رفتن به محتوای اصلی
سیاست تحریم‌هاتوضیح و تحلیل۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۲۱· 5 دقیقه مطالعه

آمریکا کارزار «روز دی اقتصادی» علیه ایران را آغاز کرد؛ تهدید به تحریم‌های ثانویه جهانی

وزارت خزانه‌داری آمریکا از گسترش بی‌سابقه تحریم‌های ثانویه با هدف انزوای کامل اقتصاد ایران خبر داده است. این سیاست، هر کشور یا نهاد خارجی را که به تجارت با تهران ادامه دهد، به مجازات‌های شدید تهدید می‌کند.

به قلم آریا کاویانی

شرکای تجاری جهانی 40%سیاستگذاران آمریکا 30%رهبری ایران 30%
شرکای تجاری جهانی
تحریم‌های ثانویه را تجاوز به حاکمیت خود و تهدیدی برای امنیت انرژی می‌دانند.
سیاستگذاران آمریکا
استدلال می‌کنند که انزوای کامل اقتصادی برای قطع بودجه برنامه‌های نظامی و هسته‌ای ایران ضروری است.
رهبری ایران
این تحریم‌ها را به عنوان جنگ اقتصادی غیرقانونی محکوم کرده و در صورت مسدود شدن صادرات، تهدید به تلافی منطقه‌ای می‌کنند.

نکات کلیدی

  • وزارت خزانه‌داری آمریکا گسترش گسترده تحریم‌های ثانویه را با هدف شرکای تجاری باقی‌مانده ایران اعلام کرد.
  • اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، این طرح را «روز دی اقتصادی» نامید که برای انزوای کامل تهران طراحی شده است.
  • این سیاست تهدید می‌کند که بانک‌ها و شرکت‌های خارجی غیرمنطبق را از سیستم مالی آمریکا قطع کند.
  • واردکنندگان اصلی کالاهای ایرانی، از جمله چین و هند، تحت فشار فوری قرار دارند تا تراکنش‌ها را متوقف کنند.
  • ایران این اقدام را «تروریسم اقتصادی» محکوم کرده و تهدید به اقدامات تلافی‌جویانه کرده است.

چرا مهم است

این سیاست، کشورهای متحد و غیرمتعهد را مجبور می‌کند تا بین دسترسی به سیستم مالی آمریکا و روابط تجاری خود با ایران یکی را انتخاب کنند. در صورت اجرای سخت‌گیرانه، می‌تواند بازارهای جهانی انرژی را به شدت مختل کرده و بحران‌های دیپلماتیک با اقتصادهای بزرگی مانند چین و هند ایجاد کند.

ایالات متحده کارزاری جامع را برای قطع ارتباط ایران از اقتصاد جهانی آغاز کرده و تهدید کرده است که هر دولت، بانک یا شرکت خارجی را که به تجارت با تهران ادامه دهد، مجازات خواهد کرد. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، این طرح را تشریح کرد که دولت به طور داخلی آن را «روز دی اقتصادی» نامیده است. این نام نشان‌دهنده تغییر رویکرد از محدودیت‌های هدفمند به یک تحریم فراگیر است که از طریق تحریم‌های ثانویه اعمال می‌شود. این سیاست، کشورهای ثالث را مجبور به انتخابی دوگانه می‌کند: یا تمام تجارت با ایران را متوقف کنند یا دسترسی به سیستم مالی آمریکا را از دست بدهند. کاخ سفید مستقیماً با رهبران خارجی تماس گرفته تا جدول زمانی سخت‌گیرانه‌ای برای انطباق تعیین کند.[1][2]

سازوکار اصلی این کارزار بر اعمال فراسرزمینی قدرت مالی آمریکا متکی است. تحریم‌های اولیه، نهادهای آمریکایی را از تجارت با ایران منع می‌کنند، که این یک استاندارد قدیمی است. اما تحریم‌های ثانویه، نهادهای غیرآمریکایی را هدف قرار می‌دهند. اگر یک بانک خارجی تراکنشی را برای نفت ایران پردازش کند، وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌تواند توانایی آن بانک برای تسویه دلار آمریکا یا حفظ حساب‌های کارگزاری در نیویورک را لغو کند. از آنجایی که دلار آمریکا زیربنای بخش عمده‌ای از تجارت جهانی است، این تهدید عملاً شرکت‌های خارجی را مجبور می‌کند که صرف نظر از موضع دولت‌های خود، از سیاست آمریکا تبعیت کنند؛ پویایی‌ای که در طول تاریخ باعث نارضایتی متحدان اروپایی و آسیایی شده است.[4][5]

چگونه تحریم‌های ثانویه آمریکا نهادهای غیرآمریکایی را هدف قرار می‌دهند.

