شبکههای چندباشگاهی در برابر آکادمیهای سنتی: سنجش بدهبستانها در پرورش نخبگان فوتبال
با گسترش شکاف بین فوتبال جوانان و سطح نخبه بزرگسالان، باشگاههای برتر در حال کنار گذاشتن آکادمیهای سنتی به نفع شبکههای چندباشگاهی و تیمهای مستقل «ب» هستند.
به قلم آناهیتا یوسفی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سرمایهگذاران چندباشگاهی
- یکپارچگی عمودی و دقایق تضمین شده بزرگسالان را برای به حداکثر رساندن ارزش دارایی در اولویت قرار میدهند.
- حامیان آکادمی سنتی
- استدلال میکنند که سیستمهای جوانان مستقل، هویت باشگاه و ارتباطات اجتماعی را حفظ میکنند.
سنتگرایان فوتبال و مدیران اجرایی محافظهکار مرتباً استدلال میکنند که آکادمی جوانان مستقل، تنها راه اخلاقی و پایدار برای ساختن آینده یک باشگاه است. ادعای غالب، که توسط هواداران و نهادهای نظارتی داخلی تکرار میشود، اصرار دارد که گروههای مالکیت چندباشگاهی (MCO) و ارتشهای تهاجمی بازیکنان قرضی صرفاً استعدادها را احتکار میکنند و توسعه واقعی را به نفع استثمار داراییها خفه میسازند. اما دادههای ساختاری در مورد انتقال بازیکنان، این دیدگاه رمانتیک را نقض میکند. هنگام ردیابی دقایق واقعی بازی بزرگسالان توسط بازیکنان ۱۸ تا ۲۱ ساله، مدل آکادمی سنتی به طور فزایندهای به عنوان یک گلوگاه آشکار میشود، در حالی که شبکههای یکپارچه با نرخ قابل توجهی بالاتری بازیکنان سطح اول را تولید میکنند.[3]
در سطح نخبه این ورزش، شکاف بین فوتبال زیر ۲۱ سال و لیگ برتر یا لالیگا، یک پرتگاه تاکتیکی و فیزیکی است. یک چرخه کامل آکادمی ۱۰ تا ۱۵ سال طول میکشد و باشگاههای برتر اروپایی معمولاً سالانه بیش از ۴.۸ میلیون یورو برای توسعه جوانان هزینه میکنند—غولهای لیگ برتر اغلب این رقم را دو برابر میکنند. با این حال، بخش اعظم این سرمایهگذاری زمانی از بین میرود که بازیکنان به ۱۸ سالگی میرسند و هیچ مسیر روشنی برای تیم اصلی پیدا نمیکنند، و در لیگهای جوانانی گرفتار میشوند که قادر به بازسازی شدت فوتبال بزرگسالان نیستند.[1][6]
برای پر کردن این شکاف، باشگاهها در گذشته به سیستم قرضی متکی بودند و نوجوانان را برای آبدیده شدن به تیمهای دستههای پایینتر میفرستادند. اما سیستم قرضی سنتی یک بختآزمایی است. برایان ماروود، مدیر اجرایی گروه فوتبال سیتی، در یک بررسی استراتژیک اشاره کرد: «یکی از بزرگترین سرخوردگیهای من این است که در این کشور ما هنوز توانایی بیشتری برای توسعه بازیکنان جوان از سن ۱۸ تا ۲۲ سالگی را به رسمیت نشناختهایم، و سیستم قرضی میتواند بسیار نامطمئن باشد.» باشگاه مادر کنترل خود را بر آموزش تاکتیکی، بار فیزیکی و دقایق بازی بازیکن از دست میدهد. ممکن است یک هافبک ۱۹ ساله بسیار فنی به یک تیم چمپیونشیپ فرستاده شود، اما ۳ هفته بعد مربی اخراج شود و یک عملگرا که برای بقا میجنگد، جایگزین او شود و نوجوان را به نفع یک کهنهکار ۳۲ ساله نیمکتنشین کند.
بررسی عمیق دیدگاهها
مدل آکادمی سنتی
خط لوله توسعه جوانان مستقل که در رقابتهای رده سنی فعالیت میکند.
