برای تحقق هدف سهبرابر شدن ظرفیت هستهای COP28، سرمایهگذاری جهانی باید سالانه به ۲۵۰ میلیارد دلار برسد
برای دستیابی به تعهد بینالمللی سهبرابر کردن ظرفیت انرژی هستهای تا سال ۲۰۵۰، صنعت جهانی به ۶ تریلیون دلار سرمایه انباشته بیسابقه نیاز دارد. یک نقشه راه مالی جدید نشان میدهد که چگونه سرمایهگذاران نهادی و دولتها میتوانند شکاف موجود بین هزینههای سالانه ۷۰ میلیارد دلاری امروز و ۲۵۰ میلیارد دلار مورد نیاز را پر کنند.
به قلم پریسا مرادی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سرمایهگذاران نهادی
- به دنبال ابزارهای سرمایهگذاری استاندارد و کمریسک و مدلهای تأمین مالی ترکیبی هستند تا توجیهی برای استقرار سرمایه در ابرپروژههای هستهای داشته باشند.
- سیاستگذاران انرژی
- ثبات شبکه و کربنزدایی را در اولویت قرار میدهند و برای افزایش ظرفیت و مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیکی زنجیره تأمین، همکاری بینالمللی را ترویج میکنند.
- خریداران بخش فناوری
- انرژی هستهای را یک ضرورت عملیاتی حیاتی برای گسترش هوش مصنوعی میدانند و مایلند مدلهای سنتی شرکتهای برق را دور زده و مستقیماً توسعه رآکتورهای پیشرفته را تأمین مالی کنند.
چرا مهم است
انرژی هستهای به عنوان راهحل اصلی بار پایه برای شبکههایی که تحت فشار مراکز داده هوش مصنوعی و وسایل نقلیه الکتریکی قرار دارند، در حال ظهور است. تبدیل انرژی هستهای از یک مدل ابرپروژه با بودجه دولتی به یک طبقه دارایی مالی اصلی، تنها راه برای ساخت رآکتورهای کافی جهت دستیابی به اهداف اقلیمی و امنیت انرژی اواسط قرن است.
تلاش جهانی برای سهبرابر کردن ظرفیت انرژی هستهای تا سال ۲۰۵۰ رسماً از یک آرزوی سیاسی به یک تلاش عظیم برای بسیج مالی تبدیل شده است. این تعهد که در اجلاس اقلیمی COP28 آغاز شد، برای گسترش چشمگیر ناوگان اتمی جهان، اکنون با واقعیت سخت اقتصاد زیرساختها روبرو است. برای دستیابی به هدف ۱۴۴۶ گیگاوات ظرفیت جهانی تا اواسط قرن، بخش هستهای باید به طور متوسط سالانه ۲۵۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری جذب کند.[1]
این رقم نشاندهنده ۶ تریلیون دلار سرمایهگذاری انباشته طی ۲۵ سال آینده است. این بودجه باید کل چرخه عمر صنعت را پوشش دهد و بسیار فراتر از بتنریزی برای گنبدهای مهار رآکتورهای جدید باشد. این شامل گسترش استخراج اورانیوم، افزایش ظرفیت تأسیسات غنیسازی سوخت، نوسازی زنجیرههای تأمین، و در نهایت از کار انداختن و ذخیرهسازی بلندمدت سوخت مصرفشده است.[1]
ضرورت این نیاز سرمایهای با تغییر الگوهای مصرف برق جهانی برجسته میشود. بر اساس چشمانداز انرژی جهانی آژانس بینالمللی انرژی، جهان در حال ورود به عصر جدیدی از تقاضای برق است که نه تنها ناشی از رشد صنعتی سنتی، بلکه ناشی از گسترش انفجاری مراکز داده هوش مصنوعی و برقیسازی حملونقل است.[2]
در این محیط پرتقاضا، انرژی هستهای یک پیشنهاد منحصربهفرد ارائه میدهد: برق بار پایه، قابل ارسال، با انتشار کم و ۲۴ ساعته. در حالی که اپراتورهای شبکه با نوسانات برق بادی و خورشیدی دست و پنجه نرم میکنند، انرژی اتمی به طور فزایندهای به عنوان نیروی تثبیتکننده ضروری برای یک سیستم الکتریکی کربنزدایی شده دیده میشود.[2]