اهداف فوری این اجرای گسترده، شبکه‌های مالی تسهیل‌کننده صادرات انرژی ایران هستند. در حالی که دولت‌های قبلی تحریم‌های ثانویه را روی کاغذ حفظ کرده بودند، اجرای آن‌ها اغلب با احتیاط تنظیم می‌شد تا از افزایش قیمت جهانی نفت یا رنجاندن شرکای تجاری کلیدی جلوگیری شود. دستورالعمل جدید، انطباق سخت‌گیرانه را الزامی می‌کند و هشدار می‌دهد کسانی که تبعیت نکنند، در انزوای اقتصادی ایران شریک خواهند شد. وزارت خزانه‌داری اعلام کرده است که شبکه‌های فرار از تحریم، به ویژه آنهایی که از بنادر واسطه در امارات متحده عربی و مالزی برای پنهان کردن منشأ محموله‌ها استفاده می‌کنند، فوراً با مسدود شدن دارایی‌ها و محرومیت از بازارهای غربی مواجه خواهند شد.[1][4]

تأثیر ساختاری این سیاست به شدت بر اقتصادهای آسیایی متکی بر نفت خام ایران وارد می‌شود. هند، که از لحاظ تاریخی یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران بوده، در حال حاضر شاهد کاهش صادرات خود به ایران به دلیل توقف عملیات در دبی و تهدید قریب‌الوقوع مجازات‌های آمریکا است. چین، که بخش عمده‌ای از صادرات غیرقانونی نفت ایران را از طریق شبکه‌ای از پالایشگاه‌های مستقل کوچک جذب می‌کند، با یک تصمیم استراتژیک روبرو است. اعمال تحریم‌ها علیه این نهادهای چینی خطر تشدید تنش‌های تجاری گسترده‌تر بین آمریکا و چین را به همراه دارد، اما عدم انجام این کار، این کارزار را تا حد زیادی نمادین خواهد کرد، زیرا پکن همچنان شریان حیاتی اقتصادی اصلی تهران باقی مانده است.[3]

بازارهای آسیایی، به ویژه چین و هند، مقاصد اصلی صادرات ایران بوده‌اند.
تأثیر ساختاری این سیاست به شدت بر اقتصادهای آسیایی متکی بر نفت خام ایران وارد می‌شود.

تهران این کارزار را به عنوان یک اقدام جنگ اقتصادی و نقض قوانین بین‌المللی محکوم کرده است. مقامات ایرانی هشدار داده‌اند که هرگونه تلاش موفقیت‌آمیز برای به صفر رساندن صادرات نفت آن‌ها با اقدامات تلافی‌جویانه نامتقارن مواجه خواهد شد. تحلیلگران امنیتی خاطرنشان می‌کنند که گزینه‌های ایران برای تشدید تنش شامل اخلال در کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز، تسریع برنامه غنی‌سازی هسته‌ای یا هدایت نیروهای نیابتی برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های آمریکا و متحدان در منطقه است. واقعیت ساختاری این است که هرچه مسیرهای اقتصادی مشروع ایران بسته شوند، وابستگی آن به شبکه‌های غیرقانونی و بازدارندگی نظامی تهاجمی افزایش می‌یابد.[3]

موفقیت این سیاست کاملاً به تمایل دولت آمریکا برای پذیرش پیامدهای جانبی اجرای آن بستگی دارد. تحریم بانک‌های بزرگ خارجی یا شرکت‌های دولتی می‌تواند بحران‌های مالی محلی یا تعرفه‌های تلافی‌جویانه از سوی کشورهای هدف را به دنبال داشته باشد. دولت شرط بسته است که جاذبه مطلق سیستم مالی آمریکا، پیش از نیاز به چنین اقدامات شدیدی، انطباق را اجباری خواهد کرد. با این حال، این موضع تهاجمی، تلاش‌های کشورهای هدف برای توسعه معماری‌های مالی جایگزین و مصون از دلار آمریکا را تسریع می‌کند؛ تغییری ساختاری که می‌تواند در نهایت از اهرم اقتصادی‌ای که واشنگتن در حال حاضر برای منزوی کردن مخالفان خود به کار می‌برد، بکاهد.[5]

علاوه بر این، اجرای این تحریم‌های ثانویه مستلزم جمع‌آوری اطلاعات گسترده برای ردیابی شبکه پیچیده شرکت‌های پوششی و انتقال‌های کشتی به کشتی است که برای پنهان کردن منشأ نفت ایران استفاده می‌شود. انتظار می‌رود دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (OFAC) به طور قابل توجهی تعیین کشتی‌ها و ارائه‌دهندگان بیمه‌ای را که این تجارت را تسهیل می‌کنند، افزایش دهد. این هدف‌گیری تهاجمی زنجیره لجستیک دریایی، قصد دارد حمل و نقل کالاهای ایرانی را برای هر کنسرسیوم کشتیرانی بین‌المللی به طور غیرقابل تحملی گران و از نظر قانونی خطرناک سازد.[4]

