اگرچه تحریمها هدفمند بودند، اما این سازوکار شوک عمیقی را در سیستم مالی جهانی ایجاد کرد. این اقدام نشان داد که ذخایر ارزهای فیات نگهداری شده در حوزههای قضایی خارجی، دارای ریسک طرف مقابل ژئوپلیتیکی هستند که بسیاری از کشورها قبلاً آن را دست کم گرفته بودند.[2][5]
برای بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور، درس واضح بود: داراییهای دلاری، صرف نظر از میزان نقدینگیشان، در صورت وخامت روابط دیپلماتیک میتوانند محدود یا مصادره شوند. این درک، باعث ارزیابی مجدد استراتژیک در مورد نحوه ذخیرهسازی ثروت ملی شده است. بانکهای مرکزی به جای تکیه صرف بر دلار به عنوان یک حائل بحران، فعالانه به دنبال داراییهایی هستند که در برابر تحریمهای یکجانبه و فشارهای سیاسی خارجی مصون باشند.[2]
فوریترین ذینفع این تغییر استراتژیک، طلای فیزیکی بوده است. برخلاف ارزهای فیات یا اوراق قرضه دولتی، طلای فیزیکی که در داخل مرزهای یک کشور ذخیره میشود، ریسک طرف مقابل صفر دارد. این دارایی نمیتواند توسط یک دولت خارجی مسدود شود، از یک دفتر کل دیجیتال حذف گردد، یا توسط سیاست پولی کشور دیگری بیارزش شود. در نتیجه، بانکهای مرکزی انباشت تاریخی این فلز گرانبها را آغاز کردهاند.[2][6]
برخلاف ارزهای فیات یا اوراق قرضه دولتی، طلای فیزیکی که در داخل مرزهای یک کشور ذخیره میشود، ریسک طرف مقابل صفر دارد.
آمار مربوط به این هجوم برای طلا حیرتآور است. بر اساس دادههای صنعتی، بانکهای مرکزی جهانی برای سه سال متوالی، خرید خالص طلا را به بیش از ۱۰۰۰ تن متریک در سال رساندهاند. در سال ۲۰۲۵، کل تقاضای جهانی طلا به رکورد تاریخی ۵۰۲۲ تن رسید. بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور، به ویژه در آسیا و خاورمیانه، محرکهای اصلی این روند بودهاند و طلا را به عنوان پناهگاه امن نهایی و غیرحاکمیتی میبینند.[2]

با این حال، تغییر جهت از دلار صرفاً به طلا محدود نمیشود. بانکهای مرکزی همچنین در حال متنوعسازی ذخایر ارز فیات خود هستند، اما سرمایه به طور کامل به سمت رقبای سنتی مانند یورو یا رنمینبی چین سرازیر نمیشود. سهم یورو از ذخایر جهانی نسبتاً ثابت و در حدود ۲۰ درصد باقی مانده است، در حالی که رنمینبی به دلیل کنترلهای سرمایه جاری و توسعه محدود بازار مالی در چین، تنها کمی کمتر از ۲ درصد را به خود اختصاص داده است.[1][3]
در عوض، مدیران ذخایر به طور فزایندهای به سمت ارزهای «غیرسنتی» روی آوردهاند. دلار استرالیا، دلار کانادا، فرانک سوئیس و سایر ارزهای کوچکتر و بسیار نقدشونده، شاهد افزایش مداوم سهم ترکیبی خود از ذخایر جهانی بودهاند. این ارزها امنیت اقتصادهای پیشرفته و باثبات و بازارهای مالی عمیق را ارائه میدهند، اما فاقد بار ژئوپلیتیکی یا ریسک درک شده از تسلیح مالی تهاجمی هستند.[1][5]