با این حال، مسیر مالی فعلی به طور قابل توجهی کمتر از سرعت مورد نیاز است. سرمایهگذاری سالانه جهانی در انرژی هستهای – شامل ساخت نیروگاههای جدید و تمدید عمر رآکتورهای موجود – در حال حاضر حدود ۷۰ میلیارد دلار است. سهبرابر کردن ناوگان جهانی نیازمند بیش از سهبرابر کردن نرخ فعلی تزریق سرمایه است، جهشی که تنها از طریق مکانیسمهای تأمین مالی سنتی قابل دستیابی نیست.[1][2]
از لحاظ تاریخی، ساخت نیروگاههای هستهای در مقیاس بزرگ به شدت به تأمین مالی سفارشی و تحت هدایت دولت متکی بوده است. شرکتهای دولتی یا انحصارات به شدت تنظیمشده، هزینههای هنگفت سرمایه اولیه را متحمل شدهاند و اغلب خطرات مالی تأخیرهای زمانی و افزایش بودجه را مستقیماً به مصرفکنندگان یا مالیاتدهندگان منتقل کردهاند.[3]
این مدل سرمایه حاکمیتی برای گسترش سریع و گستردهای که در اعلامیه COP28 پیشبینی شده، کافی نیست. چالش اصلی پیش روی این صنعت، کمبود جهانی سرمایه نیست، بلکه فقدان ساختارهای سرمایهگذاری قابل اعتمادی است که به سرمایهگذاران نهادی خصوصی اجازه دهد در مقیاس وسیع مشارکت کنند.[1]
برای پر کردن این شکاف، بخش مالی فعالانه در حال توسعه چارچوبهای جدیدی است که برای تبدیل زیرساختهای هستهای به یک طبقه دارایی اصلی طراحی شدهاند. این شامل ایجاد ساختارهایی است که ریسک و پاداش قابل اندازهگیری، معیارهای عملیاتی استاندارد شده و دستمزد مبتنی بر بازار را ارائه میدهند.[1]
برای پر کردن این شکاف، بخش مالی فعالانه در حال توسعه چارچوبهای جدیدی است که برای تبدیل زیرساختهای هستهای به یک طبقه دارایی اصلی طراحی شدهاند.
مکانیسمهای تأمین مالی ترکیبی (Blended Finance) به عنوان ابزاری اولیه برای کاهش ریسک توسعه در مراحل اولیه در حال ظهور هستند. با ترکیب بودجههای عمومی یا تضمینهای بانکهای توسعه چندجانبه با سهام و بدهی خصوصی، دولتها میتوانند پرخطرترین مراحل ساخت و ساز را جذب کنند و از این طریق، منابع عظیم سرمایه نهادی از صندوقهای بازنشستگی و مدیران دارایی زیرساختی را آزاد سازند.[3]
یک نقطه عطف مهم در این تکامل مالی زمانی رخ داد که ائتلافی از بانکها و مؤسسات مالی بزرگ جهانی به طور عمومی از هدف سهبرابر شدن حمایت کردند. این حمایت بیسابقه نشاندهنده یک تغییر اساسی در تحمل ریسک است و حاکی از آن است که بازارهای سرمایه بینالمللی به طور فزایندهای مایل به تضمین رنسانس اتمی هستند.[1]
فراتر از مهندسی مالی، نوآوری فناورانه نقش مهمی در تغییر محاسبات سرمایهگذاری ایفا میکند. به طور گستردهای پیشبینی میشود که رآکتورهای مدولار کوچک (SMRs) کاتالیزوری باشند که سرانجام انرژی هستهای را با بازارهای سرمایه خصوصی همسو کنند.[2]
برخلاف رآکتورهای سنتی در مقیاس گیگاوات که اساساً ابرپروژههای سفارشی هستند و در محل ساخته میشوند، SMRها طراحی شدهاند که در کارخانههای متمرکز تولید و در محل مقصد مونتاژ شوند. این رویکرد مدولار نوید کاهش چشمگیر الزامات سرمایه اولیه و کوتاهتر شدن زمان ساخت را میدهد و مستقیماً به دو عامل اصلی بازدارنده برای سرمایهگذاران خصوصی میپردازد.[3]