در نهایت، استراتژی «روز دی اقتصادی» یک قمار پرمخاطره بر برتری پایدار سیستم مالی آمریکا است. واشنگتن با تبدیل دسترسی به تسویه دلار به سلاح، در حال آزمایش محدودیت‌های اجبار اقتصادی خود علیه یک دشمن به شدت تحریم‌شده و یک اقتصاد جهانی است که به طور فزاینده‌ای نسبت به دستورات یک‌جانبه آمریکا محتاط است. ماه‌های آینده نشان خواهد داد که آیا این رویکرد فشار حداکثری، تهران را مجبور به میز مذاکره می‌کند یا تجزیه نظم مالی جهانی را تسریع می‌بخشد.[2][5]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دیدگاه دولت آمریکا

دولت آمریکا استدلال می‌کند که فشار اقتصادی حداکثری تنها سازوکار عملی برای وادار کردن ایران به کنار گذاشتن جاه‌طلبی‌های هسته‌ای و توقف تأمین مالی گروه‌های نیابتی منطقه‌ای است.

با تحمیل یک انتخاب آشکار به جامعه بین‌المللی، دولت معتقد است که می‌تواند تهران را از درآمد لازم برای حفظ دستگاه نظامی‌اش محروم کند. سیاستگذاران محاسبه می‌کنند که اصطکاک دیپلماتیک کوتاه‌مدت با متحدان و شرکای تجاری، هزینه ضروری برای ثبات بلندمدت منطقه‌ای است. وزارت خزانه‌داری تأکید می‌کند که دسترسی به سیستم مالی آمریکا یک امتیاز است، نه یک حق، و نهادهایی که تصمیم به تأمین مالی بازیگران بی‌ثبات‌کننده می‌گیرند، باید این دسترسی را از دست بدهند.

دیدگاه ایران

تهران گسترش تحریم‌های ثانویه را تحمیل غیرقانونی قوانین فراسرزمینی و حمله مستقیم به حاکمیت خود می‌داند.

رهبری ایران این سیاست را «تروریسم اقتصادی» می‌خواند که برای تحمیل رنج بر جمعیت غیرنظامی طراحی شده است تا دستیابی به اهداف دیپلماتیک. در پاسخ، ایران تأکید می‌کند که حق مشروعی برای دور زدن این محدودیت‌ها از طریق هر وسیله ضروری دارد. مقامات هشدار می‌دهند که تلاش‌ها برای محاصره کامل اقتصاد ایران ناگزیر منجر به تلافی فیزیکی در گلوگاه‌های حیاتی دریایی خواهد شد و استدلال می‌کنند که اگر ایران نتواند نفت خود را صادر کند، هیچ کشوری در منطقه قادر به انجام این کار با امنیت نخواهد بود.

دیدگاه شرکای تجاری ثالث

کشورهایی مانند هند و چین استفاده تهاجمی از تحریم‌های ثانویه را به عنوان تجاوز به هژمونی مالی آمریکا می‌بینند.

این کشورها استدلال می‌کنند که نباید مجبور به پیروی از سیاست‌های یک‌جانبه آمریکا شوند که با نیازهای امنیت انرژی و سیاست‌های خارجی مستقل آن‌ها در تضاد است. ماهیت فراسرزمینی تحریم‌ها به عنوان نقض هنجارهای تجارت بین‌المللی تلقی می‌شود. در نتیجه، این کشورها به طور فزاینده‌ای تشویق می‌شوند تا سیستم‌های پرداخت جایگزین، مانند توافق‌نامه‌های تجاری با ارز محلی و اتاق‌های تسویه غیردلاری، را توسعه دهند تا اقتصادهای خود را در آینده از دستورات واشنگتن مصون نگه دارند.

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

شرکای تجاری جهانی 40%سیاستگذاران آمریکا 30%رهبری ایران 30%
  1. [1]DW Englishسیاستگذاران آمریکا

    US announces bid to further isolate Iran economically

    مطالعه در DW English
  2. [2]Semaforسیاستگذاران آمریکا

    Bessent expands threat of secondary sanctions on Iran

    مطالعه در Semafor
  3. [3]Jerusalem Postرهبری ایران

    India's Iran exports set to fall further due to Dubai halt, US sanctions

    مطالعه در Jerusalem Post
  4. [4]Reutersسیاستگذاران آمریکا

    US Treasury threatens secondary sanctions on countries trading with Iran

    مطالعه در Reuters
  5. [5]Financial Timesشرکای تجاری جهانی

    Bessent's 'Economic D-Day' for Iran risks alienating US allies

    مطالعه در Financial Times

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.