سبقت گرفتن انرژی بادی و خورشیدی از گاز برای اولین بار، و تبدیل شدن به دومین منبع بزرگ برق جهانی
در آوریل ۲۰۲۶، انرژی بادی و خورشیدی برای اولین بار در تاریخ، تولید برق جهانی بیشتری نسبت به گاز طبیعی داشتند، که این امر نقطه عطفی ساختاری در گذار انرژی محسوب میشود.
به قلم پیام نورانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تحلیلگران انرژی تجدیدپذیر
- استدلال میکنند که این نقطه عطف ثابت میکند که باد و خورشید به اندازه کافی سریع در حال افزایش مقیاس هستند تا رشد سوخت فسیلی را به طور ساختاری جابجا کنند.
- برنامهریزان پایداری شبکه
- تاکید میکنند که نقاط عطف فصلی، نیاز فوری به بار پایه گازی در طول اوج تقاضا و دورههای کمباد را از بین نمیبرد.
- حامیان فناوری پاک
- این پیشی گرفتن را به عنوان یک سیگنال قطعی میبینند که نقطه عطف اقتصادی برای انرژی با هزینه نهایی صفر حاصل شده است.
سیستم انرژی جهانی به آرامی در حال عبور از آستانهای است که اقتصاد بنیادین برق را دگرگون میسازد. برای دههها، گاز طبیعی به عنوان سوخت پل ضروری عمل کرده است، که بار پایه انعطافپذیر مورد نیاز برای حفظ عملکرد اقتصادهای مدرن و جبران متناوب بودن استقرار اولیه منابع تجدیدپذیر را فراهم میکرد. اما با افزایش مقیاس تولید انرژی بادی و خورشیدی از جایگزینهای خاص به زیرساختهای غالب، ضرورت واردات سوختهای فسیلی ناپایدار و حساس از نظر ژئوپلیتیکی رو به کاهش است. این تغییر برای مصرفکنندگان و اپراتورهای شبکه، افقی از برق داخلی با قیمت ثابت را ارائه میدهد که در برابر شوکهای عرضه بینالمللی مصون است. این گذار دیگر صرفاً یک الزام زیستمحیطی نیست؛ بلکه به سرعت در حال تبدیل شدن به یک واقعیت اقتصاد کلان است که نحوه تضمین استقلال انرژی کشورها را بازتعریف میکند.[3]
این تغییر ساختاری در یک نقطه عطف آماری بزرگ محقق شد: برای اولین بار در تاریخ، انرژی بادی و خورشیدی در طول یک ماه کامل تقویمی، برق بیشتری نسبت به گاز طبیعی در سطح جهانی تولید کردند. بر اساس دادههای جامع منتشر شده توسط اندیشکده انرژی «امبر» (Ember)، تولید ترکیبی باد و خورشید در آوریل ۲۰۲۶ به رکورد ۵۳۱ تراوات ساعت رسید که ۲۲ درصد از کل عرضه برق جهان را تشکیل میداد. تولید گاز طبیعی با ۴۷۷ تراوات ساعت در رتبه بعدی قرار گرفت و ۲۰ درصد از ترکیب جهانی را به خود اختصاص داد. این دستاورد نشاندهنده یک نقطه عطف قطعی است و ثابت میکند که فناوریهای تجدیدپذیر متغیر میتوانند در مقیاسی عظیم عمل کنند که برای جایگزینی یکی از ستونهای اصلی شبکه برق سنتی کافی باشد.[1][2]
شواهد نشان میدهد که این پیشی گرفتن، نتیجه گسترش تهاجمی ظرفیت تجدیدپذیر است و نه یک فروپاشی ناگهانی در تقاضای گاز. یک تحلیل طولی پنج ساله از دادههای تولید، مکانیسمهای این جابجایی را آشکار میکند. در آوریل ۲۰۲۱، تولید گاز جهانی ۴۷۶ تراوات ساعت بود، در حالی که باد و خورشید تنها ۲۴۵ تراوات ساعت تولید میکردند. طی پنج سال بعدی، تولید باد و خورشید ۱۱۶.۷ درصد افزایش یافت و تقریباً تمام رشد جدید تقاضای برق جهانی را جذب کرد. در همین حال، تولید گاز عملاً ثابت ماند و تنها یک تراوات ساعت در طول همین دوره اضافه شد. این دادهها تأیید میکنند که منابع تجدیدپذیر صرفاً مکمل سوختهای فسیلی نیستند؛ بلکه فعالانه رشد آنها را محدود کرده و آنها را مجبور به رسیدن به یک فلات ساختاری میکنند.[1][3]