این تنوعبخشی ذخایر همزمان با یک جنبش گستردهتر برای ایجاد زیرساختهای پرداخت جایگزین رخ میدهد. کشورهای بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) به همراه کشورهای عضو جدید، فعالانه در حال توسعه سیستمهای پرداخت بین بانکی فرامرزی هستند که طراحی شدهاند تا مستقل از شبکه سوئیفت تحت کنترل غرب عمل کنند. با تسویه تجارت دوجانبه با ارزهای محلی، این کشورها نیاز ساختاری خود به نگهداری ذخایر احتیاطی دلار را کاهش میدهند.[2][6]

بازارهای کالا نیز این تغییر را منعکس میکنند. از لحاظ تاریخی، منابع حیاتی مانند نفت و گاز طبیعی تقریباً منحصراً به دلار آمریکا قیمتگذاری و معامله میشدند—سیستمی که به عنوان پترودلار شناخته میشود. امروزه، بخش فزایندهای از تجارت انرژی جهانی با قراردادهای غیردلاری تسویه میشود. هنگامی که کشورها میتوانند نفت را با استفاده از ارزهای محلی خود خرید و فروش کنند، ضرورت انباشت دلار کاهش مییابد و سرمایه برای سرمایهگذاریهای داخلی آزاد میشود.[2][6]
با وجود این تغییرات عمیق، گزارشها در مورد زوال دلار آمریکا همچنان بسیار اغراقآمیز است. دلار همچنان بر زیرساختهای واقعی اقتصاد جهانی تسلط دارد. این ارز تقریباً ۹۰ درصد از کل تراکنشهای ارز خارجی جهانی را به خود اختصاص میدهد و برای صورتحساب بیش از نیمی از کل تجارت بینالمللی استفاده میشود. اثرات شبکهای محض دلار، جایگزینی آن را به عنوان واسطه مبادله فوقالعاده دشوار میسازد.[3][4]
علاوه بر این، بازار خزانهداری آمریکا همچنان تنها بازار اوراق قرضه دولتی است که به اندازه کافی بزرگ، عمیق و قابل دسترس است تا پساندازهای مازاد جهان را جذب کند. در حال حاضر هیچ کشور دیگری ترکیبی از مقیاس اقتصادی، بازارهای سرمایه باز و شفافیت نهادی مورد نیاز برای میزبانی دارایی ذخیره اصلی جهان را ارائه نمیدهد. تسلط دلار نه تنها با قدرت آمریکا، بلکه با فقدان یک جایگزین کاملاً واجد شرایط حفظ میشود.[4][5]
در نهایت، کاهش سهم دلار از ذخایر از ۷۱ درصد به ۵۷ درصد، داستان یک فروپاشی ناگهانی نیست، بلکه حکایت تنوعبخشی تدریجی و منطقی است. با بلوغ اقتصادهای نوظهور و پیچیدهتر شدن شبکههای تجارت جهانی، طبیعی است که سیستم مالی از یک انحصار تکقطبی به یک ساختار چندقطبی و متعادلتر تبدیل شود. بانکهای مرکزی با توزیع ریسک خود در میان طلا و سبدی گستردهتر از ارزها، در حال ساختن یک اقتصاد جهانی انعطافپذیرتر برای دهههای آینده هستند.[5]
اصطلاحات کلیدی
- دلارزدایی
- فرآیند تدریجی که طی آن کشورها وابستگی خود به دلار آمریکا را برای تجارت بینالمللی، ذخایر خارجی و پرداختهای فرامرزی کاهش میدهند.
- ذخایر ارز خارجی
- داراییهایی که توسط بانک مرکزی به ارزهای خارجی نگهداری میشوند و برای پشتیبانی از بدهیها، تأثیرگذاری بر نرخ ارز داخلی و مدیریت بحرانهای اقتصادی استفاده میشوند.
- تسلیح مالی
- استفاده از زیرساختهای مالی، مانند تسلط ارزی یا شبکههای پرداخت، به عنوان ابزاری برای سیاست خارجی جهت اعمال تحریم یا مسدود کردن داراییها.
- ریسک طرف مقابل
- ریسکی که طرف دیگر در یک توافق مالی نکول کند یا از انجام تعهدات خود سر باز زند، مانند مسدود کردن داراییهای حاکمیتی توسط یک دولت خارجی.
