سیستم تعلیق مکفرسون در برابر دابل ویشبون: تفاوتها در هزینه، فضای اشغالی و کنترل زاویه کمبر
در حالی که خودروسازان سیستم تعلیق مکفرسون را به خاطر اشغال فضای کمتر تحسین میکنند، تعلیق دابل ویشبون (جناغی دوبل) همچنان استاندارد طلایی مهندسی برای حفظ چسبندگی لاستیک و فرمانپذیری دقیق در پیچهای تند به شمار میرود.
به قلم نیما ابراهیمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مهندسان عملکرد
- چسبندگی مکانیکی، کنترل مداوم کمبر و حس فرمانپذیری را به هزینههای تولید ترجیح میدهند.
- خودروسازان انبوه
- بهینهسازی فضا، جاداری کابین و کاهش پیچیدگی مونتاژ را در اولویت قرار میدهند.
- رانندگان روزمره
- بر قیمت خرید، هزینههای نگهداری بلندمدت و راحتی سواری روزانه تمرکز دارند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- تولیدکنندگان لاستیک
- تیونرهای سیستم تعلیق در بازار لوازم جانبی
چرا مهم است
ساختار سیستم تعلیقی که پشت چرخهای خودرو پنهان شده، هزینه واقعی تولید، خرجهای بلندمدت تعمیر و نگهداری، و میزان ایمنی خودرو در مانورهای ناگهانی را تعیین میکند. درک تفاوت بین مکفرسون و دابل ویشبون به خریداران کمک میکند تا فریب ادعاهای تبلیغاتی را نخورند و بفهمند که آیا یک خودرو واقعاً برای عملکرد بالا در رانندگی مهندسی شده یا صرفاً برای کاهش هزینههای تولید.
خودروسازان اغلب سیستم تعلیق مکفرسون را به عنوان یک ساختار کمحجم تبلیغ میکنند که هندلینگ بینقصی را برای رانندگان روزمره به ارمغان میآورد. اما واقعیت مکانیکیِ تغییرات زاویه کمبر، این ادعا را رد میکند. وقتی خودرو وارد رمپ ورودی بزرگراه میشود، شاسی به سمت بیرون متمایل شده و وزن را روی لاستیکهای بیرونی میاندازد. سیستم تعلیق دابل ویشبون (جناغی دوبل) از نظر مکانیکی این لاستیکِ تحت فشار را صافتر روی آسفالت نگه میدارد و دقیقاً در زمانی که بیشترین نیاز به چسبندگی است، آن را افزایش میدهد. در مقابل، مکفرسون در فشارهای سنگین در نهایت قسمت بالای لاستیک را از جاده دور میکند و سطح تماس را کاهش میدهد. برای خریداری که بین یک سدان لوکس و یک کراساور اقتصادی مردد است، همین تفاوت ساختاری تعیین میکند که آیا خودرو در یک مانور اضطراری از مسیر منحرف میشود یا با پایداری کامل آن را پشت سر میگذارد.[4]
سیستم مکفرسون به این دلیل در تولید خودروهای مدرن تسلط دارد که مشکل کمبود فضا را حل میکند، نه یک مشکل دینامیکی را. این طراحی که در سال ۱۹۴۵ توسط ارل اس. مکفرسون برای پروژه شورولت کادت توسعه یافت و در سال ۱۹۴۹ رسماً ثبت اختراع شد، کمکفنر، فنر لول و محور فرمان بالایی را در یک واحد ساختاری یکپارچه ترکیب میکند. با حذف کامل بازوی کنترلی بالایی، این سیستم فضای جانبی قابلتوجهی را در محفظه موتور آزاد میکند. به گفته EngineerMD: «سیستمهای مکفرسون فضای محفظه موتور را ذخیره میکنند که این امر برای خودروهای کوچک و دیفرانسیل جلو بسیار حیاتی است.» این معماری به تولیدکنندگان اجازه میدهد موتورها را به صورت عرضی نصب کرده و فضای کابین سرنشینان را به حداکثر برسانند؛ به همین دلیل است که مکفرسون به سیستم تعلیق جلوی پیشفرض برای خودروهای اقتصادی در سراسر جهان تبدیل شد.[1]