با این حال، این دادهها محدودیتهای مهمی دارند که باید به طور شفاف به آنها پرداخته شود. این نقطه عطف در ماه آوریل به دست آمد، ماهی که به دلیل بادهای قوی بهاری، افزایش تابش خورشیدی، و کاهش کلی تقاضای برق بین فصول گرمایش زمستانی و سرمایش تابستانی، از لحاظ تاریخی برای تولید تجدیدپذیر در نیمکره شمالی مساعد است. شواهد هنوز از جابجایی ساختاری تمام سال پشتیبانی نمیکند. گاز طبیعی همچنان یک جزء حیاتی از ترکیب سالانه است، به ویژه در طول اوج بارهای تهویه مطبوع تابستانی و سرمای شدید زمستانی که تولید خورشیدی کاهش مییابد. تعمیم یک ماه بهینه واحد به یک پیروزی دائمی سالانه، توانایی فعلی شبکه را بیش از حد ارزیابی میکند، حتی اگر مسیر بلندمدت روشن باشد.[1][3]
با این حال، این دادهها محدودیتهای مهمی دارند که باید به طور شفاف به آنها پرداخته شود.
با وجود هشدار فصلی، این مسیر نشان میدهد که منابع تجدیدپذیر متغیر اکنون به اندازه کافی سریع در حال افزایش مقیاس هستند تا بازار را تغییر دهند. تولید باد و خورشید در سطح جهانی حدود ۱۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت، با دستاوردهای قابل توجه در بازارهای اصلی از جمله چین با ۱۴ درصد، اتحادیه اروپا با ۱۳ درصد، و ایالات متحده با ۸ درصد. این گسترش حتی در شرایطی رخ داد که بحران انرژی جهانی، که با درگیریهای جاری در خاورمیانه تشدید شده بود، انعطافپذیری شبکههای برق بینالمللی را مورد آزمایش قرار داد. اقتصادهای بزرگ به جای عقبنشینی به سمت سوختهای فسیلی در بحبوحه نوسانات، استقرار انرژی پاک داخلی خود را تسریع کردند و از آن به عنوان یک سپر استراتژیک در برابر هزینههای غیرقابل پیشبینی واردات استفاده کردند.[1][2]
پیامد پاییندستی این تغییر، تضعیف توجیه اقتصادی برای زیرساختهای گسترش یافته گاز طبیعی مایع (LNG) است. از آنجایی که باد و خورشید بخش عمده تقاضای جدید را جذب میکنند، نیروگاههای گازی موجود به طور فزایندهای به نقش اوجگیری (Peaking) تنزل مییابند و به جای کارکرد مداوم، برای ساعات کمتری جهت متعادلسازی شبکه فعالیت میکنند. این کاهش بهرهبرداری، بازده سرمایهگذاری برای تاسیسات جدید گاز و پایانههای وارداتی را تغییر میدهد. برای کشورهای واردکننده، گذار به سمت منابع تجدیدپذیر داخلی با هزینه نهایی صفر، یک پوشش ساختاری در برابر نوسانات قیمتی است که به طور تاریخی بازارهای سوخت فسیلی را تعریف کرده است و اساساً محاسبات ریسک برای تامین انرژی بلندمدت را تغییر میدهد.[2][3]
یکپارچهسازی ترکیبی از برق که تحت سلطه منابع تجدیدپذیر متغیر است، نیازمند سرمایهگذاریهای قابل توجه در انتقال ولتاژ بالا و استقرار باتری در مقیاس تاسیساتی است. محدودیت اصلی برای تسریع این روند دیگر هزینه پنلهای خورشیدی یا توربینهای بادی نیست، بلکه ظرفیت شبکه برای جذب و جابجایی خروجی آنها است. بدون استقرار گسترده ذخیرهسازی انرژی با مدت زمان طولانی برای انتقال تولید خورشیدی میانه روز به اوج مصرف عصر، گاز طبیعی همچنان به عنوان پشتیبان پیشفرض برای پایداری شبکه باقی خواهد ماند. شواهد نشان میدهد که در حالی که افزایش ظرفیت خورشیدی همچنان رکوردها را میشکند، زیرساختهای پشتیبان لازم—از اتصالات داخلی گرفته تا ترانسفورماتورهای در سطح محله—برای همگام شدن با رونق تولید در تلاش هستند.[3]