- ارز فیات
- پولی که توسط دولت صادر میشود و پشتوانه کالای فیزیکی مانند طلا ندارد و ارزش خود را از اعتماد و اقتدار دولت صادرکننده میگیرد.
روند رویداد
1999
دلار آمریکا به اوج سهم ۷۱ درصدی از ذخایر ارزی تخصیصیافته جهانی میرسد.
2008
بحران مالی جهانی بحثهای اولیه را در میان بازارهای نوظهور در مورد خطرات اتکای بیش از حد به سیستم مالی آمریکا برمیانگیزد.
2022
کشورهای غربی حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از ذخایر بانک مرکزی روسیه را مسدود میکنند و نگرانیهای جهانی در مورد تسلیح مالی را تسریع میبخشند.
2025
کل تقاضای جهانی طلا به رکورد تاریخی ۵۰۲۲ تن میرسد، زیرا بانکهای مرکزی این فلز گرانبها را انباشت میکنند.
Q1 2026
دادههای صندوق بینالمللی پول تأیید میکند که سهم دلار از ذخایر جهانی به ۵۷.۱۳ درصد کاهش یافته است که نشاندهنده یک کاهش ثابت ۲۵ ساله است.
بررسی عمیق دیدگاهها
بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور
اولویت دادن به حاکمیت ملی و محافظت در برابر تحریمهای ژئوپلیتیکی.
برای اقتصادهای بازارهای نوظهور، هدف اصلی مدیریت ذخایر از به حداکثر رساندن بازده به تضمین امنیت مطلق تغییر کرده است. این بانکهای مرکزی با مشاهده مسدود شدن داراییهای روسیه در سال ۲۰۲۲، اتکای شدید به دلار آمریکا را یک آسیبپذیری استراتژیک میدانند. آنها استدلال میکنند که انباشت طلای فیزیکی و تنوعبخشی به ارزهای غیرسنتی یک اقدام دفاعی ضروری برای محافظت از ثروت ملی خود در برابر تهدید تسلیح مالی و تحریمهای یکجانبه است.
نهادهای مالی آمریکا
تأکید بر مزایای ساختاری پایدار دلار و فقدان جایگزینهای مناسب.
تحلیلگران مالی و سیاستگذاران غربی کاهش سهم دلار در ذخایر را تأیید میکنند اما تأکید دارند که این ارز از نظر ساختاری همچنان غالب است. آنها اشاره میکنند که دلار هنوز تقریباً ۹۰ درصد از معاملات ارز خارجی جهانی و اکثریت صورتحسابدهی تجاری را تشکیل میدهد. از این منظر، در حالی که بانکهای مرکزی ممکن است ذخایر دلاری خود را در حاشیه کاهش دهند، عمق، نقدینگی و شفافیت محض بازار خزانهداری آمریکا به این معنی است که هیچ ارز دیگری در حال حاضر قادر به جایگزینی دلار به عنوان ستون فقرات مالی جهانی نیست.
تحلیلگران اقتصاد کلان
مشاهده دلارزدایی به عنوان یک تکامل طبیعی به سوی سیستم مالی چندقطبی.
اقتصاددانان مستقل، تغییر چشمانداز ذخایر را نه به عنوان یک فروپاشی فاجعهبار دلار، بلکه به عنوان بلوغ سالم و تدریجی اقتصاد جهانی میبینند. آنها استدلال میکنند که با افزایش سهم بازارهای نوظهور از تولید ناخالص داخلی جهانی، از نظر ریاضی و اقتصادی منطقی است که سیستم مالی کمتر تکقطبی شود. این گروه، ظهور ارزهای ذخیره غیرسنتی و شبکههای پرداخت جایگزین را به عنوان یک نیروی تثبیتکننده میبیند که قرار گرفتن بیش از حد جهان در معرض تصمیمات سیاست پولی یک بانک مرکزی واحد را کاهش میدهد.