سیستم تعلیق دابل ویشبون رویکردی کاملاً برعکس دارد و کنترل چرخ را به فضای محفظه موتور ترجیح میدهد. این سیستم از دو بازوی کنترلی A شکل (یکی در بالا و دیگری در پایین) استفاده میکند که بین شاسی و سگدست چرخ نصب شدهاند. کمکفنر و فنر به جای اینکه به عنوان یک محور ساختاری عمل کنند، به صورت جداگانه روی بازوی پایینی نصب میشوند. از آنجا که بازوی بالایی معمولاً کوتاهتر از بازوی پایینی است، این طراحی اغلب سیستم تعلیق بازوی کوتاه-بلند (SLA) نامیده میشود. این هندسه به مهندسان اجازه میدهد تا دقیقاً نحوه حرکت عمودی چرخ را تعیین کرده و شش درجه آزادی چرخ را به طور مستقل کنترل کنند.[2][3]
تفاوت دینامیکی اصلی بین این دو سیستم بر روی زاویه کمبر متمرکز است؛ یعنی شیب عمودی لاستیک نسبت به جاده. وقتی ماشین در مسیر مستقیم حرکت میکند، لاستیکها نسبتاً صاف روی زمین قرار میگیرند. اما در یک پیچ تند، بدنه خودرو به سمت بیرون پیچ متمایل میشود. آرون سورسن، مورخ خودرو در Ate Up With Motor اشاره میکند: «یک محور صلب چرخها را مجبور میکند تا کمبر ثابتی داشته باشند، که باعث میشود روی دستاندازها عمود بمانند، اما با کج شدن بدنه، چرخها کمبر خود را از دست میدهند و قدرت پیچیدن لاستیکها کاهش مییابد.» سیستمهای تعلیق مستقل برای حل این مشکل طراحی شدند، اما میزان موفقیت آنها در این زمینه متفاوت است.[1]
در ساختار دابل ویشبون، طول نابرابر بازوها یک مزیت مکانیکی به نام افزایش کمبر منفی ایجاد میکند. با متمایل شدن شاسی و فشرده شدن سیستم تعلیق بیرونی، بازوی کوتاهتر بالایی قسمت بالای چرخ را سریعتر از آنکه بازوی پایینی قسمت پایین را به بیرون هل دهد، به سمت داخل میکشد. این عمل، بالای لاستیک را چند درجه به سمت مرکز خودرو کج میکند، که با انحراف بدنه مقابله کرده و آج لاستیک را کاملاً صاف روی آسفالت نگه میدارد. ویراستاران مهندسی ویکیپدیا خاطرنشان میکنند که «دابل ویشبونها از لحاظ تاریخی دارای ویژگیهای دینامیکی برتر و همچنین قابلیتهای تحمل بار بالایی هستند و به همین دلیل معمولاً در خودروهای اسپرت و مسابقهای در طول تاریخ خودروسازی یافت میشوند.»[3]
سیستم مکفرسون نمیتواند این افزایش مداوم کمبر را شبیهسازی کند. از آنجا که خود کمکفنر به عنوان محور بالایی عمل میکند، هندسه آن توسط همان یک نقطه اتصال پایینی محدود میشود. در مرحله اولیه فشرده شدن سیستم تعلیق، مکفرسون مقدار کمی کمبر منفی ایجاد میکند. با این حال، وقتی سیستم تعلیق در یک پیچ تند بیشتر فشرده میشود، قوس بازوی کنترلی پایینی باعث معکوس شدن هندسه میگردد. در این حالت، سیستم شروع به هل دادن قسمت بالای لاستیک به سمت بیرون میکند و کمبر مثبت ایجاد میشود. این اتفاق لبه داخلی لاستیک را از روی جاده بلند کرده، سطح تماس را کوچک میکند و دقیقاً زمانی که راننده به چسبندگی جانبی نیاز دارد، آن را کاهش میدهد.[1][4]
سیستم مکفرسون نمیتواند این افزایش مداوم کمبر را شبیهسازی کند.