مزیت این مدل: هویت باشگاه را حفظ میکند، ارتباط مستقیمی با جامعه محلی دارد و از بررسیهای اخلاقی و نظارتی احتکار بازیکنان جلوگیری میکند. ایراد این مدل: شکاف انتقال بین مسابقات زیر ۲۱ سال و فوتبال نخبه بزرگسالان بسیار گسترده است، که منجر به نرخ ریزش عظیم برای استعدادهایی میشود که بدون تجربه بزرگسالان از سیستم خارج میشوند. شواهد: باشگاههای برتر لیگ برتر سالانه بیش از ۴.۸ میلیون یورو برای آکادمیها هزینه میکنند، با این حال اکثریت قریب به اتفاق فارغالتحصیلان هرگز یک دقیقه بازی بزرگسالان برای باشگاه مادر خود انجام نمیدهند. این مدل زمانی مناسب است که: یک باشگاه در لیگی فعالیت میکند که سهمیههای داخلی به شدت اعمال میشود و منابع استعداد محلی عمیق هستند. زمانی مناسب نیست که: یک تیم برای کسب عناوین لیگ قهرمانان رقابت میکند و نمیتواند در مسابقات پرمخاطره به نوجوانان بیتجربه دقایق توسعهای بدهد.
شبکه مالکیت چندباشگاهی (MCO)
مجموعهای از باشگاههای یکپارچه عمودی که برای کنترل کل مسیر توسعه طراحی شدهاند.
مزیت این مدل: دقایق رقابتی بزرگسالان را در یک محیط تاکتیکی کنترلشده تضمین میکند و به طور کامل از نوسانات بازار آزاد قرضی عبور میکند. ایراد این مدل: نیاز به سرمایه اولیه گزاف برای خرید باشگاههای تغذیهکننده دارد و با فشار نظارتی فزاینده یوفا در مورد یکپارچگی رقابتی و نقل و انتقالات طرفهای مرتبط روبرو است. شواهد: شبکه ردبول به طور معمول بیش از ۱۶ جابجایی داخلی بازیکن در سال بین لیفرینگ، سالزبورگ و لایپزیگ انجام میدهد و تمام ارزش نقل و انتقال را در داخل حفظ میکند. این مدل زمانی مناسب است که: یک باشگاه اصلی از حمایت مالی یک صندوق ثروت دولتی یا گروه سهام خصوصی برخوردار است که مایل به جذب زیانهای عملیاتی تیمهای کوچکتر اروپایی است. زمانی مناسب نیست که: یک باشگاه با بودجه مستقل محدود فعالیت میکند یا در حوزهای بازی میکند که مالکیت خارجی را به شدت محدود میکند.
سیستم تیم مستقل «ب»
یک تیم ذخیره اختصاصی که بازیهای بزرگسالان سفارشی انجام میدهد یا در دستههای پایینتر هرم داخلی رقابت میکند.
مزیت این مدل: توسعه فیزیکی آبدیده در برابر حرفهایهای بزرگسال را فراهم میکند در حالی که بازیکنان را تحت نظارت مستقیم کادر مربیگری باشگاه مادر نگه میدارد. ایراد این مدل: در کشورهایی مانند انگلستان، تیمهای «ب» از هرم بزرگسالان محروم هستند و باشگاهها را مجبور میکند خارج از ساختار رسمی لیگ فعالیت کنند و بازیهای دوستانه سفارشی ترتیب دهند. شواهد: تصمیم برنتفورد برای کنار گذاشتن آکادمی خود در سال ۲۰۱۶ به نفع یک تیم «ب»، هزینههای سربار را به شدت کاهش داد در حالی که با موفقیت بازیکنان را مستقیماً به تیم لیگ برتری خود منتقل کرد. این مدل زمانی مناسب است که: مقررات داخلی به تیمهای ذخیره اجازه میدهد در دسته دوم یا سوم بازی کنند، همانطور که در اسپانیا و آلمان دیده میشود. زمانی مناسب نیست که: یک باشگاه فاقد زیرساخت استعدادیابی برای جذب بازیکنان ۱۸ ساله دیرشکوفا برای پر کردن تیم باشد.
آنچه نمیدانیم
- چگونه مقررات قریبالوقوع یوفا در مورد نقل و انتقالات طرفهای مرتبط ممکن است حرکت داخلی بازیکنان در شبکههای چندباشگاهی را محدود کند.
- آیا مدل تیم مستقل «ب» میتواند توسط باشگاههای خارج از سطح اول بدون جذابیت دستمزدهای لیگ برتر با موفقیت مقیاسپذیر باشد یا خیر.
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت ورزش اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.