جذابیت SMRها پیشتر موجی از سرمایهگذاری را از سوی بخش فناوری به راه انداخته است. شرکتهای بزرگ فناوری مانند آمازون، گوگل و مایکروسافت میلیاردها دلار را به پروژههای هستهای پیشرفته اختصاص میدهند، که این امر ناشی از ضرورت تأمین برق پاک، اختصاصی و بدون وقفه برای عملیات هوش مصنوعی در حال گسترش آنها است.[3]
این قراردادهای خرید برق شرکتی، جریانهای درآمدی تضمینشده لازم برای تأمین مالی پروژه را فراهم میکنند و عملاً موانع نظارتی سنتی شرکتهای برق را دور میزنند. غولهای فناوری با ایفای نقش مستأجران اصلی، اطمینان مالی مورد نیاز برای راهاندازی اولین نسل از SMRهای تجاری را فراهم میآورند.[3]
با وجود این شتاب، تنگناهای قابل توجهی در زنجیره تأمین فیزیکی باقی مانده است. افزایش سریع ظرفیت هستهای نیازمند گسترش عظیم قابلیتهای تولید تخصصی است، از فورجهای سنگین برای مخازن رآکتور گرفته تا تولید سوختهای پیشرفته مانند اورانیوم با غنای پایین و عیار بالا.[2]
علاوه بر این، صنعت با کمبود حیاتی نیروی کار ماهر مواجه است. ساخت و بهرهبرداری از صدها رآکتور جدید، مستلزم سرمایهگذاری نسلی در توسعه نیروی کار، آموزش هزاران مهندس هستهای، جوشکار متخصص و پرسنل نظارتی است.[2]
ملاحظات ژئوپلیتیکی نیز در حال تغییر جریان سرمایه هستهای هستند. کشورهای غربی فعالانه به دنبال تنوع بخشیدن به زنجیرههای تأمین هستهای خود هستند و میلیاردها دلار سرمایهگذاری دولتی را برای ایجاد ظرفیتهای داخلی غنیسازی و تبدیل اورانیوم، عاری از اتکای تاریخی به شرکتهای دولتی خارجی، بسیج میکنند.[3]
در نهایت، دستیابی به هدف سرمایهگذاری سالانه ۲۵۰ میلیارد دلاری نیازمند هماهنگی پایدار و بیسابقهای است. سیاستگذاران باید ثبات نظارتی بلندمدت را فراهم کنند، صنعت هستهای باید تحویل پروژه ثابت را نشان دهد، و مؤسسات مالی باید به نوآوری در ساختارهای وامدهی خود ادامه دهند.[1]
اگر این ائتلاف دولتها، فناوران و سرمایهگذاران بتواند نقشه راه را با موفقیت اجرا کند، زیرساخت حاصله کاری فراتر از دستیابی به اهداف COP28 انجام خواهد داد. این زیرساخت، پایهای انعطافپذیر و کربنزدایی شده ایجاد خواهد کرد که قادر به تأمین انرژی اقتصاد جهانی در طول قرن بیست و یکم است.[3]
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا زنجیره تأمین جهانی میتواند تولید تخصصی و غنیسازی اورانیوم را به اندازه کافی سریع برای پشتیبانی از ساختوساز پیشبینیشده افزایش دهد.
- اینکه نهادهای نظارتی در کشورهای مختلف با چه سرعتی میتوانند تأییدیههای صدور مجوز برای طرحهای جدید رآکتورهای مدولار کوچک را استانداردسازی کنند.
- اینکه آیا سرمایهگذاران نهادی خصوصی بدون تضمینهای دولتی گسترده و بلندمدت که آنها را از تأخیرهای ساختوساز محافظت کند، به طور کامل سرمایه خود را متعهد خواهند کرد.
منابع
[1]World Nuclear Associationسرمایهگذاران نهادیNuclear and finance sectors unite behind roadmap to meet governments' ambition to at least triple global nuclear capacity by 2050
مطالعه در World Nuclear Association →
[2]International Energy Agencyسیاستگذاران انرژیWorld Energy Outlook 2024
مطالعه در International Energy Agency →
[3]تیم سردبیری کوهستانخریداران بخش فناوریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت انرژی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