برای جبران این نقص ذاتی، مهندسانی که سیستمهای مکفرسون را برای خودروهای عملکرد بالا تنظیم میکنند، مجبورند کمبر منفی استاتیک شدیدی را اعمال کنند؛ یعنی در حالت پارک، چرخها را به طور دائم ۱.۵ تا ۲.۵ درجه به سمت داخل کج کنند. این کار تضمین میکند که لاستیک در هنگام پیچیدن صاف بماند، اما در رانندگی مستقیم در بزرگراهها، سایش داخلی لاستیک را به شدت تسریع میکند. سیستم دابل ویشبون نیازی به چنین مصالحهای ندارد؛ لاستیک در بزرگراه کاملاً صاف قرار میگیرد و تنها زمانی که نیروهای پیچیدن ایجاب کنند، به صورت دینامیکی کج میشود. به همین دلیل است که خودروهایی از مزدا MX-5 سبکوزن گرفته تا استون مارتین DB7 سنگین، برای دستیابی به استانداردهای هندلینگ خود بدون نابود کردن لاستیکها، به دابل ویشبون متکی هستند.[3][4]
با وجود برتری دینامیکی دابل ویشبون، صنعت خودروسازی به دلایل هزینه و پیچیدگی همچنان به سمت مکفرسون گرایش دارد. ساختار دابل ویشبون به حداقل چهار بوش و دو سیبک برای هر چرخ نیاز دارد، به علاوه نقاط اتصال سنگینتر روی شاسی برای تحمل بارهای مجزا. راهنماهای فنی AutoZone اشاره میکنند که تولید مکفرسونها سادهتر و ارزانتر است و مونتاژ آنها در خط تولید راحتتر انجام میشود. برای خریداری که به دنبال یک خودروی شهری ۳۵ هزار دلاری است، این کاهش پیچیدگی تولید مستقیماً به معنای قیمت خرید پایینتر و قطعات یدکی ارزانتر در زمان فرسودگی کمکفنرها در کارکرد ۶۰ هزار مایلی است.[2]
با این حال، برای خریدارانی که در حال بررسی خودروهای لوکس یا اسپرت بالای ۶۰ هزار دلار هستند، معماری سیستم تعلیق نشان میدهد که سازنده بودجه مهندسی خود را کجا سرمایهگذاری کرده است. یک شاسیبلند پریمیوم که روی سیستم مکفرسون سوار است، برای پنهان کردن محدودیتهای مکانیکی خود در پیچها، به شدت به آنتیرول بارهای سفت و سیستم کنترل پایداری الکترونیکی متکی خواهد بود که نتیجه آن سواری خشکتر روی آسفالتهای خراب است. اما خودرویی که به دابل ویشبون مجهز است، بر چسبندگی مکانیکی خالص تکیه دارد که امکان استفاده از فنرهای نرمتر و سواری راحتتر را فراهم میکند.[4]
فراتر از کنترل کمبر، معماری سیستم تعلیق اساساً حس و بازخورد فرمان را تغییر میدهد. در سیستم مکفرسون، وقتی راننده فرمان را میچرخاند، کل مجموعه کمکفنر باید بچرخد. این امر جرم چرخشی و اصطکاک قابلتوجهی را به محور فرمان اضافه میکند که میتواند بازخورد منتقل شده از جاده به دستان راننده را بیحس کند. علاوه بر این، هندسه ثابت این سیستم، بهینهسازی شعاع چرخش (فاصله بین سطح تماس لاستیک و نقطه لولای محور فرمان) را دشوار میسازد. شعاع چرخش غیربهینه، انحراف فرمان (Torque Steer) را در خودروهای دیفرانسیل جلو تشدید کرده و در شتابگیریهای شدید، فرمان را به شدت به یک سمت میکشد.[4]