همچنین حیاتی است که نقطه عطف گاز را در چارچوب گستردهتر سوختهای فسیلی قرار دهیم. در حالی که باد و خورشید از گاز پیشی گرفتهاند، زغالسنگ همچنان بزرگترین منبع واحد برق در جهان است. دادهها شواهدی از تغییر گسترده از گاز به زغالسنگ در سطح جهانی نشان نمیدهند، اما تولید زغالسنگ هنوز وارد یک کاهش مطلق شدید نشده است، به ویژه در بازارهای نوظهور آسیایی که رشد سریع تقاضا از استقرار تجدیدپذیر پیشی میگیرد. آزمون واقعی گذار انرژی این خواهد بود که آیا باد و خورشید میتوانند به اندازه کافی سریع مقیاس پیدا کنند تا زغالسنگ را مجبور به رسیدن به همان فلات ساختاری کنند که گاز در حال حاضر تجربه میکند. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، این نقطه عطف یک پیروزی مهم، اما ناقص، برای کربنزدایی جهانی باقی میماند.[1][3]
در نهایت، دادههای آوریل ۲۰۲۶ به عنوان یک اثبات مفهوم قدرتمند عمل میکند. این دادهها تخصیص سرمایه عظیمی را که طی دهه گذشته به سمت انرژی پاک انجام شده است، تایید میکند و نشان میدهد که یک شبکه با اتکای بالا به باد و خورشید در مقیاس جهانی از نظر عملیاتی قابل دوام است. با ادامه کاهش شدید هزینههای باتری و گسترش شبکههای انتقال، دورههایی که در آن منابع تجدیدپذیر از سوختهای فسیلی پیشی میگیرند، به ناچار طولانیتر خواهند شد. آنچه در حال حاضر یک ناهنجاری فصلی است، به تدریج به خط پایه ساختاری اقتصاد جهانی تبدیل خواهد شد و ثابت میکند که زیرساختهای آینده به طور فزایندهای بر اساس فناوری ساخته شده و نه سوخت استخراج شده، بنا میشوند.[2][3]
نکات کلیدی
- انرژی بادی و خورشیدی در آوریل ۲۰۲۶ در سطح جهانی ۵۳۱ تراوات ساعت برق تولید کردند که از گاز طبیعی با ۴۷۷ تراوات ساعت پیشی گرفت.
- این نقطه عطف، اولین باری است که منابع تجدیدپذیر متغیر در طول یک ماه کامل تقویمی، از گاز پیشی میگیرند.
- طی پنج سال گذشته، تولید انرژی بادی و خورشیدی ۱۱۶.۷ درصد افزایش یافته، در حالی که تولید گاز ثابت مانده است.
- این دستاورد با آب و هوای مساعد بهاری و کاهش فصلی تقاضای برق تسهیل شد.
- منابع تجدیدپذیر اکنون تقریباً تمام رشد جدید تقاضای برق جهانی را جذب میکنند.
چرا مهم است
این نقطه عطف نشاندهنده یک تغییر ساختاری در اقتصاد جهانی انرژی است: با افزایش مقیاس انرژی بادی و خورشیدی برای جذب تقاضای جدید برق، کشورها میتوانند به طور فزایندهای به جای واردات ناپایدار سوختهای فسیلی، بر برق داخلی با قیمت ثابت تکیه کنند.
منابع
[1]Emberتحلیلگران انرژی تجدیدپذیرFor the first time, wind and solar generated more electricity than gas worldwide in April 2026
مطالعه در Ember →
[2]Sustainability Magazineتحلیلگران انرژی تجدیدپذیرWind and Solar Generation Surpass Gas For The First Time
مطالعه در Sustainability Magazine →
[3]تیم سردبیری کوهستانبرنامهریزان پایداری شبکهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت انرژی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