پرسشهای متداول
آیا دلار آمریکا در حال فروپاشی است؟
خیر. کاهش سهم دلار در ذخایر جهانی یک تنوعبخشی آهسته و تدریجی طی ۲۵ سال است. این ارز همچنان ارز غالب برای تجارت و معاملات جهانی باقی مانده است.
چرا بانکهای مرکزی اینقدر طلا میخرند؟
طلای فیزیکی که در داخل کشور ذخیره میشود، ریسک طرف مقابل ندارد، به این معنی که نمیتواند توسط دولتهای خارجی مسدود، تحریم یا دستکاری شود.
آیا یورو یا رنمینبی جایگزین دلار میشوند؟
نه به طور کامل. در حالی که آنها سهمی از ذخایر را دارند، بخش زیادی از سرمایهای که دلار را ترک میکند، به سمت طلا و ارزهای کوچکتر و باثبات مانند دلار استرالیا و کانادا سرازیر میشود.
تسلیح مالی چیست؟
این اصطلاح به استفاده دولتها از کنترل خود بر سیستم مالی جهانی برای اعمال تحریم اشاره دارد، مانند زمانی که کشورهای غربی ذخایر بانک مرکزی روسیه را در سال ۲۰۲۲ مسدود کردند.
آنچه نمیدانیم
- آیا توسعه شبکههای پرداخت جایگزین مانند BRICS Pay میتواند به طور قابل توجهی به تسلط دلار در حجم معاملات روزانه آسیب بزند یا خیر.
- اگر سهم دلار از ذخایر با سرعت بیشتری کاهش یابد، دولت آمریکا چگونه سیاستهای مالی یا خارجی خود را تعدیل خواهد کرد.
- آیا یورو یا رنمینبی چین هرگز اصلاحات ساختاری لازم را برای تبدیل شدن به رقبای همتراز واقعی برای دلار اجرا خواهند کرد.
چرا مهم است
این تغییر تدریجی از سیستم تکقطبی دلار، نحوه تأمین مالی تجارت جهانی و چگونگی محافظت دولتها از ثروت ملی خود را دگرگون میکند. برای مصرفکنندگان و سرمایهگذاران عادی، این امر نشاندهنده گذار به سوی یک ساختار مالی چندقطبیتر است که در آن طلا و ارزهای جایگزین نقش بزرگتری در ثبات اقتصاد جهانی ایفا میکنند.
منابع
[1]International Monetary Fundتحلیلگران اقتصاد کلان
IMF Currency Composition of Official Foreign Exchange Reserves (COFER)
مطالعه در International Monetary Fund →[2]Bangkok Postبانکهای مرکزی بازارهای نوظهور
Understanding de-dollarisation
مطالعه در Bangkok Post →[3]Anadolu Agencyبانکهای مرکزی بازارهای نوظهور
US dollar's share of global reserves shrinks amid policy uncertainty
مطالعه در Anadolu Agency →[4]Bipartisan Policy Centerنهادهای مالی آمریکا
U.S. Dollar Still Accounts for the Majority of Global Reserves
مطالعه در Bipartisan Policy Center →[5]Investing.comتحلیلگران اقتصاد کلان
US Dollar Dominance Endures as Reserve Trust Slowly Erodes
مطالعه در Investing.com →[6]J.P. Morganنهادهای مالی آمریکا
De-dollarization is unfolding in central bank FX reserves
مطالعه در J.P. Morgan →
نظرات
بیشتر در متا
مشاهده همه 5 خبر →علم تناسب اندام
افسانه ۱۰,۰۰۰ قدم: علم واقعاً درباره اهداف روزانه پیادهروی چه میگوید
6 منبع
استراتژی هستهای
واقعیت جدید هستهای: راهنمایی برای جهان پسا «نیو استارت» و زرادخانههای استراتژیک نامحدود
6 منبع
سیاست شیمیایی
آیا ممنوعیت PFAS اتحادیه اروپا ثابت میکند که سیاست زیستمحیطی اهرم جدید ژئوپلیتیک است؟
8 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.