سیستمهای تعلیق دابل ویشبون مکانیزم فرمان را از کمکفنر جدا میکنند. از آنجا که کمکفنر با چرخ نمیچرخد، سگدست فرمان آزادانه روی سیبکهای بالا و پایین میچرخد. این امر اصطکاک فرمان را به شدت کاهش میدهد و به مهندسان اجازه میدهد محور مجازی فرمان را دقیقاً در جایی قرار دهند که برای حذف انحراف فرمان لازم است. نتیجه این است که فرمان، وضعیت سطح جاده را به وضوح منتقل میکند، بدون اینکه با قدرت موتور به شدت کشیده شود. برای مالکی که در حال رانندگی در یک خیابان تنگ و ناهموار شهری است، این جداسازی باعث میشود خودرو بسیار نرمتر و قابلکنترلتر احساس شود.[4]
تجربه مالکیت بلندمدت نیز بین این دو طراحی تفاوت فاحشی دارد. وقتی یک سیستم مکفرسون به ناچار فرسوده شده و قابلیت جذب ضربه خود را از دست میدهد، کل این واحد ساختاری باید از خودرو خارج شود. از آنجا که این سیستم تنظیمات زوایای چرخ را نگه میدارد، تعویض آن نیازمند یک جمعکننده فنر مخصوص و تنظیم اجباری زوایای هر چهار چرخ (الایمنت) پس از نصب است که هزینههای دستمزد را بالا میبرد. در سیستم دابل ویشبون، کمکفنر یک قطعه مجزا و غیرساختاری است. یک مکانیک اغلب میتواند بدون دست زدن به بازوهای کنترلی یا به هم زدن تنظیم چرخها، کمکفنر را باز کرده و تعویض کند، که این امر تعمیرات دورهای سیستم تعلیق را برای مالک سریعتر و کمدردسرتر میسازد.[2][4]
هنگامی که یک راننده خرید بعدی خود را ارزیابی میکند، نگاه کردن به فراتر از صندلیهای چرمی و توجه به فضای داخل گلگیرها، واضحترین نشانه را ارائه میدهد که آیا یک خودرو برای تجربه راننده مهندسی شده است یا برای حاشیه سود سازنده. مکفرسون همچنان یک پیروزی بیچونوچرا در بهینهسازی فضا است که تولید خودروهای جادار و مقرونبهصرفهای که در جادههای مدرن جولان میدهند را ممکن میسازد. اما با تبلیغات نمیتوان قوانین فیزیک را دور زد. برای کسانی که چسبندگی مکانیکی، فرمانپذیری دقیق و پایداری دینامیکی را در اولویت قرار میدهند، دابل ویشبون همچنان استاندارد قطعی و نهایی است.[4]
نکات کلیدی
- مکفرسون کمکفنر، فنر و محور فرمان بالایی را در یک مجموعه جمعوجور ترکیب میکند و به همین دلیل در خودروهای اقتصادی مدرن حرف اول را میزند.
- سیستمهای تعلیق دابل ویشبون از دو بازوی کنترلی مجزا استفاده میکنند که به مهندسان اجازه میدهد حرکت چرخ و زاویه کمبر را با دقت بالایی تنظیم کنند.
- در پیچهای تند، دابل ویشبون قسمت بالای لاستیک را به سمت داخل میکشد تا سطح تماس تایر با جاده کاملاً صاف بماند و چسبندگی افزایش یابد.
- مکفرسون در فشارهای سنگین، در نهایت قسمت بالای لاستیک را به سمت بیرون هل میدهد که باعث کاهش چسبندگی جانبی درست در زمانی میشود که بیشترین نیاز به آن وجود دارد.
- اگرچه تولید و جاگذاری مکفرسون ارزانتر تمام میشود، اما دابل ویشبون حس فرمانپذیری بسیار بهتری ارائه میدهد و تعویض کمکفنرهای آن نیز آسانتر است.
بررسی عمیق دیدگاهها
مهندسان عملکرد
چسبندگی مکانیکی، کنترل مداوم کمبر و حس فرمانپذیری را به هزینههای تولید ترجیح میدهند.
برای مهندسانی که وظیفه ساخت خودروهای اسپرت یا لوکس ردهبالا را بر عهده دارند، دابل ویشبون غیرقابلمذاکره است. آنها استدلال میکنند که تکیه بر سیستم مکفرسون نیازمند مصالحههای دینامیکی بیش از حد است، به ویژه نیاز به اعمال کمبر منفی استاتیک شدید برای جلوگیری از انحراف لاستیک در پیچها. با استفاده از بازوهای کنترلی با طول نابرابر، مهندسان عملکرد میتوانند تضمین کنند که سطح تماس لاستیک تحت بارهای جانبی بالا کاملاً صاف میماند و چسبندگی مکانیکی را بدون اتکا به آنتیرول بارهای سفت و خرابکننده سواری، به حداکثر میرساند.
خودروسازان انبوه
بهینهسازی فضا، جاداری کابین و کاهش پیچیدگی مونتاژ را در اولویت قرار میدهند.
تولیدکنندگانی که میلیونها کراساور و خودروی اقتصادی بازار انبوه را تولید میکنند، مکفرسون را یک شاهکار مهندسی میدانند. با ترکیب کمکفنر، فنر و محور فرمان در یک واحد، خودروسازان میتوانند محفظه موتور را برای جا دادن موتورهای عرضی و گیربکسهای دیفرانسیل جلو عریضتر کنند. این معماری نه تنها تعداد قطعات و زمان مونتاژ در کارخانه را کاهش میدهد، بلکه فضای داخلی کابین را برای سرنشینان به حداکثر میرساند؛ یعنی همان معیار اصلی که خریداران روزمره در یک تست رانندگی به آن اهمیت میدهند.
رانندگان روزمره
بر قیمت خرید، هزینههای نگهداری بلندمدت و راحتی سواری روزانه تمرکز دارند.
برای مصرفکننده متوسط، بحث سیستم تعلیق در نهایت به مسائل اقتصادی ختم میشود. خودروهای مجهز به مکفرسون در ابتدا برای خرید ارزانتر هستند زیرا هزینه ساخت کمتری دارند. با این حال، مالکان زمانی که کمکفنرها در نهایت فرسوده میشوند، با هزینه دستمزد بالاتری روبرو میگردند، زیرا تعویض آنها به ابزارهای تخصصی و تنظیم اجباری زوایای چرخ نیاز دارد. در مقابل، اگرچه ساختار دابل ویشبون قیمت اولیه خرید خودرو را افزایش میدهد، اما اغلب امکان تعویض ارزانتر و کمدردسرتر کمکفنرها را در آینده فراهم میکند.
آنچه نمیدانیم
- آیا موتورهای الکتریکی جمعوجور درونچرخ در آینده، مزیتهای فضاسازی سیستم مکفرسون را بیاثر خواهند کرد یا خیر.
- وزن اضافه و سنگین باتریهای خودروهای الکتریکی چگونه معیارهای دوام بلندمدت بین این دو نوع سیستم تعلیق را تغییر خواهد داد.
منابع
[1]Ate Up With Motorمهندسان عملکردThe MacPherson Strut < Page 2 of 4
مطالعه در Ate Up With Motor →
[2]AutoZoneرانندگان روزمرهMacPherson Struts vs. Double Wishbone Suspension
مطالعه در AutoZone →
[3]Wikipediaمهندسان عملکردDouble wishbone suspension
مطالعه در Wikipedia →
[4]تیم سردبیری کوهستانمهندسان عملکردتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت خودرو اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
